فرهنگی

معارف اسلامی و احکام فقهی

ورود غیر مسلمان به مساجد

«بسم الله الرحمن الرحین »

قال الله تعالی :" انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا "    توبه 28

عنوان مقاله : روا بودن ویا حرمت ورود غیر مسلمان به مساجد

محقق : محمد رضا فروزان – جلسه مکتب القران فجر بروجرد – 30/7/1390

کلید واژگان : مشرک ؛ یهود ونصاری ؛ مسجد الحرام ؛ حرم ؛ نجاست ذاتی وعرضی

 در بین فقیهان اسلامی بر سر حکم جایز بودن ویا حرام بودن ورود غیر مسلمان به مسجد الحرام ویا سایر مساجد اختلاف فتوا

وجود دارد . از میان فریقین اسلامی عده های بر حرمت ورود به مسجد الحرام وسایر مساجد فتوا میدهمند وعده ای فقط مسجد الحرام را جایز ندانسته وسایر مساجد را روا می پندارند . ابو حنیفه که تمام مساجد را مشمول حکم جواز میداند ؛ بلا استثناء .

از میان فقهآء شیعه در گذشته های دور افرادی همچون شیخ طوسی ومحقق حلی وعلامه حلی ؛ فتوا بر عدم ورود غیر مسلمان به مساجد را دارند . آنهم بدلیل حکم به نجس بودن آنها , بعنوان کافر . که در مبحث نجاسات گویند ؛ یکی از اقسام نجس العین کافر است . به بیان دیگر ایشان نجاست کفار را نجاست عینی میدانند , بر خلاف عده ِ کثیری , از جمله مجتهدین چند قرن اخیر که گویند:

نجاست کفار – اهل کتاب – نجاست حکمی بوده واگر ظاهر را رعایت کنند ؛ یعنی از خوردن شراب وگوشت خوک پرهیز کنند , دور نیست که حکم به طهارت ایشان داده شود . واین که خداوند از مشرکین با نام « نجس» یاد کرده , خباثت در عقیده مورد نظر خداوند است . از میان فقیهان سنی ؛ جناب این عابدین هم در حاشیه رد المختار بر این قول است :

" وجاز دخول الذمی ّ مسجداً ولو جنباً "        6/705

ابن نجیم مصری – حنفی مذهب - هم در « البحر الرائق »  قائل است که ورود غیر مسلمان به مسجد اشکالی ندارد .

( زیرا ابو حنیفه بطور مطلق جایز میداند ) ایشان می گوید:

" جاز ادخال الذمی جمیع المساجد عندنا " یعنی در نزد احناف . وقال مالک: یکره فی کل المساجد . وقال الشافعی :

یکره فی المسجد الحرام لقوله تعالی " انما المشرکون نجس " ولان الکافر لا یخلو عن النجاسة والجنابة فوجب تنزیه المسجد عنه.

ودر ادامه گوید : نجاست کفار یعنی خباثت اعتقادی " والنجاسة المذکورة فی الایة خبث اعتقادهم "     8/373

ابوبکر الکاشانی ؛ دیگر فقیه حنفی در « بدایع الصنایع » می نویسد ک

" ولا باس بدخول اهل الذمة المساجد عندنا وقال مالک والشافعی لا یحلُّ لهم دخول المسجد الحرام , احتج به « انما المشرکون نجس»

وتزیه المسجد عن النجس واجب "          5/128

ابن قدامه حنبلی در « المغنی » :

" فاما الحرم فلیس لهم دخوله بحال ؛ وبهذا قال الشافعی وقال ابو حنیفة لهم دخوله کالحجاز کله "        10/615

پس ابن قدامه حنبلی هم با ورود غیر مسلمان به حرم مخالف است . دقت کنید , مسجد الحرام را بعنوان حرم گرفته اند , دلیل هم آیه اول سوره اسراء است که فرمود :" من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی " در حالی که پیغمبر ص از خانه ام هانی سفر معراجیه را شروع کرد , بنا براین مسجد الحرام ، همان حرم است . واما در مورد سایر مساجد ؛ غیر از مسجد الحرام گوید :

" فاما مساجد الحِل ّ ِ فلیس لهم دخولها بغیر اذن المسلمین [...] فان اُذِنَ لهم فی دُخُولها جاز فی الصحیح من المذهب "

یعنی ؛ اگر مسلمانان اجازه دادند , کفار میتوانند به سایر مساجد وارد شوند .

[ این اجازه دادن مورد تائید شیعه نیست . در سطور بعد فتاوا را می آوریم ]

دلیل ابن قدامه اجازه دادن رسول الله ص به مشرکین برای ورود به مسجد مدینه جهت مذاکره است .وورود ابو سفیان در حالی که مشرک بود , اقوی دلیل اهل سنت است . ( عده ای گویند ورود ابوسفیان به مسجد نبوی قبل از نزول ایه 28 توبه بوده است]

قال : قد کان ابو سفیان یَدخُلُ مسجد المدینة وهو علی شرک " 

 واما درمقابل خبر دیگری هم دارند که از آن برای عدم ورود استدلال می کنند وآن ، داستان عدم ورود کاتب حکومت ابو موسی اشعری والی کوفه به مسجد نبوی ص در زمان داخل شدن بر عمر بن الخطاب است

که وقتی عمر سوال کرد چرا داخل نمیشود , ابو موسی گفت , مشرک است ! عمر هم با سکوت خودش جایز نبودن ورود غیر مسلمان را به مسجد امضاء کرد .           المغنی لابن قدامه 10/618

ابن حزم در « المحلّی » 4/243 ورود مشرکین به مسجد الحرام را فقط حرام می داند وبقیه مساجد را جایز گوید .

( 499) مسئلة : دخول المشرکین فی جمیع المساجد جایز ٌ ؛ حاشا حَرَمَ مکة کُلَهُ , المسجد وغیره ُ ، فلا یحل ُ البتّة ان یدخُلَهُ کافرٌ "

اقول : مساجد الحل : ای غیر المسجد الحرام .

مفتیان الازهر هم بر جایز نبودن کفار به مسجد الحرام وسایر مساجد صحه گذاشته واین حرمت را از باب تعظیم مسجد گرفته اند ونه از باب نجاست ؛ چرا که اهل سنت ؛ اهل کتاب را نجس نمی دانند .بر همین قیاس ورود کفار به مساجد برای هر امری راجح

خداپسندانه که به نفع اسلام ومسلمین باشد ؛ مثلاً برای شنیدن آیا ت قران ویا استماع مواعظ ؛ وگرویدن به اسلام ؛ مجازمیدانند.

رک : مجموع فتاوی الازهر 8/492

مفتیان « اللجنة الدائمة » که علمای حنفی عربستان هستند می گویند :

"یحرم علی المسلمین ان یمکنوا ای کافر من دخول المسجد الحرام وما من الحرم کله ، لقوله تعالی : انما المشرکون نجس ...."

اما غیره من المساجد فقال بعض الفقهاء یجوز ؛ لعدم وجود ما یدل علی منعه ؛ وقال بعضهم لا یجوز قیاساً علی المسجد الحرام ،

والصواب : جوازه لمصلحة شرعیة "        ج3 ص 181

واما اقوال فقهاء شیعی :

قال الطوسی : " لا یجوز للمشرکین دخو.ل المسجد الحرام ، ولا من المساجد ؛ لا باذن ولا بغیر اذن , وبه قال مالک .

شافعی فقط مسجد الحرام را حرام می گوید وسایر مساجد را با اجازه ، جایز میداند . ابو حنیفه ورود کفار را به تمامی مساجد عالم

مطلقاً جایز میداند "                        خلاف طوسی 1/518

شیخ طوسی از کسانی است که ورود غیر مسلمان را به تمام مساجد عالم ؛ حرام می داند . مالک هم با ما موافق است .

علاه حلی در « تحریر الاحکام » گوید :

" لا یجوز لذمیّ ولا لغیره من اصناف الکفار دخول المساجد الحرام بالاجماع باذن وغیره ؛ وکذا غیره من المساجد عندنا ؛

ولا یجوز للمسلم ان یاذن له فی ذلک "       ج 2 ص 214

شهید اول در «الذکری » وفاضل مقداد السیوری در « کنز العرفان » ورود غیر مسلمان را به مساجد جایز نمیدانند .

محقق کرکی در « جامع المقاصد » گوید :

" لا یجوز ادخال النجاسة الملوثة للمسجد او شئ من آلاته الیه ؛ لقوله ع :" جنّبوا مساجدکم النجاسة " ؛ قال فی الذکری :

الظاهر ان المسالة اجماعیة . اما غیر الملوثة ، فمذهب المصنف ( یعنی علامه حلی در قواعد ) عدم جواز ادخالها الی المسجد ....

والاصح عدم التحریم "          جامع المقاصد فی شرح القواعد   1/187

نکته : فقهاء , نجاست را بردو قسم گویند : مسریه و غیر مسریه .

آنکه با رطوبت به چیز دیگر سرایت کرده وآن چیز را هم متنجس می کند ,مسریه گویند وبر خلاف این تسری را غیر مسری .

قول مشهور فقیهان شیعه اینست که ورود نجاست غیر مسریه – غیر متعدیه , به مسجد اشکالی ندارد . که با وجود این فتوا

ورود اهل کتاب , ولو نجاست آنها را نجاست عرضی بدانیم , بازهم اشکالی ندارد , مگر از باب بی حرمتی به خانه ِ خدا .

بدلیل اینکه , نجاست کفار مسریه نبوده وبه درون مسجد تعدی نمی کند . حاصل معنا اینکه اگر از ورود غیر مسلمان به داخل مسجد خیر وبرکتی به جامعه مسلمین رسیده ویا موجب هدایت یک نفر شود , اهمیت این در نزد خدا از ممانعت ورود بیش است!

قال فی عروة الوثقی :

« لا باس باِدخال النجاسة الغیر المتعدیّة ، الا اذا کان موجبا للهتک "        فصل احکام مسسجد  ( الثالث )

سید محمد صاحب مدارک در مدارک الاحکام 2/306 و فاضل بحرانی در الحدائق 5/293 وبسیاری از مجتهدین شیعی با همین

طرز تفکر سید یزدی  موافق بوده وفتوا داده اند .

محشین عروه هم با نظر سید موافق هستن , الا سید محسن حکیم که می گوید : فی اطلاقه نظر "

امام فخر رازی در مفاتیح الغیب می گوید :

" قال الشافعی : الکفار یمنعون من المسجد الحرام خاصة . وعند مالک : یمنعون من کل المساجد وعند ابی حنیفة :

لا یمنعون من المسجد الحرام ولا من سایر المساجد . والایة بمنطوقها تبطل قول ابی حنیفة .     16/22

شیخ طوسی در تفسیر « التبیان» بر عدم ورود مشرکین به مسجد الحرام فتوا میدهد .        5/201

مجتهدین از حدیث " جنّبوا مساجدکم النجاسة " اطلاق را گرفته وگویند , ورود نجاست به داخل مسجد جایز نیست , مسریه باشد ویا نباشد . این قبیل فقها گویند : منع الکافر من دخولها وما ذاک الا لنجاسته "    روض الجنان ص165

قال المحقق : " ویحرم ادخال النجاسة الیها لقوله ص :" جنبوا مساجدکم النجاسة "      المعتبر حلّی 2/451

محقق حلی در شرایع , کتاب الجهاد ؛ فی احکام اهل الذمه می فرماید :

" واما المساجد : فلا یجوز ان یدخلواالمسجد الحرام اجماعاً ، ولا غیره من المساجد عندنا "     1/253

صاحب جواهر در شرح کلام محقق می فرماید :

" ورود کفار به مسجد الحرام  جایز نیست اجماعاً من المسلمین محصلاً ومحکیاً ومستفیضاً ، مضافاً الی قوله تعالی " انما المشرکون نجس "« توبه 28 » من غیر فرق بین اللبث وعدمه ؛ ولا بین تعدی النجاسة وعدمها ولا غیره من المساجد عندنا "

ایشان گوید : علتی که در آیه وجود داشته ونسبت به مسجد الحرام عنوان داشته ؛ عام بوده وبه سایر مساجد تعمیم داده میشود

وحتی با اماکن مشرفه ومقدسه هم قابل تسرّی است . « التفریع فی الایة المفید للاشتراک بینه وبین غیره من المساجد ایضاً »

اقوی در نظر صاحب جواهر ؛ همانا حفظ حرمت وتعظیم مسجد است . ودر باب اجازه دادن هم گوید :

" بل لو اذن المسلمون لهم – یعنی غیر مسلمان – فی ذلک لم یصح الاذن لعموم ادلة منع ؛ خلافاً للجمهور الذین رووا فی طرقهم "

  رک : جواهر الکلام محمد حسن نجفی 21/287

صاحب مسالک هم در شرح شرایع می فرماید :

" ولو اُذن لهم لم یصح الاذن ؛ نه برای سکنی گزیدن ونه برای عبور کردن از مسجد الحرام ؛ اصلاً جایز نیست . 3/80

ودر باب سایر مساجد هم گوید : " ولا غیره من المساجد عندنا ولو اُذن لهم لم یصح " .اذن علی البناء للمجهول . والمراد بالآذن

المسلم , ای لا یجوز دخول الذمی المسجد باجماع الامامیة ، وان اذن له المسلم فی الدخول . ونبّه به علی خلاف اکثر العامة ,

حیث جوزوا دخوله باذن المسلمین "        مسالک الافهام شهید الثانی   3/ 80

اهل سنت می گویند : اگر مسلمین اجازه بدهند ؛ ورود غیر مسلمان به مساجد اشکالی ندارد . شهید ثانی وصاحب جواهر

محقق حلی وعلامه حلی وغالب فقیهان شیعی ؛ چنین اجازه ای را باطل میدانند .

واما بعض فقهاء شیعی ؛ از جمله علامه مجلسی با تعمیم حکم  جایز نبودن ورود غیر مسلمان به مسجد الحرام و سایر مساجد به هرگونه شئ نجسی ولو مسری نباشد مخالف بوده وگویند این نظریه تعمیم ضعیف است . " واما الاستدلال به علی عدم جواز دخولهم شیئاً من السماجد فهو ضعیف "      بحار 80/343

خبرمرسلی را قاضی نعمان مغربی در دعائم الاسلام ج1 ص 149 از علی ع  نقل میکند که مستند طرفداران تعمیم است , این خبر از نظر متن واسناد قابل خدشه بوده وضعیف قلمداد میشود ؛ علی هذا مبنای حکم تعمیم نمیتواند باشد , به اصل خبر توجه کنید تا اشکال آنرا بیاوریم . قال علیه السلام  :" لتمنَّعن ّ َ من مساجدکم یهودکم ونصاراکم وصبیانکم او لیمسخنکم الله قردة ً او خنازیر ً "

یهود ونصاری وبچه ها را از ورود به مساجد منع کنید والا به بوزینه مسخ میشوید .

ظاهر خبر کراهت را می رساند ونه حرمت را . بدلیل اینکه هیچ فقیهی فتوا نداده که ورود بچه به مسجد حرام است .

از قرار گرفتن بچه در کنار یهود ونصاری در این خبر مشخص میشود که منظور رسول خدا ص ؛ در صورتی که اسناد خبر صحیح باشد , نهی تنزیهی است ونه مولوی که حرام باشد . غایة الامر کراهت را میتوان استنباط کرد . !

واما در خصوص الحاق اماکن مشرفه وضرائح متبرکه معصومین ع ؛ صاحب جواهر گوید :

" ویحتمل الحاق حرم الائمة ع بذلک فضلاً عن الحضرات المشرفة بل والصحن "     ج 21 ص 289

مسئلة ٌ : یکی از اعیان نجسه در فقه اسلام ؛ کافر است . وان کسی است که منکر الوهیت خدا ورسالت نبی مکرم اسلام ص ویا یکی از ضروریات دین باشد ولو اینکه آن ضروری از مستحبات باشد ؛ مثل غسل جمعه .

قال فی الشرایع :" الکافر وضابطه کل من خرج عن الاسلام , او من انتحله  " ( سواء منهم اهل الکتاب وغیر اهل الکتاب )

سید یزدی هم در عروه در باب اعیان نجسه کفار را نام برده واهل کتاب را در ردیف آنها ذکر میکند .

موضع اختلاف فقهاء در همین جاست , عده ای گویند : اهل کتاب هم نجسند وعده ای ایشان را پاک می پندارند .

از مراجع عصر حاضر که قائل به طهارت ظاهری اهل کتاب هستند : سید سیستانی ؛ شیخ وحید ؛ مکارم ؛ فاضل , تبریزی ,

نوری و مقام معظم رهبری و صاحب مدارک (2/295) ومحقق سبزواری هستند .

سید محمد صاحب مدارک در باب پرهیز دادن مسلمان از مباشرت با اهل کتاب در اخبار معصومین ع می فرماید :

" النهی عن مباشرتهم ؛ للنجاسة العارضیة "    2/298

ایشان با اشاره به آیه " وطعام الذین اوتواالکتاب حل لکم "  مائده 5،  و آن خبری که از امام صادق ع سوال کردند :

عن مؤاکلة الیهودی والنصرانی ؛ فقال : لا باس اذا کان من طعامک " به طهرات اهل کتاب تمایل نشان میدهد . مدارک 2/297

امام راحل وسید خوئی پیرو قول مشهور شیعه بوده و اهل کتاب را نجس میدانند .

سید مرتضی علم الهدی در « الانتصار » گوید :

" ومما انفردت به الامامیة : القول بنجاسة سؤر الیهودی والنصرانی وکل کافر وخالف جمیع الفقهاء فی ذلک "   ص188

گویند تا قبل از شیخ طوسی هیچ فقیه شیعی ؛ حکم به نجاست ذاتی اهل کتاب نداده است . ناگفته پیداست که در صدر اسلام مسلمین با یهود ونصاری در مدینه می زیسته اند ؛ بعید می نماید که معامله نجس العین با انها کرده باشند .

علامه حلی در « منتهی المطلب » :

" الکفار انجاس وهو مذهب علماؤنا اجمع , سواء کانوا اهل الکتاب او حربیین او مرتدین "    1/168

قال ابن حزم ظاهری از فقیهان عامه : "ولعاب الکفار من الرجال والنساء الکتابیین وغیرهم نجس کله "    المحلی 1/129

این فقیه ظاهری با استناد به آیه " انما المشرکون نجس " گفتار هم کیشان خودرا که اهل کتاب را طاهر میدانند , تکذیب میکند.

شیخ طوسی هم به نجاست عینی اهل کتاب فتوا میدهد . قال فی النهایة :

" اذا اصاب  ثوب الانسان کلب او خنزیر او صافح ذمیاً ؛ وجب علیه الغسل یده ان کان رطباً "      ص 52

یعنی ؛ اگر لباست به بدن سگ اصابت کرد ویا خوک ویا با اهل کتاب دست دادی , اگر یکی از ایندو ؛ یا لباس تو ویا آن طرف مقابل رطوبت داشت , دست ولباست را باید آب کشی کنی . ودر خلاف گوید :

" لا یجوز استعمال اوانی المشرکین من اهل الذمة وغیرهم "       1/70

شیخ مفید در مقنعه گوید : " اذا صافح الکافر المسلم ویده رطبة ً بالعرق او غیره غسلها من مسه بالماء "   ص 71

ظاهراً شیخ ابی الصلاح حلبی در الکافی فی الفقه ؛ تنها کسی از میان قدماست که به صراحت کامل از کافر بعنوان نجس العین

یاد کرده است . .( فصل فی النجاسات )    ص 131 الکافی

تمام مذاهب اهل سنت می گویند : اشکالی ندارد « ما لم یعلم فیها نجاسة ؛ النجاسة فی اعتقادهم »

جزیری در « فقه مذاهب اربعه » گوید :

" والاشیاء الطاهرة کثیرة : منها الانسان سواء کان حیاً او میتاً ( مرده انسان را پاک میداند ) فالمراد به النجاسة المعنویة التی حکم بها الشارع ولیس المراد ان ذات المشرک نجسه کنجاسة الخنزیر "       1/11

قال السرخسی حنفی : " ان المؤمن لا یَنجُسُ وکذلک ُسؤرِِ المشرک عندنا"       المبسوط 1/47

وقتی می گوید ؛ نیم خورده مشرک نجس نیست ؛ یعنی مشرک پاک است .

نکته : همانطوری که در فقه مذاهب اربعه آمده , اهل سنت مرده انسان را نجس نمی دانند ؛ فلذا غسل مس میت را هم واجب نمی دانند . فقط امام احمد بن حنبل می گوید بر کسی که مس میت نموده ، وضو واجب است .« والغسل لیس بواجب »

از میان فقهیان شیعی ؛ جناب سید مرتضی هم غسل مس میت را وجب نمی داند .     رک : خلاف طوسی 1/222

سید مرتضی در « رسائل المرتضی » فصل نواقض الوضوء بعد از آنکه می فرماید چه چیزهائی طهارت را باطل کرده ونیاز به چه چیزی دوباره دارد وآن دو قسم است : وضو وغسل , سپسدر قسم نیاز به غسل می گوید :

" وقد الحق بعض اصحابنا مس المیت "     3/25

ظاهر کلام میرساند که خودش مس میت را ناقض وضو نمیداند؛ زیرا گفت : بعض اصحاب مامس میت را اضافه کرده اند .

 شیخ طوسی هم  نظریه اورا حکایت کرد .

امام شافعی در کتاب الام گوید : فقط غسل جنابت واجب ومجزی از وضوست. برای مس میت ، وضو مستحب است . 1/53

وایضاً به کتاب « المجموع » النووی که فقه شافعی است مراجعه کنید .    ج2 ص 203

ابن حزم در « المحلّی» قائل به وجوب غسل مس میت است .   2/24

سوال : برگزاری مراسم ترحیم برای اموات  یهود ونصاری در مساجد جایز است ؟ ورود یهود ونصاری برای شرکت در مراسم ترحیم مسلمان ، جایز است ؟ ممانعت از ورود ایشان واجب است ویا خیر ؟

جواب : واما در خصوص قسمت اول سوال , برگزاری مراسم ترحیم برای مرده ی اهل کتاب در مساجد مسلمین به هیچ وجه جایز نیست . زیرا اینان اعتقادی به قران ندارند .

واما شرکت ایشان برای احترام به دوستان وخویشان مسلمان , اگر از ورود شان به صحن مقدس خانه ِ خدا ؛ اهانت به مسجد انتزاع نشود ؛ اشکالی ندارد . جلوگیری از دخول این قوم ضاله در چنین حالتی که گفتیم ؛ واجب نیست .

نگا : جامع المسائل فاضل لنکرانی 1/90 س 287

من الله التوفیق

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 20:27  توسط محمدرضا فروزان  |