ابطال نماز با انگشتر طلا ؟
« بسم الله الرحمن الرحیم »
عنوان مقاله : مجموع اقوال این نوشتار پیرامون دو مطلب چرخش دارد : اولاً ؛ تحریم انگشتر طلا بدست کردن .که مستوجب سقوط عدالت شخص می شود !
ثانیاً ؛ ابطال نماز در چنین حالتی ( علی رایٍ )
اقوال فقیهان فریقین را مدّ نظر قرار داده ایم .
نکته : ابطال نماز با انگشتر طلا ویا گردن آویز طلا برای مردان سمعی است ونه عقلی .
وسائل الشيعة / ج4 / 415
30 - باب عدم جواز لبس الرجل الذهب و لو خاتما و لا صلاته فيه و جواز ذلك للمرأة و الصبي
5573- 9- عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَهَاهُمْ عَنْ سَبْعٍ مِنْهَا التَّخَتُّمُ بِالذَّهَبِ.
3773 - حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ نُمَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ نَافِعِ بْنِ جُبَيْرٍ مَوْلَى عَلِىٍّ عَنْ عَلِىٍّ قَالَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ -ص- عَنِ التَّخَتُّمِ بِالذَّهَبِ.»(خبرٌ صحیح )
سنن ابن ماجه 2/1202
شرط پنجم مسالة 840- زینت کردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا بسینه وانگشتر طلا بدست کردن وبستن ساعت مچی طلا ، بدست برای مرد حرام ونماز خواندن با آنها باطل است . رساله ی محشی آِیت الله بروجردی
فقهاء شیعی یکی از شرایط لباس نماز گزار را چنین عنوان کنند که باید از طلا ویا حتی آب طلاکاری هم نباشد . انگشتر طلا بدست کردن را جزء « البسه » بیان داشته
وطبعاً نماز را باطل می کند .اینکه بین بعض مردم مرسوم است بر گردن زنجیر طلا می آویزند ؛ مبطل نماز است . بعض بزرگان فقه شیعی هم در کتابهای مبسوط خود ؛ متعرض این بحث نشده وصرفاً به ابطال نماز با لباس حریر برای مردان ، در حال اختیار بسنده کرده واز « لُبس خاتم من ذهب » سکوت کرده اند.صدوق در « المقنع » و « من لا یحضر » نهی از انگشتر حدید ( آهن ) دارد . کما قال : " ولا تصل وفی یدیک خاتم حدید " المقنع ص82
الكافي ج3 / 404 باب اللباس الذي تكره الصلاة فيه و ما لا تكره
35- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يُصَلِّ الرَّجُلُ وَ فِي يَدِهِ خَاتَمُ حَدِيدٍ. { ضعیف علی المشهور}مرات
ودر فقیه 1/253
شیخ مفید هم در « المقنعه » از انگشتر طلا ذکری نداشته وراجع به انگشتر آهنی هم ؛ قائل به کراهت است . کما اینکه تمام مجتهدین شیعی ، فتوای کراهت را قبول دارند.
شیخ طوسی در خلاف ؛ فلسفه ی نهی از« خاتم حدید » را چنین نقل کند ":
" فانه نجس ممسوخ " خلاف 1/508
وسائل الشيعةج3 / 530 /
4375- 7- وَ يَأْتِي فِي لِبَاسِ الْمُصَلِّي فِي حَدِيثِ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْحَدِيدِ فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوخٌ.
لیکن بنا بر تحقیق نگارنده :
فتوای ابطال نماز با انگشتر طلا ، قول مشهور شیعه بوده وتنها محقق حلی در کتاب
« المعتبر » در ابطال نماز با انگشتر طلا ، تردید کرده و فتوا بر عدم ابطال دارد .
علامه حلی خواهر زاده اش در کتاب « المنتهی» این تردید را باور داشته ، اما گوید ،
اقرب ابطال نماز است . ودر کتاب « تحریر الاحکام » با صراحت کامل می فرماید ؛
نماز با انگشتر طلا در دست ؛ باطل است . صاحب جواهر هم ابطال نماز را با همراه داشتن انگشتر طلا، قبول دارد . سید یزدی در عروه هم چنین فتوائی دارد .
دقت بفرمائید : قاطبه ی مجتهدین شیعه وسنی ، انگشتر طلا بدست کردن را برای مردان حرام میدانند ؛ محل اختلاف در دو جاست :
اول- همراه نماز گزار بودن دوم - در اینکه انگشتر از لباس محسوب میشود ویا خیر ؟
بفتوای سنیان ، مبطل نماز نیست .ایشان شرط صحت لباس نماز گزار را در مردان وزنان دو چیز دانند :
اول- نجس نباشد .
دوم – بنا بر روایتی غصبی نباشد .
عده ای از فقهاء اباحت مکان را شرط نمی دانند وعده ای بر خلاف آن .مثل ،
البهوتی در « کشاف القناع » که نماز را در مکان غصبی باطل می داند ( 1/58)
در خصوص مردان گویند : حریر وطلابافت نباشد ( انگشتر طلا را جزء نمی آورند)
کما قال ابن قدامه :" ولا نعلمُ فی تحریم لبس ذلک علی الرجال اختلافاً ؛
الا لعارض او عذر ٍ " المغنی 1/626
محقق حلی در المعتبر فرمود :
الثاني: لو صلى وفي يده خاتم من ذهب ففي فساد الصلاة تردد، أقربه انها لا تبطل لما قلناه في الخاتم المغصوب، ومنشأ التردد رواية موسى بن أكيل النميري، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (جعل الله الذهب حلية أهل الجنة فحرم على الرجال لبسه والصلاة فيه)
این فقیه نامدار در دو کتاب دیگر خود ؛ « شرایع » و « مختصر النافع » در ردیف مبطلات نماز ، از همراه داشتن انگشتر طلا ، هیچ ذکری بمیان نیاورده اند .
البته در « شرایع » در کتاب شهادات ، یکی از عوامل ساقط کننده ی عدالت را در مردان ؛ انگشتر طلا بدست کردن می داند . ومی فرماید ، کسی که انگشتر طلا بدست می کند ؛ شهادتش مقبول نیست . ( نقل مطالب می آید ) .
بنابر این قول به ابطال نماز با انگشتر طلا ، از باب اینکه « لُبس» محسوب میشود ؛ مشهور فقهاء شیعه بوده واهل سنت در این فرع با ما مخالف هستند.
مراجع ومجتهدین عصر حاضر ، کلاً با این نظریه موافق هستند و مبطل دانند .
این بود خلاصه ی بحث حرمت انگشتر طلا برای مردان وابطال نماز با آن .
« واما نقل اقوال مجتهدین عظام »
قال الطوسی : " فاما التختم بالذهب فلا خلاف انه لا یجوز للرجال .
دلیلنا : اجماع الفرقة .
وروی موسی بن اکلیل النمیری عن ابی عبد الله ع ....
وجعل الله الذهب فی الدنیا زینة للنساء ؛ فحرم علی الرجال لبسه ؛ والصلاة فیه "
خلاف طوسی 1/508
روایت نمیری در تهذیب الاحکام 2/227 و کافی وارد شده است .
کافی ج6 / 469
7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَجْعَلْ فِي يَدِكَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ.
ای : انگشتر طلا بدست نکنید .
قال فی العروة : " الخامس : ان لا یکون من الذهب للرجال . ولا یجوز لبسه لهم فی غیر الصلاة ایضاً .... ولافرق بین ما تتم فیه الصلاة وما لا تتم ، کالخاتم ..."
سید می گوید ؛ استفاده از انگشتر طلا برای مردان در نماز وغیر نماز ، حرام است .
نماز را باطل می کند . قطعه کوچک و ساتر نبودن بالفعل هم در آن تاثیری ندارد .
ولا فرق بین ما تتم فیه الصلاة وما لا تتم ؛ یعنی ؛ خودش بتنهائی ساتر باشد ویا نباشد .
به تنهائی ساتر نیست ، مثل دکمه ی لباس . به تنهائی ساتر است مثل ، مایوی شنا ،
هر چند کوچک است ، ولی بالفعل میتواند ساتر برای نماز خواندن باشد .
قال ابن بابویه فی فقه الرضا : " ولا تصل فی جلد المیتة علی کل حال ولا فی خاتم ذهب ولا تشرب فی آنیة الذهب والفضة ولا تصل علی شیء من هذه الاشیاء " ص157و الحدائق 7/101
قال فی الذکری : " ورابعها الذهب ؛ والصلاة فیه حرام علی الرجال بل لو لبس خاتما وصلی فیه بطلت صلاته "
لقول الصادق ع : جعل الله الذهب حلیة لا هل الجنة ؛ فحرم علی الرجال لبسه والصلاة فیه " غنائم الایام میرزای قمی 2/336
میرزای قمی با استناد به خبر نبوی ص : "هذان – الذهب والحریر – محرمان علی ذکور امتی دون اناثهم " می فرماید : حکم به حرمت استفاده از طلا وحریر برای مردان از خبر « اظهر » است ؛ لیکن خبر ؛ تعلیل حکم ابطال نماز باشد ؛ مشکل است ؛ والاحوط الاجتناب ؛ بل الاظهر » غنائم الایام 2/339
ودر ادامه گوید ، بعید نیست بتوان حکم هر دو مورد را- تحریم وابطال- از خبر « النمیری » استفاده کرد . ( در سطور قبل آوردیم ) .
سید احمد خوانساری هم در « جامع المدارک » ج1ص278، تحریم لبس طلا برای مردان وابطال نماز با آن را ، بیان میدارد ؛ الا در جهاد " ( باب اضطرار)
آغا رضا همدانی در مصباح الفقیه گوید : لا یجوز لبس الذهب للرجال ولا الصلاة فیه ؛ اما اولی اجماع علماست ودوم دو قسم است : ستر عورت باشد که بازهم خلافی در بطلان نماز با آن نیست و اشکال وخلاف در خاتم ویا مثل خاتم است که به تنهائی ساتر نماز نیست . محقق در معتبر گوید : باطل نیست ولی علامه واتباع او گویند ، باطل است .
« نهی النبی ص عن سبع ؛ منها التختم بالذهب » وسائل الشیعه 4/415
علی بن جعفر ع از برادر بزرگوارش امام کاظم ع سوال کرد ؛ برای مرد جایز است انگشتر طلا بدست کند ؟ فرمود : لا " وسائل 3/302
قال البهائی : " الثامن والعشرون : من تحریم لبس الذهب للرجال مما لا خلاف فیه والحقوا به المُمَوّه به ایضاً . وهو غیر بعید . ( آب طلا کاری شده را گویند ) .
انما الخلاف فی بطلان الصلاة فی ما لا تتم فیه کالخاتم من الذهب مثلاٌ . فقد المحقق فی المعتبر عدم البطلان لان النهی لیس عن فعل من افعال الصلاة ولا عن شرط من شروطها والعلامة علی البطلان ولا ریب ان القول به احوط ." حبل المتین ص185
قال فی المعتبر : " لو صلی وفی یده خاتم من ذهب ففی فساد الصلاة تردد اقربه انها لا تبطل لما قلناه فی الخاتم المغضوب " ج2ص92
قال الصادق ع : " لا یلبس الرجل الذهب ولا یصلی فیه " فقه امام صادق ع 1/158
قال فی « المنتهی » : وفی بطلان الصلاة لمن لبس خاتم ذهب تردد . اقرب البطلان خلافاً لبعض الجمهور . ( ابن قدامه در المغنی 1/626)
لنا : ان الصلاة فیه استعمال له وهو محرم بالاجماع ؛ وقد عرفت ان النهی فی العبادات تدل علی الفساد" ج1ص230
قال فی تحریر : " السابع ؛ تبطل الصلاة فی خاتم ذهب " ج1ص197
قال السیستانی : " پنجمین شرط لباس نماز گزار ؛ ان لا یکون من الذهب – للرجال – ولو کان حلیاً کالخاتم ؛ اما اذا کان مذهباً بالتمویه والطلی علی نحو یعد عند العرف لوناً فلا باس " سید سیستانی ، انگشتر آب طلاکاری شده را جزء طلا نمی آورد.( منهاج)
وایضاً گوید : " لا یجوز للرجال لبس الذهب فی غیر الصلاة ایضاً وفاعل ذلک آثماً "
قال النراقی : " پنجمین شرط از لباس نماز گزار : ان لا یکون ذهباً ان کان المصلی رجلاً ، فانه لا یجوز له لبسه ( زیرا ضروری دین است ) وتبطل الصلاة فیه " 4/356
قال شهید اول فی البیان : " وکذا یحرم الصلاة فی الذهب للرجال ولو خاتما " ص58
قال فی الدورس : " ولا تجوز فی الذهب للرجل ولو خاتماً علی الاقرب ولو مُمَوّهاًبه"
(مُمَوَّهاًبه: آب طلا کاری شده) ج1ص150
قال فی الجواهر :
" لا یجوز لبس الذهب للرجل اجماعاً او ضرورة ، ولا الصلاة فی الساتر منه بلا خلاف اجده ، بل ولا فیما تتم الصلاة به منه وان لم یقع به الستر فعلاً "
جواهر الکلام 8/109
قال فی فقه السنة : " ذهب الجمهور من العلماء الی حرمة التختم بالذهب " 3/486
قال ابن قدامه فی المغنی ( فقه حنبلی ) 1/626 :
وَأَمَّا إذَا صَلَّى فِي عِمَامَةٍ مَغْصُوبَةٍ، أَوْ فِي يَدِهِ خَاتَمٌ مِنْ ذَهَبٍ، فَإِنَّ الصَّلَاةَ تَصِحُّ؛ لِأَنَّ النَّهْيَ لَا يَعُودُ إلَى شَرْطِ الصَّلَاةِ، إذْ الْعِمَامَةُ لَيْسَتْ شَرْطًا فِيهَا.
علامه متقی الهندی در کنزالعمال چنین نقل کند :
" نهی النبی ص ، ان یتختم بالذهب " 6/686ح 17404
قال الغزالی فی احیاء العلوم : " ولا یجوز مجالسة الفاسق فی حالة مباشرته للفسق ...
وکذلک ان کان فیهم من یلبس الحریر او خاتم الذهب ، فهو فاسق لا یجوز الجلوس معه من غیر ضرورة " ج7ص64
غزالی ، کسی را که انگشتر طلا بدست کرده فاسق میداند ؛ ضمناً مجالست با او را هم جایز ندانسته ؛ الا در حال ضرورت .
شافعی در کتاب الام ؛ پوشیدن انگشتر طلا را حرام داند ؛ ولیکن در باب صحت ویا بطلان نماز با آن سکوت کنند . ج1ص253
اقول : اشکالی که مخالفین ابطال نماز با انگشتر طلا عنوان می کنند این استکه که گویند " ساتر عورت " نیست .
صاحبان موسوعه گویند : " التختم بالذهب حرام ٌ علی الرجال باجماع علماء الاسلام .
لما رواه البخاری وغیره ان النبی ص : نهی عن خاتم الذهب ومعلوم ٌ ان الاصل فی النهی التحریم " ج21ص280
5650 - حَدَّثَنَا حَفْصُ بْنُ عُمَرَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ قَالَ أَخْبَرَنِى أَشْعَثُ بْنُ سُلَيْمٍ قَالَ سَمِعْتُ مُعَاوِيَةَ بْنَ سُوَيْدِ بْنِ مُقَرِّنٍ عَنِ الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَالَ أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ - ص - بِسَبْعٍ ، وَنَهَانَا عَنْ سَبْعٍ ، نَهَانَا عَنْ خَاتَمِ الذَّهَبِ ، وَلُبْسِ الْحَرِيرِ ... » رواه البخاری و مسلم ایضا
نهی عن خاتم الذهب- او حلقة الذهب – ( حلقه ی طلا هم حرام است )
مفتیان الازهر ، شیء آب طلاکاری شده را جزء طلای محرم محسوب نمی دارند .
کما قالوا : " ولا یدخل فی الذهب المحرم مُاَمَوَه بالذهب لانه لا یمکن استخلاصه منه ولا یطلق علیه اسم الذهب " ج 7ص180 فتاوی الازهر
« یحرم علی الرجال التحلّی بالذهب لا بغیره » الروضة الندیة 2/217
التحلی یعنی زینت کردن به طلا برای مردان حرام است . نسائی هم در سنن خود چنین نقل کند : " ان رسو ل الله ص قال ان الله عزوجل احل الذهب والحریر للاناث من امتی وحرم علی ذکورها " ودر خبر دیگری : " عن ابن عباس عن علی قال نهانی رسول الله ص عن خاتم الذهب " سنن النسائی 8/190-191
قال النووی فی المجموع : روی ان النبی ص نهی عن التختم بالذهب فحرم الخاتم مع قلّته .... واجمع العلماء علی تحریم استعمال حلیّ الذهب علی الرجال . للاحادیث الصحیحة ." ج4ص441
اهل سنت ، بدلیل ورود خبر نبوی ص مبنی بر حرمت استفاده ی طلا برای مردان
حرمت را قبول دارند ؛ مشکل ایشان بر سر ؛ ابطال نماز است .!( در سطور قبل دلیل را آوردم ؛ گویند ساتر عورت محسوب نمی شود ) نهی در نماز به ساتریت عورت مشعر است و نه صرفا انگشتری در دست .
شیخ مردوخ کردستانی در کتاب « فقه محمدی » که فقه شافعیان است در قسمت شروط نماز ، تنها پاکی بدن ولباس را در نماز قائل بوده وازلبس طلا ؛ ساکت است. ص 15
واما کلام محقق حلی در شرایع در باب رد شهادت مردی که انگشتر طلا بدست می کند :
الثَّامِنَةُ " : لُبْسُ الْحَرِيرِ لِلرِّجَالِ فِي غَيْرِ الْحَرْبِ اخْتِيَارًا مُحَرَّمٌ ، تُرَدُّ بِهِ الشَّهَادَةُ ، وَفِي الْمُتَّكَأِ عَلَيْهِ وَالِافْتِرَاشِ لَهُ تَرَدُّدٌ ، وَالْجَوَازُ مَرْوِيٌّ ، وَكَذَا يَحْرُمُ التَّخَتُّمُ بِالذَّهَبِ ، وَالتَّحَلِّي بِهِ لِلرِّجَالِ .
اقول : گفتیم که حرمت انگشتر طلا برای مردان اجماع فقهاء اسلام است .محل خِلاف بر سر ابطال نماز با آن است .
واما نظر نگارنده در خصوص ابطال ویا عدم؛ نماز با انگشتر طلا :
بنظر میرسد که در این مورد ، حق با محقق اول ؛ صاحب « المعتبر» باشد ؛ چرا؟
ج= سوال کنیم ؛ علت ابطال چیست ؟ رنگ فلز است؟ نوع فلز است ؟ قیمت آنست؟
اگر نوع جنس و رنگ آن ملاک است ، پس چرا برای زنان اشکالی ندارد ؟
مثل اینکه گویند پوشاندن موی سر برای زن آزاد واجب است . بدلیل زیبایی زاید الوصف موی . بعد گویند برای کنیز این پوشاندن واجب نیست .
سوال اینجاست اگر مراد محرک بودن موی زن است که حرف منطقی و درستی است . پس چرا در باب کنیز چنین نیست . ؟
اگر قیمت ملاک است ؛ پس چرا نماز با انگشتری عقیق بسیار نفیس که چه بسا از مشابه طلائی گرانترباشد ؛ صحیح است ؟
اگر بنا بر روایت،زینت مردان است در بهشت ، در دنیا نپوشند ، پس چه فرقی دارد این مورد با پوشیدن انگشتر بسیار قیمتی از سنگهای تزئینی ؟ ویا البسه فاخر؟
آری ، فقط میتوان گفت که « نص » است . ( اعنی ،تعبد است . در اول مقاله هم نوشتیم حرمت پوشیدن و ابطال نماز فقط سمعی است . بلی ؛ گویند حس تکبر و فخر فروختن می آورد . اگر چنین باشد تحریم کاملا بجاست . ما هم موافقیم )
خبری را هم شیخ حر عاملی در وسائل از امام صادق ع از علی ع چنین نقل کند:
الخصال ج1 / 289 / نهى رسول الله ص عن خمسة أشياء
48- حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع نَهَانِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ لَا أَقُولُ نَهَاكُمْ عَنِ التَّخَتُّمِ بِالذَّهَبِ وَ عَنْ ثِيَابِ الْقَسِّيِ وَ عَنْ مَيَاثِرِ الْأُرْجُوَانِ وَ عَنِ الْمَلَاحِفِ الْمُفْدَمَةِ وَ عَنِ الْقِرَاءَةِ وَ أَنَا رَاكِعٌ. » وایضا یل 4/414
لباس قَسّیّ ؛ لباس حریر بافت را گویند . واما چرا فرمود : نهانی ؟ ج= " فلجواز کونه قبل التحریم " مستند الشیعه فاضل نراقی 4/358
وایضاً رک : احیاء العلوم غزالی 13/135و
1040 - أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدٍ، حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ مَسْعَدَةَ، عَنْ أَشْعَثَ، عَنْ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَبِيدَةَ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: «نَهَانِي النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنِ الْقَسِّيِّ وَالْحَرِيرِ، وَخَاتَمِ الذَّهَبِ، وَأَنْ أَقْرَأَ وَأَنَا رَاكِعٌ»، وَقَالَ مَرَّةً أُخْرَى: «وَأَنْ أَقْرَأَ رَاكِعًا» سنن کبری نسایی 5/441
[حكم الألباني] صحيح
من الله التوفیق
مکتب القران فجر بروجرد محمد رضا فروزان 20/3/1389
09369319570
محمد رضا فروزان متولد 1339