« بسم الله الرحمن الرحیم »

عنوان مقاله : نماز جمعه

محقق : محمد رضا فروزان

جلسه مکتب القران فجر بروجرد  بتاریخ 31/2/1390

کلید واژگان : جمعه , خطبه ؛ اصغاء ؛ مسافر ونماز جمعه ؛

« نماز جمعه »

قال تعالی: "یا ایها الذین آمنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله وذروالبیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون"           سوره جمعه آیه 9

یکی از نمازهای واجب به اصل شرع , نماز روز آدینه است . در باب حکم آن در زمان غیبت بین فقهاء شیعی اختلاف فراوان وجود دارد. از وجوب تعیینی گرفته تا غیر مشروع بودن ؛ نوسان وجود دارد . لیکن حق بنا بر قول مشهور واکثریت فقهاء ؛ وجوب تخییری ومجزی بودن از نماز ظهر است . عنایت داشتن به فلسفه وجودی تجمع مؤمنین در آن و استماع حرفهای حاکم جامعه که خودش نوعی ارتباط با مردم است بر اهمیت این فریضه

سیاسی – عبادی ؛ می افزاید . اظهار مشکلات مردم ؛ خواستهای مردم ورسیدگی به درد دل ایشان از تبعات نماز جمعه است .امام ع هم فلسفه وجودی خطبه را چنین بیان کردند: " یخبرهم بما وقع فی الافاق " به مردم خبر دهد که در دنیا چه میگذرد . یعنی اطلاع رسانی از منبعی موثق . شنیدن حرف از زبان کسی که عادل است .!

 اعلام آمادگی جامعه مسلمین برای مبارزه وجهاد از لزوم تکیه دادن امام بر سلاح  ؛مبرهن است .

البته در توصیه ی سیاستمداران روز دنیا هم وارد است که گفت : "هرگاه از صلح حرف میزنی ؛ چوبدستی خودرا محکم نگه دار "  . خداوند هم فرمود :" واعدّوا لهم ما استطعتم من قوة "         انفال  60

خداوند به نماز جمعه امر به سعی نمود " فاسعوا" سعی را اِسراع در مشی گفته اند یعنی سریع بروید .

بعضی هم اسراع به قلب را گرفته اند ؛ شاید هر دو درست باشد . سکینه ووقار درراه رفتن از آداب دین است .

اینکه بجای کلمه " فاذهبوا " از " فاسعوا " استفاده کرده حتماً دلالت بر اهتمام بیشتراست .

اهمیت امور دینی در روز جمعه واولویت دادن به آن در وقت اذان از قید " نودی للصلوة " بدست می آید .

فراموش نکردن مسائل دنیوی و تحت شعاع واقع نشدن معیشت مردم از آموزه های " فانتشروافی الارض "

تبلور دارد . این درس را میدهد که عبادت  و اقتصاد هر کدام جایگاه خود را دارند . خداوند در جای دیگری فرمود :" ولا تنس نصیبک من الدنیا "     قصص 77

پیغمبر ص فرمود نماز جمعه حج مساکین است. " الجمعة حج المساکین "   دعوات قطب ص37

مستحضرید که دو ویژگی بارز درحج ابراهیمی وجود دارد که عبارتند از :" اجتماع مسلمین و وحدت اسلامی "

ویا دستور اسلام برای آوردن زندانیانی که بخاطر "مال" محبوس شده اند به نماز جمعه ؛ برای شنیدن هر آنچه که در راه رسیدن به کمال انسانی لازم است . یعنی جلوگیری از حذف زندانیانی که ناخواسته گرفتار شده اند .

رک : وسائل الشیعه باب نماز جمعه ج 5

 

« وجه تسمیه جمعه چیست ؟»

 جمعه را بدلیل اجتماع مردم در آنروز برای نماز گویند . وقیل : لما جُمِع فیه من الخیر"

" سمیت بذلک لاجتماع الناس فیها فی المکان الجامع لصلاتهم "     مستفاد از مفردات راغب با تصرف

وقیل: لان الله تعالی جمع فیه آدم مع حواء فی الارض "

در عهد جاهلی نام روز جمعه « عَروبَه- الراحة - » بوده است .

 اولین کسیکه " عروبه " را به « جمعه » مبدل ساخت جناب  کعب بن لؤی است .

ترجمه کعب بن لؤی : کنیه او ابو هُصیص ومادرش ماویّة بنت کعب است .وهو کان عظیم القدر عند العرب .

در روزهای عروبه – جمعه – مردم را جمع آوری کرده وبرای ایشان خطبه میخواند . کعب بن لؤی از اجداد بزرگوار پیامبر ص است . " محمد بن عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لوی بن غالب ....[ هفتمین جد رسول الله ص ]      علل احمد بن حنبل 3/418

 آمنه ع مادر گرامی پیغمبر ص هم ازنوادگان اوست." آمنة بنت وهب بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب بن مرة بم کعب بن لوی بن غالب "                 المقنعة مفید ص456

قرطبی گوید :« اول من قال " اما بعد " کعب بن لؤی ؛ وکان اول من سمی الجمعة جمعة » تفسیر القرطبی 18/97

اولین کسیکه جمله ی معروف و«اما بعد» را بکار برد . جناب کعب بن لؤی است .

 

 

« وقت نماز جمعه »

" لا تصح الجمعة الا بعد الزوال ؛ فاذا زالت الشمس فقد دخل وقت فریضة الجمعة ویدل علی ذلک روایات کثیرة "

قال الباقر ع : " والجمعة مما ضیّق فیها ؛ فانَّ وقتها یوم الجمعة ساعة تزول "

" صلاة الجمعة مضیّقة الوقت تجب عند الزوال " رساله وجوب نماز جمعه ص108

هر گاه سایه شاخص به اندازه خودش ؛ بعد از زوال رسید ؛ وقت نماز جمعه است .

قال المغنیة : تجب الصلاة الجمعة فی اول الزوال ؛ حتی یصیر ظل کل شیء مِثلَه ولا یجوز فعلها بعد هذا الوقت ؛ بل تتعین الظهر"  فقه امام صادق ع 1/278

قال فی الجواهر : " اذا صار کل شیء مِثلَُهُ . فهو خیرة الاکثر "   11/141

قال فی الشرایع : " ویخرج وقتها اذا صار ظل کل شیء مثلَه " سایه که از مثل خود گذشت ؛ وقت نماز جمعه تمام .

قال ابو الصلاح : " اذا مضی مقدار الاذان والخطبة ورکعتی الجمعة فقد فاتت ولزم ادائها ظهراً "الکافی ص151

وقت نماز جمعه 5قسم تصور دارد :

اول – مضیق است . ( قول ابن زهره وابی الصلاح الحلبی )

دوم – موسّع است . ( ابن ادریس وشهید اول در بیان والذکری )

سوم – یکساعت بعد زوال ( قول جابربن جعفی : " وقتها ساعة من الزوال) بعض مراجع فعلی هم 1ساعت گویند.

چهارم  - قول مجلسیان – پدر وپسر – وصاحب حدائق (ظل الحادث قدمین )

پنجم – قول مشهور فقهاء ومراجع فعلی ( یصیر ظل کل شیء مثلَه ) .

     رک : کتاب الصلاة الخوئی ج1ص195-196

وقت نماز جمعه همان وقت نماز ظهر است .[ بقول بعض فقهاء وقت فضیلت ظهر است , یعنی 5/1بعد زوال]

قول علامه حلی در منتهی المطلب 1/318

قال السرخسی فی المبسوط : " وکانت فریضة الجمعة بزوال الشمس فی هذا الیوم کفریضة الظهر فی سائر الایام "       المبسوط – فقه حنفی – 2/22

تمام فریقین اسلامی در وجوب نماز جمعه با زوال آفتاب درروز جمعه موافق هستند.شبیه نماز ظهر است .

« اتفقهوا علی انّه یشترط فی صلاة الجمعة ما یشترط فی غیرها من الطهارة والستر والقبلة وان وقتها من اول الزوال الی ان یصیر ظل کل شئ مثله » فقه مذاهب اربعه 1/595و     فقه المذاهب الخمسة - مغنیة /121

وقت نماز جمعه , وقت فضیلت نماز ظهر است , بعد از آن نماز جمعه نیست ؛ باید نماز ظهر بخوانند "رسائل کرکی

« وقت نماز جمعه در مذاهب اهل سنت »

نکته : در میان فقیهان سنی ، امام احمد بن حنبل گوید : نماز جمعه قبل از زوال مجزی است . شافعی مثل ما قلناه .

قال الشافعی فی الام : " وقت الجمعة ما بین ان تزول الشمس الی ان یکون آخر وقت الظهر "

قال احمد : یجوز فعل الجمعة قبل زوال الشمس . ویا گویند :

" وذهب احمد الی صحة الصلاة الجمعة قبل الزوال ."         سبل السلام ابن حجر عسقلانی 2/45

 « وقت الصلاة عید بعد ارتفاع الشمس . عند حنابلة : جوازاً قبل الزوال " احمد گوید نماز جمعه نماز عید جمعه است . بنابر این از نظر وقت با نماز عید اضحی وفطر مساوی است .

قال الترمذی : " وقال احمد: ومن صلاها قبل الزوال فانه لم یر علیه اعادة "    2/8

سید سابق در فقه السنة گوید :

 " ذهبت الحنابلة الی ان وقت الجمعة من اول وقت صلاة العید الی آخر وقت الظهر"           1/304

نکته : اول وقت صلات عید , ارتفاع شمس است . بالا آمدن خورشید .[ رک : فقه مذاهب اربعه 1/596]

شیخ محی الدین ابن عربی در فتوحات گوید :

فمن صلی قبل الزوال الجمعة اصاب ومن صلاها بعد الزوال اصاب .... وانا اقول: بالتخییر بین الوقتین " 1/460

مالک وقت نماز جمعه را از زوال تا غروب می گوید .

" وقتها من زوال الشمس الی غروبها بحیث یدرکها بتمامها قبل الغروب "     فقه مذاهب اربعه 1/591

« خطبه از منظر لغت وعلم معانی وبیان  »

تعریف خطبه : خطبه از خ ط ب  است « خَطب » . الخُطبة والخِطبة ؛ لکن الخُطبة تختص ّ بالموعظة والخِطبة بطلب المراة . ( خواستگاری کردن ) قال تعالی:" ولا جناح علیکم فیما عرضتم به من خِطبة النساء " بقره 235

خطبه وخطابه به معنای ایراد سخن در برابر فرد ویا اجتماع است . بنابر این در معنای لغوی آن حضور شنونده ضروری است .    ( اساس البلاغه زمخشری  ماده «خ ط ب » ص 118 ).

 خطبه را مشتق از «المُخاطبة » گویند ویا از ریشه خَطب ؛ بمعنای امر عظیم وخطیر .الخَطب وهو امر العظیم .

 

خطبه کلام منثور ومسجع است . ارسوط در تعریف خطابه گوید :" قوه اقناع دیگران در حدّ امکان "در یک تعریف از ارسطو نقل است که گفت : خطابه ؛ فن تصرف در عواطف وعقول مخاطبین از رهگذر الفاظ فصیح وجملات بلیغ است .   خواجه نصیر طوسی هم در تعریف خطابت کلماتی شبیه ارسطو دارند . خطیب باید هنرمند باشد تا بتواند در قلوب مردم رخنه کند . انتقال مفاهیم از قلب گوینده به قلب شنونده مستلزم هنر است .

برای تقویت این نظریه به خطبه ی غدیریه پیغمبر ص و فدکیه  فاطمه ع وزینب کبری ع در کوفه وشام مراجعه کنید .در خبر دارد : " الکلمة اذا خرجت من القلب وقعت فی القلب واذا خرجت من اللسان لم یتجاوز الاذان "

یعنی ؛ سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند . ( رک : شرح معتزلی 20/287 خ 279)

در گذشته دور خطابت وخطبه سرائی جایگاهی بس والا بوده و هر کسی را بدین وادی ره نمیدادند . شما کافیست بنگرید که لقب امام فخر رازی ؛ خطیب بغدادی است . در یونان باستان وروم قدیم هم خطبه سرائی از مشاغل بسیار مهم وتاثیر گذار در جامعه و گشودن سرزمینهای جدید بوده است . معمولاً در لشگر کشی ها ؛ حضور مبلغین وخطیبان از ارکان سپاه بوده ووظیفه تقویت بنیه دفاعی نیروها و کسب شجاعتها برای حمله در گرو کلمات بلیغ و کارساز ایشان بوده است . اینکه در نماز جمعه هم دو خطبه مقرر شده که بمثابه دو رکعت نماز است از اهمیت جایگاه آنها در اطلاع رسانی آحاد جامعه خبر میدهد . روی همین اصل گویند خطبه باید به زبان مستمعین ایراد شود تا کاربردی باشد . البته حداقل واجب خطبه همین حکم را دارد .

 خطبه شور آفرین است ومحرک ناس . ولی موعظه حالت ترمز را دارد .به خطب نهج البلاغه علی ع مراجعه کنید ؛ دنیائی از شور وشعور برایتان فراهم میشود . همان شخصیت والائی که به مصداق ضرب المثل

 " کلام الامیر امیر الکلام » خطب او در راس تمام خطب عالم از آدم تا انقراض عالم قرار دارد .

نکته : کوتاه ترین خطبه نهج البلاغه  خطبه 59و61و236وطولانی ترین آن 234- قاصعه – است .

 

 از طریق عامه نقل شده که روزی بر مردم می آید که خطبه ها طولانی ونماز را کوتاه برگزار میکنند .

" سیاتی بعدکم اقوام یطیلون الخطب ویقصرون الصلاة "     کنز العمال 7/749ح 21223

بیهقی در سنن کبری خودش از ابن مسعود نقل کند که گفت : اطیلوا الصلاة واقصروا الخطبة"  3/208

علمای عامه در صحاح و کتب فقهی این خبر را از رسول الله ص نقل کنند که فرمود :

" لا یطیل الموعظة یوم الجمعة "     المغنی 2/155و کنز العمال 7/62ح 17969و مستدرک حاکم 1/289و...

خبر فوق را شیخ محمدی ری شهری در میزان الحکمة جلد 1 و4 نقل میکند . شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق

می نویسدکه خطبه های پیغمبر ص کوتاه بودند . :" کان رسول الله اقصر الناس خطبة"    ص23

فراموش نکنیم که شرط مؤثر بودن کلام , عمل گوینده است .علی ع فرمود : " الداعی بلا عمل کالرائی بلا وتر"

دعوت کننده ی بدون عمل ؛ مانند تیرانداز بدون کمان است .    نهج ح 337

" ان العالم اذا لم یعمل بعلمهِ زلّت موعظتهُ من القلوب "     کافی 1/44

 

به ارکان خطبه بنگرید نفوذ آن در درون انسانها مبرهن میشود . خطبه اول مخصوص حمد وثنای خدا وتقدیس ذات الهی وتذکر مومنین به تقوا وامور معنوی ؛ وخطبه دوم ] پرداختن به امور دنیوی مردم . بیان مشکلات ویافتن راه حل برون رفت مردم از تنگناها . بواقع دین ودنیا در خطبه گرد آمده تا نشان دهد که ای مردم از امور مادی هم غافل نباشید که فرمود " نعم العون علی التقوی الغنی "از بهترین عوامل برای کسب فضائل , ثروت است .

اولین خطبه ی پیغمبر ص در 12 ربیع الاول سال اول هجرت در مسجد قبا- در مدینه- اجرا شد .

در اخبار خاصه هم وارد است که " آفة الکلام الاطالة " آفت کلام طولانی بودن آن است ( اطناب مُمل)

ویا فرمود :" الکلام کالدواء قلیلهُ ینفع وکثیره قاتل "کم آن نافع است وزیاد آن سم کشنده .( غرر الحکم)

کوتاه بودن خطبه ها عامل جذب حد اکثری مردم به مجامع برگزاری نماز جمعه است . خصوصاً در دنیای کنونی که حوصله ها کم بوده و بعضاً با ناراحتی های پزشکی خاص گرفتار هستند .

«  ایقاع خطبتین از نگاه فقه شیعی وسنی »

نکته قابل تامل در بحث خطبتین نماز جمعه اینست که عده ای خواندن خطبه ها را قبل از زوال جایز میدانند وعده ای  بعد از زوال گویند ؛ زیرا بمثابه دو رکعت نماز است . شیخ مغنیه در فقه مذاهب خمسه ؛ مکان ایراد خطبه را بعد زوال گوید. علامه در قواعد گوید : " الخطبتان ، ووقتهما زوال الشمس لا قبله علی رای "

( الخطبتان ) عوض الرکعتین اجماعاً بقسمیه "    جواهر 11/207

" جعل فیها الخطبتان بدل الرکعتین "        مستمسک العروه 5/51

قال فی الشرایع : " ویجوز ایقاعها- خطبتین – قبل زوال الشمس حتی اذا فرغت زالت ؛ وقیل : لا یصح الا بعد الزوال ؛ والاول اظهر "

سید محمد صاحب مدارک از سید مرتضی نقل کند که معظم له , ایراد خطبه ها را قبل از زوال جایز نمی داند.

                                                مدارک الاحکام 4/35

آغارضا صاحب مصباح الفقیه هم با ایراد خطبه قبل از زوال موافق است .  ج2ص442

مرحوم بهجت می فرمایند ؛ حد واجب خطبه باید بعد از زوال باشد . فقیه دیگری گوید ؛ اتیان خطبه قبل از زوال خلاف احتیاط است .فتوای مرحوم فاضل هم ؛ صحت خطبه قبل از زوال است .

ابن ادریس از سید مرتضی نقل کند که فرمود : " من ان الخطبتین لا یجوز فعلهما الا بعد الزوال "   

مختلف الشیعه 2/213

صاحب جواهر هم گوید : " والمشهور فیها عن الروض ( لا یصح الا بعد الزوال).

ابن قدامه در المغنی هم گوید ؛ جایز است که خطبه ها قبل از زوال ایراد شود .هر چند که مستحب است بعد زوال باشد . کما قال : المستحب اقامة الجمعة بعد الزوال "    المغنی 2/143

فتوای سید خوئی اینست که ایراد خطبه باید بعد از زوال باشد .کما قال :" ولابد من ان تکون الخطبتان بعد الزوال"

سید سیستانی به احتیاط لازم , خواندن خطبه را بعد از زوال گوید . وگوید قبل از زوال آفتاب اشکال دارد .

به فتوای مرحوم دکتر صادقی تهرانی ؛ خواندن خطبه قبل از زوال ؛ بدعت است .

علامه حلی در تذکره گوید :

" یشترط فی الخطبتین امور الاول الوقت وهو ما بعد الزوال علی الاشهر فلا یجوز تقدیمهما"   ج1ص151

سید علی صاحب ریاض بر خلاف علامه گوید :

 " وجواز ایقاعهما ای الخطبتین خاصة قبل الزوال روایتان اشهرهما الجواز "    ج1ص187

ارکان خطبه : 1- حمد وثنای الهی  2- صلوات بر پیامبرص  3- وعظ وانذار شنوندگان  4- خواندن سوره کامل

5-  دعا برای مؤمنین ومؤمنات . [ از ابو حنیفه نقل است که فقط گفتن « الحمد لله » کافیست . غنائم الایام 2/49]

نکته : ترتیب در بیان ارکان خطبه واجب است .                      مستند الشیعه 6/68

سوال : مستند کسانی که گویند خطبه بعد از زوال باشد؛ چیست ؟

جواب : آیه قران است ." اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله " امربالسعی بعد النداء الذی هو الاذان ؛ فتکون الخطبة بعده . یعنی : از آوردن سعی بعد از نداء که اذان است به این حکم می رسیم که خطبه باید بعد از زوال ایراد شود .            جامع المقاصد فی شرح القواعد 2/392

واما مستند کسانی که ایراد خطبه ها را قبل از اذان تا زوال جایز میدانند ؛ روایت است . پیغمبر ص خطبه

 می خواند ، جبرئیل نازل شده وگفت : " یا محمد قد زالت ؛ فانزل فصل "     همان مدرک قبل ص393

 

سوال : آیا اقامه نماز جمعه بدون خطبه جایز است ؟

جواب : قال الصادق ع :" لا جمعة الا بخطبة وانما جعلت رکعتین لمکان الخطبتین "   المعتبر 2/284

از منظر فقه شیعی نماز جمعه بدون خطبه مجزی نیست . علامه در تذکره گوید : " الخطبة شرط فی الجمعة ؛ وهو قول عامة العلماء . لقوله تعالی : " فاسعوا الی ذکرالله . والذکر هو الخطبة "   تذکره 4/61

 واما انظار فقیهان سنی در این باب :

حسن بصری : یجوز بغیر خطبة "   -- ابوحنیفه : یک خطبه کافیست --  شافعی : مثل ما قلناه . ( المعتبر 2/284)

احمدومالک در یک روایت مثل شیعه فتوا دهد ودر روایتی گوید 1خطبه کافیست . ( تذکره علامه 4/62)

رک : المغنی لابن قدامه 2/152. وفقه المذاهب الاربعة   1/595

نکته : ایراد حداقل واجب خطبتین – 5 مورد فوق الذکر – باید به زبان عربی باشد .( مستفاد از مسالک 1/237)

سید مدارک گوید : "منع اکثر الاصحاب من اجزاء الخطبة بغیر العربیة ؛ للتاسی ؛ وهو حسن "4/35و جواهر 11

« شنیدن خطبه وسکوت کردن واجب است ؟ »

جواب : بفتوای فقهاء شیعه ؛ خیر . ولی در نظرعلمای عامه شنیدن وسکوت کردن حال ایراد خطبه واجب است .

" ذهب الجمهور الی وجوب الانصات وحرمة الکلام اثناء الخطبة "      فقه السنة 1/313

قال فی الریاض : واعلم ان وجوب الاصغاء وترک الکلام تعبدی لا شرطی ولا یفسد الخطبة ولا الصلاة بالاخلال بهما اجماعاً . [ ترک کلام وگوش دادن به خطبه ها تعبدی است ونه شرطی. یعنی گوش ندادن مفسد خطبه ونماز نیست . متابعت در افعال نماز هم از امام در جماعت همین حکم رادارد ,

 عدم تبعیت حرام است ولی مفسد نماز نیست .]

علامه در قواعد گوید : وعدم وجوب الاصغاء الیه ؛ وانتفاء تحریم الکلام ولیس مبطلاً لو فعله "  1/285

قال فی الدروس : " والاولی وجوب الاصغاء ویحرم الکلام فی اثنائهما الا بعدهما . وحرم المرتضی فیهما کل ما یُحرِّم ُ فی الصلاة " [ دقت کنید حرمت صحبت کردن به خطیب جمعه بر میگرددونه مستمعین ] الدروس 1/187

قال الکرکی : " واعلم ان تحریم الکلام مطرد فی حق الخطیب فی الاثناء "      جامع المقاصد 2/402

شهید ثانی در مسالک اصغاء وحرمت صحبت کردن را به خطیب و مستمع تعمیم میدهد . وگوید :

" والاصح وجوب الاصغاء وتحریم الکلام " تعریف اصغاء را هم از قاموس چنین گوید :

" الاصغاء هو الاستماع مع ترک الکلام "                  ج1ص242

محقق حلی در شرایع گوید :" الاصغاء الی الخطبة هل هو واجب ؟ فیه تردد . وکذا التحریم الکلام فی اثنائها .

لکن لیس بمبطل للجمعة "                      1/ 76

قال فی المسالک : " لا فرق فی تحریم الکلام بین الخطیب وغیره وان کان فی حق الخطیب اقوی . والظاهر

تحریم الکلام بین الخطبتین "                   ج1ص244

شیخ در "النهایة " به وجوب استماع وحرمت تکلم فتوا میدهد :

" یحرم الکلام علی من یسمع الخطبة , ویجب علیه الاصغاء الیها , لانها بدل من الرکعتین "   ص105

ولی در خلاف گوید کراهت دارد . " یکره الکلام للخطیب والسامع ؛ ولیس بمحظور ولا یفسد الصلاة " 1/625

محقق حلی در " المعتبر "  2/294گوید , برای شیخ دو قول است : وجوب که در النهایه فرمود واستحباب که در المبسوط گوید . خود محقق در مختصر النافع گوید : " یستحب الاصغاء الی الخطبة "   المختصر ص36

علامه حلی در مختلف الشیعه ار مفید نقل کند : " یجب الانصات "     2/215

ظاهر کلام صاحب جواهر گرایش به استحباب شنیدن وکراهت تکلم حین ایراد خطبه را دارد . 11/289

صاحب جواهر از شهید اول در ذکری نقل کند که فرمود :

" الظاهر ان التحریم الکلام مشترک بین الخطیب والسامعین ، او الکراهیة الا لضرورة "     11/344

اقول : عده ای از فقهاء وجوب شنیدن وترک کلام را در حق عدد واجب-5نفر- در تشکیل نماز جمعه میدانند وبس

رک : جواهر 11/289و مسالک 1/271

غزالی در احیاء علوم ج2ص323 : " واستماع الخطبتین واجب من الاربعین "[ ودر المجموع النووی 4/487]

قال الخوئی :" لا یجوز التکلم اثناء اشتغال الامام بالخطبة ؛ والاحوط الاصغاء الیها لمن یفهم معناها" ( منهاج )

قال الخوئی : " لا یجب الحضور حالة الخطبة علی الاظهر "    منهاج 1/182

ابن قدامه در المغنی باب وجوب شنیدن خطبه هاو حرام بودن صحبت کردن گوید :

" ویجب الانصات من حین یاخذ الامام فی الخطبة فلا یجوز الکلام لاحد من الحاضرین "     ج2ص166

وعن احمد روایة اخری لا یحرِّمُ الکلام "         همان مدرک قبل

شافعی در یک قول حرمت را گوید ودر یک قول استحباب اصغاء را . ابو حنیفه ومالک هم حرمت تکلم را گویند.

سید سیستانی می فرماید : " ولا یجب الحضور حال الخطبة علی الاظهر "   منهاج الصالحین 1/308

مرحوم دکتر صادقی تهرانی ؛ گوش دادن وسکوت حین ایراد خطبه را واجب می گوید .

اقول : فلسفه وجودی نماز جمعه برای شنیدن خطبه هاست ؛ که همانا بیان مسائل روز ومصالح مردم است .

« نماز فرادی خواندن در زمان برگزاری نماز جمعه به فتوای شیعه وسنی»

مسئله ٌ: بر کسی که حضور در نماز جمعه واجب شده ؛ جایز نیست قبل از خواندن نماز جمعه , نماز ظهر بخواند .

« ومن صلی الظهر یوم الجمعة ممن علیه حضور الجمعة قبل صلاة الامام اعادها بعد صلاته ظهراً " المغنی 2/197

قال السیستانی : " من یجب علیه الحضور اذا ترکه وصلی صلاة الظهر فالاظهر صحة صلاته "  منهاج 1/309

شیخ مغنیه در فقه امام صادق ع گوید : " تجب صلاة الجمعة فی اول الزوال ؛ حتی یصیر ظل کل شئ مثلَه؛

ولا یجوز فعلها بعد هذا الوقت ؛ بل تتعین الظهر "       ج1ص278

قال الامام ع : " من لم یصل مع الامام فی جماعة فلا صلاة له ؛ ولا قضاء علیه "   همان مدرک 1/279

کسی که نماز جمعه از او فوت شود ؛ چیزی بر او واجب نیست , - نماز جمعه قضا ندارد – الا نماز ظهرکه باید بجا آورد . قال فی الشرایع : " من سقطت عنه الجمعة یجوز ان یصلی فی اول وقتها "   1/75

قال العلامة فی ارشاد الاذهان :

" ولو صلی الظهر من وجبَ علیه السعی لم تسقُط بل یَحضُر فان ادرکها صلاها والا اعاد ظُهره "   1/258

دلیل آنهم امر به وجوب سعی برای رسیدن به نماز جمعه است . پس اگر سعی کرد وبه نماز نرسید ؛ امتثال امر خدا را کرده , نماز جمعه از او ساقط ونماز ظهر تعیّن پیدا می کند . ( مستفاداز منتهی المطلب ومجمع اردبیلی)

شیخ اعظم انصاری هم در کتاب الصلاة که شرح ارشاد علامه است , فتوای علامه را تائید میکند . 2/364

نکته : مستندات این فرع حول این قضیه دور می زند که انعقاد نماز جمعه در زمان غیبت تعین نداشته واقامه نماز از باب رخصت است ونه عزیمت .     ( رک : جواهر الکلام 11/281)

ابن قدامه هم در المغنی فتوائی شبیه کلام علامه حلی دارد .       2/197

قال الهندی : " واستحب الشافعی للمعذور التاخیر الی آخر الوقت . ومن العامة من اوجب التاخیر الی فراغ الامام "

                                 کشف اللثام 4/286 [ البته برای شافعی در اینخصوص دو قول است ]

سرخسی در مبسوط گوید :

 " وان لم یکن له عذر ففرضه الجمعة ولا یجزئه الظهر قبل فراغ الامام من الجمعة "    ج2ص32

ملاک خروج امام از نماز جمعه چیست ؟

جواب : قال الکرکی :" واعلم ان فوات الجمعة بخروج وقتها وحکمه؛ وبرفع الامام راسه من رکوع الثانیة "

جامع المقاصد 2/369

یعنی : وقت نماز تمام شود – حدوداً 40/1 ساعت بعد از زوال و سر برداشتن امام جمعه از رکوع دوم .

قال فی فقه المذاهب الاربعة : " من وجبت علیه الجمعة وتخلف عن حضورها بغیر عذر لا یصح ان یصلی الظهر قبل فراغ الامام من صلاة الجمعة بسلامه منها ؛ فلو صلی الظهر فی هذه الحالة لم تنعقد باتفاق الشافعیة والحنابلة وخالف الحنفیة والمالکیة "             ج1ص624

 « پایان نماز جمعه برای خواندن نماز فرادی به فتوای شیعی رکوع رکعت دوم است وبه نظر سنی , سلام نماز »

 

« هل تصح الصلاة الجمعة فی الفضاء ؟»

فریقین گویند نماز جمعه را میتوان در مسجد وغیر آن اقامه کرد و لی مالکیه معتقدند که باید حتماً در مسجد باشد .

« اتفقوا علی [ ...] انها تقام فی المسجد وغیره ما عدا المالکیة فانهم قالوا: لا تصح الا فی المسجد"

رک : فقه مذاهب اربعه 1/601و الفقه علی المذاهب الخمسه – شیخ مغنیه ص121

« اقل عدد لازم در نماز جمعه »

بقول مالکیان : با امام 13نفر -  امامیه : با امام 5 نفر – شافعیه وحنابله : با امام 40نفر – حنفیان : مثل ما قلناه .

نکته : از منظر فقه امامیه ؛ نماز جمعه با 5 نفر منعقد میشود وبا 7 نفر واجب .   خلاف طوسی 1/594

باقیماندن حدنصاب برای انعقاد نماز جمعه در تداوم خطبه ها واجب است . اگر در بین خطبه ها مردم متفرق شده واز حد نصاب کمتر شوند ؛ نماز جمعه از وجوب ساقط شده ونماز ظهر تعیّن دارد .اما با تکبیر امام اگر حد نصاب کمتر شود ؛ نماز جمعه صحیح است . قال الکرکی :

 " ویشترط ابتدائا لا دواماً ؛ فلو انفضوا بعد التکبیر لم تبطل"         رسائل الکرکی 1/130

نماز جمعه بر روستائیان وشهر نشینان با شرایط ؛ واجب است . قال المحقق فی شرایع الاسلام :

" وتجب الجمعة علی اهل السواد کما تجب علی اهل المدُن مع استکمال الشروط "    1/75

قال ابو حنیفة :" لا تجب علی اهل السواد وانما تجب علی اهل الامصار"       خلاف طوسی 1/597

ابو حنیفه نماز جمعه را بر اهل روستا واجب نمیداند . ولی از نظر فقه شیعی , ندای صلاة جمعه عمومیت دارد .

شافعی ومالک واحمد هم نماز جمعه را بر اهل روستا وشهر واجب میدانند . ( خلاف طوسی 1/597)

محی الدین النووی در المجموع گوید : نماز جمعه بر شهر نشینان واجب است , دون غیرهم " 4/488

استناد ایشان به خبری از عمروبن العاص است که گفت :

" لا جمعة ولا تشریق الا فی مصر "

 

ملا محسن فیض در " المحجة البیضاء " حد اقل نفر برای صحت نماز جمعه را با امام 5 نفر گوید .(2/18)

نکته : با 5 نفر مستحب است واگر عدد به 7 نفر برسد واجب است . البته در زمان معصوم ع .

واگر قبل از تکبیر ة الاحرام نماز از حد نصاب کمتر شوند ؛ نماز جمعه واجب نیست ."لا یجب الحضور معهم"

سید سابق در فقه السنه گوید برای شرعیت وصحت نماز جمعه عدد خاصی معتبر نیست .   ج1ص 306

شیخ طوسی در خلاف ج1ص598 گوید : عدد معتبر در انعقاد نماز جمعه به فتوای شافعی , چهل نفر است .

به فتوای ابو حنیفه ومالک ؛ حداقل 4 نفر " تنعقد باربعة " است .قال السرخسی فی المبسوط:

" فقال ابو حنیفة –رض- ثلاثة نفر سوی الامام .( ابو یوسف گوید , با امام سه نفر )   ج2 ص24

ابن قدامه در شرح کبیر 2/175 گوید : وروی عن الامام احمد لا تنعقد الا بخمسین "

 واستناد جوید به خبر نبوی ص که فقط از طریق عامه نقل شده است  :

" تجب الجمعة علی خمسین رجلاً ولا تجب علی من دون ذلک "   [ ودر المغنی ج2ص172] 

 

« حکم نماز جمعه در زمان غیبت امام علیه السلام »

 

« حکم نماز جمعه در زمان غیبت امام علیه السلام »

نماز جمعه در زمان غیبت کبری4حکم دارد : 1- حرمت ( قول سلار ؛ سید مرتضی؛ شیخ طوسی؛ ابن ادریس و علامه در منتهی  و سید بروجردی و حکیم )   قول شیخ طوسی در خلاف 1/626 مسئله 397

سلار در مراسم باب امر به معروف می گوید :

« ولفقهاء الطائفة ان یصلوا بالناس فی الاعیاد والاستسقاء . واما الجُمع فلا »  ص 264

 

علامه حلی در منتهی المطلب 1/317 می نویسد :

« یشترط فی الجمعة الامام العادل ای المعصوم عندنا او اذنه  »

قال في المنتهى: لو لم يكن الامام ظاهرا هل يجوز فعل الجمعة؟ قال الشيخ في النهاية يجوز إذا أمنوا الضرر وتمكنوا من الخطبة، وذكر في الخلاف أنه لا يجوز، وهو اختيار المرتضى وابن ادريس وسلار وهو الاقوى عندي: لنا ما تقدم من اشتراط الامام أو نائبه، فمع الغيبة يجب الظهر لفوات الشرط. »   منتهی المطلب   1/336

 

قال ره : « من شرایط الجمعة الامام العادل او من نصبه فلو لم یکن الامام ظاهرا ولا نائب له سقط الوجوب اجماعا ًوهل یجوز الاجتماع حینئذ مع امکان الخطبة قولان »   تحریر الاحکام 1/43

 در مختلف الشیعه فتوا بر جواز می دهد . به متن کتاب بنگرید :

علامه حلی در مختلف الشیعه از سید مرتضی نقل کند که ایشان فرموده از شرایط نماز جمعه امام عادل – اصل – ویا نائب خاص اواست . ودر غیاب ایشان نماز ظهر 4رکعت خوانده می شود . سپس علامه ما نویسد :

« وهو یشعر بعدم التسویغ حال الغیبة »     2/ 237

ولیکن در ادامه نقل اقوال فقهاء در عدم جواز انعقاد حال الغیبت می فرمایند : « والاقرب الجواز » مدرک قبل2/238

دلیل جواز اقامه بدون امام عادل یا اصل ویا نائب خاص اورا بدلیت نماز جمعه از نماز ظهر می داند . معنای کلام ایشن فقیه توانا این است که وقتی برای صحت جماعت ظهر امامت امام اصل شرط نیست برای بدل آن هم شرط نیست.

 

فاضل نراقی شرط اقامه نماز جمعه را در حالت واجب عینی حضور امام معصو م ع عنوان می کند» مستند 6/11

ایشان « فاسعوا الی ذکر الله » را مطلقا بعنوان نماز جمعه نمی دانند بلکه گویند ذکر مطلق است .فعل امر هم به استناد روایت کافی مبیّن ضیق وقت جمعه برای اعمال مستحبی در این روز است . البته قول به وجوب حضور برای نماز جمعه را هم بعید نمی دانند . مشکل بر سر اطلاق است . که به قول ما هم دور از واقعیت نیست !

دقت کنید که « سعی » در زبان عرب  " التصرف فی کل عمل " است . خواه بعنوان اسراع فی المشی ویا تسریع در عمل به احکام ودستورات . مثل غسل جمعه و آداب تنظیف روز جمعه ویا اذکار خاصه . حتی اسراع در نیت .

مثل قوله تعالی در 102 صافات  :

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ

ویا آیه " وان لیس للانسان الا ما سعی "    رک :  کشاف زمخشری 4/532

ابن جریر طبری هم در جامع البیان اقوالی چند در این رابطه می نویسد :

 

ذِكْرُ مَنْ قَالَ ذَلِكَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَرَفَةَ، قَالَ: ثنا إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَيَّاشٍ، عَنْ شُرَحْبِيلَ بْنِ مُسْلِمٍ الْخَوْلَانِيِّ، فِي قَوْلِ اللَّهِ: {فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ} [الجمعة: 9] قَالَ: فَاسْعَوْا فِي الْعَمَلِ، وَلَيْسَ السَّعْيُ فِي الْمَشْيِ

 

حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: ثنا مِهْرَانُ، عَنْ سُفْيَانَ، عَنْ أَبِي حَيَّانَ، عَنْ عِكْرِمَةَ، {فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ} [الجمعة: 9] قَالَ: السَّعْيُ الْعَمَلُ  »  البته در قولی هم اسراع برای شنیدن مواعظ امام جمعه را می آورد .  22/636 به بعد

 

2- تعیّن دارد ( مرتضی حائری )

3- وجوب تخییری دارد ( قول مشهور شیعه )

 

4- مستحب است . قال سید گلپایگانی :

 " الاحوط عدم الاجتزاء بصلاة الجمعة عن الظهر ولو کانت باذن الفقیه "

( هدایه العباد 1/206  )

ایت الله صافی هم گویند به احتیاط واجب نماز ظهر را بخوانند .

شهید ثانی در روضه گوید ؛ نماز جمعه در عصر غیبت واجب تخییری ومستحب عینی است . " انها واجبة ٌ تخییراً مستحبة ٌ عیناً "       روضه 1/173

علی ایحالٍ فقط در حالت 2 و 3 ؛ مجزی از ظهر است . ودر 4 ؛ نماز گزار باید نماز ظهر خود را بخواند .

سید حکیم در حاشیه بر عروه , باب شمردن تعداد نمازهای واجب , در خصوص نماز جمعه گوید :

" فی مشروعیتها فی زمان الغیبة اشکال والاظهر عدمها نعم لا باس بالاتیان بها برجاء المطلوبة ولابد من فعل الظهرقبلها او بعدها "

ناگفته پیداست که اقامه نماز جمعه با شرایط ، میتواند دست آوردهای بزرگی برای رشد جامعه به ارمغان آورد .

اهتمام پیامبرص وخلفا نسبت به اقامه این فریضه الهی نشان از پربار بودن آن دارد .

نماز جمعه در زمان غیبت کبری 3 حکم دارد : 1- حرمت ( قول سلار ؛ سید مرتضی؛ شیخ طوسی ؛ ابن ادریس  و سید بروجردی و حکیم ) یقیناً در عصرِ مبسوط الید بودن فقیه این بحث مورد ندارد

ما صرفاً بعنوان تتمیم بحث ورعایت امانت داری در انتقال مفاهیم فقه شریف اسلام آوردیم !نکته مهم اینست که احکام دین مبین دائر مدار شرایط زمان ومکان هستند . حضرت امام ره در باب اقامه نماز عیدین به جماعت می فرمودند : " الاحوط اتیانها فرادی فی زمان الغیبة [...] نعم یجوز الاتیان بها جماعة اذا کان المقیم لها فقیهاً"

( حاشیه بر عروة الوثقی) ودر تحریر هم گویند: " الفطر والاضحی [...] والاحوط اتیانها فرادی فی ذلک العصر"

دقت کنید بر روی قید « فی ذلک العصر» .ولی بعد از انقلاب ؛ نماز عید یکی ازکثیر البرکات؛ دست آورد انقلاب شد . تاثیر عنصر زمان ومکان در صدور فتوا از بدیهیات است . مورد مشابه مهم دیگر ؛ فتوا تحریم تنباکو از سوی میرزای بزرگ شیرازی است . که گفت:

 " الیوم استعمال توتون وتنباکو در حکم مبارزه با امام زمان سلام الله علیه است "

قال المرتضی :" صلاة الجمعة فرض لازم مع حضور الامام العادل "        رسائل المرتضی 3/41

قال ابن ادریس :" صلاة الجمعة [...] وان ذلک لا یجوز فی حال استتار الامام لان الجمعة لاتنعقد ؛ ولا تصح الا بالامام ؛ او باذن من جهتهِ "              سرائر 2/26

   2- وجوب تعیینی دارد  ( محقق سبزواری صاحب کفایه و  شیخ مرتضی حائری  و

دکتر صادقی تهرانی متوفی 1/1/1390)

صاحب کفایه گوید :

" وجوب صلاة الجمعة ...اجماعی ... انما الخلاف فی زمان الغیبة والاقرب وجوبها عیناً بلا اشتراط الفقیه لکن الاحوط انه اذا وجد الفقیه فی بلد لا یجمع غیره وکذا الاعلم وان لا یؤم للجمعة غیر الفقیه الا باذنه"   ص 20

3- وجوب تخییری دارد ( قول مشهور شیعه )

 4- مستحب است . قال سید گلپایگانی : " الاحوط عدم الاجتزاء بصلاة الجمعة عن الظهر ولو کانت باذن الفقیه "

( هدایه العباد 1/206  )شهید ثانی در روضه گوید ؛ نماز جمعه در عصر غیبت واجب تخییری ومستحب عینی است . " انها واجبة ٌ تخییراً مستحبة ٌ عیناً "       روضه 1/173

علی ایحالٍ فقط در حالت 2 و 3 ؛ مجزی از ظهر است . ودر 4 ؛ نماز گزار باید نماز ظهر خود را بخواند .

سید حکیم در حاشیه بر عروه , باب شمردن تعداد نمازهای واجب , در خصوص نماز جمعه گوید :

" فی مشروعیتها فی زمان الغیبة اشکال والاظهر عدمها نعم لا باس بالاتیان بها برجاء المطلوبة ولابد من فعل الظهرقبلها او بعدها "

ناگفته پیداست که اقامه نماز جمعه با شرایط ، میتواند دست آوردهای بزرگی برای رشد جامعه به ارمغان آورد .

اهتمام پیامبرص وخلفا نسبت به اقامه این فریضه الهی نشان از پربار بودن آن دارد .

« مسافر ونماز جمعه »

مسافربعنوان ماموم میتواند در نماز جمعه شرکت کند واز نماز ظهر مجزی است . ولی نمیتواند امام جمعه باشد .

اهل سنت در این مسئله اختلاف داشته و بعضاً اقتدای به مسافر را جایز میدانند . ( رک : المجموع النووی ) .

علامه حلی در منتهی گوید : یجوز ان یکون المسافر اماماً ؛ اذا تم العدد بغیره ؛ قال الشیخ فی المبسوط وبه قال ابو حنیفة والشافعی ومالک خلافاً لاحمد " [ مثلاً با امام 8نفرباشند] 1/324

سوال : به فتوای بعض فقهاء ؛ چرا مسافر نمیتواند امام جمعه باشد ؟

جواب : مسافر از کسانی است که به قول علماء " لیسوا من اهل فرض الجمعة فلا تصح ّ امامتهم " بر مسافر حضور در نماز جمعه واجب نیست . [ رک : تحریر الوسیلة 1/430 وایضاً فتوای ابن قدامه در المغنی 2/196]

به فتوای امام ره ؛ مسافر نمیتواند امام جمعه باشد . به فتوای سید خوئی وسیستانی وبهجت ؛ اشکالی ندارد .

مسئله : فاصله بین دو نماز جمعه باید یک فرسخ باشد وبر مکلفین تا دو فرسخی حضور واجب است .

صدوق در فقیه از امام صادق ع نقل کند : " لیس فی السفر جمعة ولا فطر ولا اضحی"   1/420

« امام جمعه تنصیصی است ویا همان امام جماعت ؟»

سوال : نصب امام جمعه تابع حکم ولی فقیه است ؟

جواب : عده ای بر این نظریه اتفاق دارند که امامت جمعه از مناصب امام معصوم ع ویا نائب خاص اوست .

فلذا بدون حکم ولی فقیه , امام جمعه بودن جایز نیست . لیکن عده ای بر این باورند که تمامی فقهاء بر اساس

اخبار واصله – مقبوله عمر بن حنظله و...- نواب عام امام علیه السلام بوده ومیتوانند اقامه نماز جمعه کنند .

قال فی الشرایع : " ( ثم الجمعة لا تجب الا بشروط) : الاول : السلطان العادل او من نصبّه "   1/74

سلطان عادل یعنی امام معصوم ع .

قال الطوسی فی الخلاف :

" من شرط انعقاد الجمعة الامام ؛ او من یامره الامام بذلک ؛ من قاض او امیر ونحوذلک ؛ ومتی اقیمت بغیر امره

لم تصح ؛ وبه قال ابو حنیفة .

 وقال الشافعی : لیس من شرط الجمعة الامام ولا امر الامام ؛ ومتی اجتمع جماعة من غیر امر الامام فاقاموها بغیر اذنه جاز وبه قال مالک واحمد "( ج1ص627- عنه الجواهر الکلام 1/152)

علامه در منتهی المطلب گوید : " اما اشتراط الامام ؛ ای المعصوم عندنا او اذنه ؛ فهو مذهب علمائنا اجمع "

سپس به خبرنبوی که از طریق عامه وارد شده استدلال کند وگوید :

" لنا : ما رواه الجمهور عن النبی ص : اربع الی الولاة الفئ والحدود والصدقات [ زکوات ] والجمعة وقال فی خطبته من ترک الجمعة فی حیاتی او بعد موتی وله امام عادل او جائر استخفافاً بها وجحوداً فلا جمع الله له شمله ولا بارک فی امره "               ج1ص317

از سید بروجردی در کتاب " البدر الزاهر فی صلاة الجمعة والمسافر"نقل کنند که ایشان فرمود :

"ان اقامة الجمعة وامامتها منذ عهد الرسول ص الی زماننا هذا کانت من مناصب سلطان المسلمین ؛ ومن بیده اَزمة

امورهم او المنصوبین من قِبَلِهِم " ایشان در دلیل الرابع اشاره به دعای امام سجاد ع میکنند که حضرت در خطبه نماز عید تلاوت میکردند : اللهم انّ هذا المقام لخلفائک واصفیائک ...ودر دلیل خامس با استناد به خبر علل الشرایع در خصوص فلسفه وجودی خطبه گویند : " ودلالة الحدیث علی کون اقامة الجمعة من مناصب الامام علیه السلام ومن هو سائس المسلمین وزعیمهم بل علی کون ذلک امراً مفروغاً عنه مما لا تخفی علی احد " ص 36- 42

انتهی کلامه

اقول :  بنا بر قول عده ای از فقهاء؛ نصب از جانب امام ع وولی فقیه تعیّن ندارد . اگر امام قادر بر ایراد خطبه ها باشد کفایت میکند . ( رک: مجمع الفائده اردبیلی )

نکته ای که وجود دارد گویند میزان نصب امام جمعه از ناحیه والی اعظم باشد ونه امام معصوم . به مستند علامه حلی در قبل مراجعه کنید . فرمود « امام عادل او جائر » .!

قال البهجت : " لکن الاحوط ان تکون اقامتها بواسطة الفقیه ان امکن " سعی شود که امام جمعه فقیه باشد .( م 625

سید خوئی وصاحب جواهر وسید سیستانی گویند ؛ شرایط امام جمعه همان شرایط امام جماعت است .

قال :" اذ الظاهر عدم الفرق بین الجمعة وغیر ها فی ذلک "       جواهر 11/296

شیخ طوسی در اسبتصار خبری را نقل کند که از امامین صادقین ع سوال شد :

" سالته عن اناس فی قریة هل یصلون الجمعة ؟ قال : یصلّون اربعاً اذا لم یکن من یخطب "  ج1ص420

اگر کسی را ندارند که خطبه ها را بخواند , نماز ظهر را ادا کنند .

مسئله : در زمان حضور امام ع " فکل امر یوجب تفویت تلک الجمعة او التاخیر عنها او بعضها فهو منهی عنه ومن اشتغل بشئ اوجب التفویت او التاخیر فهو آثم . فکل امر ٍ کان مفوتاً للجمعة فهو مُحرَّم "

مسئله : فرموده اند : احتیاط کامل این است که نماز عصر را به امام جمعه اقتداکند ؛ مشروط بر اینکه این امام نماز ظهر خودرا احتیاطاً ادا کرده باشد . ( رک : اجوبة الاستفتائات سید خامنه ای 1/179)

شیخ جواد تبریزی فرمودند : ولکن الاستئذان من الحاکم الشرعی الذی یده مبسوطة احوط , اذا اراد اقامتها فی المکان الذی تحت سلطة ذلک الحاکم الشرعی "      صراط النجاة 1/65

در جامعه ای که حاکم شرع مبسوط الید وجود دارد ع گرفتن اجازه برای اقامه نماز جمعه لازم است . محقق سبزواری هم در کفایه فرمود : " وان لایؤم للجمعة غیر الفقیه الا باذنه "   کفایه ص20

شیخ تقی حلبی در « الکافی » کلام جالبی در این خصوص دارد :

" لا تنعقد الجمعة الا بامام الملة – حاکم اعظم – او منصوب من قِبَلِهِ ؛ او بمن یتکامل له صفات امام الجماعة عند تعذر الامرین " ص151

یعنی امام جمعه یا باید حاکم شرع باشد ویا منصوب از جانب او , در صورت تعذر این دو شرط ؛ امام جماعت .

« ترک سه نماز جمعه متوالیاً »

در خبر دارد امام صادق ع فرمود :" من ترک الجمعة ثلاثاً من غیر علة طبع الله علی قلبه "  المقنعة /162

باید دانست که منظور از این خبر " من ترک الجمعة مع السلطان العادل " است . ویا اینکه از باب استخفاف به نماز جمعه اگر باشد , مشمول مهر زدن بر قلب می گردد . !

مؤید این نظریه خبر نبوی است  : " من ترک ثلاث جُمَعٍ تهاوناً بها طبع الله علی قلبه "    وسائل 7/301

اقول : مَن ترک یعنی مَن ترک وجبت علیه!اَو مَنِ استخفّ بالصلاة !

 

یکی از دلایل استحباب نماز جمعه این خبر صحیح ذیل است که شیخ طوسی در مصباح المتهجد ص 364

آورده و شیخ حر در وسایل 14/443 از او نقل کرده و اعاظم فقها ء امامیه هم بشرح ذیل نقل کرده اند:

کشف اللثام فاضل هندی 1/243 و غنایم الایام میرزای قمی 2/27 وفاضل نراقی در مستند الشیعه6/54

وَ رَوَى ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لَا يَخْرُجَ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ أَنْ يُصَلِّيَ‏ الْجُمُعَةَ فِي جَمَاعَةٍ.

شرح یک خبر مشهور

22 عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا سَمِعْنَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَقُولُ‏ مَنْ تَرَكَ‏ الْجُمُعَةَ ثَلَاثاً مُتَوَالِيَةً بِغَيْرِ عِلَّةٍ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ.  محاسن 1/85

نکته " گویند الف ولام در الجمعه الف ولام عهد ذهنی است .یعنی نماز جمعه با امام معصوم ع

ویا نائب خاص او

آیا عدالت امام جمعه با امام جماعت فرق می کند ؟

« عدالت امام جمعه وحاکم اسلامی با عدالتی که در امام جماعت معتبر است تفاوت عمده واساسی دارد »

رک : پایگاه اطلاع رسانی حوزه  سال 1383 شماره 10 و11 مقاله شرایط امام جمعه از نگاه فریقین اسلامی.

 

اقول : به لحاظ فتوایی عدالت در هردو مقام یکسان است .

ولیکن از منظر دیگری عدالت امام جمعه با جماعت فرق زیادی دارد . مثلا عدالت امام جماعت محدود به امور شخصی است . اما عدالت در امام جمعه منشاء اجرای احکام وحدود الهی در جامعه باید باشد . عدالت امام جمعه ایجاب می کند که حق هر ذی حقی در حوزه امامت او به صاحب حق برسد بدون کم  کاست .

هرچه باشد امام جمعه نماینده حاکم اسلامی است . عدالت امام جمعه باید در صحنه کلان اجتماع وسیاست موجب بر پائی عدالت اجتماعی باشد . پس عدالت در امام جمعه بیشتر مورد تاکید قرار می گیرد .

امام سجاد ع در فرازی از دعای 48 صحیفه می فرماید :

 (9) اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ‏ لِخُلَفَائِكَ‏ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَة ... »

حضرت در خصوص عظمت روز عید قربان وجمعه این دعا را فرموده اند .

 

من الله التوفیق

09369319570