X
تبلیغات
فرهنگی - محراب ومسجد

فرهنگی

معارف اسلامی و احکام فقهی

محراب ومسجد

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

قال تعالی :" فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوه بکرة وعشیاً "   مریم  11

وایضاً     :" فنادته  الملائکة وهو قائم یصلی فی المحراب "      آل عمران 39

وایضاً     :"  وان ّ المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً "              جن ّ    18

وایضاً     :"  انما یعمر مساجدالله من آمن بالله والیوم الاخر واقام الصلاة واتی الزکاة ولم یخش الا الله "  توبه 18

عنوان مقاله : محراب و مسجد

گردآورنده : محمدرضا فروزان

مکتب القرآن فجر بروجرد  29/1/1390روز بزرگداشت ارتش

کلید واژگان :  محراب ؛ مسجد ؛ مساجد , عمران مسجد ؛ رحل نماز؛غصب جای نماز, زن ومسجد

* محراب *

محراب بر وزن مِفعال ؛ اسم مکان است . در تعابیر اهل معنا ؛ محل حرب با شیطان ونفس اماره را گویند . بهمین دلیل در مذهب شیعه آنرا گود میسازند ؛ تا از بروز غرور در نفس امام جماعت جلو گیری کند ؛ همانطوری که گویند , سواره به پیاده  سلام کند , ایستاده  به نشسته وبزرگتر به کوچکتر . ( تعلیل همه یکیست )

البته از منظر فقهی گودی محراب به این خاطر است که مکان ایستادن امام باید از محل ایستادن مامومین بالاتر نبوده وحداقل مساوی باشد ؛ فلذا در مسجد باید کف محراب عبادت از محل ایستادن ماموم پائینتر باشد . گودی محراب تداعی کننده سنگر مجاهدین ومبارزین در جبهه های جنگ است . واین خود به امام جماعت این معنا را القاء میکند که در چه جایگاه خطیری قرار داشته ووظیفه دفاع از حقانیت دین را بر عهده دارد . باید بر علیه دشمنان اسلام وقران به مبارزه بی امان خود در سنگر شعار وعمل استدامت واستمرار ببخشد .

متوجه باشد که در سنگر تبیین معارف دین واحکام اسلام وقران ایستاده و قائم بر براهین باشد .در مساجد , محراب را در وسط دیوار سمت قبله با تزئینات ساخته وجلوه قشنگی به آن میدهند تا جاذب باشد .

یکی از جلوه گاه های معماری آئینی در مذهب یهود ونصاری  ومسلمانان؛ محراب معابد است . یا للعصف که در مساجد دور آنرا بشکل قوسی آیات قران می نویسند که شما برای خواندن آن باید گردن خود را به راست وچپ بچرخانید واگر آشنا با آیات قران نباشید از این کار خود طرفی نمی بندید .

شریفترین محل نشستن و صدر مجلس را هم محراب می گویند . لانه شیر راهم محراب گویند .

مَهرَب به معنای گریزگاه ومحل فرار آمده است .به آیه 50ذاریات بنگرید :" ففروا الی الله " بسوی خدا فرار کنید.

در بعض منقولات دیدم که مهراب را به خانه خورشید معنا کرده اند.گویند اصل محراب , مهراب بوده است .!

گویند در آئین مهر پرستی ؛ مهرابه محل پرستش وراز ونیاز بوده است . در خانه های قدیم قسمتی فرورفته در شبستانها بود که به آن « مهرابه » می گفتند . [ مراوه؛ به زبان بروجردی ] در طول زمان و استعمال زیاد مهرابه

به محراب تبدیل شد .

به تمام مسجد ومعبد هم محراب می گویند ( آیه 13 سباء : محاریب") تنها اختصاص به مکان امام جماعت ندارد .

دردین یهود ونصاری واسلام معبد ومحراب از جایگاه خاصی برخوردار است . دو آیه اول مقاله گواه ماست .

یهودیان محراب را بالاتر از زمین میساختند .( برخلاف مسلمین ) . آیه 21 سوره صاد دلالت بر این حقیقت دارد

قال تعالی : " اذ تسوروا المحراب " زمانی که آن دو از دیوار محراب بالا رفته وبخدمت داود ع رسیدند .

از کلمه بالا رفتن استفاده شود که محل عبادت داود ع بالاتر از سطح زمین قرار داشته است .ضمن اینکه محراب را معمولاً بشکل اتاقک میساختند . روی همین حساب است که گویند کسانی که دو طرف محراب می ایستند باید امام را ببینند .والا نمازشان باطل است .اینکه محراب در زمان پیغمبر ص بوده یا خیر ؛ مشخص نیست . به احتمال قوی جهت نمائی در دیوار وجود داشته که جایگاه امام جماعت وسمت قبله را به مامومین نشان می داده , قدر مسلم اینست که محراب مقعر در زمان امویان ابداع شد . نقل زیر را بنگرید:

سوال :در زمان پیغمبر ص مسجد محراب داشته است ؟

جواب : در اخبار رسیده از طریق عامه وجود محراب در مسجد تائید شده است . بیهقی در سنن خودش ج2ص30نقل کند که " رسول الله ص نهض  الی المسجد فدخل المحراب ثم رفع یدیه بالتکبیر "

 

 

* مسجد *

مسجد اسم موضع عباد ت است . در قرآن مساجد – جمع مسجد – بمعنی مواضع سجود از اعضای بدن نیز آمده است . ( راغب در مفردات ) . در اخبار اهل بیت ع به مواضعی که باید حنوط شوند – تحنیط المیت – مساجد

گفته اند . قال صادق ع : " اجعله فی مساجد "      کافی 3/146

داستان استدلال امام جواد ع به قران برای کیفیت قطع دست دزد به آیه 18 سوره جنِ که مبین آن است معروف است . اهل سنت در نزد مامون عباسی گفتند دست دزد باید از شانه بریده شود , عده ای گفتند از مچ ؛ عده ای

آنرا از آرنج دانستند ؛ نوبت به امام جواد ع که رسید فرمود ؛ بر طبق قرآن 4 انگشت دزد بریده شده وکف دست او میماند , تا در موقع سجده کردن هفت موضع بر زمین باشد . گفتند از کجا استفاده کردی ؟

فرمود گفته ی خداست : :" ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً "  کف دست مال خداست , باید باقی بماند .

شریفترین مکان در روی زمین , مسجد است . مکانی که شخص ناپاک حق ورود به آن را ندارد .در حدیث قدسی فرمود : " ان ّ بیوتی فی الارض المساجد وان زواری فیها عمارها"      منهج الصادقین 4/239

قال رسول الله ص : " اذا رایتم الرجل یعتاد المسجد فاستشهدوا له بالایمان "     الدر المنثور 3/216

پیغمبر فرمود , هرگاه دیدید کسی به مسجد رفت وآمد دارد , گواهی دهید که مؤمن است .

 

مسجد احکام مخصوص داشته وبا اجرای صیغه وقف وخواندن نماز ؛ از ملکیت انسان خارج وبه تملک خدا در آمده والی الابد بر ملکیت ذات اقدس الهی باقی میماند .

قابل خرید وفروش وتغییر کاربری هم نیست . الا ما خرج بالدلیل والمصلحة  العامة بحکم الحاکم . ( در فقه داریم)

دانشمندان در خصوص رعایت حرمت مسجد دستوراتی داده اند . در خبر دارد که :

" ملعون ٌ ملعون من لم یُوقّر المسجد " از رحمت خدا بدور است , کسی که حرمت مسجد را نگه ندارد .  

جواهر الکلام 14/111و وسائل الشیعه 16/281

از مصادیق بارز آن در عصر کنونی بصدا درآوردن زنگهای آنچنانی موبایل در خانه خداست .

شما ملاحظه کنید که چرا فرمودنددر مسجد سر وصدا کردن کراهت دارد .« لا ترفع فیها الاصوات » ؟

حتی فرمودند که کراهت دارد اعلام اشیاء گمشده در مسجد(تعرف الضُوال) . اگر لازم شد ,

 بیرون مسجد بایستد وندا کند .  " فعله خارج الباب "      شرح لمعه 1/127

علماء عامه با استناد به خبری از رسول الله ص ؛ گویند ایجاد سر وصدا در مسجد ولو قران خواندن باشد ویا هر عمل عبادی دیگری که باعث مشوش شدن ذهن نماز گزاران شود حتی اگر آنها داخل این مسجد هم نباشند

حرام است . متاسفانه در پاره ای از مساجد ما شیعیان این نکته فراموش شده وحرمت مسجد رعایت نمیشود.

واما خبر نبوی : « خرج النبی ص علی اصحابه وهم یصلون ویجهرون بالقراءة ؛ فقال : ایها الناس کلکم یناجی ربَّه

فلا یَجهَر بعضُکُم علی بعض فی القراءة »

( تنویر الحوالک سیوطی /101و سنن بیهقی 3/11و سنن نسائی  ج5ص32 )

عده ای با صدا بلند نماز می خواندند ؛ فرمود ؛ همه شما خدا را صدا می زنید , صدای خود را بر دیگری بلندتر نکنید. [ کاری نکنیم که مردم از مسجد گریزان شوند]

قران شریف در چند موضع از آهسته خواندن ومناجات کردن تمجدید کرده وصدای بلندِ مزاحم دیگران را مذمت نموده وازصوت الاغ بعنوان انکر الاصوات یاد کرده است .

قال تعالی : " واقصد فی مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر "   لقمان 19

حضرت زکریا با صدائی خفیف خدا را می خواند :

" ذکر رحمت ربک عبده زکریا * اذ نادی ربه نداءاً خفیّا *        مریم 2-3

در آیه 55 رعراف گوید: " ادعوا ربکم تضرعاً وخفیة انه لا یحب المعتدین " یعنی ؛ خدا را با صدائی آرام وبا خشیت بخوانید , خداوند افراط وتعدی را دوست ندارد . ( یعنی داد وفریاد زیبنده مسلمان نیست ) .

در آیه 63 انعام هم اشاره دارد : " تدعونه تضرعاً وخفیة " با حالت زاری وتذلل وآهسته خدارا بخوانید .

« مسؤلین مساجد »

فقهاء عامه در آداب مسجد بحثی مطرح کرده اند تحت عنوان « مسؤلین مسجد» که عبارتند از :

1- امام مسجد 2- مؤذن    3- خادم 4- هیئت امناء  5-  اداره – اوقاف – دولتی ناظر بر مسجد 6- نماز گزار.

از آنجائی که مسجد در اسلام از جایگاهی ویژه ای بر خور دار بوده و تاسیس آن در جوار دار الحکومه

نشان از اتحاد دوقطب فرهنگی و سیاسی در جامعه داشته وبیانگر این نکته است که حاکمان جامعه از مؤمنین

و حاضران در جمعه وجماعت مسلمین باید باشد . آنانی که در قول وعمل اسوه والگوی مردمانند .

شما به فلسفه وجودی مناره در مسجد که نشانگر عامل هدایت گمگشتگان است ( مناره از نار , چراغ است )

ویا تعبیه ی محراب در جهت قبله می توانید به غنای بار فرهنگی مسجد پی ببرید . داخل مسجدی شوید که محراب نداشته باشد قطعاً برای یافتن جهت درست قبله لازم است مقداری وقت صرف کنید ولی در صورت وجود محراب

این صرف هزینه اصلاً مصداق پیدا نمیکند .نقش مسجد در اجتماع امروز با قرن اول اسلام فرق کرده است.

پیغمبر ص فرمود : لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد " ( تهذیب طوسی 1/92 و المغنی ابن قدامه 2/4)

برای همسایه مسجد نماز ی نیست الا در مسجد . یعنی فرادی در منزل نخواند . مسجد را ترک نکنید . که قران فرمود :" انما یعمر مساجدالله من آمن بالله والیوم الاخر "       توبه 18

عمران وآبادانی مساجد به نماز جماعت آنجاست. به حضور پر شور ورنگ ماموین است . مسجد زمانی آباد است که در آن نماز جماعت برپا شده و دین آموزی برنامه مسؤلین آن باشد . آری , امام مسجد وسایر مسؤلین آن

در حیطه وظایف خود تعهد دارند . مردم باید بدانند که افراد مسجدی از جنس غیر مسجدی نیستند ؛ رنگ اینان با آنان فرق میکند . اینها رنگ خدائی بخود گرفته اند "صبغة الله  ومن احسن من الله صبغة ونحن له عابدون "

      بقره 138 . بهترین رنگها ؛ رنگ خدائی است . نقش خادم مسجد وامام مسجد در جذب جوانان بسیار

پر رنگ است . اگر قرار باشد که انسانهای مسجدی با دیگران هیچ فرقی نداشته باشند نشان از این واقعیت دارد که هنوز رنگ خدائی بخود نگرفته اند .  حضور در مسجد ؛ حضور در خانه ی قدس خداست .

خداوند در آیه 18 توبه برای داخل شوندگان مساجد چند ویژگی را بر می شمارد , بیائیم عبرت بگیریم ودر جهت رشد وتعالی بخشیدن بحضور خودمان در مساجد ورونق بخشیدن مادی ومعنوی آن کوشا باشیم. واما آن شرایط :

1- ایمان بخدا و روز قیامت         2- عمل بشعائر دین مه مهمترین آنها را نماز وزکات نامید .

3-  داشتن اخلاص ویقین در قول وعمل .

مشخص است , کسی که بخدا وقیامت باور داشته باشد , هرگز گناه نمی کند ؛ ستم بر کسی روا نمیدارد . حق کسی را پایمال نمی کند . همیشه رضای خدا را در نظر داشته وبناحق حکم نمیکند . حق را می گوید اگر چه بر علیه خودش باشد . کما قال تعالی : " یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم او الوالدین والاقربین "          نساء 135

فلذا مسجد کانون فرهنگی – تربیتی در دین اسلام است . علی ع در خبری فرمود :

کسی که به مسجد آمد وشد می کند 8 فایده نصیب او میشود:

" آیة ً محکمة واخا مستفاداً وعلماً مستطرفاً ورحمة ً منتظرة ً وکلمة ً تدلّهُ علی الهدی او تردّهُ عن ردیً

وترک الذنوب حیاءً او خشیةً "        بحار الانوار 75/108

1- برادر ایمانی پیدا میکند که از او استفاده کند . 2- علم ودانش می آموزد 3- فهم قرانی می یابد .

4- سخنی می شنود که او را هدایت می کند 5- رحمتی که انتظار دارد از خدا برای او میرسد .

6- سخنی که او را از گمراهی نجات دهد میشنود . 7- ترک گناه بواسطه تواضع از خدا  .

 8- ترک گناه بواسطه شرم وحیا از برادر ایمانی ویا خشیت از خدا .

پیغمبر ص از جبرئیل پرسید , بهترین اماکن زمین در نزد خدا کجاست ؟ عرض کرد : المساجد . واحب اهلها الی الله اولهم دخولاً وآخرهم خروجاً منها " وبهترین مردم در نزد خدا کسی است که قبل از همه داخل مسجد شده وآخرین نفر است که خارج میشود .               کافی 3/489

در خبری هم فرمود : " المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء والمنافق فی المسجد کالطیر فی القفس "

تحفه – المبارکفوری ج7ص58

قال النبی ص :" عشرون خصلة تورث الفقر ... الی : وتعجیل الخروج من المسجد "  مستدرک 3/446ح3958

پیغمبر ص فرمود ؛ بیست خصلت فقر می آورد ...یکی از آنها تعجیل در خروج از مسجد است .

« ورود به مسجد وخروج از آن »

در خبر دارد که وقت ورود به مسجد واماکن شریفه اول پای راست را بگذارید ودر وقت خروج اول پای چپ را

همین مسئله در خصوص اماکن کثیفه ؛ مثل توالت برعکس است ؛ چرا؟

جواب : محققین گویند اگر انسان ایستاده سکته کند در حالی که پای راستش جلو باشد که طبعاً در اینحال فشار بدن روی پای چپ است , انسان به جلو سقوط میکند واگر پای چپ جلو باشد ؛ به عقب می افتد . به همین دلیل برای حفظ حرمت مؤمن چنین دستوری داده اند . شبیه این دستور راهم در حفظ حرمت مسلمان ما در احکام میت داریم

فرموده اند لباس میت را از بالای سرش بیرون نکنید ؛ بلکه از بالا به پائین کشیده واز پایش به در آورید ] زیرا ممکن است رطوبتی از میت مسلمان خارج شده باشد که در صورت بالا کشیدن پیراهن , به سر وصورتش برخورد کرده وموجب هتک حرمت شود .

سوال : بهتر نیست با قیچی پاره کرده وراه آسانتر را برویم ؟

جواب : در صورتی که تضییع مال محترم بوده وبه ضرر ورثه باشد , جایز نیست .

 

« خصائص امام مسجد »

امام مسجد وظایف مهمی را بر عهده دارد که لازمه عمل به آنها مستلزم دو چیز است : تعهد وتخصص .

فلذا امام جماعت : " اول – ان یکون الامام من طلاب العلم المتخصصین فی علوم الشریعة

الثانی : ان یکون الامام من المهتمین بطلب العلم , ولیس متخصصاً .( من سبق الی طلب العلم )

یعنی , مهم اینست که در راه فراگیری علوم شریعت بوده واز مجاهدین کسب علوم دینی باشد , ولو بالفعل متخصص نباشد . هرچند که به هرمیزان امام از دانش بالائی برخوردار باشد موفق تر است .

خداوند در آیه 11مجادله فرمود: " یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اتوالعلم درجات " ( ایمان وعلم )

امام جماعت باید قدرت کسب قلوب مردم ؛ خصوصاً جوانان را داشته باشد . براوضاع روز مسلط بوده واز مکاتب

موجود در جامعه اطلاع کافی داشته باشد . قدرت پاسخگوئی به شبهات را داشته واز انشراح صدر برخوردار باشد

( با کمال تاسف این دو شرط اخیر – توان پاسخگوئی و شرح صدر- در جامعه ما کمیاب است . شما چند امام جماعت را می شناسید که از علوم جدید وقدیم ؛ مخصوصاً فلسفه وکلام بهره کافی دارد)

 

سوال : در باب تشاح الائمة گویند : فالاقدم هجرة , معنای آن چیست ؟

قال شهید ثانی : وفی زماننا قیل : هو السبق ُ الی طلب العلم "       روضة البهیة 1/229

متقدم بودن در شروع طلب علم ودانش دین .( رک : مدارک الاحکام 4/360والذکری شهید اول ص272)

« بیان قول مشهور وغیر مشهوردرباب غصب جای نماز کسی که رحل گذاشته است »

سوال : غصب جای دیگری در مسجد موجب بطلان نماز میشود ویا خیر ؟

جواب : در حرمت اینعمل شکی نیست . بحث بر سر ابطال وعدم نماز غاصب در چنین وضعیتی است . قول مشهور اینست که نماز باطل است وقول غیر مشهور گوید ؛ هرچند غصب کرده ولی نماز باطل نیست.

واما اقوال اساطین فقه :

قال فی العروة الوثقی : " اباحته – مکان المصلی – فالصلاة فی المکان المغصوبة باطلة ؛ سواء تعلّق الغصب بعینه او بمنافعه [ ...] کحقّ الرهن [...] وحقّ السبق کمن سبق الی مکان من المسجد او غیره فغصبه منه غاصب علی الاقوی ونحو ذلک ؛ وانما تبطل الصلاة اذا کان عالماً عامداً . واما اذا کان غافلاً او جاهلاً او ناسیاً فلا تبطل .نعم ،

لا یعتبر العلم بالفساد ؛ فلو کان جاهلاً بالفساد مع علمه بالحرمة والغصبیة کفی فی البطلان "   1/412

سید یزدی ؛ نماز در مکان غصبی را حرام وباطل می گوید . مکان ملک عین باشد ویا منفعت ویا حق . مثل حق سبق . هرکس زودتر وارد مسجد شده وجائی برای خودش اختیار کند ؛ ذیحق بوده وهیچ کسی حق غصب آنرا در آنروز ندارد .( انتهی )

در مقابل این نظریه ؛ فتاوای دیگری هم وجود دارد که با حفظ حرمت غصب ؛ ابطال را قبول نداشته و گوید نماز صحیح است . فتوای سید سیستانی :" فالاظهر صحة صلاته ِ وجواز تصرفاته وان کان آثماً فی الازاحة " 1/180

صاحب جواهر فتوائی مشابه کلام سیستانی دارد :

" اما حق السبق فی المشترکات کالمسجد ونحوه ففی بطلان الصلاة بغصبه وعدمه وجهان بل قولان ؛ اقواهما الثانی . وفاقاً للعلامة الطباطبائی فی منظومته( سید بحر العلوم)  لاصالة عدم تعلق الحق للسابق علی وجه یمنع الغیر بعد فرض دفعه عنه ؛ سواء کان الدافع او غیره وان اثم بالدفع المزبور" "       جواهر ج8ص286

صاحب جواهر انتقال مکان اشغال شده را هم با ایجاد عقد معاوضی جایز نمیداند.[ زیراشرعیت ندارد]

علامه حلی هم در تذکره گوید : " لو دفعه عن مکانه آثم وحل له مکثه فیه وصار احق من غیره به " 38/79

اما در قواعد گوید : واما المسجد فمن سبق الی مکان فهو احق به [...] یکون رحله باقیاً فیه "   2/271

ودر تحریر الاحکام در خصوص ترک مسجد وباقی ماندن رحل می فرماید :

" ولو قام بنیة العود فان کان رحله باقیاً فهو اولی والا فلا "       ج2ص134

نکته : دراین مسئله فتوای علامه در قواعد وتحریر باهم مغایرت دارد .

محقق حلی در شرایع؛ ایجاد حق اولویت برای سیقت گیرنده در مکان مسجد را قبول دارد .  4/796

شهید ثانی در مسالک گوید :

" لا اشکال فی استحقاق السابق الی مکان من المسجد واولویته من غیره ؛ سواء کان جلوسه لاجل الصلاة او لمطلق العبادة ؛ ام لتدریس العلم والافتاء ونحوذلک . اما مع خروجه عنه بنیة العود الیه ؛ فان کان رحله – وهو شئ من امتعته وان قلّ – باقیاً فهو احق به ؛ للنص علی ذلک هنا .

 وقید فی الذکری بان لا یطول زمان المفارقة والا بطل حقه ایضاً "         مسالک ج12ص434

آیت الله خوئی ومکارم با قول مشهور موافق هستند . ( قول مشهور شیعه ابطال نماز در محل غصبی مسجد است)

مستند طرفداران قول مشهور این روایت از امام صادق ع است :

" سوق المسلمین کمسجدهم ؛ فمن سبق الی مکان فهو احق به الی اللیل "

قال فی مسالک الافهام : " وقد ثبت حکم الرحل فی المسجد فیکون هنا کذلک "     ج12ص429

سوال: آیا رحل گذاشتن در مسجد ایجاد حق میکند ؟

جواب : محقق کرکی در جامع المقاصد از علامه حلی نقل کند که ایشان در تحریرفرمود :

" ان اولویة لا تحصل بالرحل فی المسجد "          ج7ص39 وجواهر ج38ص93

اقول : جامع بین اخبار ورعایت احتیاط حکم نمودن به ایجاد حق با گذاشتن رحل نماز است . ولی عرفی است ونه اشغال کردن برای یکماه رمضان المبارک ویا طول سال . بر طبق خبر «سوق المسلمین » یک روز عرفی است .

اهل سنت با اشغال مکان در مسجد، مخالف بوده وگویند با اخلاص سازش ندارد .

« لیس له ذلک عندنا ویکره تخصیص مکان فی المسجد لنفسه لانه یخل بالخشوع "    البحر الرائق 5/419

ابن عابدین هم در حاشیه رد المختار گوید :

" ولیس له ذلک عندنا ای لان المسجد لیس ملکاً لاحد "      حاشیه 1/713

از مراجع فعلی کسانی که با قول مشهور موافقند: سبحانی , بروجردی , فاضل ؛ امام ره ؛ صافی وگلپایگانی .

وکسانی که با سید سیستانی وعلامه حلی وصاحب جواهر موافقند :  شبیری زنجانی .( فتوای غیر مشهور)

« مسئلةٌ»

کسی که در مسجد مکانی را اشغال کرده ورحل گذاشته , در صورت برپائی نماز جماعت تا رکوع رکعت اول حق او باقیست . مشروط بر اینکه جایگاه اشغال شده اتصال صف باشد که در صورت عدم آن جماعت محقق نمیشود .

برای مثال حلقه اتصال صف اول با صف اول خانمهاست . محل اشغال شده هم از یک متر عریضتر است , در چنین حالی باید سجاده آن شخص را کنار زده واقامه نماز کرد والا نماز صف اول زنان باطل است .

روی سجاده ویا رحل دیگری نماز را نشاید ؛ کنار زدن هم مسؤلیت ایجاد میکند تا آنرا حفظ کنیم .

 

* زن ومسجد *

در خبر دارند که مسجد زن خانه اوست . « ان مساجد النساء البیوت » ویا « خیر مساجد النساء قعر بیوتهن »

وایضاً « مسجد المراة بیتها ... لانها اقرب الی عصمتهن وسترهن »  برای زن بهتر است که در زاویه منزل نماز خوانده وبی اذن شوهر بمسجد نرود . ولی در اخبار ی هم وارد شده که مردان از زنان جلوگیری نکرده وایشان را اذن حضور در جماعات مساجد بدهند تا از برکات این شرکت در جمع مؤمنات بهره مند شوند .

" اذا استاذنت امراةٌ احدکم الی المسجد فلا تمنعها "    مستدرک الوسائل 3/446ح 3959

ویا : " لا تمنعوا النساء حظوظهن من المساجد اذا استاذنوکم "    صحیح مسلم 4/161ومسند احمد 2/90

دقت کنید , فرمود هرگاه از شما اجازه خواستند ؛ مانع نشوید . [ مناع الخیر نباشید ]

با استناد به خبر نبوی : لا تمنعوا النساء من خروج الی المساجد باللیل "

مشخص میشود که خروج زن از منزل برای شرکت در نماز جماعت مغرب وعشاء نیکوست .

رک : مسند احمد 2/43 و صحیح مسلم 2/33و سنن بیهقی 3/132

خداوند در سوره احزاب آیه 33 به زنان پیغمبرص دستور میدهد :" وقرن فی بیوتکن "

در خانه های خودتان آرام گیرید .

در خبری هم وارد است که ثواب نماز زن در صندوق خانه 25 بار از جماعت بیشتر است .

با همه این تفاصیل اگر زن حجاب کامل را رعایت کرده واز اختلاط با  نامحرمان هم پرهیز شود ؛ کما اینکه روزی پیغمبر ص دیدند که زنان ومردان باهم از درب مسجد خارج میشوند که در این بین هم گاهی با یکدیگر برخورد میکنند. بلافاصله امر فرمودند درب خروجی زنان جداگانه باشد .

 رفتن زنان به مساجد برای کسب علم ودانش و شرکت در آبادانی مساجد با اذن شوهر از افعال نیکوست . بعلاوه باور داشتن مشارکت اجتماعی زنان در امور روزمره با جدائی ایشان از جماعات مساجد اصلاً جور در نمی آید .

در خبرمرسله نبوی مروی از طریق  ابن ساباط از عامه وارد است که در نماز صبحی پیغمبر ص صدای گریه طفلی را از میان صفوف زنان شنید , نماز را مختصر کرده تا مادر به فریاد طفلش برسد .

( سنن الدار قطنی 2/72و کنز العمال 8/272)

 این مطالب به ما می آموزد که میزان حفظ حجاب وعفاف است . حفظ حرمت محرم ونامحرم . عدم اختلاط و تماس آتش وپنبه ولاغیر .

 

سوال : تخریب مسجد برای تعریض شوارع عام- خیابان کشی - اشکال دارد ویا ندارد ؟ وآیا

زمین مسجد از مسجدیت خارج شده ودیگر احکام مسجد را دارد ویا ندارد؟

جواب : تخریب به حکم حاکم شرع جامع الشرایط جایز است . وبعد زمین مسجد آن احکام خاص را ندارد .

سید خوئی : " مساجدی که در مسیر خیابانها قرار میگیرد وجزوخیابان میشودظاهر اینست که بعد از خیابان شدن از عنوان مسجد بودن خارج میشود .... [ مثلاً عبور جنب وحائض از این مسیرها حرام نیست . ولی آنمقدار از زمین مسجد که باقیمانده حکم مسجدیت داشته واحکام مسجد بر آن جاریست ] .

صاحب جواهر در بحث از احکام مسجد ومسائل تخریب برای توسعه وامثال ذلک ؛ می فرماید :

" وهل التصرفات المزبورة لکل احد؟ وجهان احوطهما ان لم یکن اقواهما الاول . لکن مع عدم وجوب الناظر الخاص والا وجب استئذانه انه فی بعض ما تقدم "      ج14ص87

ودر ادامه گوید :" وکذا یحرم ان یؤخذ منها فی الطریق والاملاک قطعاً فضلاً عن ان تؤخذ جمیعاً بمعنی جعل بعضها طریقاً او ملکاً بحیث تنمحی عنه آثار المسجدیة ؛ او یبطل استعماله فیما اعد له کما صرح به غیر واحد من الاصحاب [ ...] بل هو کانه من القطعیات ان لم یکن من الضروریات .

وعلی کل حال فلا ریب فی غصبیة الاتخاذ المزبور وکون الآخذ غصباً غاصباً "     ج14ص95

نکته : معنای حرام است جزء املاک شود , یعنی حالی پیدا کند که مالک در ملک خود بدلخواه عمل میکند .

نکته : فرموده اند با شک در مسجدیت محل ویا عدم آن , بنا بر عدم بگذاریم . تا مسجدیت احراز شود .

« تخریب مسجد( کوچک) به جهت توسعه ورفا ه حال نمازگزاران »

« هل یجوز تخریب المسجد لاجل التوسعة ؛ مع کثرة المصلین وضیقهم عنهم ؛ ام لا؟

جواب : ظاهر کلمات فقهاء عدم جواز است . قال فی الشرایع : ویجوز نقض ما استَهدَم دون غیره . وایضاً در مختصر النافع گوید : ویجوز نقض المستهدم خاصة " ومقتضی اطلاقه ؛ عدم الجواز حتی للتوسعة .

[ المستهدم : یعنی مسجد مسجد مشرف بر انهدام . مسجدی که در حال خراب است ]

ظاهرفتوا محقق اول وشهیدین , عدم جواز است ؛ حتی برای توسعه .

وظاهر الشهیدین : التوقف فی جواز التخریب للتوسعة .

قال فی الذکری : ولو ارید توسعة المسجد ؛ ففی جواز النقض وجهان : من عموم المنع .

لکن الاظهر ؛ الجواز . وفی الجواهر : نفی الریب فی الجواز . وفی الحدائق : نفی الاشکال .

به فتوای سید یزدی وصاحب جواهر و فاضل بحرانی , تخریب مسجد برای توسعه , جایز است .

                اقتباس از کتاب « سوال وجواب از سید یزدی ص 41»

واما نص کلام صاحب جواهر :

" بل لا ریب فی جواز النقض ایضاً للتوسعة وان کان ظاهر الشهیدین التوقف فیه"      ج14ص83

کلام فاضل بحرانی در خصوص " هل یجوز نقض المسجد للتوسعة ؟"

 در حدائق ج 7ص 310و266 مبنی بر جواز تخریب مسجد برای توسعه است .

قال النبی ص : یا اباذر ... احسن عمارة مساجد الله کان ثوابه من الله الجنة .....    حدائق 7/266

اقول : می فرمایند : تخریب برای توسعه از مصادیق تعمیر است .

علامه در تذکره گوید : " ویحرم نقضها لقوله تعالی " وسعی فی خرابها ..."   بقره 114

قال فی المدارک : ولا ینقض الا مع الظن الغالب بالتمکن من العمارة "        4/396

قال ابن ادریس :" اذا استهدم مسجد فینبغی ان یعاد مع التمکن من ذلک فان لم یتمکن من اعادته فلا باس باستعمال آلته فی بناء غیره من المساجد  ولا یجوز ان یؤخذ شئ من المساجد . لا فی ملک ولا فی طرق "  1/279

سید علی در ریاض می فرماید : " ولا یشترط فی جوازه -  مسجد در حال تخریب – العزم علی الاعادة لان المقصود دفع الضرر واعادته مستحب . ویجوز النقض للتوسعة مع الحاجة الیها کما فی المدارک وغیره لعموم

( ما علی المحسنین من سبیل  توبه 91 ) 4/384

یعنی بر اساس قاعده احسان تخریب مسجد در حال ویرا ن شدن؛ واجب و ساخت مجدد آن مستحب .

 سوال : در چنین حالتی رضایت واقف شرط است ویا خیر ؟

جواب : خیر . زیرا از ملک او خارج شده وملک خداست .

قال فی الجواهر ج14ص83 :

 "ولا مدخلیة رضا الواقف هنا لانه بوقفه خرج عنه وصار امره الی الله یتصرف به ولی الله علی ما یراه "

مفتیان اهل سنت بجای کلمه " یتصرف به ولی الله علی ما یراه " گویند : " ذلک باذن القاضی"

در مجموع فتاوای الهدیة دارند " نُقِضَ المسجد بغیر اذن القاضی الاصح انه لا یجوز "   19/267

محقق کرکی در جامع المقاصد فی شرح القواعد ج2ص155 گوید :

" ویجوز نفض المستهدِم منها " تخریب وبازسازی مسجدی که در حال خراب شدن است , جایز است .

المستهدم بکسر الدال هو : المشرف علی الانهدام [...] وفی جواز النقض للتوسعة تردد من المصلحة وعموم المنع من النقض . ولیس ببعید الجواز اذ( ما علی المحسنین من سبیل) ولا ینقض الا مع الظن الغالب بوجود العمارة "

خلاصه کلام : با وجود مصلحت و نیاز مردم به توسعه مسجد ؛ بازسازی آن اشکالی ندارد .

در صورت تخریب مسجد برای بازسازی وتوسعه باید مصالح ساختمانی آنرا در همان مسجد بکار برند واگر نشد در مسجد دیگری واگر هیچ بکار نیامد بفروشند وپول آنرا در همان مسجد در حال ساخت خرج کنند .

قال فی العروة :" لا یجوز اخراج الحصی منه ؛ وان فعل ردّه الی ذلک المسجد او مسجد آخر ."

 جایز نیست که سنگریزه مسجد را خارج وجای دیگری حمل کرد . مگر حالت نخاله داشته باشد .

اهل سنت در خصوص تخریب وبازسازی مسجد برا ی توسعه نظر عجیبی دارند , گویند :

اراد اهل المحلة نقض المسجد وبنائه احکم من الاول ؛ ان البانی من اهل المحلة لهم ذلک والا لا "

الدر المختار- الحصفکی  4/554

ابن نجیم مصری هم در کتاب « البحر الرائق » ج 5ص420 همین نظریه را ابراز میدارد .

یعنی , بانی ساخت اگر از اهل همان محله باشد جایز است والا فلا . مفتیان الازهر هم در عصر حاضر همین فتوا را دارند وگویند , اگر بانی اهل محله نباشد جایز نیست . " والا لم یجز "    مجموع الفتاوای الازهر 7/166

نکته : نصوا علی انه لِقیِّم المسجد ان یؤجر فِناؤه – المسجد – للتجار لصالح المسجد , وتصر الاجرة علی مصالح المسجد وللفقراء من المسلمین وذلک باذن القاضی "               فتاوای الازهر 9/91

سوال : با علم ویقین به عدم توانائی در ساخت مجدد مسجد ؛ تخریب آن چه حکمی دارد ؟

جواب : از مصادیق آیه 114 بقره است :

" ومن اظلم ممن منع مساجد الله ان یذکر فیها اسمه وسعی فی خرابها "

علامه حلی در تذکره گوید : ویحرم نقضها لقوله تعالی " وسعی فی خرابها"           1/91

« مسجد ضرار چیست ؟ »

مسجدی که در مدینه توسط منافقین ساخته شده وهدف از تاسیس آن ایجاد تفرقه میان صفوف مسلمین بود .

بانی این مسجد که داستان آن در ایه 107 سوره توبه بیان شده , ابو عامر  والد حنظله غسیل الملائکه است .

نکته : کار دنیا را نگاه کنید , این آقای حنظلهِ غسیل ملائک ؛ شهید بدر , کسی که با حال جنابت به صحنه جهاد رفت و به خدا پیوست , پسر ابوعامر منافق وشوهر جمیله دختر عبد الله بن اُبیّ است . فرزند شب زفاف ایندو کسی است بنام عبد الله که رهبر نیروهای مجاهد مدینه  است ؛در جنگ با سپاه شام شهید شد .

 خداوند این پدر وپسر رارحمت کرده ومارا قدر دان خون ایشان وهمه مجاهدان حق ؛ قرار دهد .

آری،

خراب کردن مسجد ضرار به دستور پیغمبر ص بود؛ فرمود :

" فحرّقوه وهدموه وخرج اهله فتفرقوا عنه "  دُر منثور سیوطی 3/276

ابن عربی در احکام القران گوید :

" مسجداً ضراراً : ضراراً بالمسجد , ولیس للمسجد ضرار ؛ انما هو ضرار لاهله"     2/1012

یعنی مسجد فی نفسه ضرار نیست بلکه جایگاهی براب اضرار به مسلمین است وتخریب آن از باب تخریب محل توطئه است . والا خود مسجد بسیار مقدس است . البته مسجد ضرار به اعتبار محل سجده کردن به نام مسجد قلمداد میشود والا احکام مسجدیت را نداشته است .

« وقف مسجد وملک مسجد»

در خصوص اموال مسجد دو مقوله داریم : اول – وقف مسجد , یعنی هر انچه که با خوانده صیغه وقف به تملک مسجد در می آید ؛ قابل خرید وفروش نیست و خروج آن هم از مسجد حرام است .مگر درا رابطه با جهت وقف باشد ، مثلاً جماعت تا بیرون مسجد رفته , فرش وزیلوی مسجد را داخل خیابان بیندازند برای نمازگزاران اشکالی ندارد . ولی بردن به جای دیگری در غیر جماعت این مسجد ؛ اشکال دارد .

دوم – ملک مسجد ؛ اموالی که صرفاً به مسجد هدیه شده تا بمصرف آنجا برسد ؛ صیغه وقف هم برای آنها خوانده

نشده است ؛ این اموال اگر از مسجد بیرون برده شوند اشکالی ندارد .

نکته : در شک بین وقف ویا ملک ؛ بنا می گذاریم که وقف است .

« تحیة المسجد »

قال النبی ص :" اذا دخل احدکم المسجد فلا یجلس حتی یصلی رکعتین " مبسوط طوسی 8/90و فتح الباری 2/341

وایضاً جزء وصایای رسول خدا ص به اباذر است که :

"  یا اباذر للمسجد تحیة ؛ وان تحیته رکعتان "             کتاب الام الشافعی 1/172و حاشیه ابن عابدین2/20

« فاجمع العلماء علی استحباب تحیة المسجد ویکره ان یجلس من غیر تحیة بلا عذر "   المجموع النووی 4/52

 یکی از دستورا ت رعایت حرمت مسجد , خواندن دو رکعت نماز بعنوان تحیت مسجد است که جای آن هم وقت ورود وقبل از نشستن است .  این مسئله متفق القول فریقین است . با خواندن دو رکعت نماز قضای واجب ویا هر نماز نافله ای اسقاط وظیفه میشود .« تؤدی صلاة التحیة بقضاء الفریضة »    مدارک الاحکام 1/196

 فقط در دو حالت خواندن نماز تحیت مسجد کراهت دارد :

اول – وقت ورود به مسجد در حالی که امام جمعه مشغول خواندن خطبه است .

ابو حنیفه ومالک هم مثل ما قلناه . شافعی واحد گویند : مستحب خواندن نماز تحیت ونشستن است .خلاف طوسی

دوم – وقت وارد شدن مؤذن در حال گفتن اذان است .  مستحب نشستن وتکرار اذکار اذان است .

قال فی المنتهی :" ولو دخل المسجد و المؤذن یؤذن  ترک صلاة التحیة الی فراغ المؤذن "   4/433

فاضل بحرانی چنین فتوائی را قبول ندارد .قال : " لااعرف لهذا الحسن وجهاً وجیهاً فان شرعیة صلاة التحیة وقت الدخول وتاخیرها عن ذلک الوقت اخلال بها"              الحدائق 7/425

در هر صورت اگر نماز تحیت را در حال شنیدن اذان خواند ؛ کار او شرعیت دارد .(جواهر الکلام 9/125)

علامه در تحریر گوید :" ویترک صلاة التحیة او دخل المسجد حالة الاذان "  1/230

نکته : عدم بجا آوردن نماز تحیت مسجد قبل از نشستن ؛ کراهت دارد .( مکروه ٌ قبل الجلوس )

قال فی الحدائق : " والمشهور ان هذه الصلاء – تحیة – قبل الجلوس استحباباً "   10/546

سوال : اگر فراموش کرد ونشست ؛ تکلیف چیست ؟

جواب : واجب که نیست . برخاسته ونماز تحیت را بجا آورد , ولی ثواب قبل از نشستن را ندارد .

اهل سنت در این باب فتوای خاصی دارند . قال المحب الطبری :

" یحتمل ان یقال : وقتهما قبل الجلوس وقت فضیلة وبعده وقت جواز "  فتح الباری ابن حجر 1/448

الشربینی شافعی گویند : اگر موفق به خواندن نماز تحیت نشدی 4 بار تسبیحات اربع را بگوئید .

مغنی المحتاج 1/224

محقق حلّی مسئله تحیت مسجد را در بخش آداب قاضی ذکر میکند :

" ولو حَکمَ فی المسجد صَلّی عند دخولهِ تحیة المسجد " صاحب جواهر گوید برای هر داخل شونده ای به مسجد "

نکته : یکی از موارد کاربردی مسجد ؛ صحت اعتکاف در آن است . بدین معنا که اعتکاف در غیر آن جایز نیست

حتی در این خصوص حق تقدم با مساجد اربعه – مسجد الحرام ، مسجد پیغمبر ؛ مسجد کوفه ومسجد بصره است ودر مقام بعد؛ خاص مسجد جامع هر شهری است . مسجدی جامع مسجدی را گویند که مختص گروه خاصی نبوده وتمام اقشار مردم در آنجا رفت وآمد می کنند .قال المحقق فی الشرایع : " فلا یصح الاعتکاف الا فی مسجد جامع "  فتوائی سید سیستانی در اینخصوص دارند که چنین است :

" ویجوز ایقاعه – اعتکاف – فی المسجد الجامع فی البلد ایضاً الا اذا اختص بامامته غیر العادل فانه لا یجوز حینئذ علی الاحوط"                   منهاج الصالحین 1/342

یعنی هرچند میتوان در مسجد جامع اعتکاف گرفت , لیکن مشروط بر این است که امام جماعت راتب آن مسجد عادل باشد . که اگر غیر عادل بود , اعتکاف در چنین مسجدی جایز نیست .

اقول : این فتوا بر اساس روایتی از امام صادق ع صادر میشود که فرمود :

" لا اعتکاف الا فی مسجد جماعةٍ قد صَلّی فیه امامٌ عدلُ صلاةِ جماعةٍ "      تهذیب الاحکام طوسی 4/291

« سجده در فقه اهل سنت »

قال رسول الله ص : جعلت لی الارض مسجداً وطهوراً " وسائل 3/350 والمغنی 1/248

السجود وهو فی اللغة : الخضوع . وفی الشرع: وضع الجبهة علی الارض "     المعتبر 2/206

سجده بر دو نوع است : اختیاری (ارادی وتشریعی)  و غیر اختیاری ( تکوینی ).

اختیاری مخصوص انسان ذی شعوراست وغیر اختیاری مخصوص اشیاء غیر ذی شعور . در قران فرمود:

" ولله یسجد من فی السموات والارض طوعاً وکرهاً "   رعد 12

ودر مورد اختیاری فرمود : " فاسجدوا لله واعبدوا "     النجم 62

اتفقوا علی ان السجدة یجب مرتین فی کل رکعة ؛ اختلاف در وجوب سایر اعضاء هفتگانه غیر از پیشانی است .

مالکیه و شافعیه وحنفیه گویند : الواجب السجود علی الجبهة فقط. وما عداه مستحب . فقط پیشانی واجب است .

امامیه و حنابله گویند ؛ قرار دادن 7 عضوبر زمین واجب است . حنابله قراردادن بینی را بر زمین واجب دانند.

اکثریت عامه ذکر رکوع وسجود راهم واجب نمیدانند . الا حنابله .

حنفیه نشستن بین دو سجده را هم واجب نمیدانند. وقالت بقیة المذاهب بالوجوب.  ( فقه مذاهب خمسه ص112)

اصل در سجده به معنای هبوط است . لقوله تعالی : " وخروا له سجداً " یوسف 100

سجود الصلاة : وهووضع الجبهة علی الارض .          النهایة 2/342

سوال : در زمان رسول الله ص مردم بر چه چیزی سجده می کردند ؟ زمین ولا غیره ؟ ویا زمین ومع غیره؟

جواب : واقعیت امر اینستکه در خصوص سجده بر زمین وسنگریزه ویا گوشه ِ عمامه ولباس در فقه اهل سنت اخباری وارد شده است . در مکتب ثقلین بر طبق اخبار مروی از امامین صادقین ع ؛ سجده فقط بر چیزی جایز است که یا از زمین باشد ویا خود زمین . خوردنی انسان هم عادتاً نباشد . ولی خوردنی حیوان باشد اشکالی ندارد .

بر چیزی که از صدق زمین بودن خارج شذه باشد ؛ آنهم جایز نیست . علی الظاهر یکی از فتاوای شاذه مرحوم دکتر صادقی تهرانی ؛ جایز بودن سجده بر زمین وغیر زمین است . ( شبیه عمل اهل سنت ) .

علامه بیهقی در سنن کبری ج2 ص 104 و105 دو باب ترتیب داده تحت عنوان ؛ اول :

( باب الکشف عن الجبهة فی السجود ) به معنای واجب بودن قراردادن پیشانی بر زمین .

کشف از جبهه یعنی چیزی حایل میان پیشانی ومحل سجده نباشد . که دلالت بر وجوب سجده بر زمین دارد .

" عن عبد الله الفرش قال رای رسول الله ص رجلاً یسجد علی کور عمامته فاوماء بیده ارفع عمامتک واومءالی جبهته " ( ولی خبر را مرسل گوید ) ودر خبر دیگری از ابن عمر نقل کند :

" عن نافع ان ابن عمر کان اذا سجد وعلیه العمامة یرفعها حتی یضع جبهته علی الارض "

پسر عمر بن الخطاب وقتی نماز می خواند وعمامه بر سر داشت ؛ عمامه را از جلوی پیشانی کنار میزد تا سجده کند. ( اینخبر هم دلالت بر وجوب گذاشتن پیشانی بر ما یصح السجود دارد )

خبر معروف خباب بن الارت را هم می نویسد که گوید به رسول خدا از قرار دادن پیشانی بر سنگریزه در شدت گرما شکایتها می کردیم واو جوابی نمیداد .( حکایت از وجوب سجده بر سنگریزه دارد ولو داغ شده باشد )

عن خباب بن الارت شکونا الی رسول الله ص شدة الرمضاء جباهنا واکفنا فلم یشکنا " قال الشیخ :

ولو جاز السجود علی ثوب متصل به لکان ذلک اسهل من تبرید الحصا فی الکف ووضعها للسجود "

در خبری از جابر بن عبد الله انصاری منقول است که گوید در زمانی که سنگریزه ها از شدت گرما داغ شده بودند وسجده کردن مشکل بود ما مشتی سنگریزه در دست می گرفتیم تا سرد شده وسجده بر آن میسّر باشد .

مدلول خبر حکایت از وجوب سجده بر سنگریزه دارد والا بر پیراهن سجده می کردند .

عن جابر کنا نصلی مع رسول الله ص صلاة الظهر فآخُذُ بیدیِ قبضةً من حصیً فَاَجعَلُها فی یدی الاخری حتّی تبرُدَ

ثمّ اَسجُدَ علیها من شدة الحرّ "       مسند احمد 3/327؛ سنن ابی داود 1/100 وسنن بیهقی 1/105

در کنز العمال هم چنین دارد : " ترّب وجهک لله تعالی "    7/465 خبر 19809ودر المصنف 1/358

دوم –« باب من بسط ثوباً فسجد علیه »

جایز بودن سجده بر قسمتی از پیراهن ( ویا هرآنچه غیر زمین است ) .

عن انس قال کنا اذا صلینا مع النبی ص فلم یستطع احدنا ان یمکن جبهته من الارض من شدة الحر طرح ثوبه ثم سجد علیه "          ج2ص 106و رک : بخاری 1/101و2/61و صحیح مسلم 2/109

جالب آن است که چند روایت این باب همه حکایت ازسجده کردن در شدت حرارت بر گوشه عمامه ویا پیراهن دارد ودر حالت عادی را نگفته اند !

قال الشیخ واما ما روی عن النبی ص من السجود علی کَوِرِ العمامة فلا یثبت شئ من ذلک واصح ما روی فی ذلک قول الحسن البصری حکایة عن اصحاب النبی ص .

عن هشام عن الحسن قال کان اصحاب رسول الله ص یسجدون وایدیهم فی ثیابهم ویسجد الرجل منهم علی عمامته "

یعنی ؛ سجده کردن پیامبر ص بر عمامه ثابت نیست . آنچه که نقل شده از حسن بصری است در حق اصحاب نبی

نکته : اگر سجده را بمعنای هبوط از ایستادن بگیریم وباب تعظیم الله تعالی باشد, غرض حاصل شود با سجده کرده ؛ خواه بر زمین وخواه بر غیر زمین . نکته دیگر اینکه بلند کردن محل سجود برای سجده برای مختار جایز نیست زیرا صدق هبوط نمیکند . مگر مقداری ومواقعی  که شرع مقدس مجاز دانسته است .

قال ابن قدامه :" لان السجود هو الهبوط ولا یحصل ذلک برفع المسجود علیه وان سقط السجود علی الجبهة لعارض من مرض او غیره سقط عنه السجود علی غیره لانه الاصل وغیره تبع له فاذا سقط الاصل سقط التبع ولهذا قال احمد فی المریض یرفع الی جبهته شیئاً یسجد علیه انه یجزئه "          المغنی 1/555

مستند مواضع هفتگانه چیست ؟ جواب : ما روی ابن عباس قال : قال رسول الله ص : اُمرتُ بالسجود علی سبعة اعظم : الیدین والرکبتین والقدمین والجبهة "              المغنی 1/555

 

 

ابن قدامه حنبلی در المغنی از انس در خصوص سجده بر لباس  نقل کند:

" کنا مع النبی ص فیضعُ احدَنا طَرَفَ الثوب من شدة الحرّ فی مکان السجود"  1/557 ومسند احمد 3/100

 همچنین می نویسد : (فصل) ولا تجب مباشرة المصلی بشئ من هذه الاعضاء . وقال القاضی : اذا سجد علی کور العمامة [...] فالصلاة صحیحة . روایة واحدة وهذا مذهب مالک وابی حنیفة وممن رخص فالسجود علی الثوب فی الحر والبرد . از شافعی ؛ منع را نقل کند وگوید بر طبق روایت خباب است . ( همان خبر شکایت از داغی ریگها)

ولی خود ابن قدامه با سجده بر غیر زمین موافق است گوید : لنا ما روی عن انس قال :

" کنا نصلی مع النبی ص فیضع احدنا طرف الثوب من شدة الحر فی مکان السجود . رواه البخاری ومسلم .

ابن قدامه در توجیه خبر خباب گوید : ایشان طلب رخصت می کردند برای تاخیر نماز تا زمانی که هوا خنک شود والا آنها بدلیل فقر عمامه نداشته اند . ( بنظر ما قابل قبول نیست ) قال : " فاما حدیث خباب فالظاهر انهم طلبوا منه تاخیر الصلاة او تسقیف المسجد اونحو ذلک مما یزیل عنهم ضرر الرمضاء فی جباههم واَکفهم ..."   1/558

ابن حجر هم در فتح الباری در خصوص عدم کشف اعضائ سجده می گوید :

" لا یجب کشف شئ من هذه الاعضاء لان مسمی السجود یحصل بوضعها دون کشفها"     2/246

مالک در مدونة الکبری گوید : لا یسجد علی الثوب الا من حرٍّ او بردٍ " البته در جای دیگر قول به کراهت دارد .

از عمر بن الخطاب وعبد الله بن عمر نقل کند :

" وبلغنی ان عمر بن الخطاب وعبد الله بن عمر کانا یسجدان علی الثوب من الحرِّ والبرد "   1/150

مفهوم مخالف اینکلام اینستکه در حال اختیاربر غیر زمین سجده نمی کردند .

مفتیان الازهر این مطلب را گویند که بفتوای احناف ، حنابله ومالکیان قرار دادن لباس ویا گوشه عمامه بین پیشانی ومحل سجده اشکالی ندارد ولی بفتوای شافعی جایز نیست .    8/436

دقت کنید که بحث مکشوف بودن پیشانی مطرح است ونه محل سجده که چه چیزی باشد ویا نباشد . اینان دو بحث دارند : واجب بودن ویا نبودن کشف جبهه ودیگر ؛ ما یصح السجود زمین باشد ویا جایز است غیر زمین باشد .

شیخ علی احمدی در کتاب « السجود علی الارض » برای تحول سجده از صدر تا کنون 4مرحله تبویب کند :

مرحله اول – سجده بر خاک وریگ ورمل مرسوم بود

مرحله دوم – سجده بر زمین واجزاء آن ونباتات .

مرحله سوم – سجده بر زمین وغیر آن .

مرحله چهارم – سجده بر لباس وفرش که شعار تسنن گردید ودر مقابل سجده بر زمین وخاک شعار شیعه وبدعت محسوب شد . بطوری که سجده بر خاک مساوی با شرک وزندقه در نظرگاه سنیان محسوب شد .   ص13-14

شیخ علی احمدی در همین کتاب گوید :

" ان عمر بن الخطاب کان یُفتیِ بعدم جواز السجود علی غیر الارض اختیاراً "    

« بحث سجده از فقه شیعی »

قال الطوسی فی الخلاف : " وضع الجبهة علی الارض فی حال السجدة فرض "   خلاف 1/355

لا یجوز السجود الا علی الارض او ما انبتتهُ الارض مما لا یؤکل ولا یلبس من قطن او کتان مع الاختیار .

وخالف جمیع افقهاء فی ذلک .    1/357

روایت فضل از عبد الملک از امام صادق ع دارد که :

" لا تسجد الا علی الارض ... ویا چیزی که از زمین بروید , خوردنی انسان وپوشیدنی هم نباشد .

سجده بر عمامه ولباس هم جایز نیسن . وبه قال الشافعی . به روایت از علی ع و ابن عمر ومالک واحمد.( خلاف)

علامه حلی در منتهی المطلب گوید :

" قال النبی ص : السجود علی سبعة اعظم الجبهة والیدین والرکبتین والابهامین " [...] ولو کان ببعض اعضاء السجود مانع یمنع من السجود علیه وجب ان یسجد لباقی الاعضاء ویقرب ذلک العضو من الارض بقدر الامکان

لانها واجبات متعددة فلا یسقط البعض لسقوط الاخر العذر" [...]

در صورت تعذر سجده با پیشانی بر مایصح السجود , سجده با ذقن ( چانه ) واجب است . قال علامه حلی:

 لو تعذر السجود علی حد الجبینین سجد علی الذقن لقوله تعالی : " ویخرون للاذقان سجداً " وبدلیل روایت امام صادق ع که در جواب سوال فرد ی که قدرت رساندن جبیبین را بر زمین بدلیل بیماری نداشت فرمود : یضع ذقنه علی الارض " لقوله تعالی " ویخرون للاذقان سجداً "

[و...] یجب ابراز الجبهة للسجود علی مایصح علیه السجود وهو قول علمائنا اجمع ویسقط مع الضرورة و به قال الشافعی وابو حنیفة ومالک واحمد: لا یجب . لنا : ما رواه الجمهور عن خباب .... خبر شکایت از داغی ریگ "

                                                                   ج 1 ص 289

نکته : در حالتی که از 7 موضع 6 موضع را میتوان بر زمین برابر حکم شرعی قرار داد اگر فقط مشکل رساندن پیشانی بر زمین باشد ؛ باید زیر مهر را آنقدر بلند کند تا بتواند سجده کند . ولی اگر روی صندلی می نشیند , گذاشتن پیشانی بر مهر واجب نیست . واینکه مهر را بر صندلی می گذارندشاید ثوابی داشته باشد .

میزان در سجده شرعی قرار دادن 7موضع بر زمین است .

ابن قدامه در المغنی گوید : وان عجز عن السجود علی بعض هذه الاعضاء سجد علی بقیتها وقرب العضو المریض من الارض غایة ما یمکنه "                   1/556

 

قال فی المدارک :" اجمع الاصحاب علی انه لا یجوز السجود علی ما لیس بارض ولا نباتها " ویدل علی الاخبار المستفیضة [...] رسم پیغمبر ص این بود که بر زمین سجده می کردند . والافضل السجود علی التربة الحسینیة "

بدلیل روایتی که شیخ در مصباح نقل کند : قال الصادق ع : ان السجود علی تربة الحسینیة یَخرقُ الحجب " 3/241

گویند اولین کسی که از تربت پاک امام حسین ع در سجده استفاده کرد ؛ امام سجاد ع است .

نکته : مایصح السجود علاوه بر اینکه باید زمین ویا جزئی از زمین باشد , باید پختنی هم نباشد . مثل گچ وسیمان .

سجده بر موزائیکی که با آن کف خانه وحیاط را فرش می کنند ، جایز است . ( صراط 1/83 س 198سید خوئی)

به فتوای سید خوئی سجده بر سیمان هم جایز است . ( صراط 1/83 س 194)

قال : یجوز السجود علی الاِسمنت "

مسئلة ٌ : فرموده اند سجده تلاوت واجب فوری بوده وتاخیر آن جایز نیست . قال الکرکی:

" وجوبه – فوراً – قویٌ "

قال فی العروة :" وجوب السجدة فوری فلا یجوز التاخیر "

میزان در وجوب تلاوت آیه , قرائت کردن برای قاری وشنیدن برای مستمع است . نوشتن ومرور کردن در قلب چنین حکمی ندارد .ضمناً تمام آیه هم باید باشد ونه بعض آن . ( عروة الوثقی وجواهر 10/214: ان الاقوی اعتبار قرائتها تماماً فی الوجوب کما صرح به العلامة بحر العلوم وشیخنافی کشفه ...محل السجود عند الفراغ من التلفظ به)

طهارت واستقبال قبله وذکر هم جزء شرایط آن نیست ؛ واجب آن فقط قرار دادن 7 موضع بر زمین وپیشانی بر ما یصح السجود باشد . کافی است . اهل سنت بر خلاف اینها نظر دارند .( رک : المغنی 1/650)

سجده شکر هم از مستحبات مؤکد بوده وبرای رسیدن نعمت ودفع نقمت ودر پایان نماز ؛ سفارش شده است .

اهل سنت در خصوص شرعیت سجده شکر نظرات مختلف دارند ؛ شافعی وحنبلی گویند مستحب است

ومالک وابو حنیفه گویند غیر مشروع است .               الموسوعة الفقهیة باب سجده 24/247

رک : فتاوای الازهر 9/43و فقه مذاهب اربعه 1/720. گویند مالک گفت بعوض سجده شکر نماز بخوانید.

نکته مهم دیگر این است که آیا سجده عبادت ذاتی است ویا عرضی ؟بعبارت دیگر از عناوین قصدیه است ویا خیر؟ در بین علماء محل حرف است . هرکدام طرفدارانی دارد .گویند سجده بر دو نوع است : عبادی وتکریمی . اگر بقصد احترام وتکریم باشد برای غیر خدا هم جایز است . لقوله تعالی:

" واذ قلنا للملائکة السجدو ا لادم فسجد الملائکة الا ابلیس " ویا داستان سجده فرزندان یعقوب .

ولی با قصد عبادت فقط مخصوص خدا بوده وبرای غیر او حرام است .بعضی گویند سجده تکریمی در شرایع قبل از اسلام جایز بوده ودر شریعت محمدی آنهم ممنوع است . در خبر نبوی دارد : اگر سجده برای غیر خدا جایز بود دستور میدادم تا زنها بر شوهر هایشان بخاطر حق عظیمی که بر گردن زنان دارند ؛ سجده کنند .

قال ص : " لو کنت آمراً احداً ان یسجد لاحد لامرتُ المراة ان تسجدَ لزوجها لعظم حقهُ علیها"

المغنی 8/130 وکافی 5/508و....

پس ملاحظه میکنید اگر سجده از باب تکریم جایز باشد رسول خدا ص چنی کلامی نمی فرمود . بنظر نگارنده هم سجده مخصوص ذات اقدس الهی بوده وعدول از این حکم وتعمیم سجده ، حتی به جهت تکریم برای غیر خدا تالی فاسد زیادی بدنبال دارد . سجده ملایک بر آدم هم ازباب دستور خدا بود .

بحث علمی سجده فرزندان یعقوب بر یوسف ع

علامه در المیزان هم می فرماید , در زمان حضرت یوسف رسم تعظیم بزرگان سجده کردن بوده وهنوز حکم تحریم سجده برای غیر خدا تشریع نشده بود .     ج11 ص338

شوکانی هم در فتح القدیر گوید : " انهم خرّوا لیوسف سجداً ؛ وکان ذلک جائزاً فی شریعتهم "    3/68

ابن عربی ار احکام القران گوید :

" قال العلماء : کان هذا السجود تحیة لا سجود عبادة [...] وقد نسخ الله فی شرعنا ذلک "  3/1106

سجده ؛ تحیتی بود ونه عبادی ؛ در شریعت ماهم منسوخ شد . [ یعنی ما در شریعت خودمان سجده تحیتی نداریم]

مراغی هم در تفسیر المراغی گوید :

" وکان ذلک تحیة الملوک والعظماء فی عهدهم "   رسم بزرگان آنروز چنین بود .    13/43

سید آلوسی در روح المعانی با تائید مباح بودن سجده برای تکریم بزرگان در زمان یوسف ع گوید , این نوع تحیت در شریعت اسلام به سلام کردن تبدیل شده است ." السلام تحیة اهل الجنة "7/56 والدر منثورسیوطی 4/38          فخر رازی در مفاتیح الغیب چند دلیل بر توجیه سجده برادران یوسف می آورد که 3 مورد آنرا ذکر می کنیم :

اول- ان ذلک السجود کان سجود اً للشکر فالمسجود له هوالله "   سجده شکر بود وبرای خدا .

دوم – انهم جعلوا یوسف کالقبلة وسجدو لله شکر اً لنعمة وجدانه " ( مثل قرار دادن کعبه در جهت قبله , وگوئیم

صلیت للکعبة " یعنی رو بسوی کعبه ونه برای کعبه .) پس یوسف در جهت سجده بود .

سوم – امر خدا به حضرت یعقوب برای سجده بر یوسف بنا بر مصلحتی است که خودش میداند وبس .

مثل امر خدا به ملایک " اذ قلنا للملائکة ...."              مفاتیح الغیب 18/511-512

صاحب جواهر گوید : " قال ابوالحسن ع : سجود یعقوب وولده لم یکن لیوسف ؛ انما کان ذلک منهم طاعة لله وتحیة لیوسف ؛ کما ان السجود من الملائکة لادم کان طاعة لله وتحیة لآدم "      جواهر 10/126

 

 سجده ای که بعض عوام در بارگاه معصومین ع انجام میدهند , اگر بعنوان سجده شکر باشد , جایز است . هرچند شایسته آنست که پرهیز کنند .

اهل سنت ما را بخاطر سجده ِ شکر در بارگاه معصومین ع مورد سرزنش قرار داده وگویند شرک است . نگارنده که قبلاً اظهار داشت بهتر آنستکه مؤمنین از این قبیل امور جدّاً پرهیز کنند تا مستمسکی بدست مخالفین ندهند ؛ لیکن چرا اهل سنت از فتاوا وکردار بزرگان خودشان که حتی با طبع سلیم هم مخالف است چیزی نمی گویند؟

برای نمونه , به فتوای عمر بن الخطاب ؛ در ازدحام جمعیت  نماز جماعت  سجده بر پشت – باسن – ماموم جلوی فرد نمازگزار جایز است . میزان سجده کردن است برهرچه پیش آید خوش آید . به منابع دقت کنید :

" وان زُحم الماموم عن السجود فی الجمعة نظرت فان قدر ان یسجد علی ظهر انسان لزمه ان یسجد اما روی عن عمر: اذا اشتد الزحام فلیسجد علی ظهر اخیه " [...] قول دیگری هم دارند وآن اینست که اگر صبر کند تا ازدحام متفرق شده وبعد سجده کند بهتر است زیرا به فضیلت سجده می رسد ."  المجموع النووی   4/558

همین مسئله در المغنی 2/160؛ سنن بیهقی 3/183؛ فقه السنة 1/315وتلخیص ابن حجر 4/563و المحلی ابن حزم 4/84 و مصنف عبد الرزاق 1/397 ومسند احمد 1/32  ومسند طیالسی 1/13 ...... وارد شده است .!!!

شیخ البهوتی گوید :

 " لزمه السجود علی ظهر انسان او رجله او متاعه , لقول عمر : اذا اشتد الزحام ..."   کشف القناع 2/31

جامع فتاوای سنیان در اینمورد چنین است که حنفیه وشافعیه وحنبلیان در شلوغی جمعیت نماز جماعت سجده کردن بر باسن نفر جلوئی را جایز دانسته ؛ ولی مالک اجازه نفرموده وگویند اگر چنین کند , نماز را اعاده کند .

" لا یجوز السجود علی ظهر الانسان فان سجدَ اعاد الصلاة "     مدونة الکبری مالک 1/374

نویسندگان موسوعه بزرگ فقه اهل سنت چنین می نویسند :

" فذهب الحنفیة والشافعیة والحنابلة الی : انه یَلزَمهُ ان یسجد علی ما یُمکنهُ السجود علیه؛ وعند المالکیة : لا یجوز"

                                ج 11/234  و37/46

البته تعجب نکنید وقتی جناب عمر بن الخطاب می گوید , خوراک سوسمار در نزد من از مرغ خوشمزه تر است

صدور چنین فتاوائی دور از ذهن نیست . عمر گفت ؛ ایکاش در لانه سوسمار بجای یکی دوتا باشد تا من بیشتر لذت ببرم . خودش فرمود : در نزد من سوسمار از مرغ بهتر است . قومی که سوسمار وکفتار را مباح میدانند باید هم چنین نظراتی بدهند !  به اخبار خودشان دقت کنید :

قال عمر : ضبّ احب ُّ الی ّ من دجاجة "   مصنف ابن ابی شیبه 5/124- 125[ گفت : ضبّ ضبّین ]

( قال ولا باس بِاکل الضبّ  والضّبُع ) اما الضبّ فانه مباح فی قول اکثر اهل العلم منهم عمر بن الخطاب"

المغنی لابن قدامه  ج11  ص81

فی کنز العمال : عن عمر قال : ضبّ احبّ ُ الی ّ من دجاجة "        ج15 ص 448

درکتب معتبر خبر حلیت سوسمار وکفتار وارد شده است .( مسند احمد 3/297؛ سنن ابن ماجه 2/1078وترمذی.)

من الله التوفیق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 17:52  توسط محمدرضا فروزان  |