فراماسونری(جهان وطنی) وبهائیت
بسم الله الرحمن الرحیم
«فراما سونری ( جهان وطنی) وبهائیت »
محقق : محمد رضا فروزان جلسه مکتب القران فجر بروجرد بتاریخ 24/11/1387
فراما سونری بعنوان تشکیلاتی منسجم ، مرموز ودر هم پیوسته با مراکز جهانی قدرت سیاسی ؛ پدیده ای است که از قرن 18به بعد با رویکرد استعماری تمدن غرب ومراحل تاریخی شکل گیری آن بوجود آمده است . این تشکیلات در سازگاری با نقش تاریخی ویژه ای که در لوای شعار « برادری ، برابری ؛ آزادی ونوع دوستی » ودر مراحل بعدی « ایجاد حکومت جهانی » ایفاگر آن بود ؛ گام به گام با نفوذ دول غربی در عالم توسعه یافته وبه سازمانی جهانی بدل شده است . ( فراماسونری در ایران جلد اول ص17)
بنیان گذاران این تشکیلات برای مبانی خود ، اسطوره سازی فراوان داشته وبه موهومات تاریخی عنایت ورزیده اند. مدارک بدست آمده از ادارات ذیربط ، گواه این خیال پردازیهای ایشان است .
این کلمه در قرن 13میلادی به پیشه ورانی که با تیشه کار می کردند گفته می شد .واز بدو تاسیس تشکیلات فراماسونری در دنیا به افراد زیر مجموعه آن فراماسون اطلاق می شود . ( فرهنگ دهخدا). جامعترین تحقیق را در باب فراماسونری بزبان فارسی ، اسماعیل رائین در کتاب « فراموشخانه وفراماسونری در ایران » بعمل آورده ونکات ذیقیمتی را از اعضای این تشکیلات ونقش انگلستان در تکون آن بهمراه فریب چهره های بزرگ سیاسی دوره قاجار وبعد از آن به خواننده هدیه می نماید . نویسنده به اسناد ومدارک فراوانی مراجعه وسعی بلیغ در مستند نویسی را ملحوظ داشته اند . طالبان علم وآگاهی به این اثر ارزشمند مراجعه کنند .البته کتاب در سه جلد تهیه شده که درحال حاضر ، تنها جلد اول ودوم آن در دسترس بوده وجلد سوم بنا بر دلائلی بسیار کمیاب است . کتاب « نقش فراماسون ها در تاریخ معاصر ایران » تالیف استاد حسین ملکی در 598 صفحه چاپ انتشارات نشر اشاره ؛ سال 1387 است که مطالعه ی آن در جای خود نیکوست . هرچند که اسماعیل رائین از دیگران بهتر کوشیده است . در ابتدا تذکر این نکته از کتاب استاد ملکی بجاست که بیاوریم وآن ویژگی دو عنصر : سر سپردگی فراماسونها به اربابان خویش و رازداری وحفظ اسرار است که باعث شده تا انگلستان به این سازمان سرّی عنایت ورزیده واعضای آنرا زیر با ل وپر خود در آورد . ودیگر وابستگی فراماسونری با صهیونیست وامپر یالیست است که نویسنده بر آن اصرار میورزد . فرهنگ لغاتی در اینترنت ؛ فراماسونری را چنین تعریف کند : " در قرون وسطی اربابان کلیسا برای ساخت کلیساهای متعدد از بنایان وکارگران در قالب بیگاری وبدون پرداخت حقوق استفاده می کردند ؛ بنایان برای دفاع از حقوق خود واعتراض به اینکه از آنان بیگاری نکشند ؛ اتحادیه ای تشکیل داده ونام آنرا « فراماسون » گذاشتند. در ضمن ، جا ومکانی را برای تعلیم دیگران بوجود آورده و نام آنرا « لژ» نهادند . بعد ازاتمام ساختمان کلیسا ها این لژها از کارگران خالی وجای خود را به اشراف داد ؛ ونهایتاً باشگاههای کارگری - فراماسونی به محافل سیاسی تبدیل شد ." ( با تصرف وتلخیص ).
دانشمندان عرب واهل سنت از فراماسونری ؛ با نام فرقه « ماسونی » یاد کرده وآنان را وابسته به یهود دانند. دکتر احمد الشلبی در کتاب « مقارنة الادیان – الیهودیة » مطالب جالبی در خصوص گروه ماسونی ارائه میدهد ایشان معتقد است که بین گروه ماسونی – بنایان آزاد – وگروه کهنه ی مصر ؛ در عهد فراعنه ارتباط برقرار است گوید؛ برای ساخت اهرام مصر و مکانهای دفن فراعنه از دو صنف بنا وکارگر بهره میبردند ؛ گروهی برای امور ظاهری بنا ، وگروهی برای امور داخل که محرمانه بوده ونمی بایست کسی مطلع شود ؛ مثلاً ؛ محل قرار دادن جسد مومیائی شده فرعون . این گروه دوم از بنایان از اسرار مهمی اطلاع می یافتند . ( در واقع همین قضیه سَر بدهم وسِر ندهم ؛ از همانجا ریشه گرفته است . نگارنده ) ص323-324
فراماسونری جهانی بطور کلی به دو طریقه ی مخفی وعلنی فعالیت میکند . بخش اعظم آن مخفی است . تشکیلات درون سازمانی آن درجه بندی شدخ وهر کس در مقام ومنزلت خاصی جای دارد گروهی سه درجه ای هستند وگروهی سی وسه درجه .گروه سه درجه ای شامل : کار آموزی؛ کاریاری؛ واستادی است . فعال این گروه ؛ پس از کسب مقام استادی به گروه 33درجه ای منتقل میشود.اولین مقام این گروه ؛ کار آموزی وآخرین آن ، بزرگ بازرس کل ؛ نام دارد . (رک: فراماسونری در ایران جلد اول ص 25) ورود به جرگه فراماسونری مستلزم گذراندن تشریفات منظم ودشواری است . حداقل سن برای عضویت 21سال تمام است .ولی فرزندان اعضاء با داشتن 19سال سن ؛ حق عضویت دارند . (همان مدرک ص29)
بی شک یکی از ابزار سلطه بر ملتها همین ایده« فراماسونی » است . ساخت وپرداخت اربابان پلید اینتلجنت سرویس ودرسالهای بعدابزار سیاست گذاران سیا . هدف اصلی آن کنترل داخلی کشورها ، حفظ منافع استعمار ، غارت منابع و جلوگیری از بیداری ملتها است . اسماعیل رائین در کتاب « فراموشخانه وفراماسونری در ایران » ج1ص11 انگلستان را مروج فرا ماسونری در ایران میداند . البته نقش فرانسه هم کمتر از انگلستان نیست . هدف اصلی آن ؛ سوق دادن نخبگان ملتها بسوی فراموشخانه وتخدیر افکار عمومی با گرفتن روح عدالت خواهی وپرورش روحیه اباحت گرائی – مباح بودن هر کاری ولو محرمات شرعی باشد – لا مذهبی و پوچ انگاری باورهای مذهبی . که این هدف از بهترین ابزار شکست جوامع انسانی وسوق دادن بسوی شهوت گرائی است . ما در باور دینی خودمان به حسن همجواری ؛ نوع دوستی ، احترام متقابل ؛ کمک به مستمندان ودفاع از مظلومان و ستیز با ستمگران ، ایمان کامل داشته وبر سر اینراه جان میدهیم ، ولی هرگز با دشمنان خلق وخالق دوستی را بر نمی گزینیم ؛ چرا که دستور قران است .
قال تعالی : " لا تجد قوماً یؤمنون بالله والیوم الاخر یوادّ ون من حاد الله ورسوله ولو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم اولئک کتب فی قلوبهم الایمان وایدهم بروح منه " مجادله 22
ویا در آخر سوره محمد فرمود : " محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم "
بنابراین ؛ با دوستان خدا ؛ دوستیم وبا دشمنان او دشمن . فراماسونری در صدد گرفتن این روحیه از مسلمین است. به این کلام مطهر از شهید مطهری در کتاب نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر توجه کنید : « اقبال در کتاب احیای فکر دینی در اسلام ؛ نهضت وهابیگری را در حجاز وجنبش بهائیت را درایران وقیام آتاتورک را در ترکیه ، اصلاحی واسلامی پنداشته ، همچنان که در اشعار خود برخی دیکتاتورهای چکمه پوش کشورهای اسلامی را ستوده است . این خطاها بر اقبال مسلمان مصلح مخلص نا بخشودنی است "» آثار 24/60
اقول : گاهی ممکن است که نخبگان متدین هم دچار لغزش شوند .« وللخطاء من غیر معصوم فلیس بعزیزٍ» . شیخ عبد القادر شیبة در کتاب « الماسونیة» گوید : " الماسونیة جمعیة سریة یهودیة الاصل ، ومعنی ماسون او فرمسون : " البناؤون الاحرار " 1/1( بنّایان آزاد ) بهمین دلیل عده ای نطفه ی اصلی فراماسونری را به زمان ساخت معبد هیکل در اورشلیم نسبت میدهند . ببیان دیگر تفکرات یهود در تولد آن بی تاثیر نبوده است . همانطوری که در خلقت بهائیت ؛ قطعی است . فلذا معنای لغوی فراماسون « بنایان آزاد » است .چرا که : Franc+macon== بنایان آزاد . یعنی کسانی که در شهرها می گشتند وجویای کار بودند .
اساس کار فراماسونری بر 3اصل استوار است :
1- آزادی
2- برابری
3- برادری . منظور اینان از آزادی ؛ همان آزاد بودن از قیود مذهب است ( لیبرالیسم ) .
واز برادری اینست که تمام مردم از هر قوم وملت ونحلی باهم برادرند .که در واقع کشتن روح وعرق دینی وتعصب مذهبی است . وگویند ؛ منظور از برابری ؛ کاشتن کینه ی فقراء نسبت به اغنیاء وبالعکس .
( نقل از کتاب « الماسونیة » تالیف شیخ عبد القادر شیبة ).
مفتیان الازهر مصر هم بر حرمت عضویت در تشکیلات ماسونی بصدور فتاوائی اقدام ورزیده ومسلمین را از این توطئه ی شوم که با همکاری صهیونیستها ، سعی در نابودی دین اسلام را دارند ؛ بر حذر میدارند . . این سازمان؛ در عین سادگی ، پوچی ، بی محتوائی وعاری بودن از بار علمی – فرهنگی ، بصورت ، اسرار آمیزترین تشکیلات نیمه مخفی در آمده وتمام اعضای آن در مقابل پرسش چه می کنید ؟ چه می شنوید ؟ چه چیزی آموزش می بینید ؟ فقط می گویند : *« فراموش کرده ام » * « بیاد ندارم » وبه همین دلیل نام آنرا فراموش خانه گذاشته اند . ( رازمگو) دقیقا ً شبیه عمل ، آن مرد حقه باز نساج که می گفت : به چشم حلال زاده می آید .!!!. گویند یکی از سلاطین روس قصد اطلاع از اسرار ایشان راداشت . وزیر خود را به میان ایشان فرستاد . مدتها بود وبرگشت ، از او پرسید چه دیدی و شنیدی ؟ گفت ، محال است که بگویم . گفتند سرت را بر داریم . گفت حتی اگر مرا بکشید، یک چیز می گویم ، وآنرا زیر زبانم می گذارم . کاغذ دادند ، نوشت وزیر زبان گذاشت . سرش را بریدند وکاغذ را برداشتند ، نوشته بود: « هر که بخانه فراما سون برود ، سَر بدهد ولی سِر ندهد » اسماعیل رائین در کتاب « فراموشخانه وفراماسونری در ایران » می نویسد : ناصر الدین شاه یکی از نزدیکان خود را بمیان اعضای فراماسونری فرستاد ؛ تا برای او کسب خبر کرده واطلاعاتی بیاورد . بعد از مدتها از او پرسید چه فهمیدی ؟ او در جواب هیچ نگفته وچیزی بروز نداد ، فقط گفت ، همینقدر بگویم که قصد دارند تورا نابود کنند .
ناصر الدین شاه در 13 ربیع الثانی 1278حکم انحلال فراموشخانه را در ایران صادر کرده وفعالیت آنرا قدغن اعلام کرد .متن حکم ناصری در روزنامه « وقایع اتفاقیه » ثبت شده است . فراماسونری بیشتر خرافات و اسطوره سازی است . غایت اصلی این گروه ، حفظ منافع استعمار است . تمام سازمانهای جهانی آن به سه لژ بزرگ برگشت می کنندکه عبارتند از: لژ بزرگ انگلیس . لژاسکاتلند ولژ ایرلند .( در سال 1928 پیروان این مرام پوشالی در جهان 4400000بوده است )
کار تبلیغی این فرقه در ظاهر ترویج برادری ، برابری وتعاون وکمکهای متقابل است . لیکن در واقع ، جاسوسی ،غارت اموال ملتها؛ پیشبرد اهداف استعمار گران شرق وغرب ، تخدیر ملتها ونابودی بنیان فکری ،فرهنگی وعقیدتی مردم است.بعضی از ارباب فن گویند .معنای اصل کلمه فراماسون چنین است : «هماهنگی وتفاهم میان اشخاصی که علائق وتمایلات متشابه دارند » حوزه های عمل رادر تشکیلات« لژ »می نامند که مراتبی دارد . زمان ترقی از لژی به لژ دیگر هم کاملا مشخص است. ضمنا ً از افراد برای صعود از مقامی به مقام دیگر ، پول دریافت می دارند . البته به فقرای خویش هم کمک می کنند . صرفا ً برای نگه داشتن وممانعت از فرار ایشان . در قرن 14میلادی در لندن تشکیلات فراماسونری رسما ًتاسیس واز آنجا بتمام نقاط گسترش یافت . در قرن 18 میلادی در آسیا ابتدا از شهرهای مهم هند شروع وبه سایر ممالک ؛ ظرف 40سال سرایت یافت . در امریکا ، سال 1734در ایالت پنسیلوانیا به رهبری بنیامین فرانکلین بوجود آمد . ودر همان سال اولین کتاب مربوط به این سازمان سری توسط فرانکلین منتشر شد . در ایرا ن سال 1237زمان حکومت ناصرالدین شاه سازمان فراماسونری توسط میرزا ملکم خان ارمنی تاسیس شد . هر چند که ریشه های اصلی آن در زمان فتحعلی شاه است . ( رک: کتاب فراماسونری درایران نوشته محمود کتیرائی) میرزا ملکم خان بعد از آنکه از اروپائی شدن ایران مایوس شد؛ بسمت ترویج فراماسونری در ایران پیش رفت . خود او می گوید :" من دریافتم که اروپائی کردن ایران بی فایده است ومصمم شدم که اصلاح طلبی خود را در لفافه مذهب عرضه کنم تا برای هموطنانم در خور فهم باشد " فراماسونری در ایران 1/32
با کنکاش تاریخ سازمان در ایران مبرهن می شود که : نوعا ً سردمداران اولیه وموسسین افرادی خائن ، خود فروخته وبعضا ً همجنس باز بوده اند . بر مبنای گزارشهای ساواک ، فراماسونری ( دست کم تا سال 1348) تشکیلاتی انگلیسی است . ودر پیوند با سیاستهای استعماری انگلستان در ایران عمل میکند . فراماسونری در ایران 1/56
( بعدها با سازمان سیا پیوند خورده ودر همین رابطه سعی داشتند که شخص شاه را فراماسون معرفی کنند ) . فراماسونری در ایران تا سقوط حکومت سلطنتی فعال بوده وحتی تا اوائل انقلاب هم به حیات خود ادامه داده ودر نامه ای از سوی دکتر محمود هومن رئیس وقت سازمان به محضر شهید قدوسی دادستان انقلاب از بی مهری مخالفین شکوه نموده اند ؛ ضمن این که خود را طرفدار ودلسوز امام وانقلاب معرفی کرده اند .
( فراماسونری در ایران 1/47به نقل از روزنامه کیهان 29/11/58)
اولین نفر که فراماسونری را به ایران آورد عسکرخان نماینده ایران در دربار ناپلئون بناپارت بود که در عهد فتحعلی شاه زندگی میکرد . دومین نفر میرزا ابوالحسن خان ایلچی است که در جوانی بسیار خوشگل وزیبا بوده و ساقی محفل عیش ونوش ویار حمام وگل خانه فتحعلی شاه .لباس دخترانه پوشیده ومی رقصید . گویند بسیار طناز بوده وعنان اختیار از هر شیر نری می ربود . بسیار پست وبی حیا بود . ماهی هزاز روپیه از کمپانی انگلیسی مواجب می گرفت . نفر بعد ابوطالب فرخ خان امین الدوله کاشی است . اوهم یار خلوتگه فتحعلی شاه است .
در سال 1288به درک واصل شد. تا زیبا بود وطناز وبی ریش ، مورد لطف سلطان ، وقتی ریش دار شد ، شاه اورا برای عباس میرزا فرستاد ، وگفت: پیر شده وبه درد ما نمی خورد . چندتا خوشگل پیدا کن وبفرست بیاید . انگلستان با تاسیس این تشکیلات وداخل نمودن رجال سیاسی وبزرگان قوم بطور غیر مستقیم ، مقدرات ملتها را زیر سلطه در آورده وبرای روز مبادا نگه داری میکند . سالهای سال به ایشان از جیب خودشان پولهای هنگفت پرداخت نموده تا در زمان مقتضی به وظیفه وطن فروشی قیام کنند . از حربه پول ومسائل جنسی واعطای مقامات عالیه بهر ه جسته و بنیان دین واخلاق وباورهای اعتقادی وشرافت ایشان را سست می سازد . برای مثال : میرزا ملکم خان ارمنی نامسلمان در عهد ناصری لایحه لاتاری را به امضای شاه رسانده وقصد واگذاری آنرا به شرکت انگلیسی داشت که با دخالت علما ء واصل حرمت قمار در دین اسلام موفق به این کار کثیف نشد . این ملحد با دریافت 40هزار لیره از شرکت انگلیسی با غیرت مردم مسلمان به ستیزه بر خاست . هر چند که در دوران حکومت پهلوی لاتاری فراگیر شده و در آمد سرشاری برای خاندان پهلوی به ارمغان آورد . آقای محمد کتیرائی در کتاب « فراماسونری در ایران » یکی از اعضای بر جسته سازمان را سید جمال الدین اسد آبادی معرفی می کند که ما در مقاله « بدعت » اسراری ازاشکال این تهمت را آورده ایم . باید بدانیم که منزلت سید جمال بالاتر از این حرفهاست . متاسفانه کتیرائی نسبت به ساحت سید اهانتها روا دارد که زیبنده نیست ؛ گفته شود . شخصیت سید جمال مشخص است . همو گوید:" هر چند سید در عرصه سیاست مبارزه با استعمار تاثیر گذار است ، لیکن فاقد اخلاق حسنه وعلم کافی بوده است".[ کم لطفی کرده است ] اسماعیل رائین هم در کتاب « فراموشخانه وفراماسونری در ایران » در حق سید جمال کم لطفی فراوان داشته واو را فراماسون معرفی میکند ودر مقابل از رضاخان سردار سپه واسد الله علم و... بدلیل عدم عضویت در سازمان فراموشخانه تمجید ورضاخان را عامل بر چیده شدن فرامو شخانه در ایران معرفی میکند . یکی دیگر از افراد برجسته این سازمان در ایران « محمد علی فروغی » صاحب کتاب سیر حکمت در اروپا است. یهودی زاده ای که با بروی کار آوردن رضا خان وتسلط انگلستان بر منابع ملی ایران بزرگترین خیانت را بر کشور روا داشت . فروغی فردی چاپوس وخود فروخته بود .در اثر ارتباط با محمد ولی اسدی تولیت آستان قدس مشهد وارسال نامه ای محرمانه برای او وذم رضا شاه ، محمد ولی را به جوخه آتش رضاخانی سپرد هر چند که مماشات محمد ولی اسدی در مقابل مخالفین کشف حجاب مشهد هم مزید علت بود . فروغی از زمان مظفر الدین شاه در عر صه سیاست ، بازیگر بود .
داستان جالبی از او نقل کنند : « روزبعداز تاجگذاری، رضا شاه از او پرسید مراسم چطور بود ؟ فروغی گفت : اعلیحضرتا ، من تاجگذاریهای زیادی دیده ام ، مظفر الدین شاه ، محمد علی شاه ، احمد شاه را دیده ام ، ولی وقتی شما تاج را بر سر مبارک گذاشتید ، از جمال مبارک نوری تلو تلو کرد . رضا شاه صورت را بر گردانده وبه مسخره گفت : نور تلوء تلوء کرد ؟!؛" برو مردکه !!!
دقیقا ً شبیه آن شخصی که آمد خدمت کریم خان زند وگفت : قبله عالم، دیشب ابوی گرامتان را در خواب دیدم در اعلا علیین نشسته بود و صفا می کرد . کریم خان فورا ً دستور داد او را کتک مفصلی زدند .دلیل را پرسید ، گفت : مردک پدر من .... بود ، تو می گوئی در اعلا علیین !
آری فروغی خود فروخته و فراماسون بود؛ از این طریق به نخست وزیری رضا خان هم رسید . صرفا ً با کمکهای انگلیس وبرای حفظ منافع استعمار پیر وکهنه کار بریتانیا . دیگر از مهره های سازمان در ایران تقی زاده است که به ریاست مجلس هم رسید و گویند از این جاسوس ، کثیف تر هنوز بیامده است . عین الدوله هم از اعضای فراماسونری در ایران بوده است . باری ؛ فراماسونری در زمان ناصر الدین شاه مدتی تعطیل شد ، لیکن در زمان مظفر الدین شاه مجددا ً فعال ودر دوران پهلوی با جذب رجال بزرگ سیاسی و مملکتی رشد فزاینده ای یافت ، که خوشبختانه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، سازمان ایشان منحل ، ومتواری گردیدند . فراماسونها با ارائه ندادن اطلاعات بر سِری بودن واسرار آمیز بودن آن تاکید دارند. در عین حال هیچ نیستند ،بزرگنمائی میکنند . زیرا با سری جلوه دادن ، در نظر عوام بزرگ جلوه کنند . روی نقطه ضعف انسانها کار کرده وهر کسی را از را ه خودش صید کرده وبزیر خیمه کشند .
ملاحظه کنید که چطور ملتها را سر کار می گذارند ، دولت عثمانی را تحریک می کنند که تو باید خلیفه مسلمین باشی ، شیعیان سب ولعن خلفا رادارند . در ممالک شیعه تفرقه افکنی کنند . عرفان دروغین میتراشند وعده ای را بعنوان قطب وباب ودهها عناوین قلابی دیگر ، اذهان را منحرف میکنند . در هند گاو پرستی را ُمد می کنند . مامور خودشان به گاو توهین کرده وغیب می شود ، مسلمین وهند وان بجان هم می افتند . فردا سگی را بدرب مسجدی می بندند ونزاع از سر گرفته می شود .وبه این ترتیب ملتها به خود مشغول واستعمار گران منابع کشورها را به تاراج می برند . آری انگلیس هر گز اجازه وحدت ملتها را صادر نمی کند .حیات این گرگ پیر در گرو تفرقه وجنگ ملتهاست . وصد افسوس که ملتها هم بیدار نمی شوند . وچه بسا آلت دست قرار می گیرند .بنگرید به آن سالهائی که ایران در گیر نزاع بابی وبهائی بود ودسته دسته مردم کشته می شدند ، اروپا درحال رشد صنعتی چار نعل می تاخت. ما را به چه سرگرم کردند وخود رفتند . وحدت مسلمین را شکستند وآتش کینه را بین شیعه وسنی افروختند. خدا را شکر که جوانان برومند ما سعی در جبران عقب ماندگیها دارند و عنقریب است که اروپائیان محتاج ما شوند . عشق به آل الله را در عمل نشان دهیم . با خروج از زیر یوق استعمار ؛ اهل بیت ع را خوشحال کنیم . حدیث امام صادق ع را نصب العین خود قرار دهیم که فرمود : " کو نوا لنا زیناً ولا تکونوا علینا شیناً " برای ما زینت باشید ونه مایه ی سر افکندگی .در عمل ثابت کنیم که اهل ولایت علی ع واولاد او هستیم . ما با دست مایه قرار دادن تعالیم دین اسلام ومذهب شیعه میتوانیم در جهت شکوفائی هر چه بیشتر وبهتر جامعه ی خویش بکوشیم ؛ از توطئه ی دشمنان نهراسیم وبه جایگاه والای مسلمانی برسیم ؛ مشروط بر اینکه دو چیز را نصب العین خود قرار دهیم :
اول – توکل بر خدا
دوم – خودمان را باور کنیم . خودباوری
خلاصه کلام : فراماسونری در تمام جهان فعالیت مرموز خود را همچنان تداوم بخشیده وبا کل قوا در راه چپاول سرمایه های ملتها از هر حربه ای ؛ نظامی وغیر نظامی بهر ه می جوید .اعضای آن در تمام اقشار اجتماعی حضور فعال داشته و شناسائی آنها ، حتی برای سایر اعضای یک گروه نا ممکن است . با دین توحیدی سر سازش نداشته و تبلور اصول یکتا پرستی را با حیات خود در تضاد می بیند .
سوال : آیا عدد 666 که سمبل شیطان پرستی است در کتاب مقدس وجود دارد ؟
جواب : آری . در مکاشفات یوحنا فصل 13 آیه 18 : "این عدد ؛ اسم یک انسان است ؛ ومقدار عددی حروف اسم او به 666 می رسد " اقول : این عدد 666 متناظر سه عدد fff است . حرف (F ) ششمین حرف از حروف هجاء انگلیسی است .
سوال : کابالا چیست ؟
جواب : کابالا به معنی نوعی تصوف وعرفا ن برخاسته از آئین یهود می باشد .
سوال: اوشو کیست ؟
جواب : عارف نامدار وشهیر عصر حاضر است که هزاران پیرو در سراسر دنیا دارد . متولد سال 1931 ومتوفی 1990 است . می گوید در جهان فقط یک قانون وجود دارد وآن « بی قانونی است » . ایشان طرفدار تساهل ، هرج ومرج و آزادی سکس است . در چند کشور به فساد اخلاقی متهم بوده واز خاک آن کشورها اخراج شده است . در سن 55 سالگی مُرد .
در سالهای اخیر به جهت مبارزه با عرفانهای قلابی ووارداتی مجالس ومحافل شرح وتبیین علایم ماسونی وشیطان پرستی رواج فراوان یافته که تا حدودی نشان از اهتمام جامعه فرهنگی – دینی برای حفظ هویت جوانان مملکت ، خصوصا قشر دانشجو می باشد البته این را هم بگوییم که تاحدودی گرفتار غلو و بزرگ نمائی هم شده ایم . چه بسا برای عده ای هم دکان خوبی شد .
« بابیت وبهائیت » در ایران ، بیشترین اعضا ی فراماسونری از میان بهائیت گزینش میشد ند . سرسپرده گان افرادی بودندکه عرق دینی نداشته و متعهد به اصول مذهب واحکام شرع انور نیستند . گویند ؛ دین در هر عصر وزمانی تغییر پذیر بوده وسیال است . دستورات دین در گذر زمان متحول میشود . هر عصری پیغمبر ی جدید میطلبد .روی همین عقیده ؛ میرزا حسینعلی خود را پیغمبر جدید وصاحب شریعت میدانست . ومی گفت ؛ کتاب من از قران بلیغتر است . در سطور آتی کلام ایشان را می اوریم ؛ خودتان بنگرید . !!! در این جا بی مناسبت نیست که چند کلامی در مورد بابیت وبهائیت (دو گروه ملعون ومطرود ) که ایشان هم از مهر ه های استعمار بوده وخوش خدمتی فراوان به اربابان چپاولگر نموده اند ، بمیان آوریم . باشد که مقبول دوست افتد و خدمت ناچیزی به ساحت مقدس علم ومعرفت باشد . ( بهتر است بدانیم ، بدترین دشمنان مهدویت ایندو فرقه ی ضاله ؛ یعنی بابیت وبهائیت هستند )
ابتدای داستان، از بابیت شروع می شود . وجه تسمیه باب ؛ اینست که خود را باب امام زمان ع ؛ قلمداد می کنند .( انا مدینة العلم وعلیٌ بابها) باب کیست ؟ او سید علی محمد فرزند سید رضا شیرازی است . شاگرد سید کاظم رشتی واو شاگرد شیخ احمد احسائی است . شیخ احمد موسس فرقه شیخیه است ، و بابیت طفل نامشروع شیخیه . شیخیه را 4رکن است ، فلذا خود را رکن رابع می نامند . واما 4رکن عبارتند از : 1
1- توحید
2- نبوت
3- امامت
4- شیخیه ویا شیعه خالص .
از شیخ انصاری پرسیدند راجع به رکن رابع ؛ فرمود : محقق در شرایع گوید :" الرکن الرابع فی النجاسات "
معنای رکن رابع این است که فرد، احکام را بدون واسطه از امام گرفته وبرای مردم بیان می دارد .این گروه معراج جسمانی را قبول نداشته ومعتقدند که معراج پیغمبر ص روحانی بوده است . ( برای اطلاع از قضیه معراج رسول الله ص به مقاله دعای ندبه ومعراج رسول الله ص مراجعه کنید) روح را نوعی جسم لطیف (هور قلیائی) گویند ومعتقدند ممکن است که در زمان ظهور امام زمان در شکل فرد دیگری غیر از خود بیاید .( البته این را برای جازدن خود بجای امام ع می گویند . در واقع با این اعتقاد راه را برای جازدن خود هموار می سازند .بهمین خاطر سید علی محمد باب گفت : من خودم امام زمان هستم .) تاریخ ادیان ومذاهب جهان ج3ص401
سید علی محمد؛ اول می گفت من باب امام زمانم ، مدتی گذشت ، گفت من خود امام زمانم . مدتی بعد گفت : «من خدا هستم ». بدستور امیر کبیر زندانی وبهمراه یکی از مریدانش بنام محمدعلی تبریزی در تبریز اعدام شد . گویند محمد علی تبریزی در حال احتضار بود وبدنش با گلوله غربال شده بود ؛ رو کرد به سید علی محمد باب وبا آخرین رمق گفت : « رضیت َ یا مولای » ؛ آیا از من راضی شدی سرورم ؟ مهمترتین عامل گمراهی این افراد ؛ شستشوی مغزی است . این سید علی محمد باب دو شاگرد حقه باز ملحد بنام میرزا حسینعلی نوری ومیرزا یحیی معروف به صبح ازل دارد . ( ایندو تن برادر هستند) بر طبق وصیت کتبی سید علی محمد معدوم ؛ یک سال قبل ازاعدام ؛ میرزا یحیی صبح ازل جانشین او ورهبر بابیان معرفی شد .( صبح ازل از سر دلسوزی وشفقت بیوه سید علی محمد را تصاحب ، مدتی غمخوار او گردیده وبعد از چندی بدیگری بخشید . ( از اعترافات عزیه خانم عمه عباس میرزاعبد البهاء ). ( این عزیه خانم خواهر میرزای حسینعلی ومیرزای یحیی است ؛ اسرار برادر را او فاش کرد) میرزا حسینعلی، تاب تحمل نیاورده واز اینکه برادرش رهبر گروه باشد ؛ دلخوشی نداشت ، بر علیه برادر قیام واورا با هر دسیسه ای از میدان بدر برد .( میرزا یحیی هم نامردی نکرده در یک عملیات حساب شده برادر خود را با سم مسموم کرد . هر چند حسینعلی جان بدر برد ، لیکن تا آخر عمر به مرض رعشه گرفتار شد ). میرزای یحیی صبح ازل برادر بزرگ بوده وبرای پراکنده نمودن یاران برادرش میرزا حسینعلی چنین گفت : " خذوا ما اظهرنا بقوة واعرضوا عن الاثم ( میرزا حسینعلی را گوید ) لعلکم ترحمون ان الذین یتخذون العجل ( باز هم منظورش حسینعلی است ) من بعد نور الله اولائک هم المشرکون " فتنة البهائیة 1/13
صبح ازل در سال 1912روز 29 آوریل در قبرس بدرک واصل شده ودر همانجا دفن شد . از نزاع واختلاف ایندو برادر دو فرقه بوجود آمد :
1- بابیت( طرفدار میرزا یحیی صبح ازل ) نکته : عده ای را هم« بابی ازلی »گویند ؛ که اینان طرفداران سید علی محمد شیرازی ( باب ) هستند .
2- بهائیت .( طرفداران میرزا حسینعلی بها ء ) داستان کشت وکشتار ایشان در بین خودشان وتوسط مردم تحت عنوان بابی کشی از وقایع هولناک عهد ناصری است .
اعدام سید علی محمد باب آتشی را روشن نمود که دامن فرزندان نا آگاه وفریب خورده ی زیادی از این مرزوبوم را گرفت. ترور-اول- شاه قاجار به تلافی اعدام باب توسط میرزا صادق تبریزی که البته شاه جان سالم بدر برد .و بدنبال آن نیروهای دولتی تعداد زیادی از ایشان را به انتقام کشتند . از حوادثی است که دوران ناصر الدین شاه را دچار چالش فراوان نمود . وسر انجام تیر انتقام میرزای رضا کرمانی طومار زندگی شاه را در هم پیچیده وبه 50سال سلطنت ظالمانه وخائنانه این شاه بولهوس پایان داد . نامسلمانی که با استخدام کریم شیره ای بعنوان دلقک دربار فضاحت را از حد گذراند. جالب است بدانید که کریم شیره ای به تقلید فراماسونری فراموشخانه ای از سر مسخر ه گی ترتیب داده ودرباریان را به آن وارد وبا طی 7 اطاق ایشان را به لژ مفتخر می نمود . ( عدد 7 در مرام ماسونی وشیطان پرستان مقدس است ) ( رک فراماسونری در ایران )
داستان محاکمه سید علی محمد باب جالب است ، بخوانید : اورا آوردند نزد علماء ؛ ملا محمود از او پرسید ، تو می گوئی نایب امام هستی ، بلکه پیغمبری ، درست است ؟
گفت : بلی حبیب من ، نایب هستم واطاعت من بر همه شما واجب است ؛بدلیل آیه قرانی : « ادخلوا الباب سجدا ً ». بقره 58
ولی این کلمات را من نگفته ام .( ادعائی شبیه حلاج داشت ) گفتند پس که گفته ؟ گفت همان کسی که به کوه طور تجلی کرد . روا باشد انا الحق از درختی * چرا نبود روا از نیک بختی من بمنزله شجره طور هستم ، بخدا قسم همان کسی که سالها انتظارش را می کشیدید من هستم . عالمی گفت : امام زمان ع از مکه قیام می کند وید بیضاء ونگین سلیمان وزره داوود رادارد پس چرا تو نداری ؟ سید باب گفت : من دیگر ضامن آنها نیستم . از او راجع به آیه مباهله پرسیدند هیچ ندانست وسکوت کرد . از شکیات پرسیدند هیچ ندانست .بالاخره اورا فلک کردند ، توبه نامه کتبی نوشت که فعلا ً در صندوق مجلس شورای ملی نگه داری می شود .اما توبه اورا بد لیل ارتدادش قبول نکرده وحکم اعدامش را صادر نمودند بابیان وبهائیان بظاهر خود را مسلمان واقعی معرفی وبقیه را هیچ می انگارند . به خیلی ازاحکام دینی پایبند نبوده وسودای آزادی از هر قیدی را در سر پرورانده ودیگران را هم آلوده می کنند.( لیبرالیسم هستند) شروع نطفه ایشان به عهد ناصر الدین شاه می رسد . از عراق شروع شد وبه ایران وارد شد . ( نطفه این مسلک را شیخ احمد احسائی بست) فقهاء با ایشان برخورد فراوان نموده ومردم را با خطر ناک بودن این فرقه ضاله مضله آشنا نموده اند . بین این فرقه ملحده ومتدینین در زمان قاجار نزاع خیابانی فراوان صورت گرفته واز هر دو طرف تعدادی کشته شدند . در راه دفاع از عقاید پوچ وکفر آمیز خود جدیت فراوان نشان داده وبراحتی از جان خویش گذشته اند .
یکی از روحانیون مبارز با ایشان ایت الله میرزا محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث است .
این مرد بزرگ در تمام منابر ومحافل کفر بهائیت را بر ملا ومردم را تحذیر می داد . فرقه ضاله هم اورا برای موجودیت خود خطر بزرگی احساس می کرد . بالاخره با تحریک ، برادر زاده شخص ایت الله که خانم زیبا ، طناز،بسیارهرزه وهتاکی بنام زرین تاج معروف به« قرة العین» است، در شب 19رمضان در محراب مسجد با نیزه مجروح (8ضربه)ودر شب 21 رمضان ، بسان مولایش علی ع بشهادت رسید . نام این زن ( قرة العین ) است . قرة العین عروس شهید ثالث است .کارهای خلافت عفت او ، با توجه به این که از خانواده مذهبی است ، لرزه بر اندام هر انسانی می اندازد . در ابتدا همسر پسر عموی خود بود واهل نماز ، لیکن برگشت کرد ؛ وبه موجودی فاسد مبدل گردید. در مجلس عیش ونوش بر سریر اقتدار نشسته ومی گفت :
هلموا الیّ ......؟از عاملین اصلی جنایت دشت بدشت در اطراف شاهرود است . این زن نانجیب با استفاده ابزاری از Sexappea Sexuality لشکر کفر بهائیت را بر علیه مردم شورانیده وافراد زیادی را بکشتن داد . در دشت بدشت خطبه ای ایراد کرد که گواه کفر وفسق وناپاکی این وسواس خناس است .وآن خطبه چنین است :
« ایها الاحباب والاغیار اعلموا ان الاحکام الشریعة المحمدیة قد نسخت لظهور الباب وان الاحکام الجدیدة البابیة لم تصل الینا ، واشتغالکم بالصوم والصلاة وسائر ما اتی به محمد ص کله لغو وباطل . الی ان قالت : فالحق اقول لکم الیوم ولا تکلیف ولا نهی ولا تعنیف وانما نحن فی زمان فترة فمزقوا الحجاب الحاجز بینکم وبین النساء واشترکوا جمیعا ً فی المال فانه لم یخلق لنفس واحدة او نفوس معدودة بل حق مشاع غیر مقسوم جعل لا شتراک بین الناس ولا تحجبوا حلائلکم عن احبابکم اذلا ردع الان ولا حد ولا منع ولا صد خذو حظکم من هذه الحیاة فلا شی بعد الممات »
بعد از اتمام خطبه؛ زن ومرد بهائی با هم در آمیخته وکارستانی کردند که هنوز هم خود فرقه از بیان آن شرمنده واظهار پشیمانی می کنند . افرادی که ذره ای غیرت داشتند با بروز این جنایت به ماهیت اصلی گروه پی برده ومتواری شدند .
( کتب فتنه باب ص192).
ترجمه فارسی را بعمد نیاوردیم ، انسان شرمنده می شود*معنای سربسته آن « نسخ دین اسلام است » البته طرح نقشه توسط قرة العین ومیرزا حسینعلی ومحمد علی بار فروشی از سران بهائیت در پشت پرده ریخته شده بود و گروه عوام کالانعام بی خبر از ماجرا ؛ قربانی شدند . براستی در تمام مشکلات این چنینی، نقش عوام را فراموش نکنید . در کشتار بابیان وبهائیان در شهرهای قزوین ، یزد ، تهران وزنجان ودر مازندران این عوام بودند که بدون شعور ومعرفت جان خود را فدای سران کفر والحاد نمودند . سرانی که بالاخره سر از طویله اسرائیل در آوردند وبا تجمع در شهرهای «عکا» و « حیفا » دست در دست صهیونیستهای جنایتکار ؛ با مسلمانان بستیز بر خاستند . مهمترین دستگیره برای افشای جنایات فرقه ضاله بهائیت نامه خواهر میرزا حسینعلی ، بنام« عزیه خانم »است . که بعنوان عباس میرزا برادر زاده اش نوشته ودر آن پرده از کارهای برادر خود بر داشته است .نام این نامه « تنبیه النائمین» است.
این عمه خانم به برادر زاده خود می گوید که چطور میرزا حسینعلی، دختر خود را بزک نموده وبطور ناشناس برای برادر خود ، یعنی میرزا یحیی صبح ازل فرستاد . لیکن آن شیطان ملعون یعنی میرزا یحیی زیرک بود وفهمید تحفه ارسالی برادر زاده خودش است ، پس فرستاد . ( البته طبق مرام بهائیت برایش مباح بود ؛ لیکن فهمید ؛ توطئه است )
*بهائیت فقط مادر وزن پدر را حرام می داند . تمام زنهای دیگر برای ایشان مباح هستند .
* میرزا حسینعلی در شهر عکا بر اثر مرض « خوره » بدرک واصل شد .
جالب است که در همان حال مریضی با وجود زدن نقاب به چهره برای مخفی کردن جذام صورت ؛ باز ادعای الوهیت می کرد . ومی گفت : « شهد شعری لجمالی انی انا الله لا اله غیری . کنت الها فردا ً احدا ً صمدا ً ، یشهد بذلک شعراتی »
جدا ً خیلی پرو بوده این نانجیب جیره خوار استعمار انگلیس . پیروان خود را « اغنام » می خواند . می گفت اگر بهائی نمی شوید ، حد اقل شیعه نباشید . می گفت : « اعملوا حدودی حبا ً لجمالی » حدود را بخاطر جمالم بجا آورید . از او پرسیدند بهشت ودوزخ کجاست ؟ گفت : «قل الاولی لقائی والاخری نفسک ایها المشرک المرتاب». یعنی بهشت دیدار من ودوزخ نفس تواست ای مشرک شکاک .
از او پرسیدند قبله کجاست گفت : « اذا اردتم الصلوة ولّو وجوهکم شطری الاقدس » ارض اقدس ، همانا شهر گور او « عکا » است .
مریدان او گویند مغز میرزا حسینعلی 12من بوده ، در حالی که مغز پیغمبر 8من بود ه است . در زندان می گفت : « تفکر فی الدنیا وشان اهلها ان الذی خلق العالم لنفسه قد حبس فی اخرب الدیار بما اکتسب ایدی الظالمین » یعنی بنگر در حال کسی که خود دنیا را خلق کرده ولی در گوشه خرابی بدست افرادی ظالم گرفتار است .( خودش را می گفت ) « ان الذی خلق العالم لنفسه منعوه ان ینظر الی احد من احبائه » یعنی آن کس که جهان را برای خودش خلق کرد ه اورا از دیدار دوستان منع می کنند . « قد افتخر هواء السجن بما صعد الیه نفس الله من العارفین وتفتخر ارضه علی بقاع الارض کلها » ای : هوای زندان وزمین آن بواسطه خدای زندانی بر تمام کره ارض مباحات میکند . ( سیری در کتب بهائیان ص150)
شوقی افندی فرزند او که چهارمین رهبر بهائیان است می گوید : «نماز را فرادی بخوانید وبه جماعت نروید . حرام است ». ابتدا مدعی بودند که در سیاست دخالت نمی کنند ولی بعدا با سرسپردگی به سران صهیونیست وجلب حمایت ایشان کاملا ً سیاسی شده وشعارهای خود را فراموش کردند . شما اگر به تاریخ بنگرید ، می بینید که در ابتدای کار چه افرادی ، حتی از مذهبیون طرفدار این فرقه بوده اند . یکی از چهر ه های معروف ایشان سید یحیی فرزند سید جعفر... است که در شیراز بعد از جنگی بسیار سخت ، توسط مردم کشته شد . با ُمردن شوقی افندی( در لندن ) آقای چارلز میسن ریمی ، مسیحی آمریکائی ، اهل حوالی می سی سیپی (م 1874) به رهبریت بهائیت بر گزیده شد . البته منصوب مِن قِبَل شوقی افندی بود . ( رک .انشعاب بهائیت ص157)
همسر شوقی بنام « روحیه ماکسول » با این رهبر امریکائی به مخالفت بر خاست و باعث انشعاب در فرقه ضاله گردید . این زن را بهائیان « ... بهائیان » گویند؛ عقیم بوده و مرض «عُقم » باعث شده بود تا نسبت به هر چیز وهر کس عقده داشته باشد . در باب او مخالفینش چنین سروده اند: یا للعجبا زنی عقیم ونازا * بنمود چه فتنه ای به عالم برپا با عقده نازا ئیش آن مظهرحقد شد علت انشقاق در امر بها آنانکه مطیع آن زن حیله گرند از حیله ومکر او مگر بی خبرند؟ آیا همه نادیده مطیعش گشتند یا اینکه تمام غافل وکوروکرند ؟ ( کتاب انشعاب در بهائیت ص232)
میسن ریمی بعد از رسیدن به قدرت خطبه ای چنین خواند: « من ولی امر اله دیانت سامیه ظهور اعظم الهی هستم ... این عبد مستمند از حین صعود شوقی افندی وربانی ولایت اولای امر اله به مقام ولایت ثانی امر الهی تسمیه گشته ام . » به گفته محققین هر چند تاکنون مدرکی دال بر مامور سیا بودن این میسن ریمی بر ملا نشده ، لیک به احتمال قوی ، جاسوس نفوذی بوده است . البته با کارشکنی های زن شوقی افندی ، کار این رهبر پنجم ، دوامی نیاورده وفعلا گروهی 9نفره رهبریت بهائیت را برعهده دارد . ( لعنة الله علیهم ) شوقی افندی ملعون تاسیس اسرائیل را پیش بینی قران دانسته واز موجودیت آن حمایت می کرد . ذیلا ً مواردی از عقاید خلاف شرع بهائیان برای اطلاع می آوریم :1
1- حرمت تدریس تمام کتب غیر از کتب بهائیت .
2- مباح بودن اختلاط زنان ومردان تا سر حد تولیدمثل.
3- تعیین جزای نقدی برای زنا وشرب خمر . « کتب الله لکل زان وزانیة دیة تسعة مثاقیل من ذهب فان عادو ا عودوا » یعنی جزای زنا کردن 9مثقال طلاست . اگر تکرار شد 18مثقال ، مرحله سوم 36مثقال وهمین طور تصاعدی افزایش مییابد .
4- زنی که از شوهر خود بچه دار نمی شود ، می تواند با مرد دیگری همبستر شده وبرای خود بچه تولید کند . میزان ازدیاد نسل است و بس .
5- تعویض اثاث البیت هر 19سال یکبار واجب است . « کتب علیکم تجدید اثا ث البیت بعد انقضاء تسعة عشر سنة »
6-تمام اشیاء عالم پاک بوده ونجس ، وجود ندارد .
7- حلیت ربا . ( می دانید که از تفکرات یهود است )
8- نماز جماعت حرام است .
9- منبر رفتن حرام است . « قد منعتم عن الارتقاء الی المنابر » البته این حرمت برای جلوگیری از تنویر افکار مریدان است . 10- سال 19ماه ؛ ماه 19روز و روزه 19روز است . 11
- نفی وجوب امر به معروف ونهی از منکر .
12- نفی وجوب جهاد .
13- عدم کارآئی دین اسلام برای روز ولزوم تجدید احکام با تطابق زمان .
14- کار آمد بودن بهائیت بدلیل سیال بودن احکام در این فرقه . ( با این تفکر زیر آب دین را می زنند )
15- نفی جامعیت اسلام وتثبیت جامعیت بهائیت .
16- گویند ، دین لا یتغیر وجود ندارد ونباید باشد .( یعنی دین خدا ثابت نبوده ومتغیر است ) 17
- زیارتگاه بهائیت ، شهر «عکا وحیفا» است .
18- دین رسمی در اسرائیل : 1- یهودی ؛ مسیحی وبهائیت است .
19- نماز بهائیان 9رکعت است ، واین 9رکعت در سه حالت خوانده می شود : 1- هر وقت که سرحا ل وشارژ بود . 2- روزی یک مرتبه در شب . 3- در سه نوبه صبح وظهر وشب . « قد کتب علیکم الصلوة رکعات لله منزل الایات حین الزوال وفی البکور والاصال وعفونا عدة اخری فی کتاب الله انه لهو الامر المختار » یعنی نماز را در سه وقت ، صبح وظهر وشب بخوانید . لازم به ذکر است که بهائیت برای میرزا حسینعلی مقام شارعیت وحق تقنین قانون را قائلند. واورا فاعل ما یشاء می دانند.هر کس مخالف او باشد ، خونش هدر است . خود میرزا می گوید :هر کس دستورات ونوشته های مرا انکار کند از عقل محروم است . این دیوانه می گفت : « قل لا یری فی هیکلی الا الله ولا فی جمالی الا جماله ولا فی ذاتی الا ذاته ولا فی حرکتی الا حرکته ولا فی سکونی الا سکونه ولا فی قلمی الا قلمه العزیز المحمود» در جای دیگر گفت : " دعی ما سوایی حبا ً لجمالی " غیر از مرا بخاطر من رها کنید . باز گفت : «اننی انا الله لا اله انا کما قال النقطة من قبل یقول من یاتی من بعد » یعنی : من خدای یکتا هستم خدائی جز من نیست . کما این که نقطه گفت خدااست وبعد از این هم عده ای ادعا کنند. نکته : نقطه لقب سید علی محمد شیرازی است . (نقل از کتاب سیری در کتب بهائیان ص70)
نکته : بهائیت ؛ دین نبوده و مسلکی است که از نظر فقهی ؛ در ردیف کفار غیر ذمی بشمار می آیند .
سوال : وجه تسمیه « بهائی» به چه مناسبت است ؟
ج= اینان در ابتدا مزدور روسیه بودند .ارتباط سران این فرقه ضاله مضله با سفارت روسیه در تهران وشخص کینیاز دالگوری سفیر روسیه بر همگان روشن است . بعد از ترور اول ناصر الدین شاه ؛ شاه به بابیان مظنون و در همین رابطه میرزا حسینعلی را دستگیر وبه زندان بردند . دالگورکی برای خلاصی او از دست شاه تلاش فراوان نمود تا موفق شد ، میرزا آزاد وبه عراق فرار کرد . بپاس این خدمت بزرگ نام فرقه خودرا بهائی گذاشت .(وجه دیگری هم دارد )
در قدیم به دولت روسیه « دولت بهیه » می گفتند . وبه دولت انگلستان « دولت فخیمه » .در ادوار بعدکه بهائیت بزیر بیرق انگلیس رفت ، به عباس میرزا لقب « سر عبد البهاء » دادند . البته قول دیگری هست که لقب" بهاء" را در دشت بدشت سرکار خانم قرة العین !به میرزا اهدا کرد . ولی ظاهرا ً قول اول صحیح تر است . 09369319570
محمد رضا فروزان متولد 1339