« بسم الله الرحمن الرحیم »

وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ

بقره/ 150

عنوان مقاله : شناخت قبله

محقق: محمد رضا فروزان . جلسه مکتب القران فجر بروجرد

" فِي الْمُسْتَقْبِلِ وَيَجِبُ الِاسْتِقْبَالُ فِي الصَّلَاةِ مَعَ الْعِلْمِ بِجِهَةِ الْقِبْلَةِ ،

فَإِنْ جَهِلَهَا عُوِّلَ عَلَى الْأَمَارَاتِ الْمُفِيدَةِ لِلظَّنِّ "  ( شرایع الاسلام )

 

قال فی المعتبر :

" استقبال القبلة فی الصلاة الواجبة واجب وشرط وهو اجماع العلماء کافة ، ولقوله تعالی :

" فول وجهک شطرة المسجد الحرام "   ( بقره 150) .

نماز مستحبی را در حال حرکت سوار مرکب ویا در حال پیاده روی پشت به قبله هم می توان خواند .

استقبال قبله در  حال حرکت برای نوافل واجب نیست .

والشطر النحو ؛ والجهة – والسمت - ، ویسقط اشتراطاً فی شدة الخوف لعدم التمکن ولقوله تعالی :

" فاینما تولوا فثم وجه الله "  ( بقره 115) .    المعتبر 2/65

قبله در لغت یعنی جهت . نحو هم یعنی ، القصد . نحوتُ الشیء : اذا قصدتُهُ .

میرزای قمی در تعریف جهت گوید :

 " الفضاء المشتغل بها من تخوم الارض الی اعنان السماء بلا خلاف "

قبله در اصل ؛ زمین زیر خانه کعبه بوده ، فلذا از همان نقطه تا نهایت کره زمین وتا آخرین نقطه آسمان قبله محسوب میشود . معنای این حرف اینست که اگر معاذالله کعبه برداشته شود ؛ حکم قبله پابر جاست . فلسفه وجودی قبله هم ایجاد وحدیت بین مسلمین وپرهیز از تشتّت است .

 ( خدای واحد ؛ نبی واحد ؛ کتاب واحد وقبله واحد ؛ دین واحد )

یکی از مقدمات واجب نماز های واجب ؛ که شرط واقعی نیز هست ؛ معرفت قبله میباشد . نیاز به معرفت قبله در دو حالت است :

اول – حالت اختیار که آیه 150بقره دلالت دارد " فول وجهک شطره " .

دوم – حالت اضطرار وتعذر از یافتن قبله است که آیه 115بقره دلالت دارد " فاینما تولوا فثم وجه الله "به هر طرف رو بیاورید ؛ خدا ست . یعنی برای متعذر نماز خواندن به هر طرف جایز است . هر چند

که مستحب است ؛ متحیر به چهار طرف نماز بخواند " المتحیر یصلی الی اربع جوانب " جواهر 7/410

ابن ادریس حلی در « السرائر » گوید :

" فمن لم یتمکن من الصلاة الی الجهات الاربع لمانع من ضیق وقت او خوف ، صلی الی ای جهة شاء ؛ ولیس یلزمه مع الضرورة غیر ذلک ؛ فان اخطاء القبلة ؛ وظهر له بعد صلاته اعاده فی الوقت بغیر خلاف ، فان کان خرج الوقت فلا اعاده علیه علی الصحیح المذهب ... وقد روی عنه کان خطاؤه بان استدبر القبلة ؛ اعاد علی کل حال . والاول هو المعمول علیه . ووافقنا فیما ذهبنا الیه مالک ، وقال ابو حنیفة واصحابه : ان صلاته ماضیة ، ولا اعادة علیه علی کل حال .

نظر شافعی دو تاست ؛ در قول جدید گوید ؛ اعاده دارد ودر قول قدیم گوید ؛ اعاده ندارد . ( مثل قول ابی حنیفه)

                                          السرائر ج1ص206

شناخت قبله در موارد ؛ ذبح – ونحر – حیوان ؛ احتضار و دفن میت مسلمان نیز ؛ واجب است .

قبله ، عبارت از محاذات( روبرو) – عرفی -  جهت و سمت خانه کعبه معظمه میباشد .

 براساس روایات وفتاوای مجتهدین ؛ اندکی انحراف یسیر از قبله مانعی نداشته ودر خبر است که

 " مابین المشرق والمغرب قبلة ٌ کلُه "         من لا یحضر ه الفقیه 1/278

حنفیان ؛ حنابله ، مالکیان وجماعتی از امامیه گویند : جهت قبله واجب است ونه عین کعبه . شافعیان و کثیری از امامیه گویند : یجب استقبال عین الکعبة القریب والبعید علی السواء ... البته در صورت حصول علم والا فیکفی بالظن ... لیکن ؛ تعین عین کعبه محال است . فلذا همان جهت قبله صادق است .

( فقه مذاهب خمسه مغنیه /82)

نکته : سید یزدی صاحب عروه گوید : " ویجب استقبال عینها لا المسجد او الحرم ولو للبعید "

آیت الله بروجردی در شرح بر عروه با این نظریه سید یزدی مخالف است وگوید :

"قبلة البعید لیست عین الکعبة قطعاً واستقبال العین لا یمکن بدون اتصال الخط المذکور بها "

این اختلاف تعبیر نشان ازتفاوت دیدگاه فقیها در خصوص حقیقت قبله دارد ؛ امامیه دو نظریه دارند , عده ای گویند حقیقت قبله برای تمام دنیا ، حرم است . وعده ای دیگر گویند ؛ حقیقت قبله عین کعبه است.( غنائم الایام 2/365)

شهید اول در دروس گوید ؛ اگر کاملاً به سمت  دست چپ ویا راست  نماز خوانده ؛ باید اعاده کند .1/160

قال الطوسی : " من اجتهد فی القبلة وصلی الی واحدة من الجهات ثم بان له انه صلی الی غیرها ؛ والوقت باق اعاد الصلاة علی کل حال ، وان کان قد خرج الوقت فان کان استدبر القبلة اعاد الصلاة ، وان کان قد صلی یمیناً وشمالاً فلا اعادة علیه "       الخلاف 1/303                         ( مراجع فعلی کلاً ، همین فتوا را دارند )

شناخت قبله واجب است ، نماز گزار باید برای یافتن آن ، تفحص لازم را عرفاً مبذول دارد . که اگر اینکار را نکرده ونماز بخواند وبعد از نماز متوجه شود که از قبله منحرف بوده ؛ نمازش باطل است . ولی اگر تفحص کند وبه جهتی نماز بخواند وبعد از نماز متوجه شود که از قبله منحرف بوده ؛ اگر در حد تا انحراف به دست چپ وراست باشد ( یمینا وشمالاً ؛ صحت صلاته ) نماز درست است واعاده ندارد ؛ ولی اگر در حدّ پشت به قبله بودن باشد ؛ باید اعاده کند . درمیان فقهاء چند نفر اند که با شرط تفحص ؛ حتی اگر مشخص شود که پشت به قبله هم بوده ؛ اعاده نماز را واجب نمیدانند که عبارتند از :

" سید مرتضی علم الهدی ، شیخ مفید( المقنعه 97)وابن البراج, سلار ؛ وابن زهره " (مختلف الشیعه 2/69)

 

علامه در مختلف از سید مرتضی نقل کند :

" ان کان الوقت باقیاً اعاد ؛ وان کان قد خرج فلا اعاده وان کان مستدبراً . واختاره ابن ادریس . وابن الجنید قال : ان صلی الی غیر القبلة اعاد فی الوقت لا خارجه واطلق " 2/69

قال العلامة :" والوجه عندی : انه کان بین المشرق والمغرب فلا اعادة مطلقاً "   مختلف 2/69

دقت کنید ؛ می فرمایند ؛ تفحص لازم بوده ، فلذا در زمانی که تفحص نشود و کشف خلاف قبله صورت گیرد

نماز باطل است .ابن قدامه هم از اهل سنت گوید :

 " اذا صلی بالاجتهاد الی جهة ثم علم انه قد اخطا القبلة لم یکن علیه اعادة "    المغنی 1/480

محیی الدین عربی در فتوحات مکیه گوید :

" فیصلی حیث یغلب علی ظنه باجتهاده بلا خلاف ، وان ظهر له ؛ علیه ذلک ؛ انه صلی لغیر القبلة لم یعد ؛ بخلاف فی ذلک " ج6ص158

فاضل نراقی در مستند الشیعة  گوید :

" لو خالف اجتهاده وصلی فصادف القبلة لم تصح ،

لانه متعبد بظنه فلم یات بالمامور به ولعدم  تاتی قصد القربة منه "   ج4ص218

ای : اگر اجتهاد برای یافتن قبله نکند ونماز بخواند ؛ وتصادفاً قبله هم باشد ، نمازش صحیح نیست ؛ زیرا بظن خود عمل کرده که شرعیت ندارد . وقصد قربت از ظن ، منبعث نمیشود .   انتهی کلامه

ولی شیخ جواد مغنیه گوید :

" من وجب علیه الاجتهاد والتحری عن القبلة ، فترکه عمداً ، وبعد الصلاة تبین له الخطاء ، فان کان الانحراف عنها یسیراً ؛ صحت صلاته ... واذا تبین له بعد الصلاة ان الانحراف کثیراً ؛ لا یسیراً ، وانه صلی الی المشرق ؛ او المغرب ؛ او مستدبراً ، و کان الوقت ما زال باقیاً ، بحیث مکنه اعادة الصلاة ، ولو بادراک رکعة منه ، وجب الاعادة ، واذا تبین الخطاء بعد ذهاب الوقت ؛ صحت الصلاة ولا قضاء  لقول الصادق ع : اذا صلیت ، وانت علی غیر القبلة واستبان لک انک صلیت ، وانت علی غیر القبلة ، وانت فی الوقت ،

فاعد ، وان فاتک فلا تعد "   

      فقه امام صادق ع 1/153و فقه مذاهب الخمسة /83

در اصول هم این موضوع مطرح است که تبعیت از ظن در عبادات صحیح نیست . اول باید سعی شود تا علم حاصل شود ؛ در صورت تعذر ، میتوان به ظن عمل نمود .

" ان الظن لا یغنی من الحق شیئا"  نجم 28

مستند وجوب تفحص از قبله هم این خبر است :

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «يُجْزِئُ التَّحَرِّي أَبَداً إِذَا لَمْ يُعْلَمْ أَيْنَ وَجْهُ‏ الْقِبْلَةِ».  کافی 6/65{  صحیحٌ }

 

بر متحیر ؛ واجب است که سعی عرفی در پیدا کردن قبله بنماید والا نمازش مجزی نیست .

مراحل شناخت قبله بدینطریق است :

اول – علم ، با استفاده از وسایل وامکانات موجود .

قال فی الدروس : القادر علی العلم بالقبلة لیس له الاجتهاد "   1/160

دوم – ظن – گمان غالب – در ظن هم باید « الاقوی فالاقوی » را رعایت کند .قال فی عروة :

" الظاهر جریان  حکم العمل بالظن مع عدم امکان العلم " یعنی ؛ علم مقدم بر ظن است .

تعاریف «ظن » : ظن یعنی احتمال قوی . اعتقاد راجح با احتمال نقیض آن .

قال الراغب : الظن : " اسم لما یحصل عن امارة "  اعتقادی که از امارات حاصل میشود .

ابن منظور در لسان العرب گوید : " الظن : شک ویقین .

در شرح کلمات القران گوید : " الظن : هو اعتقاد ضعیف غیر جازم لیس فیه یقین مستند الی دلیل قاطع ، والاغلب فیه مخالفته للواقع وبهذا اللحاظ بکون اتباعه مذموماً ، وان صادف موافقه للواقع "    ج7ص180

 

سوم – تقلید – مثلا ً شخص نابینا از بینا بپرسد وبقول او عمل کند ؛ مشروط بر اینکه او به قبله علم داشته باشد .

آغا رضا همدانی در مصباح الفقیه گوید ":

اذا صلی الی جهة ما یقتضیه تکلیفه اما لغلبة الظن او لضیق الوقت او لغیر ذلک ثم تبین خطائه بعد الفراغ الصلاة فان کان منحرفاً یسیراً بحیث لم یخرج عما بین المشرق والمغرب فاصلاة ماضیة قال فی الجواهر بلا خلاف معتد به بین المتاخرین من اصحابنا ...وبعد خبر صحیحه معاویة بن عمار را از امام صادق ع نقل کنند که :

" مابین المشرق والمغرب قبلةٌ"                  مصباح 2/112

قید" منحرفاً یسیراً" در شرایع آمده است . شهید ثانی در مسالک هم با محقق اول ، موافق است . 1/160

البته باید دقت نمود که منظور از مابین المشرق والمغرب قبلة ٌ ، تقریباً تا 30درجه مشکلی ندارد والا با 90درجه اختلاف که از قبله؛ چند هزار کیلومتر دور میشویم . در کتاب « النضید فی شرح روضة الشهید » برابر ترسیم اشکال موجود ، میزان مقبول انحراف از قبله ، 30درجه است . وبیش از آن نماز را باطل گوید .( ج2/  60    )

محقق بحرانی هم گوید :

" لا یخفی ما فی استدلال بهاتین الروایتین – مابین المشرق والمغرب قبلةٌ  و یک خبر دیگر- من الاشکال فان القول باتساع الجهة بهذا المقدار مما لم یذهب الیه احد فی ما اعلم "   الحدائق 6/374

سید محمد صاحب مدارک گوید :

 " ان کانت صلاته بین المشرق والمغرب فالصلاة ماضیة ولا یجب علیه الاعادة باجماع العلماء "  3/151

ودر حال اضطرار ؛

صاحب جواهر گوید :

" وکیف کان فمع فقد العلم والظن فان کان الوقت واسعاً صلی الصلاة الواحدة الی اربع جهات لکل جهة مرة علی المشهور بین الاصحاب نقلاً وتحصیلاً "    7/410

یعنی ؛ اگر نماز گزار متحیر بود ونتوانست قبله را پیدا کند ؛ نه باعلم ونه باظن ،

( مثلاً در هوای ابری که بهیچوجه آثاری از خورشید وجود ندارد ویا در خانه محبوس است واز بیرون هم هیچ اطلاعی ندارد )

 در وسعت وقت باید به چهار طرف نماز بخواند ، ودر صورت ضیق وقت به یک طرف کافیست .

نکته : البته جهتی را که یقین دارد قبله نیست ؛ قلم بگیرد .

خبر زراه از امام باقر ع هم چنین است :

وسائل الشيعة باب وجوب الصلاة إلى أربع جهات مع الاشتباه و تعذر الترجيح و أنه يجزي جهة واحدة مع ضيق الوقت

5237- 3- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قِبْلَةِ الْمُتَحَيِّرِ فَقَالَ يُصَلِّي حَيْثُ يَشَاءُ.

یل 4/311

 

فقهاء اهل سنت نیز با استناد به خبر " مابین المشرق والمغرب قبلة ٌ " از نبی اسلام ص ؛ گویند :

" اذا کان انحرافک عن القبلة مابین الیمین والشمال صحت صلاتک " رواه الترمذی .فقه السنه 1/129

محی الدین در « المجموع » هم مشابه ابن قدامه فتوا میدهد . ( رک : 3/222) .

ابن قدامه در « المغنی » گوید :

قَالَ أَحْمَدُ : مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ قِبْلَةٌ ، فَإِنْ انْحَرَفَ عَنْ الْقِبْلَةِ قَلِيلًا لَمْ يُعِدْ ، وَلَكِنْ يَتَحَرَّى الْوَسَطَ .وبهذا قال ابو حنیفة »

ج1ص457

ابن حجر عسقلانی با استناد به خبر نبوی ص " مابین المشرق والمغرب قبلة " گوید :

وَالْحَدِيثُ دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ الْوَاجِبَ اسْتِقْبَالُ الْجِهَةِ لَا الْعَيْنِ ، فِي حَقِّ مَنْ تَعَذَّرَتْ عَلَيْهِ الْعَيْنُ

سبل السلام 1/134

برای کسانی که از کعبه دور بوده وعین آنرا نمی بینند ؛ جهت قبله کفایت میکند .

سید محمد صاحب مدارک هم چنین گوید :

" واما ان فرض البعید استقبال الجهة فیدل علیه تعالی:

" فولوا وجوهکم شطره " والشطر لغة :

" الجهة والجانب والناحیة "      مدارک الاحکام 3/119

 

دقت شود که تمام فقهاء شیعی وسنی ، بر وجوب تفحص از قبله اتفاق نظر دارند . عین کعبه هم مدّ نظر نبوده ؛ بلکه سمت وجهت وناحیه ، مورد نظر است . بمیزان یک وجب انحراف از قبله ، بسمت چپ وراست ،

اشکالی ندارد . اماراتی مثل قبله مساجد ؛ قبور اموات ؛ اعلام صاحب خانه – مفید ظن – هم میتواند ؛

مستند سمت قبله باشند . خورشید خیلی اطمینان بخش نیست ، بدلیل " المشارق والمغارب " ویا " رب المشرقین والمغربین " که خدا فرمود .  جایگاه خورشید در آسمان ؛ در زمستان با تابستان فرق میکند .

شیخ طوسی اماراتی ذکر کند . من جمله : " جعل الفجر علی یده الیسری وکان عند غروبها جعل الشمس علی یده الیمنی ؛ فان کان باللیل جعل الجدی علی منکبه الایمن "    النهایة /63

یعنی ؛ صبح خورشید را بر دست چپ قرار دهید ؛ غروب , شفق را بر دست راست ؛ وشب ستاره جدی را بر منکب راست ( منکب ، بین کتف وگردن را گویند ) .

وهنگام ظهر ، فاذا راها علی طرف حاجبه الایمن "  خورشیدرا بر طرف راست صورت قرار دهید .

قال فی عروة : " الشمس لاهل العراق اذا زالت عن الانف الی الحاجب الایمن عند مواجهتهم نقطة الجنوب "

خورشید از طرف بینی بسمت گونه راست تمایل پیدا کند .

قال السیستانی :

" یجب العلم بالتوجه الی القبلة وتقوُمُ مقامُه البینة ...ومع تعذره یکتفی بالصلاة الی ای جهة یحتمل وجود القبلة فیها ؛ والاحوط استحباباً ان یصلی الی اربع جهات مع سعة الوقت ؛ والا صلی بقدر ما وسع "

 ( منهاج الصالحین 1/173)

ودر مسئله 516گوید :

 " من صلی الی جهة اعتقد انها القبلة ، ثم تبین الخطا فان کان منحرفاً الی ما بین الیمین والشمال صحت صلاته "یعنی ، بعد از نماز متوجه شد که کمی از قبله منحرف بوده – بین شمال ویمین – نمازش صحیح است .

اقول :  اینکه فرمود ، مستحب است به چهار طرف نماز خواندن ، بدلیل ضعف خبر وارده است .

نکته : شیخ جواد مغنیه در باب خبر " مابین المشرق والمغرب قبلةٌ ٌ"

گوید : اگر نماز گزار بین نماز متوجه شد که از قبله منحرف بوده ودر بین دست چپ وراست قرار دارد ، باید فوراً بسوی قبله برگردد. به کلام او توجه کنید:

" اذا ظهر الخطاء فی اثناء الصلاة وکان منحرفاً عن القبلة الی ما بین الیمین والیسار مضی علی ما تقدم من الصلاة ، واستقام فی الباقی ، واذا تبین انه صلی الی المشرق او الی المغرب او الشمال ؛ ای مستدیراً القبلة ابطل الصلاة

واستانفها من جدید ، واذا تبین الخطاء بعد الفراغ اعاد فی الوقت دون خارجه ، وقال بعض الامامیة :

لا یعید فی الوقت ولا فی الخارج اذا انحرف یسیراً عن القبلة ؛ ویعید فی الوقت دون خارجه اذا کان قد صلی الی المشرق او المغرب ، ویعید داخل الوقت وخارجه اذا ظهر انه کان مستدیراً "      فقه مذاهب خمسه /83

صاحب جواهر هم چنین گوید: در حال نماز متوجه شد ، به قبله میل کند

" ان کان متوجها فیما بین المشرق والمغرب فلیحول وجهه الی القبلة " ( ج8ص24) .

البته این جملات متن روایت هستند .

علامه خوئی هم در منهاج گوید :

" واذا التفت فی الاثناء مضی ما سبق واستقبل فی الباقی " – مطلقاً - .

فتوای سید سیستانی هم بمانند ، فتوای سید خوئی است . (در بین نماز  باید به قبله متمایل شود)

 

من الله التوفیق

 18/6/1389

09369319570