شاکِلِه
بسم الله الرحمن الرحیم
عنوان مقاله : نقش شاکله یا همان طبیعت و شخصیت انسان در ظهور اعمال
به محوریت ایه 84 اسری
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا (84)
قَالَ تَعَالَى: قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ قَالَ الزَّجَّاجُ: الشَّاكِلَةُ الطَّرِيقَةُ وَالْمَذْهَبُ. وَالدَّلِيلُ عَلَيْهِ أَنَّهُ يُقَالُ هَذَا طَرِيقٌ ذُو شَوَاكِلَ أَيْ يَتَشَعَّبُ مِنْهُ طُرُقٌ كَثِيرَةٌ ثُمَّ الَّذِي يُقَوِّي عِنْدِي أَنَّ الْمُرَادَ مِنَ الْآيَةِ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى: فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا وَفِيهِ وَجْهٌ آخَرُ وَهُوَ أَنَّ الْمُرَادَ أَنَّ كُلَّ أَحَدٍ يَفْعَلُ عَلَى وَفْقِ مَا شَاكَلَ جَوْهَرَ نَفْسِهِ وَمُقْتَضَى رُوحِهِ فَإِنْ كَانَتْ نَفْسُهُ نَفْسًا مُشْرِقَةً خَيِّرَةً طَاهِرَةً عُلْوِيَّةً صَدَرَتْ عَنْهُ أَفْعَالٌ فَاضِلَةٌ كَرِيمَةٌ وَإِنْ كَانَتْ نَفْسُهُ نَفْسًا كَدِرَةً نَذْلَةً خَبِيثَةً مُضِلَّةً ظَلْمَانِيَّةً صَدَرَتْ عَنْهُ أَفْعَالٌ خَسِيسَةٌ فَاسِدَة » تفسیر کبیر فخر رازی 21/391
اساس مقاله حاضر پیرامون دو لفظ است : تربیت و شاکِلِه
یعمل علی شاکلته , ای علی ما یلیق بهِ من الاحوال " تفسیر سعدی 1/465
هردو کلمه شاکله وتربیت مترادف هستند ( قول مختارنا) نمی توان گفت کدامین اصل اند وکدام فرع .
ولی می توان ثابت کرد که شاکله تبلور عوامل اختیاری و غیر اختیاری است و تربیت غالبا اختیاری .
شاکله حکم داده ها ر ادارد و تربیت خروجی آن . تشکل شاکله از قبل انعقاد نطفه شروع شود .
تربیت به مفهوم ظهور نوع و جهت گیری گفتار و کردار و حتی سکوت انسان
سرجمع گوییم اتخاذ مواضع فعلی و انفعالی ؛ که منبعث از کیفیت تشکل شخصیت است .
تربیت در معنا و مفهوم عام و همه کس پسند یعنی پروراندن ؛ پروریدن و یا بگو بار آمدن .تشکل شخصیت فرد .
عوامل تربیتی دو گونه اند ؛ اختیاری و غیر اختیاری
غیر اختیاری مثل مجالست و موانست – مانوس و مالوف بودن – با اهل فسق و فجور که زمینه ساز لاقیدی و بی تفاوتی می شود وبر عکس ؛نشست وبرخاست با اهل علم و دیانت و درست کردار که آدمی را بسوی خوبیها سوق می دهد . در تجربیات عینی هم ثابت شده ؛ همانگونه که جسمی بوی عطر بخود می گیرد
روح و روان هم خلق وخوی روح دیگر را می گیرد .
سنایی – ره – چقدر جالب سرود: با بَدان کم نشین که درمانی - خوپذیر است نفس انسانی
روی همین حساب اولیاء الله گفته اند : انسان بر مشی و روش ومسلک دین دوست و رفیق خود می باشد .
باب مجالسة أهل المعاصي
3- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ فَتَصِيرُوا عِنْدَ النَّاسِ كَوَاحِدٍ مِنْهُمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ. » کافی 2/375 خبر صحیحٌ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي زِيَادٍ النَّهْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَجْلِسَ مَجْلِساً يُعْصَى اللَّهُ فِيهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى تَغْيِيرِهِ. » خبرٌ ضعیفٌ
در مسند احمد و سنن ترمذی و ابی داود ووو چنین دارند :
7685 - حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ وَمُؤَمَّلٌ قَالَا حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ مُؤَمَّلٌ الْخُرَاسَانِيُّ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ وَرْدَانَ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص : « الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِطُ »
تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده جَيِّد
علی ع در کلامی بسیار جامع ومانع بر درستی گزینش دوست وهمراه زندگی تاکید کرد . می فرماید :
9713 الصَّاحِبُ كَالرُّقْعَةِ فَاتَّخِذْهُ مُشَاكِلًا » غرر الحکم
دقت کنید در گزینش دوست ، شخص مختار است ولیکن در هر شکل آن مجالست تاثیر گذار است
اهل معنا گفته اند : " المُجالِسَةُ موثرة " مجالست تاثیر گذار است . چه بخواهی و چه نخواهی !
واما در نوع اختیاری عوامل تربیتی می توان به شرکت در مجالس علما و صلحا و خوبان و متقین اشارت
کرد که انسان را دوست دار علم و تقوا گردانیده وهمین محبت یکی از عوامل بسیار موثر در گرایش به دین و عقلانیت و روش های صالح در زندگی می شود .« المرء مع من احبهُ» همه ی این عقاید در کلام فخر رازی که در ذیل آیه شریفه آمده وما نقل کردیم موجود می باشد .
شاکله ی خوب زاینده ی اعمال پاک و درست می شود .
جوانان عزیز باید در گزینش عوامل اختیاری تربیتی و تشکل شاکله ی خوب و اهل بیتی بیشتر دقت بخرج داده و گول ظواهر را نخورند . چرا که فراگیری اصول تربیت شایسته در جوانی به سان افشاندن بذر در زمین خالی و آماده است . در کلام علی ع چنین دارد :
10 وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ.»
در تربیت شخص مربی سعی دارد که فرد تحت تاثیر خودش را براهی سوق دهد که خودش می خواهد . مثلا رام کننده شیر کاری می کند که شیر ژیان به عوض حمله و کشتار ودریدن نمایش درآورد
بعوض خوردن گوشت شکار ؛ گوشت قصابی را بخورد ووو
واما شاکله :
شاکله را خوی وخلق و طبیعت و سرشت و فطرت و جوهره ذاتی و روش ویا همان تربیت تبلور یافته
در روح و روان شخص گویند . نیت هم گفته اند .منسجم شدن خلقیات در روان انسان را شاکله نامند.
در محاسن برقی 2/331 گویند :« شاکلتهِ یعنی علی نیتهِ »
در صحیح بخاری هم در دو موضع چنین تعبیر کرده اند .
شیخ طوسی در تبیان ذیل آیه فرمود :
" شاکلته ؛ ای علی طریقتهِ التی تشاکل اخلاقه و علی عادتهِ "
یعنی همون طریقی که خلق و خویش بر آن نمط شکل گرفته است . عادت های فرد ( کار بدو ن درنگ)
چقدر زیبا مولوی سروده :
مه فشاند نور و سگ عو عو کند --- هرکسی بر طینت خود می تند
برخی اقوال گوید مراد از شاکله مذهب است . در کلام فخر رازی هم آمد .
نشانه آ ن هم تشتت آراء اهل مذهب است . بعلاوه در خاتمه آیه خودش فرمود " فربکم اعلم بمن هو اهدی سبیلاً " خدا بهتر می داند از این صاحبان آراء متشتت کدامین بر حق هستند .
شما دقت کنید ؛ شاکله در هر معنایی گرفته شود یک حقیقت مُسَلَّم را مبرهن کند وآن نقش قوی آن در شکل گیری شخصیت انسان است . خوب باشد خوب شود ؛ بد باشد بد شود .
شاهد خوب ما آیه 46 هود است .
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ
همین مثل معروف ؛ پسر نوح با بدان بنشست – خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند - پی نیکان گرفت ومردم شد ( گلستان سعدی سیرت پادشاهان )
در کلام نبوی هم چنین نقل کنند :« اعتبروا الصاحب بالصاحب » نهج الفصاحه
پیغمبر زاده در اثر مجالست با فاسقان از مسیر توحید منحرف شد . در حالتی که از نگاه نطفه و لقمه حلال هیچ مشکلی نداشت . ولیکن غذای روحش مسموم بود .
تشکیل شاکله آدمیزاده هرگاه بر مسیر غیر توحید و پرهیزگاری صورت گیرد خروجی اون جز فساد وظلم نشاید .
در هرکجا که با فاسد وفاسق و ظالم وستمگری مواجه شدید مطمئن باشید که شاکله اش بد ترتیب یافته است.
یا بدست والدین ناصالح و یا دوست ناباب . قران فرمود :" ولا یلدوا الا فاجراً کفاراً " نوح
ضرب المثل قدیمی دارد ؛ از مار جز مار نزاید .
ویا ؛ گندم از گندم بروید - جو زجو
ویا ، از کوزه همان برون تراود که در اوست .
قران شریف در یک تمثیل منطقی زمینه سازی اعمال صالحه را ناشی از طینت پاک می داند . سوره اعراف
وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ (58)
يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ " مومنون 51
یقینا انسانی که بر محبت اهل بیت تربیت شده ؛ اعمالش هم پاک و درست است . وبر عکسِ عکس .
این قصه را شنیده اید که مادر بارداری بطور دزدکی بر انار میوه فروش سوزن زد و قدری نوشید
پسرش در بزرگسالی چاقو بر مشک سقایی زد . شوهر این زن در حیرت فرو رفت و گفت من لقمه حرام سر سفره نیاوردم این کار زشت پسرم از چیست ؟ همسر بر عمل خود در بارداری اعتراف کرد .
آری ، مادری که سوزن بر اناری زند پسرش چاقو بر شکم مشکی زند . فتامل
خدای تعالی راه کارهای خوب و بایسته ای برای تربیت درست فرزندان و تبلور شاکله شخص عنوان کرده ، مثل :
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا (28) نوح
پیام آیه این است که در روابط خانوادگی با مومنین باشید . مومنین را در خانه ی خود بخوانید
تا فرزندانتان با فرهنگ دینی بار بیایند . تا در جوانی صالح باشند .علی ع در نامه 31/62 اشاره دارد:
وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَ بِأَشَدَّ مِنْ دُخُولِ مَنْ لَا يُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ ...
همه کس را به خانه ات نبر . مگر کسی که اطمینان محکمی به او داری .
آیه بعدی که خیلی گویاست و کاربردی ، همراه داشتن فرزندان در ارتباط با مساجد است .
يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ " اعراف 31
یکی از معانی زینت فرزند است . بدلیل خود قران :
الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا (46) کهف
درست گویید ؛ تربیت درخت در نو نهالی بایسته است ونه در تنومندی .
خلاصه کلام : شاکله انسان عامل بروز اعمال اوست . تربیت انسان گواه شاکله ی اوست .
کارهای انسان وفق تربیت اوست .
بیایید در درجه اول در تربیت فرزندان خود مطابق آیات و روایات معصومین ع بکوشیم
ودر مراحل بعد اصلاح جامعه ی خویشتن . در حقیقت عمل به فلسفه بعثت انبیاء . کما قال :
" ان ارید الا الاصلاح مااستطعتُ " هود 88
امام صادق ع در یک کلام شیوا بر لزوم مراقبت از جوانان اشعار دارد : تهذیب الاحکام طوسی 8/111
- 30 وَ- عَنْهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ.» مرجئه اهل باطل هستند.
به قرایت امروز ما چنین تعبیر شود , قبل از آنکه اهل باطل جوانت را بدزدد با تربیت مکتبی بارش آور "
از یاد نبریم که نتیجه آن به خود ما بر می گردد در هر شکل و قواره ای .
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا" اسری 7
این جهان کوه است وفعل ما ندا - سوی ما آید نداها را صدا ( مثنوی مولوی )
در کلامی منقول از علی ع چنین گوید : " اذا خبث الزمان کسدت الفضایل " شرح معتزلی 20/270
وقتی زمان فاسد شد ( فساد عالمگیر شد ) بازار فضایل کساد می شود . خریداری ندارد !
قو انفسکم واهلیکم ناراً وقودها الناس والحجارة " تحریم 6
مکتب القران فجر بروجرد بتاریخ 5/4/1400
محمد رضا فروزان
محمد رضا فروزان متولد 1339