فرهنگی

معارف اسلامی و احکام فقهی

عده زنان

« بسم الله الرحمن الرحیم »

(عدهِ زنان)

قال الله تعالی : " والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثةقروءولا یحل لهن ان

یکتمن ما خلق الله فی ارحامهن ان کن یومن بالله والیوم الاخر" بقره

228

"والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجاً یتربصن بانفسهن اربعة اشهر وعشراً فاذا بلغن اجلهن فلا جناح علیکم فیما فعلن فی انفسهن بالمعروف والله

بما تعملون خبیر "     بقره 234

 

" واللائی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثة اشهر واللائی لم یحضن واولات الاحمال اجلهن ان یضعن حملهن "   طلاق4

آیه اول عده طلاقِِ زن حائل ؛ آیه دوم عده وفات وآیه سوم مطلق زنان ؛ غیر از زن یائسه  است .

عنوان مقاله :    «  عِدَّه ْ ».

چه زنانی عده ندارند: اول- زنی که با او نزدیکی نشده است . دوم- صغیره – زیر 9سال-که حیض هم نمی بیند  سوم – زن یائسه ؛ سیده 60سال وغیر سیده 50سال .( مخزن العرفان12/365

عده ی زن دو قسم است : اول- قبل از طلاق   دوم- بعد از طلاق .

خداوند درآیه 1سوره طلاق به هر دو اشاره کرده است . قال " اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن واحصوا العدة " دقت کنید " لعد تهن" عده ِ قبل از طلاق است که منظور ، طلاق در طهر غیر مواقعه است . ولفظ " احصوا العدة " یعنی عده ِ بعد از طلاق .

مرد با رعایت عده ی اول ودوم در فشار قرار گرفته واحتمال رجوع بیشتر است .

قال فی تحریر الوسیلة :« انما یجب الاعتداد بامور ثلاثة : الفراق بطلاق او فسخ او انفساخ فی الدائم ، وانقضاء المدة او بذلها فی المتعة ، وموت الزوج ، ووطء الشبهة »          ج3ص594

عده گرفتن برای سه امر واجب است : فراق بطلاق یا فسخ یا انفساخ در عقد دائم وانقضای مدت یا بذل مدت در متعه وفوت شوهر ووطی  شبهه .

سوال :فسخ وانفساخ در کجا می آیند؟ ج= در عیوب زنان ( فسخ) و

در ارتداد ( انفساخ ) .فسخ یعنی رفع حکم التصرف بعد ان وجد صحیحاً .ویا فسخ یعنی ابطال ؛ تعطیل المفعول ؛ الازالة مطلقاً .ویا حکم بعدم الصحة .وانفساخ یعنی ؛

بطلان العقد . با ارتداد زن یا شوهر ، عقد منفسخ میشود ، نیازی به طلاق ندارد.براي اطلاع بیشتر در باب فسخ وانفساخ وفروق آندو به " الموسو عة الفقهیة " مراجعه کنید.( گویند ؛ انفساخ یعنی انحلال عقد بنفسه ویا به اراده متعاقدین ؛ فسخ اثر انفساخ است)

نکات مهم : زن غیر مدخوله ؛ اگر طلاق داده شود ؛ عده ندارد . قال الله تعالی : اذا نکحتم المومنات ثم طلقوهن من قبل ان تمسوهن فما لکم علیهن من عدة تعتدونهافمتعوهن وسرحوهن سراحاً جمیلاً "       احزاب 49( من قبل ان تمسوهن یعنی قبل از عروسی )

زن شوهر مرده که باید عده ی وفات نگه دارد ، شروع عده وفات از زمان فوت است وحداد از زمان رسیدن خبر به او( بنابر قولی) . ولی در عده ی مطلقه ، شروع عده از زمان وقوع طلاق است ولو زن خبر نداشته باشد . ( عده نگه داشتن فرع بر دانستن نیست ، بدین معنا که مثلاً زنی را طلاق دادند واو مطلع نشد تا 6ماه بعد ، حال خبر دار شد ؛ دیگر لازم نیست ؛ سه حیض عده نگه دارد ؛ مثلاً)

عده ی سه ماه وده روز وجود نداشته وعده ی وفات است که 4ماه وده روز است . آیه 234بقره

عده زن حامل با تولد طفل تمام میشود ولی اگر عده وفات باشد وحامل ، حتی با تولد طفل عده تمام نشده وباید عده ی وفات وحداد را حتما رعایت کند .

اگر زن در عده ی طلاق رجعی بوده وشوهرش بمیرد باید عده وفات نگه دارد .

اقل عده برای زنان صاحب عادت 26روز ودولحظه است .وحد اکثر ؛ در زن حامل  با وضع حمل . مثلاً یکماهه بار دار بود وطلاق داده شد ، باید تا فارغ شدن صبر کند .عده تا9ماه ویکسالهم داریم ( رک : جامع عباسی) . عده ی متعه هم 45روز است .

مفردات آیه 228بقره  :

تَرَبُّص : انتظار کشیدن برای چیزی ؛« خیر»ویا«شر ».

فی لسان العرب " ترَبَص به : انتظربه خیراً اوشراً .

قال الله تعالی : " قل تربصوا فانی معکم من المتربصین "  طور 31

َربْص بر وزن َفلس یعنی انتظار .

 

قرُوُء : جمع قُرء بمعنای حیض .معنای پاکی هم می دهد .اقراء = الاطهار.

عده در لغت یعنی  شمردن وحساب کردن .احصاء نمودن ایامی خاص

برای مشخص شدن اوضاع واحوال رحم ، که آیا حامل است ویا خیر .

ویا اظهار تاسف وحزن بر مرگ شوهر ویا رعایت جنبه تعبد محض .

فلذا سه فلسفه وجودی برای عده را بر شمردیم . عده سه نوع است :

عده ُطهری – عده هلالی -  عده وضع حمل . در آیات اول مقاله آمد.

« اتفق المسلمون جمیعاً علی ان العقد والخطبة الصریحة اثناء العدة من المحرمات وان العقد باطلاً قطعاً »ازدواج با زن معتده حرام است واگر عالم به عده باشد ، حرمت ابدی است .

قال فی الموسوعة الفقهیة : فعدة المراة المطلقة والمتوفی عنها زوجها هی ما تَعُدُهُ من ایام اقرائها ...

وفی الاصطلاح : هی اسم لمدة تتربص فیها المراة لمعرفة رحمها او للتعبد او لتفجُّعِها علی زوجها .

به بیان دیگر مهمترین فلسفه وجودی عده ، برای استبراء رحم از نطفه

زوج است . تا اختلاط نسل بوجود نیاید . خداوند هم فرمود : " جایز نیست که آنچه در رحم دارند مخفی کنند . « ماخلق الله فی ارحامهن » .

 

فخر رازی در مفاتیح الغیب گوید : زن مطلقه از دوحال خارج نیست ؛،

یا حائل است ویا حامل . عده حامل به وضع حمل است- طبق آیه 4سوره طلاق - . وعده حائل ...( تفصیل دارد )

نکته : زن باردار در تما م انواع طلاق ؛ اعم از بائن ورجعی حق نفقه دارد تا زمانی که بچه متولد شود .(  زن حائل در طلاق بائن حق نفقه وسکنی ندارد)

رعایت عده مطلق نبوده وبعض زنان معاف هستند . لیکن در مذهب اهل سنت وبعض فقهاء شیعه اطلاق دارد . برای اطلاع بیشتر به مقاله پوشش زنان مراجعه کنید .

سنیان گویند : ان العدة واجبة علی کل حال ، حتی ولو تیقن براءة الرحم لتغلیب جانب التعبد فیها . – حتی اگر زن رحم ندارد و در سن زنان من تحیض است واجب , عده نگه داشتن،مطلق است .

المغنی لابن قدامه9/89

قال فی الجواهر : " لا اشکال ولا خلاف فی ان ( التی لا تحیض ) خلقة او لعارض ( وهی فی سن من تحیض تعتد من الطلاق والفسخ مع الدخول بثلاثة اشهر اذا کانت حرة ) بل فی کشف اللثام الاتفاق علیه ؛ لقوله تعالی " واللائی یئسن من المحیض ...فعدتهن ثلاثة اشهر "   32/230

{ باب عدة الآیسة والصغیرة } از کتاب « الانتصار » سید مرتضی علم الهدی ره :

قال السید الشریف المرتضی: والذی اذهب اَنا الیه ان علی الآیسة من المحیض والتی لم تبلغه العدة علی کل حال من غیر مراعاة للشرط الذی حکیناه عن اصحابنا .

والذی یدل علی صحة هذا المذهب قوله تعالی : واللا تی یئسن من المحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثة اشهر ؛ واللائی لم یحضن " وهذا صریح فی ان الآ یسات من المحیض واللائی لم یبلغن عدتهن الاشهر علی کل حال . ...ص 334الانتصار

قال الطوسی فی الخلاف : " الاظهر من روایات اصحابنا ، ان التی لم تحض ومثلها لا تحیض ، والآیسة من المحیض ومثلها لا تحیض ؛ لا عدة علیهما من طلاق ، وان کانت مدخولاً بها .

وخالف جمیع الفقهاء فی ذلک ( یعنی تمام اهل سنت ) وقالوا : یجب علیهما العدة بالشهور .

وبه قال قوم من اصحابنا . ( منظورش سید مرتضی است ) . 5/53

ابن حمزه طوسی هم در کتاب " الوسیلة " زن من لا تحیض را ردیف زن من لا یحیض ؛ مثل یائسه قرار داده وعده ی او را مستحب می داند . کما قال : استبراء من لا تحیض وهی فی سن من تحیض ، والآیسة من المحیض " ص308

فاضل هندی هم در " کشف اللثام " همین فتوا را از « وسیله » نقل کرده ودر جواب سوال ؛ علت عدم عده بر زن یائسه چنین گوید : « لانتفاء المقتضی وانتفاء حقیقته لحصول العلم بالبراءة

با لیا س »   ج7ص338

اقول : اگر فلسفه ی عده برای زن " من لا تحیض " فی سن " من یحیض » چنین باشد ، پس نظریه سید مرتضی درست است . البته اگر نص بر خلاف نظر سید نباشد .!فی ما لا یحضره الفقیه : " عن العبد الصالح ع قا ل قلت له : « الجاریة الشابة التی لا تحیض ومثلها تحیض طلّقها زوجها ؛ قال :

عدتّها ثلاثة اشهر»  ج3ص512وتهذیب الاحکام 8/117

محقق حلی در شرایع هم برای زنی که حیض نمی بیند ولی در سن زنان دارای حیض است ؛ عده را واجب دانسته وگوید در خصوص زن یائسه دو قول وجود دارد ؛ عده دارد وعده ندارد .

قول اشهر ؛ عده دارد .

سید سابق فقیه اهل سنت در « فقه السنة » می نویسد :

" عدة المراة التی یئست ( زن یائسه ) من المحیض وهی ثلاثة اشهر"  2/326

مفتیان الازهر هم گویند : " فان عدة الیائسة شهران " 2/45

نویسندگان " الموسوعة الفقهیة " گویند : والمراة اذا عَقِمَت فهی یائسة " 45/251

قال النووی فی " المجموع " : وان کانت ممن لا تحیض ولا یحیض مثلها کالصغیرة والکبیرة الآیسة اعتدت بثلاثة اشهر ...( دلیل هم آیه 4طلاق ) ج18ص141

شاهد دوم بر فتوای اهل سنت ؛ مبنی بر مطلق بودن نگهداری عده برای زن مطلقه ، آیسه وغیر آیسه > قال عبد الله ابن قدامه فی « المغنی » :

" معتدة بالشهور وهی کل من تعتد بالقرء اذا لم تکن ذات قرء لصغر او ایاس لقول الله تعالی " واللائی یئسن من المحیض من نسائکم .... آیه 4طلاق ( المغنی 9/77)

ولی مشهور فقهاء شیعه چنین است :قال السید محمد فی نهایة المرام : « لا فرق فی من لا تحیض وهی فی سن من تحیض ، بین ان یکون انقطاع حیضها خلقیاً او لعارض ؛ من رضاع او مرض »

رک : ج 2ص83( نهایه المرام فی شرح شرایع الاسلام محقق حلی )

 

الاحداد : حداد یعنی : المنع . امتناع المراة عن الزینة وفی معناها اظهاراً للحزن والاسف .( برای مرگ شوهر) .قال المفید فی المقنعة : " المعتدة من الوفاة یجب علیها الحداد ، فاذا لم تعلم بموت زوجها لم تحتد "     ص535

قال النبی ص : " لا یحل لامراة تؤمن بالله والیوم الاخر ان تحد علی میت فوق ثلاث الا علی الزوج اربعة اشهر وعشراً "صحیح البخاری 6/185

اِحداد مخصوص زن بوده ودر غیر شوهر حداکثر 3روز و برای شوهر 4ماه و10روز است . مردان از اِحداد معافند . زن مطلقه در طلاق بائن ؛ حداد ندارد .( المطلقة البائن ...لا یجب علیها الحداد عندنا)  خلاف طوسی 5/73

قال فی الموسوعة الفقهیة : " اجمع العلماء علی وجوب الاحداد فی عدة الوفاة من نکاح صحیح ولو من غیر دخول ٍ بالزوجة "

حداد واجب است بر هر زنی- ولو صغیر باشد- که عقد او صحیح بوده ولو دخول صورت نگرفته باشد . ( با این فرع ؛ نکاح باطل خارج میشود) .خلاف طوسی

ومعنی الحداد ان تجتنب المراة الحادة علی زوجها کل ما یحسنها ، ویرغب فی النظر الیها ؛ ویدعو الی اشتهائها ؛ وتشخیص ذلک یعود الی اهل العرف .

                          فقه المذاهب الخمسه المغنیه ص435

 

زنی که شوهرش مرده باید تا 4ماه و10روز عده وحداد نگه دارد .

یعنی ترک زینت .ولباس ماتم به تن کردن برای اظهار اندوه ، تا دیگران

در او طمع نورزیده وخواستگاری نکنند . وگویند به جهت حق شوهر بر زن است که بسیار عظیم است .کما قال : « فان الرابطة الزوجیة اقدس رباطٍ»

سوال اصلی این است که ، شروع عده از چه زمانی است ؟

ج= در طلاق ،یا فسخ ویا انفساخ عقد ؛ از زمان ایقاع صیغه طلاق است ودر وفات شوهر از زمان کسب خبر فوت برای رعایت

« احداد علی الزوج » .

واما نقل اقوال اساطین فقه شیعه وسنی :

قال فی الشرایع :« تَعتدُ زوجةُ ُالحاضر ، من حین الطلاق او الوفاة ، وتَعتدّ من الغائب فی الطلاق من وقت الوقوع ، وفی الوفاة من حین الُبلُوغ ولو اَخبَر غیر العدل . ولو عَلِمَتِ الطلاق ولم تَعلم الوقت ، اعتَدّت عندَ البُلوغ .»

دقت کنید ، ترجمه فتوای محقق حلی را آورده واز بقیه موارد بدلیل تشابه چشم پوشی می کنیم . کلام محقق حلی صاحب شرایع که معروف به « قرآن فقه » است ؛موجز ورساست .

ترجمه : عده زن حاضر از لحظه طلاق  ویا وفات شوهر است .

واگر زن غائب باشد از زمان وقوع فعل طلاق .حِداد در وفات از زمان شنیدن خبر فوت است ولو آورنده خبر ، عادل نباشد .

قال السیستانی فی منهاجه :

"مبدا عدة الطلاق من حین وقوعه حاضرا ً کان الزوج او غائبا ً بلغ الزوجة الخبر او لا؛ فلو طلقها غائبا ً ولم یبلغها الا بعد مضی ّ مدة بمقدار العدة فقد انقضت عدتها ولیس علیها عدة بعد بلوغ الخبر الیها .

ودر مساله 564گویند : مبدا عدة الفسخ والانساخ من حین حصولها ...

لا من بلوغ الخبر الیها ."

قال الشیخان : عدة الطلاق من حین وقوعه ، وعدة الوفاة من حین یبلغ المراة الخبر "        مختلف الشیعه 7/497

قال فی مختلف الشیعه 7/497:

" قوله تعالی ( والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء ) بمفهومه علی ان ابتداء التربص من حین الطلاق .

قال الباقرع : " اذا طلق امراته انها تعتد من الیوم الذی طلقها "

قال الرضاع : " المتوفی عنها زوجها تَعتدُ حین یَبلُغُها ، لانه ترید ان تُحِدَ له "

قال الباقر ع : " اذا طلق الرجل المراة وهو غائب فلا تعلم الابعد ذلک بسنة او اکثر او اقل فاذا علمت تزوجت ولم تعتد . والمتوفی عنها زوجها وهو غائب تعتد یوم یبلغها "           وسائل الشیعه 22/228

قال فی القواعد والفوائد : " فان المطلقة تعتد من حین الطلاق وان تاخر الخبر .

وان مبدا العدة فی الوفاة من حین علم الزوجة لا من حین موته . وبعضهم جعل العلة فی ذلک الاحداد .         ج1ص121

قال فی الجواهر الکلام :

" عن الرضا ع المروی عن قرب الاسناد : ساله صفوان ابن یحیی وانا حاضر عن رجل طلق امراته وهو غائب فمضت اشهر ؛ فقال :

اذا اقامت البینة انطلقها منذ کذا وکذا عدتها قد انقضت فقد حلت للا زواج . "

                                   ج32ص372

قال فی عوالی اللئالی : " وهو ان المطلقة فی الغیبة حکمها فی العدة تقع من حین الطلاق ان لم یصلها الخبر الا بعد مدة ؛ حتی لو لم یصلها الخبر الا مضی ّ زمان العدة ، کان الماضی منه عدة لها وصح لها التزویج فی الحال "

                                 ج2ص278

قال فی الاحکام الشرعیة : " تبدء عدة الطلاق من حین اتمام ایقاع صیغة الطلاق ، سواء علمت الزوجة انه طلقها او لم تعلم . فلو عرفت بعد تمام عدتها انه طلقها ، فلا یجب ان تعتد مرة ثانیة "      ص 487

قال البهجت ره :  ابتداء عدة الطلاق من وقوعه ، فلو طلقت المراة وهی لا تعلم به ، فعلمت به والعدة قد انقضت ؛ جاز لها التزویج دون ان تنتظر مضیّ

زمان ما ؛ واذا علمت الطلاق – اثناء العدة – اکملتها."     ص472

قال ابن قدامه فی المغنی : " وتجب العدة من الساعة التی فارقها زوجها "

                          ج9ص90

قال الطوسی فی المبسوط : "  اذا طلق زوجته او مات عنها والمراة حاضرة فالعدة من حین الطلاق . ودر باب متوفی گوید با رسیدن خبر فوت عده را شروع کند .         ج5ص248

قال الشافعیة :

« عدة الوفاة من حین الموت ؛ وتبدء ُعدة الاقراء من حین الطلاق .»

قال فی الموسوعة الفقهیة : « عدة الطلاق عقیب الطلاق وفی الوفاة عقیب الوفاة ؛ لان السبب وجوب العدة الطلاق او الوفاة ؛ فیعتبر ابتداؤها من وقت

وجود السبب ، فان لم تعلم بالطلاق او الوفاة حتی مضت مدة العدة فقد انقضت

مدتها » یعنی سبب عده نگه داشتن دو چیز است : 1- طلاق 2- وفات .

                            ج29ص326

دانستن و ندانستن در عده طلاق فرقی نمی کند .(شرط وضعی است ).

قال فی فقه المذاهب الخمسة :

" قال الامامیة : ان مبدا عدة الطلاق من حین وقوعه حاضراً کان الزوج او غائباً ومبدء عدة الوفاة من حین بلوغها الخبر اذا کان الزوج غائباً اما اذا کان حاضراً ، وافترض عدم علمها بموته الا بعد حین فمبدء العدة من حین الوفاة علی ما هو المشهور بین الفقهاء الامامیة " ص 435

 

یعنی : ابتدای طلاق از وقتی است که طلاق واقع می شود .چه زوج حاضر باشد وچه نباشد . وابتدای عده وفات ، اگر زوج غائب بود از وقتی است که خبر وفات به زوجه برسد ...( حداد نگه دارد )

نکته : شروع عده باید با ماه قمری حساب شود .

 

قال فی التبیان : ابتداء الشهور الهلالی منذ طلوع الهلال .

طبری هم گوید ، ماه هلالی باشد .تمام مراجع فعلی هم ، ماه قمری را گویند. قال فی الجواهر الکلام : « اعتدت بثلاثة اشهر اهلة بلا خلاف بل ولا اشکال ، لانصراف الشهر الی الهلالی فی عرف الشرع ،

بل فی عرف عام ».

                                     ج32ص 248

قال الخوئی ره : " مبدء عدة الطلاق من حین وقوعه ..."   منهاج الخوئی

قال الشیخ محمد امین زین الدین : " تبدء عدة الطلاق من حین ایقاع الطلاق علی المراة سواء علمت به ام لم تعلم ؛ ...."   ج7ص191

قال الشیخ الوحید الخراسانی :

" ابتدای عده طلاق از وقتی است که خواندن صیغه طلاق تمام می شود . چه زن بداند طلاقش داده اند یا نداند . پس اگر بعد از تمام شدن عده بفهمد که او

را طلاق داده اند ؛ لازم نیست دو باره عده نگه دارد . "    ص 982م2580

قال فی تحریر الروضة:"العدةمدة تتربص فیها المراة لتعرف براءة رحمها

من الحمل او تعبداً ." یعنی؛ عده ؛ ایامی است که زن صبر می کند تا مشخص شود که بار دار است ویا خیر؟ ج2ص355

قال فی فقه الامام جعفر الصادق ع نقلا ً عن صاحب الجواهر :

« تعتد زوجة الحاضر من حین الطلاق او الوفاة بلا خلاف اجده فیه ؛ بل الاجماع علی ذلک ، لقاعدة اتصال العدة بسببها ... وتعتد من الغائب فی الطلاق من حین وقوعه عند المشهور .»      ج6ص36

دقت کنید اقوال بزرگان فقه را که آوردیم بر اساس قول مشهور فقهاست .

قال فی الریاض :" وتعتد المطلقة من حین اطلاق مطلقاً حاضراً کان المطلق او غائباً ؛ اجماعاً فی الاول ؛ وعلی الاظهر الاشهر فی الثانی . للصحاح المستفیضة .

ففی الصحیح : فی الغائب اذا طلق امراته انها تعتد من الیوم الذی طلقها . و

منها الصحیح : عن المطلقة یطلقها ؛ فلم تعلم الا بعد سنة ، قال : ان جاء شاهداً عدل فلا تعتد ؛ والا فلتعتد من یوم یبلغها ."  ج11ص163

قال فی جامع المدارک : " واما اعتداد المطلقة من حین الطلاق فلا خلاف فیه ظاهراً مع حضور الزوج واما مع الغیبة فهو الاشهر وهو مقتضی اتصال المسبب بسببه . ودر توضیح « فلتعتد من یوم یبلغها » می فرماید :

" لعله قابل للحمل علی یوم الطلاق الواصل الی المراة وللحمل علی یوم بلوغ الخبر "      ج4ص579

قال فی روضة الطالبین النووی : " اذا طلق الغائب ؛ او مات ؛ فالعدة من حین الطلاق او الموت لا من بلوغ الخبر "      ج6ص401

قال الانصاری : " وتحسب العدة من حین الطلاق "  فتح الوهاب 2/118

قال المقداد السیوری : " فان المطلقة تعتد من حین الطلاق وان تاخر الخبر "

                    نضد القواعد ص198

قال السیوطی : " تمضی من حین الطلاق " تفسیر الجلالین ص48

یعنی عده را از زمان وقوع طلاق بشمارید( معنای تمام اقوال یکی است ) .

اقول : در آیه قران هم فرمود ؛ زنان مطلقه 3طُهر انتظار بکشند .

یعنی بلافاصله بعد از ذکر لفظ طلاق ، تربص را فرمود . فلذا از پی هم آمدن انتظار و طلاق ؛ معلوم می شود . علم وآگاهی زن از طلاق ؛ دخلی به عده ندارد . برای مثال مردی زنش را غیاباً طلاق داد . شاهد عادلی آمد وبه زن خبر داد که شوهر شما ؛ 6ماه پیش شما را طلاق داده است . الان این زن می تواند فی المجلس با دیگری ازدواج کند . زیرا در عالَم واقع عده او بسر آمده است . ونیازی ندارد که از همین الان که خبر را دریافت کردعده نگه دارد . دقت کنید که آورنده خبر عادل باشد . کلام سید علی صاحب ریاض وسید خوانساری هم بر طبق روایت ؛ همین معنا را افاده می کند .

کما قال : فلم تعلم الا بعد سنة ؛ قال : ان جاء شاهداً عدل فلا تعتد "

یعنی بعد از یکسال به این زن گفتند که شوهرت ، شمارا طلاق داده ؛ نیازی

به عده  مجدد نیست . (در واقع مطلّقه بوده وعده بسر آمده است ؛ ولو اطلاع نداشته )

سوال مهم : زمان انتظار زنی که شوهرش مفقود الاثر شده چقدر است وبعداز آن تکلیف چیست ؟ در صورتی که بعد از چند سال بر گردد تکلیف چیست ؟ و...؟

ج=ابتدا گویند که زن با دو شرط هیچ اختیاری در این مورد ندارد 1- اطلاع از مفقود دارد 2- ولیّ داشته و نفقه  اورا از مال مفقود ویا هر متبرعی ویا از بیت المال  می دهد . حالیه در صورت فقدان این دو امر زن بعد از یاس ونومیدی به حاکم شرع – دادگاه صالحه – مراجعه وعرض حال می کند ؛ حاکم شرع اورا 4سال مهلت داده و پس از سپری شدن 4سال ، عده وفات نگه داشته ومطلقه می شود .

اگر دربین عده شوهر آمد ؛ همچنان رابطه زوجیت بین ایشان برقرار است .

با سر آمدن عده ونیامدن شوهر ؛ زن مخیر است بین تجرد وشوهر کردن ،

در صورتی که شوهر کرد وزوج مفقود پیدا شد ، هیچ حقی بر این زن نداشته وبیگانه است . واگر زن شوهر نکرده وراضی به وصلت با مفقود الاثر؛ پیدا شده بود باید صیغه عقد جدید وبا مهر جدید خوانده شود .

               نقل بمضمون از ریاض المسائل 11/137- جامع المدارک سید احمد خوانساری 4/563ومختصر النافع محقق اول ص190

 

قال الحلبی فی الکافی : " فان لم یراجع حتی خرجت من العدة ملکت نفسها علیه وصار کبعض الخطّاب ؛ فان تراضیا بالمراجعة فبعقد جدید ومهر جدید"

                                                 الکافی ص306

شیخ طوسی در خلاف زمان انتظار را 4سال وعده را هم عده وفات گوید .  نکته : طلاق در لغت یعنی ، خلاص ودر فقه بمعنای قطع ارتباط زوجیت است . وبر دو قسم است : اول – حرام   دوم – مباح . طلاق مباح بر دو قسم است : رجعی و بائن . ( بائن قابل رجوع نیست ؛ مگر با شرایط ) . مرد میتواند در طلاق رجعی ؛ در ایام عده  به زن رجوع کند . ونیازمند عقد مجدد هم نیست .    ودر طلاق بائن مرد این اجازه را ندارد . طلاق بائن بر دو قسم است :  خُلعی و مباراتی . در طلاق خلعی زن از مرد متنفر بوده ومالی به شوهر بخشیده وجان خود را نجات میدهد ( همان جمله ؛ مهر حلال وجان آزاد ) . ما ل بخشیده شده میتواند مهریه باشد ویا چیز دیگر ؛ حتی بیشتر ویا کمتر از مهریه هم میتواند باشد .ولی در طلاق مباراتی ، مال بخشیده شده نمی تواند از مهریه بیشتر باشد. گرفتن چنین ما لی وطلاق زن هم برای مرد حلال است واشکالی ندارد و ولی اگر زن را آنقدر اذیت کند که دست به چنین کاری بزند ؛ حرام است .کلاً .خداوند در سوره نساء آیه 19می فرماید : ولا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن الا ان یاتین بفاحشة مبینة ". اهل سنت هم روایتی را از پیامبر ص در باب زن ثابت بن قیس نقل کنند که فرمود : « اقبل الحدیقة وطلقها تطلیقة ً»  المغنی 8/174

واین اولین طلاق خُلعی در اسلام است .

 ودر طلاق مبارات زن وشوهر هر دو از هم متنفر هستند .

زن میتواند در ایام عده ی طلاق خلعی برای گرفتن مهریه ای که بخشیده مراجعه کند ؛ که در آنصورت بر مرد واجب است که مهریه را بپردازد ؛ حق تمرد هم ندارد . ولی میتواند او هم به زن رجوع کرده ومجدداً او را همسر خود سازد . کما قال فی الشرایع : اذا صح  الخُلع فلا رجعة له ؛ ولها الرجوع فی الفدیة ( مال بخشیده شده ) ما دامت فی العدة ومع رجوعها یرجع ان شاء .

قال فی الجواهر : وان لم یرض الزوج بذلک . یعنی مرد باید مهریه بخشیده شده را بدهد ولو راضی نباشد . وبقول فقیه دیگری: وجب علی الزوج ارجاعها ما دامت فی العدة .

عده زن مختلعة ( در طلاق خلعی ) به مشابه زن مطلقه است . واهل سنت هم بنا بر قول مشهور خودشان ؛ چنین گویند ولی عده ای از ایشان وابن تیمیه ؛ عده ی مختلعه را یک حیض دانند .                     

 

 

 

 

 

 

 

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته /.                       09369319570

بروجرد --  مکتب القران فجر --  محمد رضا فروزان  25/3/1388

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 0:46  توسط محمدرضا فروزان  |