زیارت
بنام خدا
عنوان مقاله " حول الزيارة
محقق " محمدرضا فروزان
مكتب القرآن فجر بروجرد-آذرسال 1387
بسم الله الرحمن الرحيم
يكي از اعمال مستحبي موكده زيارت قبورانبياءوائمه وصلحاست كه ازاسرارأن تجديدبيعت وميثاق است با مزور
"الزيارة"روي غيرواحدان زيارة ساداتنا(ع)انماهي تجديدالعهدو الميثاق المأخوذفي الرقاب العباد.بحار99/197
(اشارت داردبرميثاق روز الست بربكم ) درتمام زيارات به اين نكته توجه كنيدكه با أن شخص مزورعهد الهي بسته و خودراموظف به اطاعت از فرامين الله مي داند. ضمن اينكه حق تعظيم وتجليل مزور را هم ادا كرده است . عالمي فرمود"الزيارة "هي الحضوروالسلام علي المزور. كماقال في الموسوعة الفقهية "الزياره "القصدوفي العرف هي قصدالمزوراكراماله واستئناسابه. يعني رفتن به قصدديدن واكرام شخص مزورومأنوس شدن بااو. (مزورشخص موردزيارت واقع شده رانامند.) شايداصل زيارت از ايه "وابتغو اليه الوسيله" مقتبس باشد. درزيارت عاشورادارد"ولاجعله الله أخرالعهدمني لزيارتكم "يعني خدايااين زيارت راأخرين زيارت عمرم قرارمده .كه در واقع همان استمرارارتباطولايت اهل بيت است .امافراموش نكنيدكه مكررأمده "ولوعارفابحقه اوبحقها"باعرفان اهل بيت (ع)تداوم خطولايت امكان داردولاغير.متعهدبودن مساوي عارف بودن است .وقتي در مقابل قبر مي ايستي ومي گويي "السلام عليك يا ولي الله "جواب مي ايد"وعليكم السلام يا..." واين همان نكته اي است كه امام رضا(ع)به أن دوستش فرمود"فسلم من وراء الجدار" هرگاه با ازدحام جمعیت مواجه نشدی بخاطر سلام دادن مزاحم دیگران نشو از همان پشت دیوار هم سلام بدهی کافیست . چطور از راه دور سلام می دهی ؟
قران مي فرمايد"ولاتحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتابل احياءعندربهم يرزقون .
وقتي حيات برزخي در اين حد براي شهداءاثبا ت ميشود بطريق اولا معصومين (ع)واجد هستند .فلذاحيات وممات ايشان يكسان است . اين سلام كردن ازوراي ديواراين نكته را مي اموزد كه بعد مكاني درزيارت مطرح نيست .از همان دورهم سلام بدهي كافيست .قال النبي (ص)"من زارني بعد موتي كان كمن هاجرالي في حياتي وان لم تستطيعوا فابعثوا الي بالسلام فانه يبلغني . فلذا سلام مختصر رسول الله (ص)اينست "المقنعه مفيد ص 457 السلام عليك يا رسول الله السلام عليك يا محمدبن عبدالله ورحمة الله وبركاته . 2 شرح مفردات "به معانی بيعت وعهددقت بفرماييد" فال في الموسوعة الفقهية "البيعة في اللغة معان :فتطلق علي :المبايعة علي الطاعة .بيعت يعني عهد بستن براي اطاعت وبندكي بدون تمرد وتزلزل . كماقال ابن خلد ون في المقدمة "البيعة :العهد علي الطاعة . طاعت يعني انقياد كامل از مولا.ولو براي انسان مكروه باشد. درزمان رسول الله (ص) بيعت با دست دادن صورت مي كرفت ودرزمان خلفاي راشدين هم بر اين منوال بود ليكن در زمام حجاج قسم خوردن بجاي مصافحه واقع شد.
كماقال في المغني مجلد 11"وكانت البيعة علي عهد رسول الله ص وخلفايه الراشدين با المصافحة فلماولي الحجاج ربتهاأيماناتشتمل علي اليمين با الله .
شخص در بيعت با دست دادن به طرف مقابل اعلام ميداردكه "توبرمن ولي هستي وامارت داري .ودر صدر اسلام هم براين مرام استوار بودند الامعدودي
. و اين كه دستور داده اند برخواندن زيارت عاشورا درهرروزبراي تداوم خط سرخ شهادت وولايت حسين ع است . قال في تفسير المراغي 26/91" اصل البيعة العقدالذي يعقده علي نفسه من بذل الطاعة للا مام والوفاء بالعهد الذي التزمه له .
اينكه مي بينيد بعد از معامله رسم است دست ميدهند براي اينست كه وفاي به مفاد قرارداد برما واجب است . قرا ن شريف در سوره فتح أيه 10شرعيت بيعت رامبرهن ميسازد"ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يدالله فوق ايديهم . عهد يعني ذمه .لذا انجام وظيفه = فراقت ذمه . عاهد العبدربه :باخدا قراربست كه اورا منقاد باشد. اوجب الاسلام الوفاء بالعهد.كماقال "واوفوا بعهد الله اذا عاهدتم . أيه 91نحل شكستن عهد =خيانت وحرام .كما قال :لا دين لمن لا عهد له .
قال محي الدين في فتوحات المكية 4/346: واعلم ان الزيارة مأ خوذة من الزوروهو ميل فمن زارقوما فقد مال اليهم بنفسه .فزيارة الموتي الميل اليهم تعشقا لصفة الموت ان تحل به فان الميت لا حكم له في نفسه .
فحواي كلام شيخ تسليم بودن ويكساني در راه وهدف با مزوراست .مجدد بخوانيد؛ زيارت يعني تمايل به مزور .جدا كلام بلندي است .ميت تسليم محض است ؛ زيرا از خود هيج ندارد؛زاير هم خود را مالك جيزي نمي داند. كما قال :العبد وما في يده كان لمولاه .درخصوص لمس ضريح مقدس صلحا به نيت تيمن وتبرك براي رفع اشكال وهابيا ن به كلام محي الدين استشها د كنيم "من لم ير اللمس ورأه للبركة استلم جميع الاركان فان لمسهاوالقرب منها كله بركة .2/382
قال في مجمع البحرين "اللهم اجعلني من زوارك .با الواو المشدده .اي "من القاصدين لك الملتجيين اليك . زوارك يعني انبياء وصلحا وحجج الله علي العباد. فرق زيارت با دعا"زيارت بر قراري ارتباط با مخلوق است واورا واسط بين خود وخدا بجهت قرب الهي وتقديس مزور ؛كه مستفاد از أيه "وابتغو االيه الوسيله "است .ولي دعا ارتباط مستقيم با خالق بوده و مستفاد از قول خداست "ادعو ني " استكبار از دعا =أتش دوزخ است .كماقال " ان الذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنم داخلين . وهابيون در عين مخالفت با زيارت قبور بقيع خود بزيارت قبر ابو حنيفة در بغداد ميروند وحتي نذر ونياز هم مي كنند. در كتب ديني خويش رواياتي از عايشه در فضيلت زيارت قبور نقل مي كنند و در عين حال ما مجوس مي خوانند .
علامه سيد محسن امين عاملي در كتاب كشف الارتياب در نكات اين قوم ظالم بيان ميدارد"شخصي خدمت رسول الله ص رسيدوعرض كردكه قسم خوردم "باب بهشت و ناصيه حور العين را ببوسم . قاله في ص 440"لا بأس بتقبيل قبر الوالدين لان رجلا جاء الي النبي ص فقال :يا رسول الله حلفت ان اقبل عتبة باب الجنة وجبهة حور العين فامره ان يتقبل رجل الام و جبهة الاب قال :يا رسول الله ان لم يكن ابواي حيين قال :قبل قبرهما قال :فان لم اعرف قبرهما قال :خط خطين انواحدهماقبر الام واللاخر الاب فقبلهما فلا تحنثب في يمينك .
يعني بوسيدن قبر بابا و مادر انسان شرعيت دارد . اقول "جايي كه بوسيدن قبر والدين شرعي باشد بطريق اولي ضريح امام ع اولويت دارد .
واز بوسيدن حجرالا سود شرعيت بوسيدن هر شي مقدس استنباط ميشود .كما قال الشيروني في حواشي 1/155"واستدل السبكي علي جوازتقبيل المصحف بالقياس علي تقبيل الحجرالا سود و يد العالم والصالح والوالد اذ من المعلوم انه افضل منهم .وايضا"ذ كر السيوطي في التوشيح علي الجامع الصغيرانه استنبط بعض العلماء العارفين من تقبيل الحجر الاسود تقبيل قبور الصالحين .فلذا فقهاء سني وشيعه در كتب بابي تحت عنوان "استحباب تقبيل الحجرالاسود "دارند.علامه اميني در الغديرج 5/153"قال :قال الحافظ ابن حجر:استنبط بعضهم من مشروعية تقبيل الحجر الاسود جواز تقبيل كل من يستحق التعظيم من أدمي وغيره . قال في المغني "رواه ابو داودوان لم يتمكن من تقبيل الحجر الاسوداستلمه وقبل يده .ولناان النبي ص ؛استلمه وقبل يده . يعني ؛مس حجر وبوسيدن أن شرعيت دارد . سوال =بوسیدن درب ورودی رواق مطهر ائمه ع شرعیت دارد ؟ج =درزیارت مطلقه امیرالومنین ع وارد است که "پس عتبه را ببوس " از این نقل شرعیت استنباط میشود .لیکن باید تعریف "عتبه "را مابدانیم . ارباب لغت چنین می گویند :قاموس اللغه "عتبه یعنی آستانه درب ورودی که قدم روی آ ن می گذارند . صحاح اللغه "والعتبة "اسکفة الباب .یعنی روی زمین جلوی درب ورودی . المنجد" العتبة "اسکفة الباب .والاسکفة "خشبة الباب التی توطا علیها. الرائد " عتبه یعنی آ ستانه درب ورودی .درگاهی .هر پله از نردبان . پس مشخص شد که عتبه یعنی قسمت تحتانی درب ورودی که معمولا مردم پا روی آ ن می گذارند . (دقت کنید که ئر جمله عتبه را ببوس فقط درب رواق اصلی که امام ع در آ ن مدفون است ملاک قرار می گیرد ولا غیر). لیکن مرحوم بروجردی بنا بر نقل شیخ مرتضی حائر ی می فرمودند درب وردی رواق غیر از قسمت تحتانی را ببوسید .می فرمودند بوسیدن قسمت تحتانی شبیه سجده است که جایز نیست .(ایشان سجده را از عناوین غیر قصدیه می داند فلذا سجده برای غیر خدا اشکال شرعی دارد )
رک روح مجرد ص 206
سوال مهم = آ یا باور تمام ضرائح منتسب به امام زادگان شرعی است ؟
ج= البته که واجب نیست ، لیکن به احترام اهل البیت ع لازم است .
تو چه دانی شاید واقعیت باشد . در هر صورت اهانت حرام است . احترام مومن حی ومیت ندارد. قال الله تعالی " قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی ومن یقترف حسنة نزد له حسنا. قال الحسن ع "فالحسنة مودتنااهل البیت . قال رسول الله ص "احبو ااولادی الصالحون لله والطالحون لی .( سادات را گرامی بدارید خوبشان را بخاطر خدا وبد ها را بخاطر من .) مستدرک الوسائل 12/376
ولي سجده بجهت شكر زيارت اين امام اشكال ندارد .بهترين شيوه براي زيارت عبارتست از"حضورنزد مزور؛سلام كردن ؛انس كرفتن ؛حضورقلب ؛نماز خواندن؛اورادو اذكارخواندن وسجده شكر بجاأوردن ؛بدور از قيل وقال وهر عملي كه با شان امام منافات دارد.كما قال "كونوا لنا زينا ولا تكو نو اعلينا شينا.
قال ابن حجر في سبل السلام 2/204"وعن ابن عباس رض انه كان يقبل الحجر الاسودويسجد عليه .همين عمل از ابن عمر هم نقل شده است .
وقال :رايت عمر يقبل الحجرويسجدعليه ؛ففيه شرعية تقبيل الحجروالسجود عليه . قال النووي في شرح المسلم 9/14:استحباب الحجر الاسودفي الطاف بعد استلامه وكذايستحب السجود علي الحجر ايضا...هذامذهبناومذهب الجمهور.../.وانفردمالك عن العلماء فقال السجود عليه بدعة .(از سنيان در اين فرع مخالف او هستند). جالب است كه در سبل الهدي والرشادج 12/337دارند "حضرت زهرابر سرتربت بيامبرص رفته و از خاك تربت بر روي چشمان كذاشته و مي فرمود: صبت علي مصايب لو انها صبت علي الا يام صرن لياليا (ملحوظ داريد كتاب سبل الهدي از كتب معروف سنيان است )
قال في التحقيق في كلمات القران 4/364"
الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر"فزیارة المقابر انمایتحقق من دون ان یتوجه الیه ، وهوعلی خلاف جریان الظاهر من التکاثر ، بمعنی ان غایة اهتما مه الی جلب الدنیا وتحصیل زینتها وتسویة امورها . ولا یخفی ان اطلاق الزیارة بالنسبة الی لقاء الاولیاء والاعاظم " من جهة ان هذا العمل انحراف عن الجریان المادی وعدول عن العالم الطبیعی ، وتوجه الی الروحانیة مع حفظ الجسمانیة و فی محیطها . فلذا ارباب لغت گویند که اصل وریشه زر وزیارت میل است ؛ وهو یدل علی المطاوعة والاستمرار . ودر این باب می گوئیم " باید در زیارت معصومین ع تمایل به عدول از دنیا به آخرت ملاک بوده و استمراری باشد . استمرار را به دو معنا می گیریم 1- استمرار فیزیکی یعنی سیر بسوی آن مرقد مطهر.2-ا ستمرار معنوی به معنای تداوم حرکت اطاعت از معصومین ع به بیان دیگر روح زیارت باید ملکه شود والا حال ، خیلی دوام ندارد . وبه همین خاطر فرمودند تداوم بر تلاوت زیارت عاشورا ولو در هر روز ، تا این پیوند ملکه شود .
[ داستان جالبی را بخوانید " میرزا علی آ قا قاضی استاد عرفان علامه طباطبائی وحاج شیخ نجفی بروجردی وبسیاری از بزرگان این فن در قرن اخیر را در خواب دیدند ، عرض کردند آ قا چطور است ؟ فر مود " افسوس می خورم چرا روزی دو بار زیارت عاشورا را نمی خواندم >
[ معلوم میشود هر روز یکبار را می خوانده است ]
توجه بفر مائید " نیازی به اتیان صد بار لعن و سلا م نیست . اینها شرط کمال هستند نه شرط صحت .
هر گز بدلیل سختی 200بار ذکر لعن وسلام زیارت را ترک نکنید ، که مغبون می شوید . وبرای رسیدن به کمال بیشتر وجمع بین روایات حتما قبل وبعد زیارت حتما دو رکعت نماز را وتسبیحات زهراء ع را فراموش نکنید >.نکته "استحباب تسبیح زهراء ع در تعقیبات نماز تعین ندارد ، بلکه در هر حالی مستحب است . کما قال فی الجواهر "وکیف کان فاظاهر استحبابه فی نفسه من دون اعتبار وصف التعقیب به 10/399 بل یستحب التعقیب به بعد کل صلاة .
واقف نبودن بمسائل کاهی اوقات ثئاب فراوانی را از ما میگیرد ، برای مثال نماز بسیر آسان روز اول ماه است که غالبا نمی خوانند ، نماز اول ماه را دو شکل گفته اند 1- رکعت اول بعد از حمد 30بار سوره توحید ورکعت دوم بعد از حمد 30بار سوره انا انزلناه فی لیلة القدر . 2- ولی مرحوم سید ابن طاوس راه دومی را که خیلی راحت است بیان داشته ؛ وآن بعوض 30بار از هر کدام فقط یکبار بخوانید کافیست ، خداوند ثواب نماز اول ماه را بشما میدهد .کما قال ره "ان صلاة اول کل شهر رکعتان ، یقرا فی الاولی الحمد وقل هوالله احد مرة وفی الثانیة الحمدوانا انزلناه مرة ولعل هذه الروایة الخفیفة مختصة بمن یکون وقته ضیقا عن قراء ة ثلاثین مرة فی کل رکعة ، اما علی طریق سفر او لاجل مرض او غیر ذلک من الاعذار . الدروع الواقیة 45 "[نماز زیارت عاشورا را بدین شکل بخوانید "در هر دو رکعت بعد از حمد سوره توحید 3بار ، سوره قدر 1بار وآیة الکرسی 1بار ؛ قال الصادق ع " من قرآ قل هوالله احد وانا انزلناه فی لیلة القدر وآ یة الکرسی فی کل رکعة من تطوعه فقد فتح الله له بافضل اعمال الاآدمیین الا من اشبهه اوزاد علیه .] وسائل الشیعه 6/1383بارتوحید ثواب یک ختم قران است .چند کلامی حول آ یة الکرسی " سوال این است که آ یة الکرسی ، آیا فقط ایه شماره 255بقره است ؟ یا دوآ یه بعد را هم شامل است ؟ ج"ففی مجمع البحرین ما لفظه (آیة الکرسی معروفة وهی الی قوله وهو العلی العظیم) امادر ثواب زیاد قرائت آن شکی نیست مخصوصا با دو آیه بعد، یعنی تا پایان هم فیها خالدون . روایت آن در آتی می آید .
لکن مرحوم خوئی می فرماید" والمتحصل ان کل مورد لم یصرح فیه بضم الایتین ومنه المقام (منظور نماز لیلة الدفن است ) یجوز الاکتفاء بالایة الاولی وان کان الضم احوط واولی .
یعنی " هر کجا دستور بود که ایة الکرسی را بخوانید ، خواندن تنها ایه 255(تا وهو العلی العظیم ) کفایت میکند وهر کجا گفتند ایة الکرسی را تاهم فیها خالدون بخوانید ، احتیاط اینست که شما هم تا هم فیها خالدون بخوانید و به ایه 255تنها اکتفا نکنید . کتاب الصلاة الخوئی 7/345 اما حدیث در فضیلت وثواب عظیم ایة الکرسی چنین وارد است " قال رسول الله ص"...وسید الکلام القران وسید القران البقرة وسید البقرة آیة الکرسی ،اماان فیها خمسین کلمات فی کلمة خمسون برکة . بدین طریق در کتابهای ذیل نقل شده است " 1- الجامع الصغیر السیوطی 2/60 2- کنز العمال المتقی الهندی 2/302 3- """""""""""""""""""11/481 4- """""""""""""""""""12/347 5- فیض القدیر 4/162 6- تفسیر القرطبی 3/271 7- مجمع البیان الطبرسی 2/157 اما حدیث طبرسی لفظ " یاعلی " رادارد که اهل سنت آن را نیاورده اند.(کتب ردیف 1تا 6 متعلق به اهل سنت است ) حدیث مجمع البیان " قال رسول الله ص " ...وسید القران البقرة وسید البقرة آیة الکرسی ، یا علی ، ان فیها لخمسین کلمة ، فی کل کلمة خمسون برکة ، ...ان لکل شی ذروة وذروة القران آیة الکرسی . یعنی سید تمام قران آیة الکرسی است که 50کلمه دارد ودر هر کلمه 50برکت قرار دارد . هر چیزی اوجی دارد واوج قران ایه الکرسی است . ذروه با ضمه ذال یعنی ، اوج وبلند ی هر چیز ، قله . فلذا از کلام شیخ المفسرین طبرسی استفاده می کنیم که آ یة الکرسی معروف در روایات همان ایه 255بقره است .
باب الز یارة القبور فی الاسلام "
كان رسول الله ص :اذا مر علي القبور قال : السلام عليكم من دیار قوم مومنين وانا ان شا’ الله بكم لا حقون . من لا يحضرالفقيه 1/179
و"کانت فاطمة ع تاتی القبور الشهداء کل غداة سبت فتاتی قبر حمزة فتترحم علیه وتستغفر له " قال الرضاع " مامن مومن زار قبر اخیه مومن فقرا عنده انا انزلناه فی لیلة القدر سبع مرات الا غفر الله ولصاحب القبر . قال الصادق ع " لیس لاحد ان یحد اکثر من ثلاثة ایام الا المراة علی زوجها حتی تنقضی عدتها .
قال علی ع " زورو موتاکم فانهم یفرحون بزیارتکم ولیطلب احدکم حاجة عند قبر ابیه وقبر امه بما یدعو لهما . حدائق 4/170
زمان زیارت قبور بیشتر در دوشنبه ؛ عصر 5شنبه وصبح شنبه است که عمل زهراء روز شنبه بوده است .
مستحب است به هنگام زیارت قبر روی قبر دست بگذاری و 7مرتبه انا انزلنا ه فی لیلة القدر را بخوانی ؛ 3بار توحید و یک بار آ یة الکرسی ومعوذتین هم دستور داریم . آ ب پاشیدن روی قبر هم سفارش شده اما تفصیل دارد . رو به قبله ایستادن هم ثواب دارد . ویستحب وضع الزائر علی القبر مستقبل القبلة وقراءة القدر سبعا والدعاء بالماثور . خواندن اية الكرسي وتقديم ثواب أن به اموات قبرستان بسيار سفارش شده است . قال البحراني " كل ما يفعله الحي من القرب يجوزان يجعل ثوابها للميت . = هر عمل مستحبي بجا أوري ثواب انرا هديه كن بروح اموات قبول است . عن ابوهریره " ان النبی ص " زار قبر امه فبکی وابکی من حوله .درجلد 15احیاء علو م الدین غزالی بحث مفصلی در باب زیارت قبور دارد که بدین قرار بر گزیدیم " زیارة القبور مستحبة علی الجملة للتذکر والاعتبار وزیارة قبور الصالحین مستحبة لاجل التبرک مع الاعتبار . به نکات جالب این کلام توجه کنید ، استحباب زیارت قبو ر صالحین در حالی که قوم وهابیون شیعیان را از بقیع منع می کنند . تبرک جستن از قبور صلحا ، که غزالی باور دارد واین قوم ظالم ندارند. فلسفه زیارت قبور راهم گفت که "تذکرو اعتبار است . حدیث زیارت عائشه را هم نقل می کند که بزیارت قبر برادر خود رفته بود ، ولی حالا این وهابیون زنها را منع میکنند . 15/175
قال رسول الله ص"زورواموتاکم وسلمو ا علیهم فان لکم فیهم عبرة . 15/175
قال رسول الله ص" من زار قبر ابویه او احدهما فی کل جمعة غفر له وکتب برا . تعجب دارم از اهل سنت که با وجود احترام فراوان که برای غزالی قائل هستند ، چرا بدستورات او عمل نمی کنند . میت را با پودر متلاشی واز گذاشتن سنگ ونشان هم ابا دارند . به مجالس فاتحه وتذکار اموات بی توجه هستند . بزیارت قبور نمی روند وما راهم مسخره می کنند ، ایا این نص صریح کلام غزالی از کتاب احیاء برای ایشا ن کافی نیست ؟راوی اخبار هم که اولا پیامبر ص وثانیا راویان مورد قبول خودشان است . قال الغزالی "والمستحب فی زیارة القبور ان یقف مستدیر القبلة ، مستقبلا بوجهه المیت وان یسلم . 15/176
یعنی رو بقبله بایست وسلام بده . همو می گوید " من زارقبرا قبل طلوع الشمس یوم السبت علم المیت بزیارته . 15/177
نکته " قبل از طلوع بروی ، اموات میدانند چه کسی آمده است. [ قبل از طلوع جواب سلام را میدهند ] سمعت احمد بن حنبل یقول " اذا دخلتم المقابر فاقرءوابفاتحة الکتاب والمعوذتین وقل هوالله احد واجعلوا ثواب ذلک لاهل المقابر فانه یصل الیهم .15/179 دقت کنید که این احمد بن حنبل امام حنبلیان و سر منشاء وهابیت از حنبلیان است . یعنی محمد بن عبد الوهاب مذهب حنبل را داشته است . قال فی مصباح الانس " الزیارة الحضور والسلام .ص272 فلسفه زیارت قبور چیست ؟ وتشرع زیارة القبور للا تعاظ. وبها تذکر الاخرة . اللبانی ص 178 یعنی برای عبرت گرفتن ویا د آ خرت است . قال فی الجواهر " ومنها بصب الماءعلیه ای علی القبر الماء بلا خلاف اجده فیه ؛ بل فی المنتهی علیه فتوا علماء نا . ولی سوال این است تا چه زمانی شرعیت دارد ؟ صاحب جواهر حد اکثر تا 40ماه را قبول دارد . بنظر نگارند ه از نظر نظافت و اهمیت به قبر مومن بعید نیست مدام العمر مستحب باشد .مقدس اردبیلی استحباب را مطلقا قبول دارد . سوال = دست گذاشتن هم زمان دارد یا خیر ؟ قال فی الجواهر 4/321" وهل استحباب الوضع المذکور کل ما یزار الغیر او یختص بحا ل الدفن ؟ ظاهر الاخبار الاول .( یعنی در هر زمان ) فانه دال علی استحباب وضع الید ولو فی غیر حال الدفن . در خواندن 7بار سوره قدر هم فرمود " دست روی قبر بگذار ؛ پس معلوم میشود ، دست گذاشتن محدود بزمان نیست . زیارت قبو وزنان " اهل سنت در مورد زیارت قبور زنان مشکل دارند وشیعیان بدون اشکال . البته سنیان در این مورد هم متفق القول نیستند . یجوز للنساء زیارة القبور وعن احمد روایتان احدهما الکراهة . منتهی المطلب 1/468 قال فی الحدائق " فی زیارة القبور " وهی مستحبة اجماعا ونصا وفتوا الا ان المحقق فی المعتبر وجمعا ممن تاخر عنه خصوا ذلک بالرجال وکرهوه النساء . قال فی المجموع 5/309" ویستحب للرجال زیارة القبور ... ولا یجوز للنساء زیارة القبور . قال فی منتهی 1/467" ویستحب زیارة المقابر للرجال وهو قول العلماء کافة . یعنی در استحباب زیارت برای مردان هیچ مشکلی نیست . در مجموع اهل سنت برای زنان 3قول دارند " 1- المنع 2- الجواز مع التستر والحجاب . 3- فقط برای پیره زنان ونه زنان جوان . حاشیة الدسوقی 1/422 قال فی المغنی 2/430" ولاباس ان یزور الرجال المقابر ... وکره للنساء . وروی عن احمد قال " اذا دخلتم المقابر اقرا آ یة الکرسی وثلاث مرات قل هو الله احد . قال فی المستند الشیعة 3/321" ویستحب زیادة الحمد والمعوذتین واتوحید ثلاث مرات و آ یة الکرسی . بنا بر این یکی از مستحبات موکد زیارت قبور است که برای عبرت گرفتن وضع شده است . که فرمود " کفی بالموت واعظا . بهترین واعظ مرگ است . ولی افسوس که آ دمی عبرت نمی گیرد . کما قال علی ع " ما اکثر العبر واقل الاعتبار . قال فی مجمع البحرین 3/393" والعبرة بالکسر الاسم من الاعتبار وهو الاتعاظ ، وهوما یفیده الفکر الی ما هو الحق من وجوب تر ک الدنیا والعمل للا خرة ، واشتقاقها من العبور لان الانسان ینتقل فیها من امر الی امر .[لذا معبر را چنین گویند که محل عبور است ] والوعظ " ای تخویف بسوء العاقبة .والموعظة"عبارة عن الوصیة بالتقوی والحث علی الطاعات والتحذیر عن المعاصی والاغترار بالدنیاوزخارفها ونحو ذلک . مجمع البحرین امانصوص وارده درزيارت مشاهد مشرفه مشهد الرضا عليه ألاف تحية والسلام وأستان مبارك حضرت معصومه سلا م الله عليها ورزقنا الله زيارتهم والقبور البقيع والعتبا ت العاليات . قال الرضا ع "من زارالمعصومة يقم مكن زارني . """"""""":من زارها فله الجنة . قال الجواد ع :من زارعمتي بقم فله الجنة . قال الرضاع :من زارها عارفا بحقها فله الجنة .بحار ج 102 قال الصادق ع "ولنا حرما وهو قم وستدفن فيهاامرإة من ولدي تسمي فاطمة من زارها وجبت له الجنة .لطفا بر روي قيد عارفا بحقها دقت زياد كنيد . من زارالحسين بن علي ع عارفا بحقه غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تأخر . كامل الزيارات فرمود زيارت حسين ع برابر1000حج وعمره وغزوه است .وحتي فرمودند؛زيارت قبر هر امامي اين ثواب را دارد . قال ع :وكذلك لكل من زارامامامفروضاطاعته . مزار المشهدي صفحه 39(از كتب زيارات است لطفامطالعه كنيد) قال الجواد ع :من زارابي غفر له ما تقدم من ذنبه وما تأخر. قال الصادق ع :من زارنا بعد مماتنافكانمازارنا في حياتنا. خود ايشان بما تعليم دادندكه عرضه بداريم :اشهد انك تشهد مقامي وتسمع كلامي وترد سلامي . سوال مهم= منظور از بخشش گناهان آ ینده در حدیث "وما تاخر چیست ؟ ج=برای فهم درست این مطلب باید به تفسیر آیه 2سوره فتح مراجعه کنید ، فرمود "لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک وما تاخر " مفسرین در باب گناهان آ ینده پیامبر ص می فرما یند " پیغمبر که معصوم است وگناه ندارد ، پس میزان چیز دیگری است ، وآن گناهان امت پیغمبر است که به او وابستگی دارند . امام صادق ع هم فرمود " منظور خداوند گناهان شیعیان علی ع است . ویا آ مرزش گناهان امت با شفاعت پیامبر ص است . تفسیر جوامع الجامع طبرسی [ ذنبک یعنی ذنب امتک ] 6/58 از میان تفاسیر اهل سنت هم بعضی می گویند " ذنبک یعنی " ذنب امتک " تفسیر بحر العلوم 3/308 و تفسیر کشف الاسرار میبدی 9/207ایشان می گوید " ذنوب امتک بدعوتک . فی لطائف الاشارات قشیری " وما تاخر یعنی " من ذنوب امتک . 3/418 واما بهترین تحلیل وتفسیر برای ما تاخر کلام سید مرتضی است، که فرمود " ذنب مصدر است ومصدرهم جایز است به فاعل اضافه شود وهم به مفعول . ودر این آ یه ذنب به مفعول اضافه شده است . ومنظور ( ما تقدم من ذنبهم الیک ) میباشد . تفسیر مجمع البیان طبرسی 23/107 در تفسیر نمونه هم دارد که " بعضی ما تقدم را اشاره به عصیان وتر ک اولی آدم وحوا دانسته اند وما تاخر را اشاره به گناهان امت . 22/23 اقول " با لحاظ این تفاسیر می گو ئیم ، احتمال دارد منظور ما تاخر در خبر زیارت امام حسین ع عفو وبخشش گناهان اهل ودوستان این زائر ابا عبد الله ع باشد ؛ ویا بر اساس خبر شفاعت ، خداوند در روز قیامت به این زائر اختیار شفاعت اهل وعیالش را کرامت فرماید .که اصلا بعید نیست . زيارت قبور صلحاواصحاب معصومين ( ع ) قال الصادق (ع ) من لم يقدر علي صلاتنافليصل صالحي مواليناومن لم يقدر علي زيارتنافليزر صالحي موالينايكتب الله له ثواب زيارتنا. كه فرمودند "الناس يحشر مع من احبه .هركس را كه دوست داري با أ ن محشور ميشوي .قال الله "يوم يدعوالناس بامامهم . نيت المو من خير من عمله .ويا الا عمال با النيات . حسن ختام كلام ؛في اكرام القادم من الزيارة . در كتب المزار بابي تحت عنوان ديداراز افراد زاير از سفر بركسته وجود داردكه براي انهم ثواب زياد ذكر كرده اند.قال الصادق ع :اذاانصرف الرجل من اخوانكم من زيارنااو زيارت قبورنا فاستقبلوه وسلمواعليه وهنووه بماوهب الله له فان لكم ثوابه ويغشاكم ثواب مثل ثوابه .بحار الانوار ج 99/301 جمله اي در ميان عوام است كه :من زارزائرنا كمن زارنا .البته ممكن است از حديث فوق درست شده باشد . در حقوق مومن فرمودند"حق است مسافر از ديكران خداحافظي كرده وحق است كه ايشان در مراجعت به زيارت او بروند. ( مقاله بدعت ) بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین قال الله تعالی : ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللا عنون " بقره آیه 159 *بدعت * تعریف بدعت :« و البدعة " بالکسر فالسکون الحدث فی الدین ، وما لیس له اصل فی کتاب ولا سنة ، .انما سمیت بدعة لان قائلها ابتدعها هو بنفسه ». ( مجمع البحرین 4/298) بدعت یعنی ، احداث در دین بعد از اعلام اکمال دین توسط قران شریف " الیوم اکملت لکم دینکم " بدعت یعنی احداث هر چیزی در عبادات وعادات بشرط آن که برای آن در کتاب وسنت اصلی نباشد . به بیان دیگر ، در کتاب وسنت ریشه ندارد . اصل وریشه ندارد به دو شکل : 1- صورت اول هیچ ریشه ندارد .2- تحت عمومات شرع قرار نمی گیرد. عمومات شرع ؛ مثلا ؛ تحبیب قلوب مومنین مورد رضایت خداوند است. حال هر عملی که خلاف شرع نبوده وبر علیه آن نصی وارد نشده باشد؛ واز طرف دیگر در اسلام هم نصی از آیات وروایات برای آن وارد نشده باشد ، از آنجائی که اصل عمل را خدا دوست دارد ؛ هر چند بدعت است ؛ لیکن مورد قبول دین است .برای مثال نمازگزار می تواند موقع برخاستن ، برای رکعت دوم وسوم بگوید " یا حیُ یا قیوم " البته بدون قصد ورود ؛ زیرا در دین اسلام ذکر "بحول الله وقوته اقوم واقعد " وارد شده است .مثال دیگر: در زیارت عاشوراء در ابتدای زیارت، طریقه مزار شهید اول لفظ " الزهراء" دارد ولی در نقل طوسی ومزار مشهدی ومجلسی در مجلد 98بحار ندارد . ویا در سلام، نقل طوسی در مصباح المتهجد وکامل الزیارات ومجلسی در مجلد98بحار لفظ " اولاد الحسین " را ندارد .واین در حالی است که نقل مفاتیح "علی اولاد الحسین " را دارد .( نقل از مصباح ولهوف سیدبن طاووس ومزار شهیداول لفظ «علی اولاد الحسین » را دارد ) این دو مورد هر چند که زیادت ونقصان است ؛ ولی بدعت حرام محسوب نمی شود . هر چند که اَولی خواندن بقصد رجا ء است./. سوال مهم : چرا فرمود : السلام علی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین ؟ 1- بنابر نظر صاحب شفاء الصدور ، منظور از علی ابن الحسین علی اکبر شهید است ، زیرا ، زیارت عاشورا در باب شهدا است . واولاد الحسین ، امام سجاد ع را شامل می شود . واما دلیل دوم : در زبان عرب اولاد شامل پسر ودختر ، هر دو می شود .بخلاف ابن که فقط مخصوص پسر است .،وبنت مخصوص دختر . ( واما الولد فیطلق علی الذکر والانثی ) با لحاظ این قاعده ، علی ابن الحسین را چه امام سجاد ع تصور کنیم وچه علی اکبر شهید ع ، سلام بر اولاد الحسین ، شامل تمام فرزندان پسر ودختر امام ع می شود . که با این نگرش منظور از سلام سوم ما ، فاطمه بنت الحسین ، سکینه بنت الحسین وبنا بر قولی رقیة بنت الحسین علیهم السلام را در بر می گیرد .ان شاءالله. سوال : طریقه صحیح نماز زیارت عاشورا چطور است ؟ نظر به اینکه در بیان چگونگی زمان نماز زیارت عاشورا در کلمات علما اختلاف زیادی وجود دارد بطریق ذیل عمل شود : 1_- روبه قبله 3بار سلام دهید , لعن بر قاتلین امام ع وسپس دو رکعت نماز ودر ادامه زیارت عاشورا . 2- زیارت بخوانید ودر پایان نماز زیارت . اگر از راه دور زیارت می خوانید.( رک : الذکری ص 184) بهترین طریق ، جمع بین هر دو است .یعنی اول دورکعت نماز ، سپس زیارت عاشورا ودر خاتمه مجددا ً دو رکعت نماز ./.( رک : بحار 98/300 طرق مختلف نماز زیارت را دارد ) سوالی مهم : چرا در زیارت می گوئیم " اللهم العن بنی امیة قاطبة" در حالی که در میان ایشان خوب هم بوده است ؟ ج= اولاً این کار شبیه این است که بگوئیم «لعن الیهود والنصاری » در اینجا جنس یهود مورد نظر است .کما قال فی الموسوعة الفقهیة: « ولعن الیهود والنصاری ، لان المراد :" الجنس لا الافراد وفیهم من یموت کافرا ً " سوال : فلسفه وجودی لعن چیست ؟ ویکون اللعن لبیان ان تلک الاوصاف : للتنفیر عنه ، والتحذیر منه .برای ابراز تنفر و برای پرهیز از منفور . سوال = تعریف لعن چیست ؟ ج= الطرد والابعاد علی سبیل السخط وذلک من الله تعالی فی الاخرة عقوبة ( ایه 161بقره) وفی الدنیا انقطاع من قبول رحمته وتوفیقه ومن الانسان دعا ء علی غیره . ( مفردات راغب ) لعن یعنی درخواست عذاب وانقطاع توفیق برای دشمنان . یعنی درخواست دوری از رحمت خدا برای ملعون /. قال فی الکشاف الزمخشری : اللعن الابعاد من الرحمة . ج2ص676. اصل العن فی اللغة : الطرد . ولعن الله ابلیس : ای طرده . ( زاد المسیر 1/127). قال فی الموسوعة الفقهیة : اللعن فی اللغة : الابعاد والطرد من الخیر وقیل الطرد والابعاد من الله . فرق سب ولعن : سب ( دشنام ) یعنی شتم وشتم یعنی مشافهة الغیر بما یکره . شتم یعنی رو در رو به شخصی تو هین کردن . ولی لعن ابلغ از سب است . ( ابن عابدین ). قال الانصاری فی المکاسب : الهُجر ، بالضم وهو الفحش من القول ، وما استقبح التصریح به منه ... هُجرعبارت از فحش قولی یعنی کلامی که ناسزا ودشنام باشد . قطعا ً مباشرت بدان فعل حرام است . قال رسول الله ص : ان الله حرم الجنة علی کل فحاش بذی قلیل الحیاء لا یبالی بما قال ولا ما قیل فیه ." خدا بهشت را بر هر کسیکه فحاش وکم حیاء است حرام نموده است .کسی که ابائی ندارد به مردم چه بگوید ویا مردم در مورد او چه بگویند /. "ایاک ان تکون فحاشا ً ": بپرهیز از اینکه فحاش باشی . " من علامات شرک الشیطان الذی لا شک فیه ان یکون فحاشا ً لا یبالی بما قال ولا ما قیل فیه ." از علائم شرکت شیطان در نطفه شخص این است که فحاش است وناراحت نمی شود به او چه بگویند ویا خودش به مردم چه بگوید .( منظور هر حرف زشت وبدی است که مناسب شان انسان نیست . واز زبا ن مسلمان بیرون نمی آید ). سوال : شجره ملعونه در قران چیست ویا کیست ؟ ج= بر اساس مکتب اهل البیت منظور ؛ بنی امیه هستند. وبرخی از اهل سنت هم این نظریه را قبول دارند ، مثل امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب ( البته بصورت احتمال ) ایشان خواب پیامبر ص را نقل می کند که فرمود در خواب دیدم تعدادی بوزینه بر منبرم جست وخیز می کردند .( 20/360) رک تفسیر جوامع الجامع ومجمع البیان طبرسی و....... اما در تفسیر سور آبادی از بزرگان قرن 5( سنی است ) بصراحت می گوید که منظور بنی امیه هستند. ولی اکثریت اهل سنت گویند ، منظور زقوم جهنم است . روح المعانی آلوسی 8/100—الدر المنثور 4/192 تفسیر بحر العلوم 2/381، ایشان علاوه بر این می گوید منظور امتحان مشرکین است ، فتنة لهم .ای : بلیة لهم . سیوطی در الدر المنثور گوید : یعنی الحکم وولده . 4/191 یعنی همان آل امیه . زمخشری در کشاف گوید : وقیل : یقول العرب لکل طعام مکروه ضامر : ملعون . (2/676) یعنی ، عرب هر غذای بد ومضری را ملعون میگوید . اقول : دوزخیان با خوردن زقوم ، شکمهای ایشان مملو شده ومعذب می شود ومی سوزند نکته : هر ملعونی ، مورد لعن هر لاعنی قرار می گیرد الی یوم القیامه ( المیزان 1/588) بدلیل ایه قران که فرمود : " اولائک یلعنهم الله ویلعنهم الاعنون " بقره 159 دقت کنید در ایه دو لعن وجود دارد : 1- لعن خدا 2- لعن خلق . ( تفسیر کشف الاسرار میبدی نقل از ابن عباس ) زمخشری گوید : الذین یتاتی منهم اللعن علیهم وهم الملائکه والمومنون من الثقلین .( یعنی همان معنائی که در فوق گفتیم ) امام فخر رازی در تفسیر کبیر چنین گوید : در قبر از میت راجع به خدا ودین وپیامبرش سوال می کنند اگر گفت : لاادری ( نمی دانم ) چنان بر کله اش می کوبند که تمام اشیاء عالم صدای اورا می شنود ( غیر از ثقلین ) ودر این حال برای او درخواست لعن می کنند . آنچه که منهی عنه است ؛ حرام بودن لعن مومن است .کما فی الخبر" لعن المومن کقتله " غیر مومن از این حکم خارج است . لا خلاف بین الفقهاء فی ان الدعاء علی المسلم المصون باللعن حرام .( الموسوعة الفقهیة ) . سوال = آیا لعن مسلم فاسق معین جایز است ؟ ج= اهل سنت ،عده ای جایز وعده ای حرام می دانند . مستند هم روایت نبوی است که در قنوت نماز می گفت : اللهم العن فلانا فلانا .( المحلی ابن حزم 4/144). این روایت را اهل سنت نقل می کنند که پیامبر ص در روز احد فرمود : اللهم العن اباسفیان ، اللهم العن الحرث بن هشام ، اللهم العن صفوان بن امیه ،( نیل الاوطار شوکانی 2/398) قال فی المغنی ابن قدامه 1/788:کان رسول الله ص یقول فی القنوت :اللهم اغفر للمومنین والمومنات ...اللهم العن الکفرة اهل الکتاب الذین یکذبون رسلک ویقاتلون اولیائک ...) قال القاضی ابن البراج " " اللهم العن ظالمی اهل بیت نبیک ، وانتقم منهم ، اللهم عجل فرج ولیک وابن ولیک واجعل فرجنا مقرونا بفرجهم ... المهذب 1/290 فقهاء شیعه؛ لعن فاسق معین را قبول دارند ، فضلاً عم غیر معین . لعن غیر معین مثل حدیث نبوی :لعن رسول الله ص ...الواصلة ...( رک بحث زن آرایشگر که تدلیس می کند . مکاسب محرمه ). دقت کنید که " هِجاء مومن حرام است . ( بر شمردن عیوب مومن ، نثراً او منظوما ً ، صراحتا ً او کنایتاً ) قال الخوئی : هِجاء المومن حرام بالا دلة الاربعة . الهجو فی اللغة عد معایب الشخص ، والوقیعة فیه ، وشتمه ، ولا خلاف بین المسلمین فی حرمة هجاء المومن .. اهل سنت حرمت هجاء را در باب اهل ذمه تعمیم می دهند . مصباح الفقاهة 1/456 قال فی المسالک الافهام : ویحرم منه الهجاء المومن ، صدقا ً کان ام کذبا ً ولافرق بین التعریض والتصریح . وکذا یحرم منه ما اشتمل علی الفحش . ( دقت کنید باب حرمت برای مومن است ) 14/181 صاحب جواهر می گوید : 22/61 نعم لو دخل هجاء الفاسق فی النهی عن المنکر ، بحیث یتوقف ردعه علیه ، ففی المسالک امکن جوازه حینئذ او فرض . یعنی بر شمردن عیوب فاسق از باب نهی از منکر اشکالی ندارد . قال ابن ادریس فی السرائر 2/124: ولا هجاء من لا یستحق الهجاء . دقت کنید ، مفهوم کلام این است که هجاء کسی که مستحق باشد جایز است . قال فی کفایة الا حکام ص86: وهجاء المومنین یعنی ذکر معایبهم بالشعر قال فی المسالک ولا فرق فی المومن هنا بین الفاسق وغیرهم . ...خرج بالمومنین غیرهم فیجوز هجائه کما یجوز لعنه . یعنی غیر مومن حرمتی ندارد . ( منظور از مومن، پیروان ولایت معصومین ومحبین اهل البیت هستند.) قال فی الجواهر ج22ص61: «اما المشرکون فلا اشکال کما لا خلاف فی جواز هجوهم وسبهم ولعنهم وشتمهم ما لم یکن قذفا مع عدم شرایطه او فحشا . نعم لو رجعوا عن عقیدتهم ، لزمهم محوه ان کان قد نقش ، بناء علی وجوب محو کتابة هجو المومن ....» یعنی در هجو مشرک ، مادامی که بر شرک خود باقیست ؛ هجو او اشکالی ندارد . وایضا ً گوید : وعلی کل حال فاظاهر الحاق المخالفین بالمشرکین فی ذلک لاتحاد الکفر الاسلامی والایمانی فیه ، بل لعل هجاءهم علی روس الاشهاد من افضل عبادة العباد مالم تمنع التقیة .واولی من ذلک غیبتهم التی جرت سیرة الشیعة علیها فی جمیع الاعصار والامصار علمائهم واعوامهم ... یعنی در جواز هجو ؛ مخالفین ما ، به مشرکین ملحق می شوند و حتی از افضل قربات الهی هست . ضمن اینکه غیبت ایشان هم مباح است . همانطور که سیره مستمره شیعه بوده است . ودر این حکم عالم وعامی ایشان یکسان است . ( جواهر 22/62 . نکته : در حال تقیه این عمل ، حرام است .مخصوصا ً در زمان حاضر که دشمنان بر علیه مسلمین صف آرائی کرده اند . حفظ وحد ت اسلامی بر همگان واجب است . سوال = آیا تمام کفار مشمول لعن هستند؟ ج= عده ای گویند نظر به اینکه عاقبت کافر معلوم نیست ، پس در حال حیات لعن کافر معین جایز نیست . ویجوز لعن غیر المعینین من الکفار والفساق .( المو سوعة الفقهیة) اقول = در قران شریف هر کجا نام کافرو لعن بمیان آمده ، بلا فاصله فرموده " وماتوا وهم کفار " بقره 161 احتمال دارد منظور خداوند ، مردن بر حال کفر باشد که شخص را مستحق لعن می سازد به آیات 161بقره -91آلعمران -156آل عمران -84توبه – 125توبه – 58حج و34محمد مراجعه کنید .( کلاً 7مورد) واما بعد ادامه بحث حول کلمه « قاطبه »: ثانیاً : فقهاء در مباحث اصولی ، باب عام وخاص، اطلاق وتقیید وشبهه مصداقیه در این خصوص بیاناتی دارند .واتفاقا ً همین جمله را همه مثال می آورند . « اللهم العن بنی امیة قاطبة ، حیث یعلم ان الحکم لا یعم من کان مومناً منهم » بعد مثال خالد بن سعید را می زنند که مومن بود واز یاران علی ع ؛ « ولو فرض انا علمنا من الخارج ان خالدبن سعید کان مومناً کان ذلک موجبا ً لعدم اندراجه تحت العموم ...» تهذیب الاصول تقریر بحث السید الخمینی 2/21 مرحوم میرزا ابوالفضل تهرانی صاحب شفاء الصدور فی شرح زیارت العاشور در این مورد می گوید : منظور از قاطبه در جمله " اللهم العن بنی امیة قاطبة » آن دسته افرادی است که مبغض اهل البیت بوده ویا غاصب حق معصومین هستند . حتی عمربن عبد العزیز را هم مشمول این لعن می داند ، زیرا غاصب حق امام باقر ع است . روایتی نقل کند از امام باقر ع که فرمود " بعد از هر نماز ی بگوئید : اللهم العن بنی امیة قاطبة " قال الباقر ع : اذا انحرفت عن صلوة مکتوبة فلا تنحرف الا بانصراف لعن بنی امیة " تهذیب شیخ طوسی 2/109و وسائل الشیعه 6/462 نکته : زیارت عاشورا توسط جبرئیل بر قلب پیامبر ص نازل واز او به علی ع واز او به امامان بعد انتقال یافته ودر زمان امام باقر ع توسط ایشان بر ملا گردید . ( شفاء الصدور میرزای طهرانی)تعریف حدیث قدسی : حدیث قدسی بر قلب نبی الله الهام شده وبیان لفظی آن بر عهده او قرار دارد .فرق بیت قران وحدیث قدسی این است که : قران کلام الهی است که لفظ ومعنا هردو توسط خدا بر پیامبر ص نازل می شود ، ولی حدیث قدسی لفظی نبوده ، بلکه فقط معنا الهام میشود . ( میر داماد ) علی ایحال : بدعت هر مستحدثی را گویند که خود بر دو نوع است : ممدوح ومذموم راغب در مفردات گوید : بدعت یعنی احداث وانشائ چیزی بدون سابقه وپیشینه قبلی .« انشاء صنعة بلا احتذاء واقتداء » قران گوید " قل ماکنت بدعا ً من الرسل " یعنی این اولین رسول نیست بلکه قبل از اوهم رسولانی بودند. علیهذا ؛ بدعت به چیزی گویند که قبلا مثل ومانندی ندارد . ودر حال حاضر عرفاً به مستحدثات دینی ؛ البته در احکام اطلاق می شود . ولی توسعه آن محدود به احکام نیست . فلذا گویند " کل محدثة بدعة ، وکل بدعة ضلالة ، وکل ضلالة فی النار " درقاموس قران گوید : ابداع یعنی بدون سابقه وبدون پیروی از دیگران . بدعه بدعا : اخترعه لا علی مثال . ج1ص171 قال فی الموسوعة الفقهیة : البدعة علی کل حادث لم یوجد فی الکتاب والسنة ، سواء اکان فی العبادات ام العادات .وسواء اکان مذموما ً ام غیر مذموم . یعنی هر چیز جدیدی که در کتاب وسنت اصلی ندارد .مطلقا ً . بدعت شامل احکام خمسه می شود : حرام – مکروه – واجب ومستحب ومباح . حرام مثل تاسیس مذاهب باطله ؛ قدریه ، مرجئه ویا بعنوان مثال : تاسیس نمازهای مستحبی بدون مستند روائی . مکروه مثل طلاکاری مساجد .( البته در فقه شیعه حرام است) واجب همچون علم نحو برای صیانت از کلام خدا ورسول ص مستحب = احداث مدارس وپلها . مباح مثل ، دست دادن بعد ازنماز .« المصافحة عقب الصلوات». ابن اثیر گوید بدعت بر دو قسم است : 1- بدعة هدی . 2- بدعت ضلال . هر چه خلاف امر خدا ورسول است ضلالت است . وهر چه تحت عمومات رضایت خدا قرار گیرد، هدایت است . استشهاد ایشان برای تقسیم بدعت به خوب وبد روایت پیامبرص است : من سن سنة حسنة کان له اجرها واجر من عمل بها و من سن سنة سیئة کان علیه وزرهاو وزر من عمل بها . دقت کنید میزان در« سن سنة » همان عمومات کلی بود که قبلا آوردیم . فلذا هر چیز جدیدی را بدعت حرام نمی گویند .فتامل. قال فی القواعد والفوائد شهید اول ج2ص144: محدثات الامور بعد النبی ص تنقسم اقساما ً لا یطلق اسم البدعة عندنا الا علی ما هو محرم منها : اولها : الواجب ، کتدوین القر ان والسنة ، اذا خیف علیهما التفلت من الصدور ، فان التبلیغ للقرون الاتیه واجب ، اجماعا ً .وثانیهما : المحرم ، کتقدیم غیر الائمه ع واخذهم مناصبهم ...وقتال اهل الحق ...والمسح علی غیر القدم ...والجماعة فی النوافل ... والبغی علی الامام ... وثالثها : المستحب ...کبناء المدارس والربط . ورابعها : المکروه ، کالزیادة فی تسبیح الزهراء ع وسائر الوظیفات او النقیصة منها ... وخامسها : المباح وهو الداخل تحت ادلة الاباحة ... شهید اول هم محدثات بعد عهد النبی ص را 5قسم می داند : 1-واجب 2- حرام 3- مستحب 4- مکروه 5- مباح معانی شبیه سطور قبل است . بقول طریحی " وماکان تحت عموم ما ندب الله الیه وحض علیه او رسوله فهو فی حیز المدح .بعد روایت فوق راهم نقل کند. ( 4/299مجمع البحرین ). خداوند راهم بدیع السماوات گویند ، زیرا بدون مثال قبلی عالم را خلق کرد . ( بدون الگو و نقشه قبلی ) صاحب لسان العرب هم گوید : انما یرید ما خالف اصول الشریعة ولم یوافق السنة . تعریف بدعت از المیزان : «بداعة الشی کونه لا یماثل غیره مما بعرف ویونس به .» وایضا ً « ابتداع : اتیان مالم یسبق الیه فی دین او سنة او صنعة » قال فی مجمع البیان : " ابتداع : ابتداء امر لم یحتذ فیه علی مثال ومنه البدعة اذ هی احداث امر علی خلاف السنة " یعنی امری بدون پیشینه واقتدای به دیگری وبر خلاف سنت . واما ادامه بحث از نظر روایات وکلام علمای اسلام : قال رسول الله ص :اذاظهرت البدعةفی امتی فلیظهر العالم علمه فان لم یفعل فعلیه لعنة الله . بحار الانوار ج2ص72 فرمود : هر گاه بدعت در امت من پدیدار شد بر عالم است که علم خود را اظهار کند ( کنایه از مبارزه با بدعت ) والادچار لعنت خدا می شود . قال رسو ل الله ص : یاتی علی الناس زمان وجوههم وجوه الادمی وقلوبهم قلوب الشیاطین ...السنة فیهم بدعة والبدعة فیهم سنة ...صبیانهم عارم ونسائهم شاطر ...فیدعوا خیارهم فلا یستجاب لهم "مستدرک الوسایل 11/375 روزی بر مردم می آید قلوب آنها، شیطانی وسیمای ایشان انسانی است .سنت در میان آنها بدعت وبدعت در میان ایشان سنت است .دخترانشان عریان ؛.زنانشان شاطر( شاطر یعنی زرنگ وچابک ،پلید وتبهکار ؛ در اینجامنظوردوتای آخراست)هستند . خوبانشان دعا می کنند ولی مستجاب نمی شود ... نکته : معنای دقیق فلا یستجاب لهم بقول غزالی چنین است : « نهی از منکر می کنند ولی گوش کسی بدهکار نیست » قال رسول الله ص :کل بدعة ضلالة وکل ضلالة فی النار " قال ملا صالح فی شرح اصول کافی : ففیه دلالة علی ان کل بدعة حرام ؛ سواء تعلقت بالمکروه اوالمباح اوبغیرها من الاحکام ، اذ زیادة شی من الاحکام فی الدین او نقصانه منه بالرای حرام یجب ترکه . یعنی هر بدعتی حرام است زیرا دخل وتصرف در احکام دین خدا حرام است .وترک آن واجب . شرح اصول کافی2/260 اصحاب ما در تعریف بدعت اختلاف نظر دارند .عده ای گویند هر آنچه در زمان رسول الله ص نبوده وفعلا حادث شده بدعت است .( فقیل کل ما لم یکن فی زمان النبی ص فهو بدعة . ولی مقدس اردبیلی با این نظریه مخالف است .همو گوید: البدعة هی کل عبادة ماکانت مشروعة اصلاً ثم احدثت بغیر دلیل شرعی او دلیل علی نفیها ، فلو صلی او دعا او غیر ذلک من العبادات مع عدم وجودها فی زمانه ص لیس بحرام لاصل کونه عبادة ولغیر ذلک مثل : "الصلاة خیر موضوع "ویا " الدعا ء حسن " شرح کافی 2/261 اقول : بنظر ما شاید منظور مقدس ؛ عدم قصد ورود باشد . والا هر شکل نماز خواندن وجوری وانمود کردن که در اسلام چنین است قطعا ً حرام است . انجام عمل با قصد رجا وحکومت قاعده تسامح فی باب ادلة السنن ، اشکالی ندارد . مثلا ً شما می توانید در نماز مستحبی مرتبه وغیر مرتبه بقصد رجا ، بجای یک سوره هر چند سوره ویا هر چند آیه را تلا وت کنید قال الخلیل الفراهیدی : البدع احداث شی لم یکن من قبل خلق ولا ذلک ولا معرفة . والبدعة اسم ما ابتدع من الدین وغیره والبدعة ما استحدث بعد رسول الله ص من الاهواء والاعمال . یعنی هر چه بعد از رسول الله ص احداث شود در آراء واعمال دینی بدعت است . بعد از آیه اکمال دین زیاده ونقصان حرام است . مبرهن است که تفریع مسائل شرعی واستخراج احکام ،دستور امام صادق ع است که فرمود :" علینا القاء الاصول وعلیکم التفریع " رد فروع بر اصول برای استنباط احکام ؛ خود حکم خداست . در واقع حکم یابی است ونه تاسیس حکم در مقابل شارع مقدس . ( شبیه عملکرد مجلس شورای اسلامی در تقنین قانون) شخصی از علی ع در باب بدعت وسنت سوال کرد ؛ « اخبرنی عن السنة والبدعة وعن الجماعة وعن الفرقة ؟ قال علی ع : "السنة ماسن رسول الله ص والبدعة ما احدث من بعده والجماعة اهل الحق وان کانوا قلیلا ً والفرقة اهل الباطل وان کانوا کثیرا ً " معنای حدیث : سنت آن چیزی که رسول الله ص بنیان گذاشت وبدعت آنچه بعد از او شد؛ اهل حق جماعت است ولو کم باشد واهل تفرقه هر آن کس که پیرو باطل باشد ولو زیاد باشد . از اینجا نقل کلمات ایت الله سبحانی از کتاب فی ظلال التوحید شروع می شود . قال الفیروز آبادی "البدعة – بالکسر- الحدث فی الدین بعد الاکمال او ما استحدث بعد النبی ص من الاهواء والاعمال . بدعت شامل عبادات وعادات می شود . ولی فعلا ً مشهوردر عبادات می گویند . قران مثال بدعت را از مسیحیان چنین گوید : " ورهبانیة ابتدعوها ما کتبنا علیهم الا ابتغاء رضوان الله " دقت کنید روی لفظ " ما کتبناها علیهم " حدید ایه 27 یعنی ما چنین دستوری ندادیم .اینان از نزد خود اختراع کردند .استاد سبحانی گویند : در حرمت بدعت شکی نیست ؛ لیکن تحدید ، و شناخت مصادیق آن مهم است . ایشان دو ملاک برای اثبات بدعت ذکر می کنند : 1- احداث هر چیزی که در دین اصلی ندارد . 2- انجام عمل بر خلاف دستور شریعت . اقول : تغییر در شکل عمل . قال الغزالی : وما یقال : انه ابدع بعد رسو ل الله فلیس کل ما ابدع منهیا عنه بل المنهی عنه بدعة تضاد سنة ثابتة . یعنی آن عملی بدعت محرمه است که با سنت ثابت مخالف باشد . بزرگان بدعت را دو قسم گویند : بدعت محمود وبدعت مذموم . قال الشیخ عبد الحق الدهلوی فی شرح المشکاة : اعلم ان کل ما ظهر بعد رسول الله بدعة ، وکل ما وافق اصول سنته وقواعدها او قیس علیها فهو بدعة سنة ، وکل ما خالفها فهو بدعة سیئة وضلالة . یعنی اگر مخالف سنت پیامبر باشد ضلالت است . قال السید المرتضی : البدعة : الزیادة فی الدین او نقصان منه من اسناد الی الدین " هر زیادت ونقصان را بدین نسبت دادن بدون سند صحیح بدعت است . قال العلامة فی المختلف : ان الاذان عبادة متلقاة من الشرع فالزیادة علیها بدعة کالنقصان ، وکل بدعة حرام . یعنی فصول اذان مشخص است کم وزیاد کردن آن ( بقصد ورود) حرام است ، چرا که بدعت محسوب میشود . شهید اول بدعت را به حرام ومکروه تقسیم می کند . علامه مجلسی در باب بدعت گوید : بدعت آن چیزی است که در دین نص بخصوص بر آن وارد نشده ویا تحت عمومات هم قرار نمی گیرد . ایشان اصل عبادت وتمام جزئیات آن را لزوما "ًمتلقاة " من الشرع می دانند . قال الاشتیانی : البدعة : ادخال ما علم انه لیس من الدین فی الدین ولکن یفعله بانه امر به الشارع . یعنی انجام عمل بدون علم وآگاهی ، ولی نسبت دادن به شرع . ویا گویند : البدعة : ادخال مالم یعلم انه من الدین فی الدین . قال السید محسن الامین : البدعة : ادخال ما لیس من الدین فی الدین ، کاباحة محرم او تحریم مباح ، او ایجاب مالیس بواجب اوندبة . (دقت کنید که بدعت در عبادات بسیار مشخص وحرمت آن بدیهی است . نقطه کور قضیه در عادات است که بر اثر مرورزمان جزء دین میشود) استاد سبحانی گوید : والحاصل : ان الاصل فی الامور العادیة هو البراءة حتی یدل دلیل علی خلافه " اصل برائت است تا زمانی که خلاف آن اثبات شود . (در عادات ورسوم عرفی جامعه، مد نظر ایشان است ) بعد کلام ابن تیمیه را نقل کنند: "ان الاعمال الخلق تنقسم الی قسمین : 1- عبادات : یتخذونها دینا ینتفعون بها فی الاخرة او فی الدنیا والاخرة ، والاصل ان لا یشرع منها الا ما شرع الله . 2-عادات : ینتفعون بها فی معایشهم ، والاصل فیها ان لا یحظر فیها الاما حظرالله . " ثم انه لو اتی فی العادات بما حظر ه الله لا تعد بدعة بل یکون محرما . ولان المفروض انه یاتی به ویحدثه باسم التقالید لا باسم الدین .وربما یعترف بکونه علی خلاف الدین ، کاشراک النساء السافرات فی الضیافة مع الرجال . اعمال دو قسم است 1- عبادات 2- عادات تشریع عبادات با خداست ولی عادات اگر همراه فعل حرام نباشد اشکالی ندارد . از نظر استاد سبحانی ، قرار گرفتن عادات در زیر مجموعه عمومات شرعی برای حکم؛ کفایت می کند . عموماتی چون "اسراف" –"اعانت برگناه "- " تقویت شوکت کفار " –" اضرار به مسلمین " و"اضرار به نفس".اقول : (دقت کنید تشخیص این امر با مقلد است نه با مجتهد . کار مجتهد استنباط حکم وتشخیص مصداق با مقلد . برای مثال ؛ چک وسفته ومسائل بانکی وتجارات خارجی وبورس واوراق مشارکت و سهام و...اینها هر چند مستحدث هستند ولی بدعت حرام نیستند .) واما عوامل بوجود آمدن بدعت از منظر استاد سبحانی : 1- مبالغه در تعبد .( خشکه مقدسی گاهی اوقات سر از بدعت در می آورد ) 2- اتباع هوی . پیروی از هوی نفس ونه دین . 3- تلاش برای اطلاع از تمامی امور . 4- تعصب بیجا وجاهلانه بعضا ً منجر به بدعت می شود . 5- تسلیم غیر معصوم بودن ، انسان را به ورطه هولناک بدعت وتعصب بیجا کشانده وناچاراز بدعت می شود . انتهی کلامه ( البته بعض موارد با دخل وتصرف مزید اطلاع است که بگوئیم : شاطبی در کتاب"اعتصام " فصل بسیار جالب وجامعی در خصوص بدعت دارند که استاد سبحانی هم ازآن استفاده کرده اند . کتاب مفید دیگر برای اطلاع از دقایق این امر خطرناک ؛ تلبیس ابلیس ابن الجوزی است . شاطبی فرق بین بدعت ومعصیت را چنین گوید : در بدعت ؛ شخص مبدع ضال ومضل است ، ولی در معصیت معمولاً چنین نیست .در بدعت راه را نمی شناسد ، اما در معصیت می شناسد ولی تمرد دارد شاطبی عوامل ایجاد بدعت را چنین گوید : 1- الجهل بادوات الفهم 2- تحسین الظن بالعقل . 3- الجهل بالمقاصد . 4- اتباع الهوی . نکته : بدعت تنها شامل عمل نیست ، بلکه ترک عمل را هم شامل است . بقول علماء تنها جنبه اثباتی ندارد بلکه نفی را هم در بر می گیرد . برای مثال ترک عملی که در اسلام واردشده ، صرفا بعنوان تدین . پیامبر ص فرمود : ومن رغب عن سنتی فلیس منی شاطبی ترک عمل را مرهون دو دلیل می داند : 1- تنبلی وکسالت .بدون ربط به شرع . 2- بعنوان تدین وربط به شرع ؛ که این هم حرام است . برای مثال ، عدم گوشت خواری وعادت به گیاه خواری که اهانت به نعم الهی است .پیامبران خدا از تمام مواهب بهره می برده اند .خدا گوید" کلوا واشربو ا ولا تسرفوا " قال الشا طبی " فاذا کل من منع من تناول ما احل الله من غیر عذر شرعی فهو خارج عن سنة النبی ص ، والعامل بغیر السنة تدینا ً ، هو المبتدع بعینه ." انتهی کلامه . قال الله تعالی " قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق " اعراف 32 این اصل کلی را هرگز فراموش نکنیم که ، سکون ما ، حرکت ما ، گفتار ما ، تفکرات ما ، باید براساس یک مثلث طلائی باشد . « شناخت وظیفه برطبق شرع ؛ عمل بوظیفه طبق شرع و قصد قربت وطاعت الهی »
بسم الله الرحمن الرحیم « فضل آیة الکرسی »
قال رسول الله (ص): " سید الکلام القران ، سید القران البقرة ، وسید البقرة آیة الکرسی ؛ اما ان فیها خمسین کلمة ، فی کل کلمة خمسون برکة "
کنز العمال علامه متقی الهندی 2/302 واما آیة الکرسی بصورت تقطیع ؛ جهت تبیین 50کلمه بودن آن : 1-الله 2-لا 3-اله 4-الا 5-هو 6-الحی 7-القیوم 8-لا 9-تاخذه 10-سنة 11-ولا 12-نوم 13-له 14-ما 15- فی 16- السموات 17- وما 18- فی 19- الارض 20- من 21- ذا 22- الذی 23- یشفع 24-عنده 25- الا 26- باذنه 27- یعلم 28- ما 29- بین 30- ایدیهم 31- وما 32- خلفهم 33- ولا 34- یحیطون 35- بشی 36- من 37- علمه 38- الا 39- بما 40- شاء 41- وسع 42- کرسیه 43- السموات 44- والارض 45- ولا 46- یوده 47- حفظهما 48- وهو 49- العلی 50- العظیم ./.
قا ل النبی ص : من قرء اربع آیات من اول البقرة وآیة الکرسی وایتین بعدها وثلاث آیات من آخرها لم یر فی نفسه وماله شیئا یکرهه ولا یضر به الشیطان ولا ینسی القران " کنز الدقائق 1/90 از دو خبر فوق ( آیة الکرسی 50کلمه است و وجمله آیة الکرسی وآیتین بعدها) استفاده می کنیم که آیة الکرسی تا « هو العلی العظیم » است . از نظر فقهی ؛ در هر کجا که دستور داده اند ، آیة الکرسی را بخوانید ؛ همین پنجاه کلمه ،از اول آیه تا وهو العلی العظیم ؛ کفایت میکند . مگر در خود نص وارد شده باشد که ایة الکرسی را با دو آیه بعدش بخوانید ؛ که در آنصورت باید تا « هم فیها خالدون » خواند . دو کاربرد مستحبی از آیة الکرسی هم بخوانیم : کسی که یرقان دارد آیة الکرسی را بر روی شکم خود نوشته ( با طهارت ) سپس آنرا شسته ونو ش جان کند ؛ ان شاء الله خوب میشود . " اکتب علی بطنک آیة الکرسی وتغسلها وتشربها ... فتبرء باذن الله تعالی " کنز الدقائق 1/605 طبق آداب اسلامی ارتفاع اطاق باید 8ذراع باشد که بر اسا س هر ذرع = 5/46سانتیمتر میشود 372 سانتی متر . در ارتفاع بیشتر از آن شیطان ساکن شود فلذا دستور داریم که در بیشتر از 8ذراع ؛ آیة الکرسی را بصور ت مدور ، دور اطاق بنویسید تا از شیاطین در امان باشید . مقدار ذرع برابر تحقیق شیخ ابراهیم سلیمان در کتاب « اوزان ومقادیر » برابر با چهل وشش سانتی متر ونیم است . قال الصادق ع : اِذرع ثمانیة ثم اکتُب آیة الکرسی فیها بین الثمانیة الی العشرة کما تدور فان کل بیت سَمکُهُ اکثر من ثمانیة اذرع فهو محتضر تَحضُرهُ الجن یکون فیه مسکنه" کافی 6/529 شخصی سوال کرده بود وارتفاع خانه اش ده ذراع بوده ؛ که امام دستور داد بین حد فاصل 8ذراع تا ذراع را آیة الکرسی دور تا دور خانه بنویسد . نکته : « سمکه ُ » از سماء است . در زبان عربی ، هر بالائی را نسبت به پائین سماء گویند . فلذا آسمان را به نسبت زمین ؛ سماء گویند . سماء هم از « سُمُو» است به معنای رفعت . اسم هم از ریشه « سمو» است .
بمناسبت ذکری از خانه ؛ خبر جالبی را هم از امام صادق ع فرمود:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي شَيْخٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مِنْ مُرِّ الْعَيْشِ النُّقْلَةُ مِنْ دَارٍ إِلَى دَارٍ وَ أَكْلُ خُبْزِ الشِّرَى. کافی 6/531 { ضعیف علی المشهور}
یکی از سختیها ومرارتهای زندگی ؛ تعویض خانه است ( استیجار نشینی) وخوردن نان کپک زده .
قا ل النبی ص : " انّ اعظم آیة فی القران آیة الکرسی " صافی 1/283
فخر رازی در مفاتیح نقل کند که : " تلاوت آیة الکرسی ؛ بعد از نماز واجب ثواب فراوان دارد . وایضاً ، در هر خانه ای که این آیه تلاوت شود ؛ شیاطین تا 30روز از آنجا رخت بر بندند " از رسول الله ص ج7ص5
« روایت ابن قولویه در کامل الزیارات از زیارت عاشورا وفرق آن با روایت شیخ طوسی در مصباح » بین نقل ایندو عالم فرهیخته ، یعنی ابن قولویه قمی متوفی 367با نقل طوسی متوفی 460 در چند فقره اختلاف وجود دارد . در قسمت " اللهم خص انت اول ظالم باللعن منی وابداء به ثم العن الثانی والثالث والرابع والیزید خامسا ً در نقل ابن قولویه که قدیمی ترین سند زیارت عاشوراست چنین می خوانیم : « اللهم خص انت اول ظالم ظلم آل نبیک باللعن ثم العن اعداء آل محمد من الاولین والاخرین ؛ اللهم العن یزید واباه والعن عبید الله بن زیاد وآل مروان وبنی امیة قاطبة ً الی یوم القیامة » ص 332 و یا 187
« زیارت اربعین » شیخ طوسی در مصباح المتهجد ص 787 خبر مرسلی را از امام حسن عسگری ع نقل کرده که فرمود : علامات المومن خمس صلاة الاحدی والخمسین وزیارة الاربعین والتختم فی الیمین وتعفیر الجبین والجهر ببسم الله الرحمن الرحیم "
مستحب است که در روز اربعین حسینی ع قبل از زوال ظهر خوانده شود . شیخ در تهذیب الاحکام ج 6 ص 113 هم خبر را مرسلا ً نقل میکند .
نکته ای در خور توجه : شیخ بهائی در کتاب « توضیح المقاصد » ص 19 ؛ روز اربعین حسینی را 19 صفر میداند قال : التاسع عشر فیه زیارة الاربعین لابی عبد الله ع وهی مرویة عن الصادق ع ووقتها عند ارتفاع النهار وفی هذا الیوم وهو یوم الاربعین من شهادته ع کان قدوم جابر بن عبد الله انصاری لزیارته ع واتفق فی ذلک الیوم ورود حرمه ع من الشام الی کربلا ء "
والسلام علیکم
مکتب القران فجر 13/3/1389
محمد رضا فروزان متولد 1339