بسم الله الرحمن الرحیم

تحقیقی پیرامون حدیث مشهور � عشرة مبشرة فی الجنة �

محقق : محمد رضا فروزان . جلسه مکتب القران فجر بروجرد شهریور 1391

این حدیث در منابع اهل سنت وارد شده و کتب تشیع از آن تهی است .

باید اذعان داشت که نفس حدیث عشره مبشره با عقل ونقل ناسازگار است .

نسایی در سنن کبری خودش چنین نوشته است :

8137 - أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا صَدَقَةُ بْنُ الْمُثَنَّى قَالَ: حَدَّثَنِي جَدِّي رَبَاحُ بْنُ الْحَارِثِ أَنَّ سَعِيدَ بْنَ زَيْدٍ قَالَ: " أَشْهَدُ عَلَى رَسُولِ اللهِ ص بِمَا سَمِعَتْهُ أُذُنَايَ وَوَعَاهُ قَلْبِي، وَإِنِّي لَمْ أَكُنْ لِأَرْوِيَ عَلَيْهِ كَذِبًا يَسْأَلُنِي عَنْهُ إِذَا لَقِيتُهُ أَنَّهُ قَالَ: �أَبُو بَكْرٍ فِي الْجَنَّةِ، وَعُمَرُ فِي الْجَنَّةِ، وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ، وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ، وَطَلْحَةُ فِي الْجَنَّةِ وَالزُّبَيْرُ فِي الْجَنَّةِ، وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فِي الْجَنَّةِ، وَسَعْدُ بْنُ مَالِكٍ فِي الْجَنَّةِ� وَتَاسِعُ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَهُ لَسَمَّيْتُهُ فَرَجَّ أَهْلُ الْمَسْجِدِ يُنَاشِدُونَهُ يَا صَاحِبَ رَسُولِ اللهِ، ص مَنِ التَّاسِعُ؟ قَالَ: �نَاشَدْتُمُونِي بِاللهِ الْعَظِيمِ، أَنَا تَاسِعُ الْمُؤْمِنِينَ وَرَسُولُ اللهِ ص الْعَاشِرُ�

ودر نقل دیگری :

8138 - أَخْبَرَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حُمَيْدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ص: �أَبُو بَكْرٍ فِي الْجَنَّةِ، وَعُمَرُ فِي الْجَنَّةِ، وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ، وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ� وَقَالَ مَرَّةً أُخْرَى: �وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ، وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ، وَطَلْحَةُ فِي الْجَنَّةِ، وَالزُّبَيْرُ فِي الْجَنَّةِ، وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فِي الْجَنَّةِ، وَسَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ فِي الْجَنَّةِ، وَأَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ فِي الْجَنَّةِ�

احمد بن حنبل هم در مسند خودش خبر عشره مبشره را با چند قراات نوشته است :

1550 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ وَحَجَّاجٌ حَدَّثَنِي شُعْبَةُ عَنِ الْحُرِّ بْنِ صَيَّاحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْأَخْنَسِ

أَنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ شُعْبَةَ خَطَبَ فَنَالَ مِنْ عَلِيٍّ ع قَالَ فَقَامَ سَعِيدُ بْنُ زَيْدٍ فَقَالَ أَشْهَدُ أَنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ وَأَبُو بَكْرٍ فِي الْجَنَّةِ وَعُمَرُ فِي الْجَنَّةِ وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ فِي الْجَنَّةِ وَطَلْحَةُ فِي الْجَنَّةِ وَالزُّبَيْرُ فِي الْجَنَّةِ وَسَعْدٌ فِي الْجَنَّةِ

ثُمَّ قَالَ إِنْ شِئْتُمْ أَخْبَرْتُكُمْ بِالْعَاشِرِ ثُمَّ ذَكَرَ نَفْسَهُ

1585 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ مُحَمَّدٍ الدَّرَاوَرْدِيُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ

أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ أَبُو بَكْرٍ فِي الْجَنَّةِ وَعُمَرُ فِي الْجَنَّةِ وَعَلِيٌّ فِي الْجَنَّةِ وَعُثْمَانُ فِي الْجَنَّةِ وَطَلْحَةُ فِي الْجَنَّةِ وَالزُّبَيْرُ فِي الْجَنَّةِ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ فِي الْجَنَّةِ وَسَعْدُ بْنُ أَبِي وَقَّاصٍ فِي الْجَنَّةِ وَسَعِيدُ بْنُ زَيْدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ نُفَيْلٍ فِي الْجَنَّةِ وَأَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ فِي الْجَنَّةِ

تعليق شعيب الأرنؤوط - بر مسند احمد - : إسنادُهُ قوي على شرط مسلم

مهمترین خبر معارض این حدیث مشهور که بسیاری از علمای اهل سنت به آن توجه نکرده اند

حدیث 3081 و6061 بخاری است . بخوانید و خود قضاوت کنید :

55 - باب مَنْ أَثْنَى عَلَى أَخِيهِ بِمَا يَعْلَمُ . وَقَالَ سَعْدٌ مَا سَمِعْتُ النَّبِىَّ - ص - يَقُولُ لأَحَدٍ يَمْشِى عَلَى الأَرْضِ إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ، إِلاَّ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلاَمٍ .(و در مسلم 4/220 فضایل صحابه) یعنی :

نشنیدم پیغمبر از زنده ای که روی زمین راه می رود بگوید او اهل بهشت است مگر عبد الله بن سلام

و جامع البیان 26/14 ، تفسیر ابن کثیر 4/168 ؛ الاصابه ابن حجر 4/103 و مفاتیح الغیب فخر رازی 28/11 و تفسیر بغوی 4/194و

معارض دیگر صحت حدیث عشره مبشره نقل خبر طبری از خلیفه دوم است :

وقتی اعضای شش نفره انتخاب جانشین برای عمر مشخص شد وعمر سفارش های لازم را به ایشان نمود گفت :

فَإِنِ اجْتَمَعَ خَمْسَةٌ وَرَضُوا رَجُلا وَأَبَى وَاحِدٌ فَاشْدَخْ رَأْسَهُ- أَوِ اضْرِبْ رَأْسَهُ بِالسَّيْفِ- وَإِنِ اتَّفَقَ أَرْبَعَةٌ فَرَضُوا رَجُلا مِنْهُمْ وَأَبَى اثْنَانِ، فَاضْرِبْ رُءُوسَهُمَا، فَإِنْ رَضِيَ ثَلاثَةٌ رَجُلا مِنْهُمْ وَثَلاثَةٌ رَجُلا مِنْهُمْ، فَحَكِّمُوا عَبْدَ اللَّهِ ابن عُمَرَ، فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ حَكَمَ لَهُ فَلْيَخْتَارُوا رَجُلا مِنْهُمْ، فَإِنْ لَمْ يَرْضَوْا بِحُكْمِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ فَكُونُوا مَعَ الَّذِينَ فِيهِمْ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ، وَاقْتُلُوا الْبَاقِينَ إِنْ رَغِبُوا عَمَّا اجْتَمَعَ عَلَيْهِ النَّاسُ.

تاریخ طبری 3/294

سوال ما اینست چگونه یکی از عشره مبشره فرمان به قتل دیگری ویا تمام اعضای شش نفره می دهد ؟ یاللعجب!

حدیث عشره مبشره در صحیحین بخاری و مسلم خبری از آن نیست .

( اقول : چراکه از بیخ وبن صحت ندارد . بطور قطع و یقین جعلی است )

واما اشکالات متنی خبر :

دقت کنید در خبر احمد سعید بن زید خودش را تنزیه کرده و دهمین نفر از بهشتیان بر شمرد .

نفر اول را پیغمبر گوید و از ابو عبیده جراح خبری نیست .

( سعد را دو گونه قرا ات دارند : سعد بن ابی وقاص و سعدبن مالک )

ودر خبر دیگری نقل کند که دهمین نفر سلمان فارسی یا عبد الله بن مسعود ویا عبد الله بن سلام است

( عبد الله بن سلام یهودی بود ومسلمان شد ) خبر دیگری از مسند احمد با تعلیقه ارنووط :

21088 - حَدَّثَنَا عَبْد اللَّهِ حَدَّثَنِي أَبِي حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا لَيْثُ بْنُ سَعْدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ رَبِيعَةَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي إِدْرِيسَ الْخَوْلَانِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ

لَمَّا حَضَرَ مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ الْمَوْتُ قِيلَ لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَوْصِنَا قَالَ أَجْلِسُونِي فَقَالَ إِنَّ الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ مَكَانَهُمَا مَنْ ابْتَغَاهُمَا وَجَدَهُمَا يَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَالْتَمِسُوا الْعِلْمَ عِنْدَ أَرْبَعَةِ رَهْطٍ عِنْدَ عُوَيْمِرٍ أَبِي الدَّرْدَاءِ وَعِنْدَ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ وَعِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ وَعِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ الَّذِي كَانَ يَهُودِيًّا ثُمَّ أَسْلَمَ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّهُ عَاشِرُ عَشَرَةٍ فِي الْجَنَّةِ

قال الارنووط :� اسناد این خبر صحیحٌ ورجاله ثقات �

خلاصه ترجمه حدیث مبشره اینه که گویند رسول الله ده نفر را بعنوان بهشتی -100%- معرفی کرد

اسامی : شخص پیغمبر و ابوبکر ؛ عمر ؛ عثمان ؛ علی ؛ طلحه وزبیرو سعد و عبد الرحمن بن عوف و سعید بن زید . ( طلحه و زبیر از آتش بیاران جنگ جمل هستند )!

خلاصه تحقیق تا اینجا این شد که خبر از دو منظر سند ومتن اشکال دارد .

از نظر سند بعضا راویان ضعیفی دارد . هرچند که در بعض نقل ها روات خبر ثقه هستند .

اشکال بزرگ اینجاست که در نقل های موثق اضطراب در متن وجود داشته که خبر را از اعتبار ساقط کند . شواهد را بیاوریم تا قلبتون محکم شود به نوشتار ما .

مثلا ؛ در مستدرک حاکم خبر 5858 دهمین نفر را ابو الاعور گوید .

ویا در خبر 5384 دهمین نفر را عبد الله بن مسعود

در خبر 5758 سلمان فارسی ویا ابن مسعود ویا ابن سلام ؛ در تصحیح خبر هم گوید :

� صحیح الاسناد ولم یُخرّجاه � یعنی بر شرط بخاری و مسلم صحیح است

ذهبی هم در تعلیق می نویسد : صحیحٌ

از این کلام حاکم تزلزل در متن روایت و تعارض با اخبار دیگر هویداست .

حاکم در خبر 8623 خبر را از ابن عمر نقل کند که خبر را منقطع کند ( ارزشی ندارد)

ابن حجر در تهذیب التهذیب : � فروایته – ابن عمر – عن ... منقطعه � 3/41

بعلاوه ابو سعید خدری را هم جزأ ده نفر می نویسد .( خبر هم صحیح است !!)

در سنن ابو داود طی خبر 4649 حدیث را آورده وسعید بن زید خودش را دهمین نفر گفته یعنی خودش را تنزیه می کند . در علم رجال هرگاه فردی خودش را پاک ومبرا معرفی کند از عدالت ساقط می شود .

چرا که قران دارد :

فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏ " نجم 34

در صحیح ابن حبان خبر 6993 هم باز دارد که سعید بن زید گفته من دهمین بهشتیان هستم .

در کنز العمال متقی الهندی طی خبر 33517 گوید عبد الله بن سلام عاشر عشره فی الجنت است .

ودر خبر 36743 گوید عبد الله بن مسعود

نتیجه این است که متن تزلزل دارد قابل اعتماد نیست .

در طبقات ابن سعد 2/353 می نویسد :� عبد الله بن سلام عاشر عشرة فی الجنة �

در بعض منقولات یکی از رُوات عبد الله بن ظالم است که ابن حجر در لسان المیزان اورا تضعیف کرده است .

نکته جالب این که در 4 منبع معروف شیعه مرسلا چنین نقل کنندکه زبیر مرتد از دنیا رفت :

فَقَالَ عُثْمَانُ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ- إِنَّ الزُّبَيْرَ يُقْتَلُ‏ مُرْتَدّاً عَنِ الْإِسْلَامِ

رک کتاب سلیم بن قیس 2/598 ، احتجاج طبرسی 1/86 و بحار 28/ 282 و منهاج البراعه خویی 3/29

نکته : استناد سه کتاب اخیر به سُلیم است .

واما مستندات تاریخی در ردّ این خبر بسیار است . برخی اعمال ابوبکر و عمر وعثمان

روشن تر از این است که ما بر شماریم .

کار طلحه و زبیر در بر افروختن نایره جنگ جمل جای تردید نمی گذارد که ایشان با بهشت خیلی فاصله دارند.

برای هر عاقلی این پرسش مطرح شود که گناه خون ریخته شده این همه مسلمان بر گردن کیست؟

در اینکه این دو نفر فرمانده سپاه جمل بودند ودر مقابل علی ع ایستادند شکی نیست !

مگر قران ندارد :

وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (2) مائده

� لا � لای نهی است . یعنی در گناه مشارکت نکنید . تقوا داشته باشید

شرط رستگاری انسان اینه که تا آخر عمر بر صراط مستقیم باشد .

جالبه که ابن تیمیه در منهاج السنه بمناسبت آیه 100 توبه " السابقون الاولون " چنین نوشته :

� ان العشرة فی الجنة و یشهدون اَن الله قال لاهل البدر :

اعملوا ما شئتم فقد غفرتُ لکم � 3/501 ودر موضع دیگری گوید :

� سعید بن زید وهو احدُ العشرة المشهود لاعیانهم بالجنة فی حدیث واحد � 6/165

اینکه رسول خدا طلحه وزبیر را بهشتی بگوید از دو حال خارج نیست :

یا از جنگ جمل اطلاع داشت و یا نداشت ؟

اگر داشت وباز طلحه وزیبر را معرفی کرد ؛ نشان از حقانیت این دو تن ازحضورشان در سپاه جمل دارد

حال گوییم اگر اینها حق هستند پس جبهه علی ع چیست ؟

علی ع که در مقابل این دو شخص ایستاد و بارها آنها را به تقوا و ترک مخاصمه دعوت کرد !

واگر کسی گوید از جنگ جمل اطلاع نداشت که با عقاید تشیع جور در نمی آید ! تامل

ما از نقش عبد الرحمن بن عوف در شورای شش نفره انتخاب خلیفه به انتخاب عمر بن الخطاب

که منجر به گزینش عثمان بن عفان شد صرفنظر می کنیم .

کافی است بدانید که وقتی ابوذر در ربذه از دنیا رفت به علی ع پیشنهاد داد که شمشیر بر گرفته وبه جنگ عثمان بروند . فقال عبد الرحمن :

قَوْل عَبْد الرَّحْمَنِ بْن عوف فِي عُثْمَان :

1404- حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ عَنِ الْوَاقِدِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيم بْن سَعْد عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لما توفي أَبُو ذر بالربذة تذاكر عَلِي وعَبْد الرَّحْمَنِ بْن عوف فعل عُثْمَان فَقَالَ عَلِي: [هَذَا عملك،] فَقَالَ عَبْد الرَّحْمَنِ: إِذَا شئت فخذ سَيْفك وآخذ سَيْفي، إنه قَدْ خالف مَا أعطاني.

انساب الاشراف بلاذری 5/546

یعنی عثمان به وعده هایی که در قبال من – خلیفه شود - داده بود خلاف ؛ رفتار کرده وباید کشته شود .

با این حرف بلاذری هم عثمان و هم عبد الرحمن از درجه بهشتی بودن خارج شوند .

زیرا در شورای شش نفره جایگاه او بود که علی ع را از رسیدن به خلافت برای 13 سال دور کرد!

از طرف دیگر در روایت قصه عشره مبشره که ترمذی در سنن خودش نقل کند خبر 3748

راوی حمید بن عبد الرحمن گل پسر همین عبد الرحمن است که به نفع بابایش حدیث ساخت.

مشکل دیگر روایت حمید بن عبد الرحمن اینه که این آقا پسر متولد سال 32است و پدرش متوفی 33

یعنی در زمان فوت پدرش عبد الرحمن بن عوف یکساله بوده ؛ حالا چطور از او روایت نقل می کند؟

ابن حجر در تهذیب التهذیب گوید حمید بن عوف متوفی 95 است و هو ابن 73 سنة

در الاصابة 4/349 هم همین مطلب را دارد .

ابن عبد البر در استیعاب فی معرفة الصحابه دارد که ابن عوف مات سنة 31 یا 32

خلاصه ی کلام حدیث عشره مبشره نه با عقل می سازد ونه با نقل

احتمال داره در زمان معاویه ساختند و پرداختند تا از منظر سیاسی برای برخی مشرعیت بتراشند.

یعنی مهمترین کاربرد این خبر سیاسی است .

شاهد ما جعل حدیث برای طلحه است که معاویه زحمت آنرا کشید . ترمذی چنین نقل کند :

4105 - حَدَّثَنَا عَبْدُ الْقُدُّوسِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارُ الْبَصْرِىُّ حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ عَاصِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ عَمِّهِ مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ أَلاَ أُبَشِّرُكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -ص - يَقُولُ � طَلْحَةُ مِمَّنْ قَضَى نَحْبَهُ �. قَالَ هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ لاَ نَعْرِفُهُ مِنْ حَدِيثِ مُعَاوِيَةَ إِلاَّ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ�

ناصر اللبانی این حدیث را تصحیح کرده ودرجه � حسن � دهد .

در صحیح مسلم چنین نقل کند :

6401 - حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ بْنِ خُنَيْسٍ وَأَحْمَدُ بْنُ يُوسُفَ الأَزْدِىُّ قَالاَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِى أُوَيْسٍ حَدَّثَنِى سُلَيْمَانُ بْنُ بِلاَلٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ عَنْ سُهَيْلِ بْنِ أَبِى صَالِحٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ -ص- كَانَ عَلَى جَبَلِ حِرَاءٍ فَتَحَرَّكَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ -ص- � اسْكُنْ حِرَاءُ فَمَا عَلَيْكَ إِلاَّ نَبِىٌّ أَوْ صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ �. وَعَلَيْهِ النَّبِىُّ -ص- وَأَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ وَعُثْمَانُ وَعَلِىٌّ وَطَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَسَعْدُ بْنُ أَبِى وَقَّاصٍ�

شبیه این خبر در بخاری با تغییراتی وجود دارد . ش3686

اهل سنت بازهم در خبر ضعیف � جارای نبی در بهشت �طلحه وزبیر را عنوان کنند .

دوستان عزیز غالب این فضایل برای افراد خاص در حکم « لا یتچسب » است !

من الله التوفیق