حکم ختنه کردن در ادیان ابراهیمی
بسم الله الرّحمن الرّحیم
فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا " آل عمران 95
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (123) نحل
« تحقیقی پیرامون ختنه کردن در شریعت اسلام ومذهب یهود ونصاری »
محقق : محمد رضا فروزان
جلسه مکتب القران فجر بروجرد بتاریخ 11/11/1391
ختنه در لغت به معنای قطع کردن است ودر اصطلاح به معنای بریدن پوست سر آلت پسران .
برخی از دانشمندان اخلاق گرا و غیر مذهبی ختنه کردن را حاوی دو اشکال می دانند :
یک – نقض قانون اراده آزاد انسانها وحق سلطه فرد بر بدن خویشتن( حق مداری )
دو – گویند اگر پوست موصوف – غلاف – لازم نبود خدا تعالی خلقش نمی کرد پس شما چرا آنرا می برید ؟ (تکلیف مداری )
واما جواب هردو اشکال :
لزوم واکسیناسیون اطفال برای رعایت مصلحت طفل در آینده جواب اولی است .
نیکو بودن زدودن موهای زاید بدن مثل دور عورت – عانه – ویا ناخن چینی جواب دومی است . ( خلاصه کلام )
خداوند تعالی امر به اتباع سنن حنیف ابراهیم ع نموده که ده تاست ویکی از آنها ختنه کردن است .
واینکه ختنه کردن واجب است یا از سنت ؛ باید اذعان داریم که از سنت است .
شک نیست که ختنه کردن از سنت های ابراهیم ع است که در ادیان ابراهیمی به یادگار مانده است.
نص صریح تورات بر وجوب آن بار شده ودر انجیل هم مطابق حکم کلی که عیسی ع فرمود :
«براستی به شما می گویم که از میان احکام تورات هر آنچه که باید عملی شود یقیناً همه یک به یک عملی خواهند شد » متی 5/ 18
ختنه هم خواست مسیح ع بوده وباید در میان اطفال مسیحیان اجرا شود ؛ عدم عمل بدان ظاهرا موافق نهیِ پُولُس است .
همو که در نامه به غُلاطیان 5/1-4 نسخ احکام دین مسیح را اعلام داشته وگوید :
« آزاد بمانید وبار دیگر اسیر قید وبند شریعت نشوید . .. اگر تصور می کنید که با ختنه شدن وانجام احکام مذهبی می توانید مقبول خدا گردید در آنصورت مسیح دیگر نمی تواند شمارا رستگار سازد»
سپس ادامه می دهد هر که بخواهد با ختنه شدن خدا را خشنود سازد مجبور است بقیه احکام شریعت را هم یک به یک حفظ کند وگرنه محکوم به هلاکت ابدی است .
جناب پولس به جسارت تمام عنوان می دارد حفظ تعالیم شریعت باعث محرومیت از لطف خداست.
آری ، این پولس بزرگ کلیسای نصاری است که ختنه کردن را ممنوع ساخت .
در میان عالمان اسلام در خصوص ختنه کردن دو قول وجود دارد : واجب بر ولی طفل و مستحب(قول مشهور)
واجب است ولی طفل فرزند پسر را ختنه کند . وافضل روز هفتم تولد است . واگر این عمل نشود تا قبل از بلوغ توسط خود فرد صورت پذیرد چرا که صحت نماز وطواف حج منوط به ختنه شدن است .
کسی که فتوای بر وجوب دارد ؛ علامه حلی در تحریر الاحکام است که فرمود :
« ولا یجوز تاخیره الی البلوغ » 2/43
ودر ادامه گویند :« من بلغ غیر مختتن وجب علیه الخِتان ولو وجب علیه الحج قدم الخِتان » 2/116
ولیکن مشهور عالمان اسلامی فرموده اند که مستحب است واگر ختنه نشد بر خودش واجب است
قبل از بلوغ و تکلیف ختنه کند تا نمازش مقبول شود .( واجب نفسی) حتی دارند که امامت اغلف – ختنه نشده- صحیح نیست .مگر عذری داشته ، مثلا خوف عقلایی بر جانش که ختنه نکرد.
محقق در شرایع فرمود :
وَأَمَّا الْخِتَانُ : فَمُسْتَحَبٌّ يَوْمَ السَّابِعِ ، وَلَوْ أَخَّرَ جَازَ .
وَلَوْ بَلَغَ وَلَمْ يُخْتَنْ ، وَجَبَ أَنْ يَخْتِنَ نَفْسَهُ وَالْخِتَانُ وَاجِبٌ ،{...} .
صاحب جواهر هم صحت فتوای محقق را مطابق اجماع بِقسمَیه – مُحَصَّل ومنقول-عنوان کند وگوید :
« وذلک لان الختان واجب فی نفسه بالضرورة » 31/ 260
صاحب مسالک هم با استحباب موافق بوده و یکی از شرایط صحت نماز را ختنه بودن می داند .
هنا مسائل: الاولى: لا خلاف بين العلماء في وجوب الختان في الجملة، وأنه من الفطرة الحنيفية، وإنما الكلام في أول وقت وجوبه هل هو قبل التكليف، بحيث إذا بلغ الصبي يكون قد اختتن قبله ولو بقليل، أم لا يجب إلا بعد البلوغ كغيره من التكاليف المتعلقة بالمكلف؟ يظهر من عبارة المصنف الأول، لإطلاق حكمه عليه بالوجوب، ولا ينافيه حكمه باستحبابه يوم السابع، لأن الوجوب على هذا القول موسع من
حين الولادة إلى أن يقرب التكليف. وعلى هذا فيكون فعله يوم السابع أفضل أفراده الواجبة، ولأجل ذلك أطلق عليه الاستحباب، كما يقال: يستحب صلاة الفريضة في أول وقتها. وعلى هذا فيكون الوجوب متعلقا بالولي، فإن لم يفعل إلى أن بلغ الصبي أثم وتعلق الوجوب حينئذ بالولد. وبهذا القول صرح في التحرير فقال: " ولا يجوز تأخيره إلى البلوغ "
این شهید سعید در شرایط امام جماعت می فرماید :
« مع عدم قدرته علی قطع غُلفته والا لم یصح صلاته فضلاً عن الاقتداء بهِ » مسالک 1/217
در باب شرایط صحت طواف محقق حلی در شرایع می فرماید :
فَالْوَاجِبَاتُ : الطَّهَارَةُ ، وَإِزَالَةُ النَّجَاسَةِ عَنْ الثَّوْبِ وَالْبَدَنِ ، وَأَنْ يَكُونَ مَخْتُونًا ،( یعنی فلا یصح طواف الاغلف)
والاغلف لا یطوف بالبیت . جواهر 13/ 274
فقیهان در توجیه کلام علامه حلی مبنی بر وجوب ختنه کردن می گویند :
ختنه کردن طفل واجب مُوَسَّع است یعنی تا بلوغ وقت دارد با رسیدن به تکلیف واجب مُضَیَّق شود.
شبیه نیت در وضوست که با شروع در شستن دستها واجب مُوَسَّع است وبا ریختن اب به صورت واجب مُضَیَّق شده و آخرین زمان نیت کردن وضو زمانی است که آب را بصورت می ریزید .
واما برادران اهل سنت طبق حدیث موجوددر مسانید و صحیحین معتقدند که حضرت ابراهیم ع در سن 80 سالگی ختنه کرد .
ابن ابی شیبه در المصنف خودش آورده حضرت ابراهیم ع در بزرگسالی ختنه کرد.به خبر ذیل بنگرید:
26996- حَدَّثَنَا عَبْدَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ ، عَن يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ ، عَن سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ، أَنَّ إبْرَاهِيمَ اخْتُتِنَ بِالْقَدُّومِ وَهُوَ ابْنُ مِئَة وَعِشْرِينَ سَنَةً ، ثُمَّ عَاشَ بَعْدَ ذَلِكَ ، ثَمَانِينَ سَنَةً. » مصنف ابن ابی شیبه م 235
{ القَدوم اسم المکان الذی ختن نفسه فیه } قَدوم اسم مکان ختنه شدن ابراهیم ع است .
بر طبق نقل محدثین شیعه معصومین ع مختون متولد می شوند . شیخ حر عاملی در وسایل 21/438 :
27523- 1- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ فِي كِتَابِ إِكْمَالِ الدِّينِ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ يَعْنِي ابْنَ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع يَقُولُ لَمَّا وُلِدَ الرِّضَا ع- إِنَّ ابْنِي هَذَا وُلِدَ مَخْتُوناً طَاهِراً مُطَهَّراً وَ لَيْسَ مِنَ الْأَئِمَّةِ ع أَحَدٌ يُولَدُ إِلَّا مَخْتُوناً طَاهِراً مُطَهَّراً وَ لَكِنَّا سَنُمِرُّ عَلَيْهِ الْمُوسَى لِإِصَابَةِ السُّنَّةِ وَ اتِّبَاعِ الْحَنِيفِيَّةِ.
معصومین و مختون - بدون غلاف - متولد شدن با نقل شیخ کلینی
8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لِلْإِمَامِ عَشْرُ عَلَامَاتٍ يُولَدُ مُطَهَّراً مَخْتُوناً ... » کافی 1/388
(الحديث الثامن) « مرسل ٌ » یولد مطهرا مختونا . مرآت العقول 4/270
در خبری دارند که حضرت اسحاق غیر مختون متولد شده است . کما قال القمی :
" ولد لها اسحاق غیر مختون " جامع الشتات 4/612
در خبری هم وارد شده که نبی مکرم اسلام ص مختون متولد شده اند . بعضی اخبار هم دارند که :
« ان عبد المطلب ختن النبی یوم سابعه " رک: کنز العمال 4/607 وتفسیر قرطبی 2/100(غریبٌ جداً)
13853 - وَعَنْ أَبِي بَكْرَةَ «أَنَّ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ خَتَنَ النَّبِيَّ - ص - حِينَ طَهَّرَ قَلْبَهُ».
رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي الْأَوْسَطِ، وَفِيهِ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عُيَيْنَةَ وَسَلَمَةُ بْنُ مُحَارِبٍ وَلَمْ أَعْرِفْهُمَا، وَبَقِيَّةُ رِجَالِهِ ثِقَاتٌ.
مجمع الزوائد هیثمی8/224
« حکم ختنه کردن در تورات وانجیل »
در سفر تکوین فصل 17 ایات 9 تا 16 قصه ختنه کردن ابراهیم ع را در سن 99 سالگی می نویسد :
" وچون ابرام 99 ساله بود خداوند بر ابرام ظاهر شده ، گفت : من هستم خدای قادر مطلق . پیش روی من بخرام وکامل شو . ....
این است عهد من که نگاه خواهید داشت در میان من وشما وذریت تو بعد از تو هر ذکوری از شما مختون شود ...
هر پسر هشت روزه از شما مختون شود .... » ص 16 عهد قدیم
واما در انجیل می گویند که یحیی ع در روز هشتم ختنه شد . لوقا 1/59 ص 74
وعیسی ع هم در روز هشتم . لوقا 2/21 ص 75
واما در اسلام محمدی ص , مستحب است که در روز هفتم ختنه صورت گیرد .
اهل سنت از ابی جعفر ع این خبر را نقل کرده اند :
«عن فاطمة –ع – انها کانت تختتن ولدها یوم السابع » قرطبی 2/101و المصنف ابن ابی شیبه کوفی 5/532
و المجموع نووی (م 676)1/305 و شرح کبیر عبد الرحمن ابن قدامه متوفی 682 1/110
نتیجه اینکه در ادیان ابراهیمی ختنه کردن پسر بچه واجب بوده وآنچه که از نامه پولس به غلاطیان بدست می اید این استکه او – پولس – ختنه کردن را ممنوع کرد.
نکته دیگر اینکه برخی گویند ختنه کردن موجب کاهش لذت جنسی می شود که آن هم بطور مطلق قابل اثبات نیست .اگر موردی مشاهده شده حکم استقرایی داده اند .( کلی )
اقول : تمام مطالب این سطور وفق گفتار عالمان بود و ما از خودمان چیزی نیفزودیم .
سوال : دلیل عدم صحت نماز غیر مختون چیست؟ جواب : گویند از آنجایی که ختنه کردن سنت است
عمل نکردن به سنت حنیف - بدون عذر شرعی - دالّ بر فسق است .!
واما تفصیل حکم ختنه کردن در روایات خاصه :
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اخْتِنُوا أَوْلَادَكُمْ لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ فَإِنَّهُ أَطْهَرُ وَ أَسْرَعُ لِنَبَاتِ اللَّحْمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ لَتَكْرَهُ بَوْلَ الْأَغْلَفِ.» {ضعیف} کافی 6/34 وعنه وسایل 21/435
خَمْسٌ مِنْ الْفِطْرَةِ: الْخِتَانُ وَالاسْتِحْدَادُ وَتَقْلِيمُ الأَظْفَارِ وَنَتْفُ الإِبْطِ وَقَصُّ الشَّارِبِ "
قال ابن عباس: هي عشر خصال كانت فرضاً في شرعه و هي سنة في شرعنا، خمس في الرأس و خمس في الجسد، أما التي في الرأس: فالمضمضة، و الاستنشاق/ و فرق الرأس، و قص الشارب، و السواك، و أما التي في البدن::
فالختان، و حلق العانة، و نتف الإبط، و تقليم الأظفار، و الاستنجاء بالماء » تفسیر فخر رازی 4/35
منظور از «كلمات» دستورهايى است كه در زمينه نظافت و پاكيزگى خداوند بر او نازل فرمود و آن ده چيز است پنج تا از آنها كه متعلق بسر انسان است باين شرح است:
1- چيدن شارب و ریش گذاشتن و اصلاح مو ومسواک زدن وخلال کردن دندان
و پنج تا از آنها كه متعلّق ببدن انسان است عبارت است از:
1- زائل كردن مويها؛ ختنه کردن ؛ چیدن ناخن ها و غسل جنابت و شستشوی بدن
اين دستورات كه «حنفيّه»- يعنى سنّت مستقيمه- ناميده ميشود تا كنون منسوخ نگرديده است و تا روز قيامت نيز هم چنان باقى خواهد بود و منظور از جمله «فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً» 95 آل عمران» نيز همين دستورات است.( مجمع البیان 2/26)
واما در فقه شیعه مضبوط است :
شهید ثانی در روضه البهیه می نویسد :
( وَيَجِبُ عَلَى الصَّبِيِّ الْخِتَانُ عِنْدَ الْبُلُوغِ ) أَيْ : بَعْدَهُ بِلَا فَصْلٍ لَوْ تَرَكَ وَلِيُّهُ خِتَانَهُ وَهَلْ يَجِبُ عَلَى الْوَلِيِّ ذَلِكَ قِبَلَهُ ؟ وَجْهَانِ مِنْ عَدَمِ التَّكْلِيفِ حِينَئِذٍ .
وَاسْتِلْزَامُ تَأْخِيرِهِ إلَى الْبُلُوغِ تَأْخِيرُ الْوَاجِبِ الْمَضِيقِ عَنْ أَوَّلِ وَقْتِهِ ، وَفِي التَّحْرِيرِ لَا يَجُوزُ تَأْخِيرُهُ إلَى الْبُلُوغِ وَهُوَ دَالٌّ عَلَى الثَّانِي .{ 2/116}
وَدَلِيلُهُ غَيْرُ وَاضِحٍ .
محقق حلی هم در شرایع چنین می فرماید :
الْخِتَانُ : فَمُسْتَحَبٌّ يَوْمَ السَّابِعِ ، وَلَوْ أَخَّرَ جَازَ .
وَلَوْ بَلَغَ وَلَمْ يُخْتَنْ ، وَجَبَ أَنْ يَخْتِنَ نَفْسَهُ وَالْخِتَانُ وَاجِبٌ ، وَخَفْضُ الْجَوَارِي مُسْتَحَبٌّ .
وَلَوْ أَسْلَمَ كَافِرٌ غَيْرَ مُخْتَنٍ ، وَجَبَ أَنْ يُخْتَنَ... »
صاحب جواهر هم در شرح کلام محقق می فرماید :
. نعم ( لو بلغ ولم يختن وجب ان یختن نفسه بلا خلاف اجده فیه ؛ بل الاجماع
بقسميه عليه ( و ) ذلك
لان ( الختان واجب ) في نفسه بالضرورة من المذهب والدين التي استغنت بذلك عن
تظافر النصوص كغيرها من الضروريات ، على أن في خبر السكوني ) ( عن أبي
عبدالله عليه السلام قال " : قال أمير المؤمنين صلوات الله وسلامه عليه : إذا
أسلم الرجل اختتن ولو بلغ ثمانين " ولاقائل بالفصل... » جواهر 23/271
شیخ طوسی در خلاف می فرماید :
مسألة 11: روى أصحابنا: أن الختان سنة في الرجال، ومكرمة في النساء، إلا أنهم لا يجيزون تركه في الرجال، فانهم قالوا: إنه لو أسلم وهو شيخ فعليه أن يختتن . وقالوا أيضا: لايتم الحج إلا به، لانه لا يجوز أن يطوف بالبيت إلا مختتنا، وهذا معنى الفرض على هذا التفصيل. وقال أبو حنيفة سنة، يأثم بتركها. هذا قول البغداديين من أصحابه . وقال أهل خراسان منهم: هو واجب مثل الوتر، والاضحية وليس بفرض . وقال الشافعي: هو فرض على الرجال والنساء . دليلنا: إجماع الفرقة وأخبارهم وروي عن النبي عليه السلام أنه قال:
الخِتان سنة في الرجال، ومكرمة في النساء »خلاف 5/494 { حنابله هم واجب گویند}
شیخ صدوق در « الهدایة » می گوید : " قال الصادق ع : « الِختان سنة للرجال » ص 269
در صحیحه معاویه بن عمار نقل است که طواف اغلف – ختنه نشده – باطل است :
عن أبي عبدالله عليه السلام ، قال ( : الاغلف لايطوف بالبيت )
وایضا می گویند که امامت فرد اغلف کراهت دارد ؛ مشروط بر اینکه ختنه نشدن او دلالت بر فسق بکند
كذا يكره أن يؤم الناس ( الاغلف ) المعذور في تركه الختان لاغيره ممن هو مقصر
في تركه ، ضرورة عدم جواز الائتمام به حينئذ لفسقه ، بل في المسالك والروض
الجزم ببطلان صلاته ... » جواهر 13/384
ایشان گویند شخص اغلف طهارت کامل استحصال نکرده بلکه مقداری بول در پوست … او می ماند .
وقال السيد المرتضى: لا تجوز الصلاة خلف الفُسّاق ولا يؤم بالناس الاغلف ...
أما الأغلف فإن كان متمكنا من الختان والوقت متسع فلا يجوز أن يكون إماما، وإن لم يتمكن أو خاف على نفسه التلف معه أو بلغ آخر الوقت وهو غير مختتن فالأقوى حينئذ جواز إمامته. مختلف الشیعه 3/55
میرزای قمی در جامع الشتات بر وجوب ختنه کردن بر خود فرد بالغ فتوا می دهد . ومی فرماید :
" لا خلاف فی وجوب الختان للرجال بین علماء الاسلام " ودر باب وجوب آن بر ولی طفل اشکال دارد وگوید :
« واما وجوبه علی الولی قبل البلوغ ففیه قولان, اظهرهما واشهرهما العدم » 4/607
مراجع فعلی همگان در کتاب مستحبات ولادت نوزاد قائلند که در روز هفتم ختنه شود واگر نه در بلوغ :
« یجب علیه الِختان بعد البلوغ » منهاج خوئی
علامه حلی در تحریر الاحکام می فرماید :
" السابع والعشرون : من بلغ غیر مختتن وَجَبَ علیه الخِتان " 2/116
سید محمد در نهایه المرام می گوید که بعض اصحاب ختنه بودن را شرط صحت نماز می دانند . ( انتهی کلامه)
محقق سبزواری در کفایه می فرماید :
" وذکر جمع من الاصحاب ان الخِتان شرط فی صحة الصلاة ونحوها من العبادات المشروطة بالطهارة وحجیته غیر واضحة وما استدل به علیه بعضهم ضعیفٌ " ص192
سید سیستانی هم مشابه سبزواری فتوا می دهد ومی فرماید : { مختون بودن شرط صحت نماز نیست } . منهاج
" لیس الختان شرط فی صحة الصلاة علی الاقوی فضلا عن سایر العبادات " منهاج سید 3/118وتحریر الوسیله ایضاً
البته دقت کنید که شرط صحت طواف برابر نص وارده ؛ مختون بودن است .
واما نقل عامه :
6297 - حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ قُزَعَةَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِىّ ص :
« الْفِطْرَةُ خَمْسٌ الْخِتَانُ ، وَالاِسْتِحْدَادُ ، وَنَتْفُ الإِبْطِ ، وَقَصُّ الشَّارِبِ ، وَتَقْلِيمُ الأَظْفَارِ » بخاری ومسلم
6298 - حَدَّثَنَا أَبُو الْيَمَانِ أَخْبَرَنَا شُعَيْبُ بْنُ أَبِى حَمْزَةَ حَدَّثَنَا أَبُو الزِّنَادِ عَنِ الأَعْرَجِ عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ « اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ بَعْدَ ثَمَانِينَ سَنَةً ، وَاخْتَتَنَ بِالْقَدُومِ » . مُخَفَّفَةً . حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ حَدَّثَنَا الْمُغِيرَةُ عَنْ أَبِى الزِّنَادِ وَقَالَ « بِالْقَدُّومِ » بخاری
6290 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا الْمُغِيرَةُ - يَعْنِى ابْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْحِزَامِىَّ - عَنْ أَبِى الزِّنَادِ عَنِ الأَعْرَجِ عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه –اله- وسلم- « اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ النَّبِىُّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَهُوَ ابْنُ ثَمَانِينَ سَنَةً بِالْقَدُومِ ». مسلم
4022 - حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ إِسْحَاقَ الْبَغَوِيُّ بِبَغْدَادَ، ثنا الْحَسَنُ بْنُ مُكْرَمٍ الْبَزَّازُ، ثنا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ، أَنْبَأَ حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ الْأَنْصَارِيِّ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيِّبِ، أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ ، قَالَ: «اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِعْدَ عِشْرِينَ وَمِائَةِ سَنَةٍ بِالْقَدُومِ وَمَاتَ وَهُوَ ابْنُ مِائَتَيْ سَنَةٍ» تعلیق ذهبی : علی شرط مسلم و بخاری
علامه آلبانی این خبر ختنه شدن ابراهیم در 120 سالگی را دروغ می داند .
[ اختتن إبراهيم وهو ابن عشرين ومائة سنة وعاش بعد ذلك ثمانين سنة ] ضعیفٌ
سلسله الضعیفه 5/129 اللبانی
و الصحيح مرفوع بلفظ : " .. بعد ثمانین سنة " یعنی در 80 سالگی ختنه شد .
بخاری در ادب المفرد ص 267 در سن 120 سال را مرفوعاً ومقطوعاً می نویسد
.
78 - ( صحيح ) حدیث اختتن ابراهیم بعد ما اتت علیه ثمانون سنة متفق علیه » ارواء الغلیل 1/16
9040 - حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ قَالَ حَدَّثَنَا الْمُغِيرَةُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْقُرَشِيُّ عَنْ أَبِي الزِّنَادِ عَنِ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ- واله - وَسَلَّمَ اخْتَتَنَ إِبْرَاهِيمُ عَلَيْهِ السَّلَام وَهُوَ ابْنُ ثَمَانِينَ سَنَةً بِالْقَدُومِ » مسند احمد
«وقد تواترت الأخبار أن رسول الله صلى الله علیه -واله -وسلم ولد مختونا » مستدرک الحاکم 2/602
ابن حجر در تشریح کلام بخاری می گوید :
قَوْله ( بَاب الْخِتَان بَعْد الْكِبَر )
. وَاسْتَدَلَّ اِبْن بَطَّال عَلَى عَدَم وُجُوبه بِأَنَّ سَلْمَان لَمَّا أَسْلَمَ لَمْ يُؤْمَر بِالِاخْتِتَانِ ، وَتُعُقِّبَ بِاحْتِمَالِ أَنْ يَكُون تُرِكَ لِعُذْرٍ أَوْ لِأَنَّ قِصَّته كَانَتْ قَبْل إِيجَاب الْخِتَان أَوْ لِأَنَّهُ كَانَ مُخْتَتِنًا . ثُمَّ لَا يَلْزَم مِنْ عَدَم النَّقْل عَدَم الْوُقُوع ، وَقَدْ ثَبَتَ الْأَمْر لِغَيْرِهِ بِذَلِكَ .» فتح الباری بشرح الصحیح البخاری
من الله التوفیق
09369319570
محمد رضا فروزان متولد 1339