عاقله وخودکشی
« بسم الله الرّحمن الرّحیم »
عنوان مقاله : عاقله وخودکشی
محقق: محمد رضا فروزان . جلسه مکتب القران فجر بروجرد بتاریخ 10/1/1394
وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّه " احزاب /6
مفردات :قتل در لغت ، اقسام قتل ، عمد وشبه عمد، خطا و خطای محض . عاقله ؛ الموضحه والسمحاق
الْقَتْل فِي اللُّغَةِ : فِعْلٌ يَحْصُل بِهِ زُهُوقُ الرُّوحِ
در قتل عمد ، ضارب با قصد ونیت کشتن با وسیله ای که غالبا کشنده است می زند ، مثل قمه .
در قتل غیر عمد قصد ضارب زدن است ولی نه کشتن ونه با وسیله ای که غالبا کشنده است .مثلا در حین مشاجره با کتاب بر سر طرف طرف مقابل می زند تصادفا موجب مرگ او می شود .
در قتل خطای محض شخص نیت کشتن ندارد مثلا تیری برای شکار می اندازد به شخصی اصابت کرده واورا می کشت . ویا قصد تادیب دارد اتفاقا منجر به فوت می شود .
تصادفات رانندگی را می توان از مصادیق خطای محض دانست . شهید اول در لمعه وشهید ثانی در شرح گوید:
( وَالْخَطَأُ الْمَحْضُ أَنْ لَا يَتَعَمَّدَ فِعْلًا وَلَا قَصْدًا ) بِالْمَجْنِيِّ عَلَيْهِ وَإِنْ قَصَدَ الْفِعْلَ فِي غَيْرِهِ . 10/107
وَالْخَطَأُ الْمَحْضُ : أَنْ يَكُونَ مُخْطِئًا فِيهِمَا .- یعنی در فعل و نیت – مراد او قتل نیست . شرایع الاسلام
البته قران شریف متکفل بیان دو نوع قتل است : عمد وخطایی
وجه تسمیه عاقله چیست ؟
عاقله در واقع از قوانین امضایی اسلام بوده ودر عصر جاهلی کاربرد عملی داشته است .قوانین امضایی در مقابل تاسیسی قرار دارند که تا قبل از ظهور شریعت محمدی در جامعه نبوده وخاتم انبیاء آنها را تشریع نمود .
عاقله از عقل وعقال است که بمعنای پایبند شتر است . چیزی که بر پای شتر می بندند تا فرار نکند . حال چرا به پرداخت کننده دیه ؛ عاقله گویند : لانه ُ انما سمیت عقلاً لانها تَعقِل لسان ولیّ ِ المقتول" زبان ولی دم را می بندد.
معنای دیگر ان این استکه در عصر جاهلی جانی دیه مقتول را که شتر بود بر درب منزل ولی مقتول می بست تا اوراضی شود به همین مناسبت به عاقله از پای بند شتر معروف شد وبعدها به منبع تامین دیه در قتل خطایی گفتند
"وذهب المشهور بشهادة صاحب الجواهر الی ان القاتل خطاءً لا یتحمل الدیة وان کان غنیّاً "
فقه امام صادق ع – شیخ مغنیه 6/344
عاقله مسؤل دیه در تصادفات رانندگی نیست .ولو خطای محض باشد . و در اتلاف مال هم مسؤلیت ندارند .
فوت عاقله موجب سلب تعهد نمیشود . از ماترک او دریافت میشود .در قتل و جنایت اطراف قابل اجراست .( امروزه عاقله مسولیتی ندارد )
در واقع عاقله نوعی بیمه خانوادگی است .
1 - الْعَاقِلَةُ: جَمْعُ عَاقِلٍ، وَهُوَ دَافِعُ الدِّيَةِ، وَسُمِّيَتِ الدِّيَةُ عَقْلاً تَسْمِيَةً بِالْمَصْدَرِ، لأِنَّ الإْبِل كَانَتْ تُعْقَل بِفِنَاءِ وَلِيِّ الْمَقْتُول، ثُمَّ كَثُرَ الاِسْتِعْمَال حَتَّى أُطْلِقَ الْعَقْل عَلَى الدِّيَةِ وَإِنْ لَمْ تَكُنْ مِنَ الإْبِل. وَقِيل: إِنَّمَا سُمِّيَتْ عَقْلاً لأِنَّهَا تَعْقِل لِسَانَ وَلِيِّ الْمَقْتُول، أَوْ مِنَ الْعَقْل وَهُوَ الْمَنْعُ؛ لأِنَّ الْعَشِيرَةَ كَانَتْ تَمْنَعُ الْقَاتِل بِالسَّيْفِ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، ثُمَّ مَنَعَتْ عَنْهُ فِي الإْسْلاَمِ بِالْمَال .
حُكْمُ تَحَمُّل الْعَاقِلَةِ لِلدِّيَةِ:
2 - اتَّفَقَ الْفُقَهَاءُ عَلَى أَنَّ دِيَةَ الْخَطَأِ تَجِبُ عَلَى الْعَاقِلَةِ. ( الموسوعة الفقهیة الکویتیة 29/221)
دلیل وجوب دیه بر عاقله از سنت :گویند که پیغمبر ص بر قاتل جنین زن هذلیه مقرر فرمود.
دلیل عقلی آن هم وجوب نفقه اقارب است . هرگاه شخصی سهوا وبدون تقصیر جرمی مرتکب شود بر خویشان پدری او واجب است که اورا تنها نگذاشته واز تحمیل باری سنگین بردوش او ممانعت بعمل آورند .
به نظر نگارنده اگر مسولیت عاقله را در «مانحن فیه » در ترازوی عقلانیت بگذاریم چنین برایند دارد که این حکم به ازمنه قبیله سالاری تعلق داشته ودر جایی کاربرد دارد که همه ی اقوام در کنار هم زندگی کرده ومی توانند بر اعمال ورفتار یکدگر نظارت وتسلط داشته وهمان قضیه ی بیمه همگانی را مرعی داشته ودر گاه نیاز وبروز حادثه غیر مترقبه به فریاد فامیل خود برسند . در حال حاضر که همگان از هم دور افتاده و هرکس مسول کار خویش است
تحمیل بار مالی بنام دیه عاقله بر اقوامی که سالها از هم دور ند وبعضا سالی بکبار همدیگر را می بینند چندان خردمندانه نیست . البته در نظام قبیله سالاری عشایر همچنان اعمال می شود .
از میان علمای عامه فقط عثمان بتّی با وجوب دیه بر عاقله در قتل وجرح خطایی مخالفت کرده است .دلیل او هم آیه 164 انعام است " ولا تزروازرة وزر اخری "هیچکس بار گناه دیگری را بردوش نمی کشد .
مسولیت عاقله در جنایت بوده ودر اتلاف مال نقشی ندارد .محقق اول در شرایع فرمود:
« عاقله کیست ؟ مسؤلیت آنان چیست ؟ »
الرَّابِعُ : فِي الْعَاقِلَةِ وَالنَّظَرُ فِي تَعْيِينِ الْمَحَلِّ ، وَكَيْفِيَّةِ التَّقْسِيطِ ، وَبَيَانِ اللَّوَاحِقِ .
أَمَّا الْمَحَلُّ : فَهُوَ : الْعَصَبَةُ ، وَالْمُعْتِقُ ، وَضَامِنُ الْجَرِيرَةِ ، وَالْإِمَامُ .
[ اقول « والامام »: فعلا فقط بیت المال مورد عملی دارد .آنهم از سهم غارمین در زکات ]
وَضَابِطُ الْعَصَبَةِ : مَنْ تَتَقَرَّبُ بِالْأَبِ ، كَالْإِخْوَةِ وَأَوْلَادِهِمْ ، وَالْعُمُومَةِ وَأَوْلَادِهِمْ . [ فقط ذکور غیر از صبیان ]
وَلَا يُشْتَرَطُ كَوْنُهُمْ مِنْ أَهْلِ الْإِرْثِ فِي الْمَالِ .
وَتَحْمِلُ الْعَاقِلَةُ دِيَةَ الْمُوضِحَةِ فَمَا زَادَ قَطْعًا . [ یعنی از حداقل موضحه شروع می شود؛ فصاعدا]
لَا يَضْمَنُ الْعَاقِلَةَ عَبْدًا وَلَا بَهِيمَةً وَلَا إتْلَافَ مَالٍ ، وَيَخْتَصُّ بِضَمَانِ الْجِنَايَةِ عَلَى الْآدَمِيِّ حَسْبُ .شرایع الاسلام
قال الطوسی :" دیة قتل الخطاء علی العاقلة . وبه قال جمیع الفقهاء " خلاف 5/275
بنا به نظر فقیهان شیعه وسنی ؛ دیه قتل خطائی وجرح مُوَّضَّحه بر عاقله است .( جرح موضحه =5شتر)
( فقه مذاهب اربعه 5/139- جواهر 43/413 )
المقصود بالعاقلة : " التی تتحمل دیة قتل الخطاء – فقط قتل خطائی ونه عمد ونه شبه عمد – الرجال البالغون العاقلون من اقارب القاتل من جهة ابیه ؛ کالاخوة وبناء الاخوة والاعمام " الاحکام الشرعیة ص570
در عاقله 2 چیز معتبر است : 1- اقوام پدری باشد . 2- مرد باشد .
دیه زمانی بر عاقله واجب است که ایشان متمول باشند والا درحالت فقیر بودن چیزی بر ایشان واجب نیست خود جانی باید بپردازد واگراو هم فقیر بود ؛ بر بیت المال است .دیه در جرح خطائی هم بر عاقله است .به هر میزان .
سهم هر فرد از عاقله را در سطور آتی بیاوریم .
اصح اقوال فقیهان شیعه این استکه منوط به نظر حاکم شرع است . حد مشخص ندارد .
علامه در قواعد گوید:" وتحمل العاقلة دیة المُوَضَّحَة فما زاد اجماعاً " ودر تبصره گوید :
" ولا مادون الموضحة"
البته در حال حاضر فقط دیه قتل خطائی بر عاقله مستقر شده وجراحات مشمول این حکم نیستند .هر چند که صاحب جواهر می فرماید : "وانها فی دیة النفس خاصة ؛ وضمان المُوضَّحة فصاعداً للاجماع [...] فیبقی غیره علی اصالة عدم الضمان » 43/425
قول مشهور شیعه وسنی در باب دیه بر عاقله اینست که مسؤلیت آنان در پرداخت دیه زمانی است که مبلغ دیه بیش از 5% دیه کامل باشد .
( یعنی 5شتر )
وَلَا تَعْقِلُ الْعَاقِلَةُ أَقَلَّ مِنْ نِصْفِ عُشْرِ الدِّيَةِ ، وَتَتَحَمَّلُ نِصْفَ الْعُشْرِ
شیخ طوسی در النهایه می فرماید :
« لا یحمل فی الجراح علی العاقلة ؛ الا الموضّحة فصاعدا ً » ص 737
تعریف زخم مُوَضَّحه : در اینحالت پوست پاره شودوسفیدی استخوان نمایان گردد .( 5 شتر دیه دارد)
وَتَحْمِلُ الْعَاقِلَةُ دِيَةَ الْمُوضِحَةِ فَمَا زَادَ قَطْعًا .
وَهَلْ تَحْمِلُ مَا نَقَصَ ؟ قَالَ فِي الْخِلَافِ : نَعَمْ ، وَمَنَعَ فِي غَيْرِهِ ، وَهُوَ الْمَرْوِيُّ ، غَيْرَ أَنَّ فِي الرِّوَايَةِ ضَعْفًا .
منظور از روایت ضعیف , خبر ابن فضال است که مشکل عقیدتی دارد هرچند که راستگوست .
سوال : آیا عاقله در باب اجرت طبیب مسولیتی دارد ؟
جواب : بر طبق موثقه ابن فضال که در کافی 7/365 ح ش 4 نقل کرده اند ؛اجرت طبیب در زخم « سمحاق »بر عهده جانی بوده وبر عاقله چیزی از مبلغ دیه و هزینه های پزشکی بار نمی شود .واما نص خبر :
447، 14 - 4 علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن فضال، عن يونس بن يعقوب، عن أبي مريم، عن أبي جعفر عليه السلام قال: قضى أمير المؤمنين عليه السلام أنه لا يحمل على العاقلة إلا الموضحة فصاعدا، وقال: ما دون السمحاق أجر الطبيب سوى الدية. » مرات العقول : « موثق » ابن فضال فطحی مذهب ؛ لیکن موثق است .
ملا محسن فیض در وافی 16/857 ح 16283 در شرح این حدیث گوید :
«یعنی ان دیة الجنایة فیما دون الموضحة فی مال الجانی وان کانت خطا واَن علیه فی ما دون السمحاق سوی الدیة اجر الطبیب »
[ سمحاق : پوست نازکی که بین گوشت واستخوان وجود دارد . بالاتر از این زخم موضحه است که در آن پوست روی استخوان پاره شده واستخوان نمایان می شود .(رک: مسالک 15/456]
دیه در سمحاق 4 شتر است .
وقضى في السمحاق أربعة من الابل. » کافی 7/326 حدیث اول .
نکته : اهل سنت در زخم سمحاق قصاص را جایز ندانسته وفقط در موضحه قبول دارند . لیکن شیخ طوسی در خلاف می فرماید : بدلیل آیه " والجروح قصاص " فرقی بین زخم موضحه وسمحاق در قصاص وجود ندارد .(5/192
سوال : سهم هر نفر از گروه عاقله بابت دیه چقدر تعیین می شود ؟ جواب :
به فتوای فقیهان شیعه بنا بر رای حاکم بر موسر ومعسر بنا بر مقتضای حال توزیع می شود .
لیکن به قول شافعی از موسر نصف دینار ( نصف مثقال طلا) واز معسر ربع دینار گرفته شده واگر مابقی ماند از بیت المال جبران می شود .
( نگا : خلاف طوسی 5/279 مسئله 100)
میزان مسولیت عاقله در مذاهب مالکیه وحنابله واحناف بقرار ذیل است :
مِقْدَارُ مَا يُؤْخَذُ مِنْ كُل وَاحِدٍ مِنَ الْعَاقِلَةِ:
قَال الْمَالِكِيَّةُ وَالْحَنَابِلَةُ: لَيْسَ هُنَاكَ مِقْدَارٌ مُعَيَّنٌ؛ لأِنَّهُ لاَ نَصَّ فِيهِ، بَل يَرْجِعُ ذَلِكَ إِلَى اجْتِهَادِ الْحَاكِمِ، فَيَفْرِضُ عَلَى كُل وَاحِدٍ مِنْهُمْ حَسَبَ حَالَتِهِ الْمَالِيَّةِ كَالنَّفَقَةِ قَال تَعَالَى: {لاَ يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا}بقره/286
وَقَال الْحَنَفِيَّةُ: يُؤْخَذُ مِنْ كُل وَاحِدٍ مِنَ الْعَاقِلَةِ ثَلاَثَةُ دَرَاهِمَ أَوْ أَرْبَعَةُ دَرَاهِمَ، وَلاَ يُزَادُ عَلَى ذَلِكَ»[زنان وصبیان معاف اند]
ابو الصلاح حلبی مجتهد شیعی متوفی 447 در الکافی ص 395 می فرماید :
« اذا لم تکن لقاتل الخطاء عاقلة وله مال فالدیة من مالهِ فان لم یکن ذامال فالدیة من بیت المال »
سوال : آیا عاقله می تواند بعد از تادیه دیه خطای محض به قاتل مراجعه کرده وطلب وجه کند ؟
جواب : همانطوریکه از خلال مباحث گذشته برملا شد اصل اولیه در اسلام این استکه در قتل خطای محض
عاقله مسول پرداخت دیه می باشد ؛ قاتل موسر باشد ویا معسر . یعنی پولدار ویا وفقیر .
لیکن در حالت موسر بودن قاتل بعض فقیهان شیعی فرموده اند که عاقله می توانند به قاتل مراجعه کنند.
شیخ مفید در المقنعه ص 737 می فرماید :
« وترجع العاقلة علی القاتل ؛ فان کان له مال اخذت منه ما ادته عنه ؛ وان لم یکن له مال فلا شیء لها علیه»
سلار فقیه بزرگ شیعی متوفی 448 در « مراسم » ص241 شبیه قول مفید را فرمود .
شیخ ابن ادریس از فقیهان قرن پنجم در « السرایر » 3/323 همین سوال را مطرح کرده ومی فرماید که عاقله
نمی تواند به قاتل مراجعه کند . بلافاصله کلام مفید را نقل می کند ومی نویسد :
« وذهب شیخنا المفید ، الی ان العاقلة ترجع بها علی القاتل . وهذا خلاف اجماع الامة »
اقول : جالب اینجاست که ابن ادریس فرمود خلاف اجماع امت است در حالی که مفید وسلار فرمودند عاقله می تواند به قاتل مراجعه کند ؛ پس اجماعی که ابن ادریس معتقد است صورت نگرفته وایشان اشتباه کردند .
علامه حلی در مختلف الشیعه بر این مطلب صحه می گذارد . به نص کلام او دقت کنید :
مسألة: المشهور بين علمائنا ان دية الخطأ تجب على العاقلة ابتداء، ولا يرجع بها على القاتل، سواء كان موسرا أو معسرا، اختاره الشيخ في كتبه، وابن البراج ، وأبو الصلاح. قال الشيخ في الخلاف والمبسوط : الدية في قتل الخطأ تجب ابتداء على العاقلة، وفي أصحابنا من قال: ترجع العاقلة على القاتل بها، ولا أعرف به نصا.{...}
وقال ابن ادريس: دية الخطأ على العاقلة ولا يرجع العاقلة بها على القاتل، سواء كان في حال الاداء موسرا أو معسرا، وذهب شيخنا المفيد الى أن العاقلة ترجع بها على القاتل. قال: وهذا خلاف إجماع الامة . وهذا جهل من ابن ادريس وتخطئه لشيخنا الاعظم {... } » 9/278
نکته : ثبوت دیه بر عاقله با بینه ثابت می شود ونه با اقرار قاتل ویا تصالح او با اولیای دم .
حداکثر زمان برای وصول دیه در قتل خطای محض از عاقله , 3 سال است .
ضمنا عمد صبی – غیر بالغ – در حکم خطای محض بوده ودیه آن هم بر عهده عاقله می باشد .
الشَّرْطُ الرَّابِعُ : كَمَالُ الْعَقْلِ فَلَا يُقْتَلُ الْمَجْنُونُ ، سَوَاءٌ قَتَلَ مَجْنُونًا أَوْ عَاقِلًا ، وَتَثْبُتُ الدِّيَةُ عَلَى عَاقِلَتِهِ .
وَكَذَا الصَّبِيُّ ، لَا يُقْتَلُ بِصَبِيٍّ وَلَا بِبَالِغٍ .
أَمَّا لَوْ قَتَلَ الْعَاقِلُ ثُمَّ جُنَّ ، لَمْ يَسْقُطْ عَنْهُ الْقَوَدُ .
وَفِي رِوَايَةٍ يُقْتَصُّ مِنْ الصَّبِيِّ ، إذَا بَلَغَ عَشْرًا ...
وَالْوَجْهُ أَنَّ عَمْدَ الصَّبِيِّ خَطَأٌ مَحْضٌ .... شرایع الاسلام { صاحب جواهر هم تائید می کند . 42/179}
سوالی مهم : چرا عاقله مسولیت دارد ؟ چرا گویند بیمه خانوادگی است ؟
یعنی عاقله باید مراقب خودی باشد تا دچار ضرب و جرح و قتل نشود . یعنی تربیت خانوادگی . یعنی کنترل روی اعضای خانواده وفامیل . مسولیت همگانی .
« بحث خودکشی وکسی که بر خود خطاً جرحی وارد کند »
سوال : اگر شخصی برخود خطاءاً صدمه ای وارد کند حتی اگر منجر به فوت شود بر اساس قانون شرع و عرف دیه بر عاقله مستقر می شود یا خیر ؟به بیان دیگر مسولیت عاقله شامل صدمات خطایی که شخص بر خودش وارد می کند ؛ می شود یا خیر ؟
جواب : طبق ادله ی مکتب شیعه اینمورد از مصادیق قانون« دیه بر عاقله » نیست .
شیخ یحیی بن سعید حلی گوید: " لا یجب الدیة فی ثلاثین موضعاً :
من قتل نفسهِ والحربی والمرتد" اشباه ص155
وَلَوْ جَنَى عَلَى نَفْسِهِ خَطَأً ، قَتْلًا أَوْ جَرْحًا طَلَّ وَلَمْ تَضْمَنْهُ الْعَاقِلَةُ . شرایع الاسلام
قال فی جواهر 43/430 :« ضرورة کون الدیة عوض الجنایة علی المجنی علیه لا جنایة علی نفسه »
واما در فقه عامه بر طبق ظاهر ابن قدامه حنبلی در المغنی حکم مسئله چنین است :
[فَصْلٌ جَنَى الرَّجُلُ عَلَى نَفْسه خَطَأ أَوْ عَلِيّ أَطْرَافه]
(6807) فَصْلٌ: وَإِنْ جَنَى الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ خَطَأً، أَوْ عَلَى أَطْرَافِهِ، فَفِيهِ رِوَايَتَانِ. قَالَ الْقَاضِي: أَظْهَرُهُمَا أَنَّ عَلَى عَاقِلَتِهِ دِيَتَهُ لِوَرَثَتِهِ إنْ قَتَلَ نَفْسَهُ، أَوْ أَرْشَ جُرْحِهِ لِنَفْسِهِ إذَا كَانَ أَكْثَرَ مِنْ الثُّلُثِ.
وَالرِّوَايَةُ الثَّانِيَةُ، جِنَايَتُهُ هَدْرٌ. وَهَذَا قَوْلُ أَكْثَرِ أَهْلِ الْعِلْمِ، مِنْهُمْ؛ رَبِيعَةُ، وَمَالِكٌ، وَالثَّوْرِيُّ وَالشَّافِعِيُّ، وَأَصْحَابُ الرَّأْيِ. وَهِيَ أَصَحُّ؛ لِأَنَّ عَامِرَ بْنَ الْأَكْوَعِ بَارَزَ مَرْحَبًا يَوْمَ خَيْبَرَ، فَرَجَعَ سَيْفُهُ عَلَى نَفْسِهِ، فَمَاتَ، وَلَمْ يَبْلُغْنَا أَنَّ النَّبِيَّ - ص - قَضَى فِيهِ بِدِيَةٍ وَلَا غَيْرِهَا، وَلَوْ وَجَبَتْ لَبَيَّنَهُ النَّبِيُّ - ص-.
وَلِأَنَّهُ جَنَى عَلَى نَفْسِهِ، فَلَمْ يَضْمَنْهُ غَيْرُهُ، كَالْعَمْدِ، وَلِأَنَّ وُجُوبَ الدِّيَةِ عَلَى الْعَاقِلَةِ إنَّمَا كَانَ مُوَاسَاةً لِلْجَانِي، وَتَخْفِيفًا عَنْهُ، وَلَيْسَ عَلَى الْجَانِي هَاهُنَا شَيْءٌ يَحْتَاجُ إلَى الْإِعَانَةِ وَالْمُوَاسَاةِ فِيهِ، فَلَا وَجْهَ لِإِيجَابِهِ.9/510
ابن قدامه و مالک وشافعی وابن حزم – ظاهری – روایت دوم را که عدم دیه بر عاقله است قبول دارند.
شیخ طوسی از فقهاء بزرگ شیعه در خلاف 5/284 چنین می فرماید :
مسألة 107: إذا جنى الرجل على نفسه جناية خطأ محض، كان هدرا لا يلزم العاقلة ديته. وبه قال أبو حنيفة وأصحابه، والشافعي، وربيعة، ومالك، والثوري. وقال قوم: أن الدية على عاقلته، له إن كان حيا وقد قطع يد نفسه، ولورثته إن كان ميتا. ذهب إليه الاوزاعي، وأحمد، وإسحاق .
دليلنا: أن الاصل براءة الذمة، ولا دليل على أن هؤلاء يلزمهم بهذه الجناية شئ. وأيضا روي ان عوف بن مالك الاشجعي ضرب مشركا بالسيف
فرجع السيف إليه فقتله، فامتنع أصحاب رسول الله صلى الله عليه وآله من الصلاة عليه، وقالوا: بطل جهاده مع رسول الله، فذكر ذلك للنبي عليه السلام، فقال: مات مجاهدا مات شهيدا. فالظاهر أن هذا جميع حكمه، ولو كانت الدية على عاقلته لبين ذلك وأوضحه، لانه وقت الحاجة.
محی الدین النووی – شافعی مذهب - هم در المجموع 19/145 می گوید:
ومن قتل نفسه خطأ لم تجب الدية بقتله ولا تحمل العاقلة ديته، لما روى أن عوف بن مالك الاشجعى ضرب مشركا بالسيف فرجع السيف عليه فقتله، فامتنع أصحاب رسول الله ص من الصلاة عليه وقالوا قد أبطل جهاده، فقال رسول الله ص بل مات مجاهدا، ولو وجبت الديه على عاقلته لبين رسول الله ص ذلك »
شافعی گوید که کفاره کسی که خودکشی کرده از مالش باید پرداخت شود .
نکته : ماجرای عامر بن الاکوع که بدست خودش خطاً کشته شد در بخاری حدیث 4196 و6148 ومسلم4769 وارد شده است .
حاصل این استکه به فتوای فقیهان شیعه وقاطبه اهل سنت ، کسی که خودکشی ویا خود زنی کند چه خطا وچه عمدا بر عاقله چیزی واجب نیست .
« حکم کسی که خودکشی می کند »
« بحث حرمت خودکشی- گناه کبیره - که خدانسبت به آن وعده آتش داده است »
قال تعالی : " لا تقتلوا انفسکم " نساء 29
قال النبی ص : " من قتل نفسه بشیء من الدنیا عُذِّب به یوم القیامة " هر کس خودکشی کند با همان وسیله عذاب شود. اگر با آنه باشد ؛ با آهن واگر با سم باشد , با سم ّ عذاب شود .(الام الشافعی 6/4)
قال الصادق ع :" من قتل متعمداً فهو فی نار جهنم خالداً فیها " در عذاب جهنم مخلد است . کافی 7/45
این حکم متفق علیه فریقین اسلامی است : « ولا یحل لاحدٍ قتلُ نفسِهِ » خودکشی حرام است .ولو در سختی باشد.
سوال : نمازمیت بر بدن کسی که خودکشی کرده جایز است ؟
جواب : به فتوای تمام فقیهان شیعی ؛ واجب است . بدلیل روایتی که عامه نقل کنند .
قال النبی ص :
" صلوا علی من قال لا اله الا الله " . وذلک عام ٌ . فلذا « یجب الصلاة علی اهل الکبائر »
ودر جای دیگری گوید:
« من قتل نفسهِ یصلی علیه وهو قول علمائنا خلافاً لعمربن عبد العزیز » منتهی المطلب 1/447
فقهاء عامه در این خصوص دو نظریه دارند : نماز برای عموم جایز است
والثانی : بر امام جایز نیست .{ بر مذاق فقه شیعه هم برای افراد متشخص والگوی جامعه ؛ جایز نیست}
قال النووی :" من قتل نفسهِ او غل فی الغنیمة – خائن به بیت المال – یغسل ویصلی علیه عندنا وبه قال ابو حنیفة ومالک وداود وقال احمد لا یصلی علیهما الامام وتصلی بقیة الناس " المجموع 5/268
قال ابن قدامه :
[مَسْأَلَةٌ لَا يُصَلِّي الْإِمَامُ عَلَى الْغَالِّ مِنْ الْغَنِيمَةِ وَلَا عَلَى مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ]
(1670) مَسْأَلَةٌ؛ قَالَ: (وَلَا يُصَلِّي الْإِمَامُ عَلَى الْغَالِّ مِنْ الْغَنِيمَةِ، وَلَا عَلَى مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ) الْغَالُّ: هُوَ الَّذِي يَكْتُمُ غَنِيمَتَهُ أَوْ بَعْضَهَا، لِيَأْخُذَهُ لِنَفْسِهِ، وَيَخْتَصَّ بِهِ. فَهَذَا لَا يُصَلِّي عَلَيْهِ الْإِمَامُ، وَلَا عَلَى مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّدًا. وَيُصَلِّي عَلَيْهِمَا سَائِرُ النَّاسِ. نَصَّ عَلَيْهِمَا أَحْمَدُ. 2/418
دریک فتوا از عمربن الخطاب دارند که در جرح خطایی حکم به ثبوت دیه بر عاقله داد . ابن قدامه گوید:
وَهَذَا قَوْلُ الْأَوْزَاعِيِّ، وَإِسْحَاقَ؛ لِمَا رُوِيَ أَنَّ رَجُلًا سَاقَ حِمَارًا فَضَرَبَهُ بِعَصًا كَانَتْ مَعَهُ، فَطَارَتْ مِنْهَا شَظِيَّةٌ، فَأَصَابَتْ عَيْنَهُ فَفَقَأَتْهَا فَجَعَلَ عُمَرُ، دِيَتَهُ عَلَى عَاقِلَتِهِ، وَقَالَ: هِيَ يَدٌ مِنْ أَيْدِي الْمُسْلِمِينَ، لَمْ يُصِبْهَا اعْتِدَاءٌ عَلَى أَحَدٍ. وَلَمْ نَعْرِفْ لَهُ مُخَالِفًا فِي عَصْرِهِ. وَلِأَنَّهَا جِنَايَةُ خَطَأٍ، فَكَانَ عَقْلُهَا عَلَى عَاقِلَتِهِ، كَمَا لَوْ قَتَلَ غَيْرَهُ.
نکته ای مهم : شرکت در مراسم نمازوتشییع ومجالس ختم و...کسی که انتحار – خودکشی – کرده برای اهل علم وفضل وهمه ِ آن کسانی که مقتدای مردم هستند ؛ از جهت اینکه ترویج امر باطل شود ؛
حرام است . والّا فلا .
برای مثال؛ مالک گوید : " لا یصلی علیهم – البغاة – الامام واهل الفضل " المجموع النووی 5/267
نکته : خودکشی بعنوان جرم در قوانین ایران تعریف نشده ولی در گذشته ایام در بعض کشورهای اروپائی , خودکشی عملی مجرمانه تلقی واموال فرد ُمنتحِر به نفع دولت مصادره می شده است .
سوال : نعمت حیات حق الله است ویا حق الناس ؟
جواب : حق الله . فلذا انسان را نرسد که در ابطال این نعمت خدائی از خود اراده ای داشته باشد . از اینباب گویند خودکشی وازهاق روح دیگران – قتل - حرام است . زیرا کسی حق تصرف در آن را ندارد .
الا باذن خدا !
یکی از ادله ِ حرمت برداشتن قلب در کسانی که دچار مرگ مغزی شده اند ؛ همین است . قال تعالی :
" ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا با لحق ذلکم وصیکم به لعلکم تعقلون " انعام 151
حیات نعمت وحق الهی است که بودیعت در نهاد انسان به امانت گذاشته شده است .
" ونفختُ فیهِ مِن روحِی" ص 71
روح متعلق به خداست . بر طبق قاعده " لا یحل لاحد ٍ ان یتصرف فی مال غیرهِ بغیر اذنه" تصرف در مال دیگری بدون اذن او حرام است . اینکه فرمود :" فاقتلوا انفسکم" بقره 54
برای توبه کردن بنی اسرائیل است . کفاره گناهان را کشتن همدیگر قرار داد .( علی رای )
ویا شبیه داستان کشتن کودک در ماجرای خضر و موسی ع فی سورة الکهف است که از اسرار الهی بوده وغیر معصوم را در حل وتوجیه آن دخلی نیست .
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا (74) قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا (75) کهف
خود خضر هم فرمود :
وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا (82) کهف
من الله التوفیق
محمد رضا فروزان متولد 1339