X
تبلیغات
فرهنگی - حضانت طفل

فرهنگی

معارف اسلامی و احکام فقهی

حضانت طفل

« بسم الله الرحمن الرحیم »

( حَضانت طفل )

قال الله تعالی : " لا تضار والدة ٌ بولدها ولا مولود له بولده "       بقره 233

یکی از مباحث کتاب النکاح ، مبحث حَضانت طفل است . که بر اساس قول  فقهاء شیعی تا دوسال برای پسر ؛  ودختر تا 7سال حق مادر است . . هر چند که عده ای از بزرگان ؛ حضانت دختر وپسر  را تا 7سال  حق مادر میدانند . مادامی که پیوند زناشوئی بین زوجین برقرار است .طبق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت در سال 82 ، حق حضانت طفل ، پسر ویا دختر تا 7سالگی بر عهده مادر است .

سید محمد عاملی در نهایة المرام گوید :

" ان الام احق بالولد مطلقاً الی سبع سنین من غیر فرق بین الذکر والانثی "       1/467

 علماء عصر حاضر هم بنا بر ادله روحی وروانی ووابستگیهای عاطفی بین مادر وفرزند ؛ حضانت را تا حد بلوغ ، حق مادر میدانند ومعتقدند که این ارتباط نباید گسیخته شود که در آنصورت اثرات مخربی بجا میگذارد . ولی در هر صورت بر اسا س موازین شرعی ؛ حق حضانت بترتیب فوق الزامی است .

اقوال اهل سنت در خصوص مدت حضانت طفل ، مختلف است .حنفیان گویند ؛ مدت حضانت دختر 9سال واز آن پسر 7سال است . شافعیان گویند : برای حضانت مدت محدود وجود ندارد ، باید آنقدر بمانند تا خود احدی از والدین انتخاب کنند . مالکیان گویند : مدت حضانت پسر از بدو تولد است تا مرحله بلوغ .  واز آن دختر تا روزی که ازدواج کند . حنبلیان هم گویند : مدت حضانت دخترو پسر7سال است .

واما تفصیل مطلب :

حضانت از ریشه ی «حضن- پهلو » است که حدفاصل بین سینه وبازو- زیر بغل-  را می گویند . حکایت از به سینه چسباندن دارد.مثلاً گویند :" حضنت ولدها" : فرزند خودرا در آغوش گرفت .

به تعبیر دیگر ؛ حضانت ، باب حفظ طفل از خطرات وتربیت اوست .وصرف نظر از اینکه کدام مقدم هستند ، مراعات مصلحت کودک است . که اگر اقتضا کند ، میتوان پدر ویا مادر را در صورت احراز عدم صلاحیت از حضانت طفل محروم ساخت . ویا به تشخیص دادگاه مدت حضانت مادر را تا سالهای بعد از مدت مقرر تمدید کرد  ویا حتی احد از والدین را از دیدار طفل بدلیل مصلحت محروم ساخت . ویا حد فاصل مدت بین دو دیدار

را طولانی ساخت . هر چند که فعلاً دورور آخر هفته ویا یکروز را زمان دیدار احد از والدین قرار میدهند .

وهر گاه فردی که طفل نزد اوست از ملاقات طرف دیگر جلوگیری کند ؛ به حسب مورد از 3ماه تا 6ماه حبس دارد .فاسق بودن طرف دیگر نمیتواند عامل جلوگیری از ملاقات طفل باشد . حداقل اینست که در زمان دیدار ؛ فرد دیگری را ناظر قرار میدهند . فلذا در هر حال ، ملاقات با طفل برای والدین امری لازم ومفید است .

« الحَضانة : ولایة علی الطفل والمجنون لفائدة تربیته وما یتعلق بها من مصلحته »

نوعی از ولایت است که در آن زنان بر مردان حق تقدم دارند .در واقع حضانت ناظر به نگهداری طفل است وولایت به سرپرستی ونظارت بر اموال وازدواج  طفل .هر چند که بعض فقهاء در تعریف حضانت

لفظ ولایت را بکار میبرند . 

« حضانت ؛ حق یاحکم ؟»

 حضانت برای مادر حق است ونه حکم . میتواند آنرا از خود ساقط کند ؛. ولی نسبت به پدر حق است واو نمیتواند از خود سلب مسؤلیت کند .ودر صورت قبول نکردن ؛ حاکم او را مجبور به نگهداری ویا پرداخت مخارج حضانت می نماید . ولی نسبت بمادر جبر معنائی ندارد . مهر مادری مانع از قبول نکردن است .

شهید اول در قواعد گوید : " لو امتنعت الام من الحضانة صار الاب اولی ؛ ولو امتنعا معاً ، فالظاهر اجبارالاب"

اقول : با دو شرط میتوان مادر را بر حضانت اجبار کرد : 1- مصلحت طفل باشد .2- حضانت بر او متعیّن شود .

 

صاحب جواهر با استناد به خبر منقول از امام صادق ع در خصوص تعلیق حق حضانت از جانب مادر می گوید :

" ان التعلیق علی مشیئتها والتعبیر بالاحقیة ظاهر علی الحضانة کالرضاع ، وحینئذ لا تکون واجبة علیها ؛ ولها ان تسقط هذا الحق ولها اسقاطه والمطالبة باجرته " وسپس از صاحب ریاض هم نقل میکند که ایشان هم چنین می فرمایند :

" لا شبهة فی کون الحضانة حقاً " ای یجوز اسقاطها .  ریاض 10/529وجواهر الکلام   31ص283

بعض فقهاء قائلند که مادر نمیتواند حق حضانت را اسقاط کند .

شیخ انصاری گوید: " من ان لکل ذی حق اسقاط حقه " هر ذیحقی اختیار اسقاط حق خودرا دارد . ( انتهی کلامه)

البته در حقوقی که قائم بشخص است ، این امر جاری نیست . ودر هر کجا که شک داریم مورد از قبیل حق است که قابل اسقاط است ویا از قبیل حکم است که قابل اسقاط نیست ، باید بنا بگذاریم که قابل اسقاط نیست .

کما قال: " والمشکوک بین الحق والحکم لا یکون قابلا للاسقاط ؛ لاصالة بقائه "   مصباح الفقاهة خوئی6/140

100قاعده فقهی سید مصطفوی  ص39

نکته : حکم قابل اسقاط نیست . مثلاً ؛ نفقه زن حق است و قضا دارد ؛ ولی نفقه اقارب حکم است وقضا ندارد .

سوال : حق چیست ؟ وتکلیف چیست ؟

ج= حق ، اختیار واقتدار فرد برای اتیان ویا ترک فعل است که از سوی قانونگذار برای او مقرر شده ، ولی تکلیف ، وظایفی است که بر عهده اش گذاشته اند . تکلیف از باب اوامر ونواهی است .

گرد آورندگان دائرة المعارف فقهیه گویند :

" والحضانة شرعاً : هی حفظ من لا یَستقِل بامورهِ وتربیتهُ بما یُصلحُهُ "

حضانت یعنی , حفظ کسی که خود از عهده ی اینکار بر نمیاید وتربیت او به هر آنچه مصلحت اوست .

علامه در قواعد گوید : " الحضانة : وهی ولایة وسلطنته علی تربیة الطفل "

مشهور فقهاء گویند ؛ در بین دوسال اولیه عمر – حولین کاملین – حق حضانت طفل با مادر است ، مطلقاً . ولی ابن فهد در «مهذب » گوید ، اجماع است که این حق  بین زن ومرد مشترک است .   3/426

حضانت طفل ؛ بعد از فوت پدر ویا ابوین :

قال فی الشرایع : " فالام احق بالولد مدة الرضاع وهی حولان ذکراً کان او انثی ... ولو مات ، کانت الام احق بهما من الوصی ... فان فقد الابوان ؛ فالحضانة لاب الاب "

یعنی ؛ در بین دوسال شیر خواری طفل ، حق حضانت بامادر است ؛ دختر باشد ویا پسر .

واگر پدر طفل بمیرد ؛ حضانت طفل با مادر است تا حد بلوغ . ومادر به سرپرستی طفل حتی  از وصی پدر

  سزاوار تر است . واگر هردو – پدر ومادر – با هم از دنیا بروند ؛ حضانت با جدّ پدری است .وبا نبود جد ّ پدری ؛ با اقارب است ؛ اما با رعایت الاقرب فالاقرب . یعنی ؛ آنانی که از این طفل ارث میبرند , هر کدام نزدیکترند ؛ حضانت طفل به او میرسد .      رک : جامع الشتات قمی 4/293

صاحب جواهر هم به استناد خبر داود بن حصین چنین گوید :    ج31ص283

" فاذا مات الاب فالام احق به من العصبة " با مرگ پدر طفل ، مادر از تمام فامیل به تربیت او سزاوار تر است .

قال فی القواعد : " فان مات فالام احق بالذکر والانثی من کل احد ، وصیاً کان او غیره الی ان یبلغاً "    3/102

یعنی ، با مرگ پدر طفل ، حضانت – سرپرستی – طفل با مادر است ؛ مطلقاً ؛ تا طفل ؛ بالغ شود .

در صورت فوت پدر؛ مادر حتی اگر شوهر کند ؛ حق حضانت او ساقط نمی شود .( سقوط در زمان طلاق است)

  در قانون مدنی هم این فرع بصورت ماده قانونی مضبوط است . ( ماده 1171). ماده 1168؛ حضانت طفل را در مدت معین شده ، برای مادروپدر هم حق وهم تکلیف میداند .ودر ماده 1172 اشعار میدارد که :

" هزینه ی حضانت به عهده ی پدر و در صورت فوت او؛ با مادر است "

ماده 1171 اشعار میدارد که در صورت فوت پدر , حضانت طفل با مادر است .

نکته : در فقه اسلام ؛ طفل مرادف با نرسیدن به سن بلوغ است . و رشید ؛ یعنی انسان بالغ . سن بلوغ در دختر 9سال ودر پسر 15سال است .  با رسیدن به این سن از قیمومیت خارج میشوند وخود حق گزینش دارند .

نکته دیگر ،حضانت طفل بعد از جدائی زوجین است  :

هر گاه زن وشوهر از هم جدا شوند ؛ حَضانت طفل بر طبق حکم شرعی تا 2سال در خصوص پسر وتا 7سال در باب دختر با مادر طفل است . ولی اگر شوهر کند این حق ساقط شده وطفل به پدر تحویل داده میشود . واگر زن از شوهر دوم جدا شود ودر بین مدت فوق الذکر باشد ؛ مجدداً حضانت طفل به او عودت داده میشود . کما قال فی کشف اللثام : " فان طلقت الام عادت ولا یتها لزوال المانع خلافاً لابن ادریس استصحاباً " 7/552

شیخ طوسی در خلاف می گوید :

« اذا تزوجت الام سقط حقها من حضانة الولد وبه قال ابو حنیفة ، ومالک والشافعی . وقال الحسن البصری : لا یسقط حقها بالتزویج .

دلیلنا : اجماع الفرقة واخبارهم »         خلاف الطوسی 5/133

در خبر وارده هم دارد که : " المراة احق بالولد ما لم یتزوج " تا ازدواج نکرده حق حضانت برای اوست .

حضانت در لسان فقهاء در دو جا کاربرد دارد : 1- باب تربیت طفل     2- اداره اموال طفل .

در قسم اول که این مقاله متکفل کلیاتی از آن است ودر دوم ؛ حق سرپرستی با پدر طفل است ودر غیاب او با جدّ پدری . مادر در اینمورد  هیچگونه اختیاری ندارد ، مگر بحکم حاکم شرع ( در حال حاضر حکم دادستان ) .

طفل با رسیدن بسن بلوغ با شرایط؛ استقلال یافته وهر کدام از والدین را که خود بر گزیند ؛ حق دارد .ولی مستحب است که دختر تا ازدواج نکرده با مادرش زندگی کند .ضمناً

دلیل انتقال حق حضانت از مادر به پدر ، در بعد از مدت مقرر – دو سال و7سال – نیاز طفل به تربیت اجتماعی

است که معمولاً از عهده پدر بر می آید ومادران در اینمورد ضعبف هستند .

« آیا حضانت ، اجرت دارد؟»

در باب حضانت سوال مهمی مطرح است وآن اجرت حضانت است ؛ که آیا مادر استحقاق اجرت را دارد ویا خیر ؟

« هل للام اجرة علی الحضانة غیر اجرة الرضاع »؟

قول مشهور فقهاء شیعه اینست که مادر مستحق اجرت حضانت است . ولی  فتوای شهید ثانی در مسالک خلاف اینست . ایشان مادر را مستحق اجرت حضانت نمیداند؛و می فرماید:

" ولها الاجرة علی الرضاع – علی ما فُُصِلَ – دون الحَضانة "     8/422

یعنی ، مادر مستحق اجرت شیر دادن طفل است- بدلالت آیه 233بقره  وآیه 6سوره طلاق " فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن " اگر فرزندان شما را شیر دهند ؛ اجرتشان را بپردازید .- ولی حضانت مزدی ندارد .

 در حال حاضر طبق قانون حمایت از خانواده ؛ مادر مستحق اجرت حضانت میباشد . ودر هر صورت نفقه طفل را پدر باید بپردازد . ( در صورت وقوع طلاق ) .

در فوق آوردیم که برابر ماده 1172 ق . م . حق حضانت با پدر است .

صاحب جواهرهم معتقد است که مادر در حضانت طفل ، مستحق اجرت میباشد . این فقیه بزرگ گوید : در بین قدما ؛ بحث اجرت حضانت وجود ندارد .( یعنی اصلاً مطرح نشده است ).   رک : جواهر 31/283

در بین فقیهان اهل سنت هم این مسئله مورد اختلاف است . عده ای حضانت را عامل  پرداخت اجرت بمادر میدانند وعده ای همچون فقیهان شیعی ، مادر را مستحق اجرت حضانت نمیدانند .

شیخ جواد مغنیه در فقه مذاهب خمسه گوید :

" شافعیه و حنابله برای مادر اجرت حضانت را قبول دارند . مالکیه وامامیه ؛ قبول ندارند .

 « لا تستحق الحاضنة اجرة علی الحضانة » . ولی اجرت رضاعة را قبول دارند . ابو حنیفه گوید : مادامی که زوجیت برقرار نیست ، مادر مستحق اجرت است ( معنا چنین است ؛ با برقراری علاقه زوجیت ؛ مادر حق طلب اجرت را برای حضانت ندارد – ولی برای شیر دادن چنین حقی دارد - ) در صورتی که طفل مالی داشته باشد

از مال طفل ؛ اجرت حضانت را باید بمادر بدهند .      ص 380فقه مذاهب خمسه

منابع سنی مذهب در خصوص اجرت حضانت :

قال : " تجب علی الاب ثلاثة اجرة الرضاع واجرة الحضانة ونفقة الولد "  البحر الرائق 4/347

پدر باید سه نوع اجرت بپردازد : اجرت شیردادن ؛ حضانت و نفقه فرزند .

« وتستحق الحاضنة اجرة الحضانة اذا لم تکن منکوحة ولا معتدة لابیه »  الدر المختار 3/615

زن مستحق اجرت حضانت است ، مشروط بر اینکه مطلقه باشد ویا در عده ی پدر طفل .

قال سید السابق : " اجرة الحضانة مثل اجرة الرضاع ؛ لا تستحقها الام ما دامت زوجة ؛ او معتدة لان لها نفقة الزوجیة او نفقة العدة ؛ اما بعد انقضاء العدة فانها تستحق الاجرة کما تستحق اجرة الرضاع ... وغیر الام تستحق اجرة الحضانة من وقت حضانتها "          فقه السنة 2/345

پایان منابع اهل سنت )

 آیت الله خوئی ، مادر طفل را مستحق اجرت حضانت میداند .

قاله :" الظاهر ان الام تستحق الاجرة علی الحضانة "  م 1395 جلد 2 منهاج

فتوای سید سیستانی هم مشابه فتوای خوئی است . رک : منهاج جلد 3م 411

شیخ وحید خراسانی هم با فتوای سید خوئی موافق است .  منهاج 3/325

فتوای مرحوم فاضل چنین است : " مادر در مقابل حضانت ؛ چیزی استحقاق ندارد " جامع المسائل 1/439

آیت الله فاضل در کتاب « تفصیل الشریعة » هم گوید : " لا یبعد ان یقال بعدم استحقاق الاجرة " 

فتوای آقای مکارم درباب اجرت حضانت طفل چنین است " میتواند مطالبه اجرت کند "

 

من الله التوفیق

مکتب القران فجر – بروجرد – محمد رضا فروزان  16/7/1389-   09369319570

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1378ساعت 0:0  توسط محمدرضا فروزان  |