جزیه یا مالیات اهل ذمه در اسلام
« بسم الله الرحمن الرحیم »
قال الله تعالی " قاتلو االذین لا یؤمنون بالله ولا بالیوم الاخر ولا یحرمون ما حرم الله ورسوله ولا یَدینون دین الحق من الذین او توا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید وهم صاغرون " 29 توبه
عنوان مقاله :« جزیه وروح اسلام »
یکی از احکام مترقی دین حنیف اسلام امضای قانون گرفتن جزیه از کفار اهل کتاب است که در پناه حکومت اسلام زندگی کرده وحاضر به قبول د ین اسلام وایمان به رسول خاتم ص
نیستند ؛ جنگ طلب هم نبوده وخواهان زندگی مسالمت آمیز در کنار مسلمین هستند .
خداوند بر ایشان مقررکرده که با پرداخت مبلغی تحت عنوان جزیه ویا همان مالیات ؛
خون ومال وعرض خودرا تحت حمایت حکومت عدل اسلام قرار دهند .
واین امر بدنبا ل عقد قرارداد ویا معاهده به اجرا درآمده ودر صورت عمل حکومت به مفاد آن ؛ حق گرفتن جزیه را دارد . که در واقع همان اصل " دو طرفه بودن حقوق است"
واما قبل از بیان اندکی از احکام جزیه ؛ چند سطری بحث اجتماعی وتشریحی حول قانون جزیه وآیه فوق الذکر داشته باشیم .
ابتدا این سوال را می آوریم که ؛ جزیه حق تسخیر وتحقیر است ویا حق الحمایة ؟
ج= بطور قطع ویقین ؛" حق الحمایة " است .
چرا که قسمت اول با روح تعالیم دین سازش نداشته ودر دنیای کنونی چندان خوشایند نیست . دینی که رهبرش را
" رحمةً للعالمین " معرفی کرده ؛ وسلوک آن مرد بزرگ وجانشینان معصومش با
همشهریان غیر اسلامی اش گواه اوج عنایت اسلام به برخور د توام با حفظ کرامت
انسانها بوده ونشان از " لا اکراه فی الدین " دارد . گرفتن جزیه هرگز با خشونت واجحاف همراه نیست . واساساً در زمان حاضر هم بیمورد بوده ؛ لیکن وظیفه ماست که جهت زدون غبارهای جهل وتعصب جاهلانه از اذهان مخالفین تلاش کنیم .
حساب کفار حربی ودشمنان توطئه گر بر علیه مصالح مسلمین ووحدت مردم از کفار
ذمی وآرزومندان ، جامعه ای امن که در آن هر کسی به زندگی روزمره خود پرداخته
وبه کمال لایق خود برسد ؛ جداست . این که بعض اهل فن گفته اند ؛ اخذ جزیه باید با تحقیر وذلیل ساختن اهل کتاب بوده واز لفظ " صاغرون " در آیه که باب استصغار است ؛چنین استفاده ای کنند، با اصل تلاش برای جذب دیگران به اسلام خیلی نمی سازد .ملحوظ داشتن آثار جاذبه ودافعه در تبلیغ دین نقش کلیدی دارد .برای فهم درست این حقیقت باید بسراغ کلام علی –ع- در نامه به مالک اشتر برویم واز او مدد جوئیم که راهگشاست .کما قال " ولکل قوم هاد " . حضرت مولای متقیان ع می فرماید :
" واشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ؛ ولا تکونن علیهم سَبُعاً ضارباً تغتنِمُ اَکلَهُم ، فانهم صنفان : اِما اخ لک فی الدین ؛ او نظیر لک فی الخلق " نامه53
بلی ؛ صِغَر در معنا یعنی : "هو تحقق الذّل بحیث یکون صاحبه معترفاً به ؛ فی قبال الکبر وهو اظهار العظمة والشان " ولی باید دید که ذلت مقابل چه کسی ؟ ویا مثلاً "عن یدٍ" را گویند ، دادن جزیه با دست شخص کافر ونه توسط وکیل ویا نائب ، در واقع ؛مباشرت « تعین » دارد ؛ تا بداند که خوار وذلیل وبی مقدار است .!
فراموش می کنیم که بعض مفسرین گفته اند که منظور از " عن ید" نقداً است ؛ مثل ؛
جمله فقهی " بعته یداً بید " یعنی معامله نقدی ودست بدست . ( مجمع البیان وکشاف)
آری ؛ جزیه را باید حق الحمایه ؛ یعنی وظیفه حکومت اسلامی درقبال اخذ مالیات دانست . چیزی میدهد وچیزی می گیرد .( تعامل) بااین دیدگاه اشکال وارده از سوی مخالفین وارد نیست . حکومت؛ مالیات می گیرد وبا فراهم نمودن وسایل رفاه و امنیت اهل ذمه ؛ ایشان را زیر چتر حمایتی خود نگه میدارد . هیچ ظلم وستمی هم روا نداشته وکاملاً جنبه تعاملی – طرفینی- دارد .اگر کسی بگوید ، اهل ذمه هم چون سایر مردم در این مملکت زندگی کرده وبر دولت حق دارند که از ایشان در مقابل دشمنان وزور گویان حمایت کند ، پس چه نیازی به اخذ جزیه دارد؛
جواب گوئیم ؛ که اولاً در حال حاضر که از کسی جزیه نمی گیرند ، ثانیاً بهمان دلیلی که مسلمان باید خمس وزکات بدهد ؛ اهل ذمه هم باید جزیه دهند . ثالثاً چه بسا که درزمان ما ؛با توجه به این که جزیه فرع بر جهاد ابتدائی بوده وآنهم با اذن معصوم ع است ، که کفار را مخیر می کند بین قتال وجزیه ، پرداخت انواع مالیاتهای عمومی وعوارض شهری ؛ جایگزین جزیه شده باشد . شرایط زمان ومکان را در نظر آورید .مگر علت اصلی در جزیه، گرفتن مقداری از نقدینگی کفار وهزینه کردن در راه جامعه نیست؟ ؛ آنهم اجتماعی که خود کفار جزئی از آن هستند ؟؛ این حکم فی الحال ؛ بانام دیگری بسامان میرسد وهیچ اعتراضی هم نمی شود
. قال النراقی فی غنائم الایام : " سمیت ای الجزیة بذلک لانها قضاء منهم لما علیهم " ص114
شما به مفاد معاهده
خالد بن ولید با مسیحیان اطراف فرات بنگرید ، تا اوج آزادگی ورئوفت اسلامی ومطابق طبع بودن( القسر لا یدوم) مبرهن شود :
« هذا کتاب من خالد بن ولید لصلوبا ابن نسطورنا وقومُه ان عاهدتکم علی الخیر والمنفعة ، فلک الذمة والمنفعة وما منعناکم فلنا الجزیة والافلا؛ کتب سنة اثنتی عشر فی صفر »
رک : تفسیر نمونه 7/357- الجزیه واحکامها – کلانتری ص 28
و المجموع النووی 19/417ومعجم البلدان 1/332 تاریخ طبری 2/570
می گوید : تا زمانی که ما از شما حمایت می کنیم حق گرفتن جزیه را داریم والا فلا .
قران شریف با بیان نکات ارزنده ، گرفتن جزیه را به بهترین شکل می خواهد .
" حتی یعطوا " خودشان بپردازند . " عن ید ٍ" یعنی ایشان می دهند ، واز ایشان نمی ستانند به کره . ( روض الجنان 9/215)
صاغرون یعنی ، کوچک وصغارند در برابر خدا واسلام ( کلمة الله هی العلیاء )
صغارند ؛ زیرا اقلیتی مقابل اکثریتند .
مفسرین در باب " عن ید " سه احتمال میدهند : اول- کنایه از استسلام و انقیاد است .
دوم – نشان خضوع است . سوم – نقد است وبدون تاخیر . ( تفسیر طنطاوی)
جزیه شبیه زکات مسلمین است . فلذا گویند مصرف آن ، مصالح مسلمین بویژه
دفاع از مملکت وکیان اسلام ومسلمین است . در واقع برگشت منافع آن به خود کفار است. همانطور که جهاد بر مسلمان واجب است وبر اهل کتاب نه ، جبران آن بتوسط
جزیه صورت می گیرد . پس کاملاً منطقی وانسانی است واز همین باب ؛
مستشرقین منصف آنرا پذیرفته و عادلانه می دانند . ( ویل دورانت در جلد 11تاریخ)
واما چند فرع فقهی :
اول- معنای جزیه در فقه ولغت چیست ؟
ج= جزیه مشتق از جزاء است ودر فقه " عبارة عن مال تاخذه الحکومة الاسلامیة من اهل الذمة "
اهل الذمة : « وهی تؤخذ من الیهود والنصاری وممن له شبهة کتاب وهم المجوس»
مختصر النافع محقق اول ص113
دوم- پیشینه جزیه کهن بوده( یوجد قبل الاسلام) وگویند انوشیروان از عده ای می گرفت . میزان آنراهم ،
4- 6- 8- 12درهم قرار داده بود . مردان را از 20سال تا 50سال مشمول کرده بود
سوم- زنان وکودکان و پیران مستثنا هستند .( رک : مختصر النافع)اما در اسلام سال هشتم هجری وبعد از فتح مکه وقرر شد ؛ هر چند که ابن کثیر ، اجرای آنرا از سال هفتم میداند .اولین مردمانی که جزیه دادند ، مسیحیان نجران بودند ؛ جزیه نوعی عقد است که در طرف ایجاب ؛ اهل کتاب است ودر طرف قبول اما م مسلمین ؛
کمیت وکیفیت محدود نداشته وبه صلاحدید حاکم اسلامی بستگی دارد.( قال الطوسی : بل ذلک موکول الی الامام . 5/545خلاف).قال سلار فی " المراسم " :
انما تجب علی بالغ الذکر من الیهود والنصاری والمجوس " ص142
محقق حلی گوید : علی ع از اغنیاء – اهل الذمه – 48درهم ، متوسطین 24درهم واز فقیران 12درهم می گرفت ؛ اما : لاقتضا المصلحة ؛ لا توظیفاً لازماً " ص113
قال ابن حجر العسقلانی فی " سبل السلام " : " اتفقوا علی انه لا یجب الجزیة الا بثلاثة اوصاف : الذکر والبلوغ والحریة " ج4ص67
قال فی الخلاف : " من لا کسب له ولا مال لا یجب علیه الجزیة . وبه قال ابو حنیفة "
ج5ص546
" فاعلم ان المشهور بین الاصحاب شهرة عظیمة ان الجزیة لا حد لها بل تقدیرها الی الامام بحسب الاصلح "
جواهر الکلام 21/246
قال الشیخ فی المبسوط : " ولیس للجزیة حد محدود ولا قدر مقدور بل یضعها الامام علی اراضیهم او علی رؤسهم علی قدر احوالهم من الضعف والقوة " 2/38
علامه حلی در تحریر هم این فتوا را « اقوی » می دانند .
صاحب جواهر هم چنین گویند . 21/245
درباب فقیر بین فقهاء اختلاف وجوددارد ؛ علامه در تحریر گوید : اشهر عدم سقوط جزیه از فقیر است .
ابن قدامه هم در " المغنی " گوید : " ولا تجب علی فقیر عاجز عنها؛ وهذا احد قولی الشافعی ؛ وله قول انها تجب علیه" ج10ص589
چهارم – زمان اخذ جزیه را بسان زکات ؛ پایان سال قرار داده اند .
قال العلامة الحلی : " تؤخذ عند انتهاء کل حول " قواعد علامه 1/510
پنجم – افرادی که مسلمان بوده ومرتد شوند ؛ مثلاً بدین یهود درآیند ؛ مشمول جزیه نشده واحکام ارتداد شامل ایشان میشود .« اتفق الفقهاء علی انه لا تُقبل الجزیة من المرتد» رک : الموسوعة الفقهیة 15/173
( در این زمینه به مقاله آزادی عقیده رجوع کنید؛ من بدل دینه ...)
فلو دخل فی دینهم بعد النسخ ؛ فلم یقبل منهم الا الاسلام ولا تؤخذ منهم الجزیة "
تذکرة الفقهاء 9/278
قال فی الجواهر : " عدم قبول الجزیة ممن تهود او تنصر بعد ظهور الاسلام "
ج21ص315
ششم- شرعاً بر نفوس ویا اراضی مقرر شده ؛ زیرا ظهور معنا طبق قاموس ،
« خراج الارض » است . صاحب جواهر هم چنین می فرماید " ولا یجمع بینهما"
رک : جواهر 21/249
البته قول جواز " جمع بینهما" هم وجود دارد . ( قائل اسکافی است ). محقق حلی آنرا
اشبه به قواعد مذهب دانسته وصاحب جواهر هم قبول دارد .
قال فی المسالک الافهام : " والقول بعدم جواز الجمع هو الظاهر من صحیحة محمد بن مسلم عن الصادق ع ، وهو الاولی " ج3ص72
شهید ثانی هم ، عدم جمع بینهما را اولی میداند .
علامه در قواعد گوید : " وله الجمع علی رای " 1/510
محقق کرکی در جامع المقاصد فی شرح القواعد علامه گوید :
" له ذلک ولا مانع منه ؛ واطلاق الایة یتناوله " 3/451
سوال : جزیه با غنیمت چه فرقی دارد ؟ ج= غنیمت از راه جنگ از کفار حربی بدست می آید و جزیه با صلح وآرامش وعقد قرار داد .
سوال : جزیه با خراج چه فرقی دارد ؟ ج= جزیه بر رؤوس است وخراج بر زمین.
جزیه با اسلام آوردن ساقط میشود به خلاف خراج . که با اسلام وکفر واجب است .
بحث مفصل ومستوفی « جزیه » در « الموسوعة الفقهیة »مضبوط است .
14/2/1389
من الله التوفیق
مکتب القران فجر بروجرد – محمد رضا فروزان
تماس 09369319570
محمد رضا فروزان متولد 1339