عالم قبر 1
« عالم قبر »
محقق : محمد رضا فروزان . جلسه مکتب القران فجر بروجرد
پژوهشی پیرامون و شب اول قبر وسوال نکیرین و آب پاشیدن بر قبر و...
قال الله تعالی " یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا وفی الاخرة ویضل
الله الظالمین ویفعل الله ما یشاء " ابراهیم 27
کاری از محمد رضا فروزان – جلسه مکتب القران فجر بروجرد – بتاریخ 25/4/1390
این مقاله مشتمل است بر سوال وجواب نکیرین , تناسخ و آب ریختن برقبر وسنگ قبر گذاشتن .
این آیه بر اثبات سوال وجواب عالم قبر دلالت دارد،مفسرین شیعه وسنی بر اساس روایات وارده ؛ از لفظ " وفی الاخرة " استفاده ، عالم قبر را دارند . قال الرازی :
« لان المیت انقطع بالموت عن احکام الدنیا ودخل فی احکام الاخرة » 19/94
قال الرازی : "قول المشهور ان هذه الایة وردت فی سوال الملکین فی القبر وتلقین الله المومن کلمة الحق فی القبر عند السوال وتثبیته ایاه علی الحق " مفاتیح الغیب 19/94
قال فی معانی القران :« روی معمر عن طاووس عن ابیه فی یثبت الله ...قال
لا اله الا الله وفی الاخرة عند المسالة فی القبر » ج3ص530
یعنی قول ثابت در دنیا توحیداست که مورد پرسش نکیرین قرار می گیرد .
بی شک مرموزترین وغامض ترین سوالات مسلمین ، پیرامون عالم قبر ، شب اول قبر ، فشار قبر ، عذاب قبر،نکیر ومنکر ، فتان القبور، رومان ، بهشت ودوزخ برزخی ، تنعیم وتعذیب ،
تجسم اعمال در قبر ، حیات برزخی ، نقل ارواح به عوالم مخصوص، نقل اموات به
وادی السلام ویا صحرای برهوت به توسط ملائکه نقاله وپرسشهای دیگر ، بوده وهست . بسیاری از علاقه مندان همیشه بدنبال یافتن جواب بوده وخواستار پیمودن
راههائی برای در امان ماندن از هول ووحشت این عالم دهشت انگیز هستند .که البته در روایات ما ، راههائی جهت استخلاص گفته اند .ولی در هر حال قبر دهشتناک است وبواقع
هم میتوان آنرا وحشتناک برای کفارومشرکین ودر حالی دیگر ، بسیار شیرین وپر حلاوت از برای اولیاء الله یافت . در خبر ی دارد که « القبرروضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النار »
واز لسان خود قبر هم گویند :
" انا-القبر- حفرة من حفر النار او روضة من ریاض الجنة " کافی 3/243
ای " یا چاهی از جهنم هستم ویا باغی از باغهای بهشت ".
امام صادق ع فرمود : قبر کلامی دارد که هر روز تکرار کند ؛ « انا بیت الغربة ، انا بیت الوحشة ، انا بیت الدود
( خانه کرمها) ، انا القبر » تفسیر نور الثقلین 3/557
امام صادق ع ، معنای برزخ راهم قبر فرمودند : البرزخ ؟
قال : القبر منذ حین موته الی یوم القیامة " کافی 3/243
تعریف قبر : مدفنُ الانسان . القابر : الدافن بیده .
مقبره یعنی گورستان و آرامگاه .جائی که انسان از تحرک باز می ایستد .
قال الصادق ع : « ان بین الدنیا والاخرة الف عقبة اهونها وایسرها الموت »
امام ع فرمود : بین عالم دنیا وآخرت – برزخ – هزار گردنه وجود دارد که ساده ترین وراحت ترین آنها ، مرگ است .البته این قبر با همه هول ووحشتی که دارد برای اولیاء الله مشکلی نبوده وگویند مومن حد اکثر سه روز در آن مانده وبه عالم دیگری منتقل می شود .( کتاب چهل حدیث امام خمینی ص124).
* وصیت حضرت زهرا ع در وحشت قبر *
برای اثبات هول ووحشت قبر به وصیت بانوی بزرگ اسلام
حضرت زهراعلیها السلام مراجعه می کنیم .
ایشان به علی ع عرضه داشت ، مرا شبانه غسل بده ، کفن کن ودفن نما . اما زود از سر قبرم نرو ، بِمان وتلاوت قران کن ودعا بخوان تا من با قبر انس بگیرم .
قالت : فانها ساعة یحتاج المیت فیها الی انس الاحیاء . ( کشف اللثام فاضل هندی 2/411)
دقت کنید ، حضرت زهرا که از وحشت قبر سخن گوید ....!!!
از همین باب بود که علامه حلی در وصیتنامه خودش ، خطاب به فخر المحققین فرزند بزرگوارش فرمود:
« فان تتعهدنی بالترحم فی بعض الاوقات وان تهدی الی ثواب بعض الطاعات ؛ وزر قبری بقدر الامکان واقراء علیه شیئاً من القران » قواعد الاحکام 3/717
برایم درخواست رحمت از خدا کن ، اعمالی مستحبی بجا آورده وثوابش را هدیه ام کن ، بقدر امکان بزیارت قبرم بیا وتلاوت قران کن .
نکته : فخر المحققین ، همان کسی است که در سن 10سالگی مجتهدشد.مردم انتظار می کشیدند تا بسن تکلیف رسیده واز او تقلید کنند .( به این گویند ، پسر )
از همین باب گویند : « ان المیت لَیفرَح بالترحم علیه والاستغفار له کما یفرح الحی بالهدیة تُهدی الیه »
منازل الاخرة – شیخ عباس قمی ص132
هیچ هدیه ای برای میت بهتر از طلب مغفرت واستغفار نیست .که سخت محتاجند.
اموات خود را با ذکر خیر وخوبی یاد کنید .
« اذکروا موتاکم بالخیر » - « لا تقولوا فی موتاکم الا خیراً »
قال رسول الله ص : « اذکروا محاسن موتاکم وکفوا عن مساویهم »
محاسن اموات را بازگوئید واز بدیهای ایشان چشم پوشی کنید .( سنن ابی داوود 2)
نکته : احترام قبر مومن ، همچون شخص زنده واجب است . فلذا قدم زدن بر روی قبر مسلمین ، در صورتی که با نیت هتک حرمت باشد ، حرام است . وبدون آن مکروه . هر چند که در پاره ای روایات وارد است که قدم شخص مومن بر روی قبر، مایه رحمت بوده ورافع عذاب است .
قال فی العروة : ( من مکروهات الدفن ) المشی علی القبر من غیر ضرورة .
سوال : دفن دو میت در یک قبر جایز است ؟
ج= قال فی العروة :« دفن میتین فی قبر واحد – مکروه – بل قیل بحرمته مطلقا ، وقیل بحرمته مع کون احدهما امراة اجنبیة ، والاقوی الجواز مطلقاً مع الکراهة .
نعم الاحوط الترک الا لضرورة ، ومعها الاولی جعل حائل بینهما »
جایز است . بعضی گویند حرام است ، اگر زن ومرد نامحرم باهم دفن شوند .
ولی بهتر آن است که بین دو میت حائلی قرار دهند . (بخش مکروهات دفن درعروه)
بنابر این قبر را چند طبقه قرار دادن هم اشکالی ندارد . گویند در روز احد پیامبر ص چند شهید را در یک قبر می گذاشت .
ما در این مقاله برآنیم تا اشاره ای کوچک ، ولیکن اقناعی برای بعض این پرسشها از متون اصیل وگفتار بزرگان دین فراهم آورده وجرعه ء خوشگواری را بر کام دوستان وارد کنیم .هر چند که بضاعت مزجاه است .
«یا ایها العزیز مسنا واهلنا الضر وجئنا ببضاعة مزجاةٍ فاوف لنا الکیل وتصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"
یوسف 88
* کیفیت قبض روح *
در خبری داردکه حضرت ابراهیم خلیل ع از عزرائیل پرسید ، قبض روح مومن وکافر چگونه است . می خواهم وضع ظاهری تورا موقع برخورد با این دو گروه ببینم ، عزرائیل گفت ، تحمل دیدن شکل مرا وقت گرفتن جان کافر نداری ، ابراهیم ع گفت ؛ می خواهم ببینم، عزرائیل گفت ، صورتت را برگردان وبعد ببین ؛
ابراهیم ع با دیدن شکل ظاهری عزرائیل از شدت وحشت غش کرد وافتاد .
او را بهوش آورد وگفت ، نگفتم تحمل نداری ؟
حضرت فرمود : دیدن همین شکل برای کافر شدیدترین عذاب بوده واورا کافی است . اقول : برادر عزیز ، ابراهیم خلیل الرحمن ع که از دیدن صورت عزرائیل در وقت گرفتن جان کافر بیهوش شود ، می تواند درس آموزنده ای برای دیگرا ن باشد .
واما برای مومن از هر چیزی زیباتر ودلکشتر است . بهمین دلیل گویند ، لحظه جان دادن برای مومن از شیرینترین لحظات است ، زیرا به ملاقات دوست می رود .
قال الله تعالی : " فتمنوا الموت ان کنتم صادقین " جمعه 6
قال ع : لیس للمومن راحة دون لقاء الله " عوالی اللئالی 1/276
مومن تا به لقای خدا نرود ، راحت نیست .
« تمنی الموت »
« ان اهل الاخرة قلوبُهُم فی اجوافهم قد قَرَحَت ، یقولون :
متی نساریح ُمن دارالفناء الی دار البقاء »
دلهای اهل آخرت در سینه هاشان مجروح است . می گویند کی از سرای نیستی به سرای هستی وباقی کوچ کرده وراحت می شویم .
امام باقر ع فرمود : هیچ کدام از شما به حقیقت ایمان نمی رسد ، مگر این که سه خصلت در او وجود داشته باشد :
مرگ نزد او از زندگانی دنیا دوست داشتنی تر باشد .
سر الاسراء – پهلوانی 2/324
امام صادق ع فرمود : مرگ برای مومن ، مثل بهترین رایحه ای است که آن را می بویدواز بوی خوشش آرامش یافته ودرد ورنجش کاملا بر طرف می شود .
سر الاسراء – پهلوانی 3/212
روایتی را عامه از طریق عایشه از پیامبر اکرم ص نقل می کنند ؛ وقتی فرشتگان جان مومن را قبض می کنند به او می گویند ، می خواهیم تورا بدنیا بر گردانیم
( قالوا نرجعک الی الدنیا ) ولی مومن می گوید ، می خواهید مرا به خانه غم واندوه بر گردانید ، لیکن من لقاء خدا را دوست دارم .
برعکس ؛ کافرگوید مرا به دنیا بر گردانید ، اما به او گویند : « کلا » هرگز بر نمی گردی .
( الدرر المنثور 5/14)
آری ، شوق دیدار خدا را مومن با هیچ چیزی معاوضه نمی کند .فلذا آرزوی
او ، انتقال از این عالم ناسوت به عالم قرب خداست.
حضرت زهرا ع عرضه میداشت " الله عجل وفاتی سریعاً " خدایا مرگ فاطمه را در رسان .( بحار 43/178- بیت الاحزان – قمی ص165- سبل الهدی والرشاد – الصالحی الشامی م 942ه 12/288)
نکته : برای اطلاع از کیفیت قبض ارواح به مقاله « قبض ارواح » از راقم سطور مراجعه کنید .( قران 3شخص را مسول قبض روح بندگان معرفی نموده است ؛ توسط خدا ، ملک الموت وفرشتگانی که تحت امر عزرائیل هستند ). وکلاً دو نوع کیفیت قبض وجود دارد :
اول – آدمهای بد : آیه 28سوره نحل :
" الذین تتوافهم الملائکة ظالمی انفسهم فالقوا السلم ما کنا نعمل من سوء بلی ان الله علیم بماکنتم تعملون "
دوم – آدمهای خوب : آیه 32سوره نحل:
" الذین تتوافهم الملائکة طیبین یقولون سلام ٌ علیکم ادخلوا الجنة بما کنتم تعملون "
واز این د و آیه استفاده می کنیم ، همانطوری که قبض روح ظالم بسیار سخت ووحشتناک است ، قبض روح مومن راحت ودلگشاست . فلذا به ایشان بلافاصله گویند ، بفرمائید داخل بهشت شوید. " ادخلو الجنة"
*نماز شب اول قبر*
قال رسول الله ص " لا یاتی علی المیت اشد من اول اللیلة فارحموا موتاکم بالصدقة
فان لم تجدوا فلیصل احدکم یقرا فی الاولی الحمد وآیة الکرسی وفی الثانیة الحمد والقدر عشراً ، فاذا سلم قال " اللهم صل علی محمد وآل محمد ، وابعث ثوابها الی قبر فلان ،
فانه تعالی یبعث من ساعته الف ملک الی قبر ه مع کل ملک ثوب وحلة "
نکته : نماز شب اول قبر ویا نماز هدیه میت ویا صلاة وحشت از طریق اخبار خاصه منقول از ائمه اطهار به اثبات نرسیده وفقهاء بزرگ ؛ از باب " ان الصلاة خیر موضوع" بقصد رجاء آنرا در کتب مبسوط مورد ارزیابی قرار می دهند .
نتیجه تفحص راقم سطور این است ؛ قدیمی ترین کتاب فقهی که حاوی نماز شب اول قبر می باشد، " الرسائل العشر " ابن فهد حلی ، متوفی 841 قمری است .
شیخ طوسی وعلامه ومحقق اول در بحث نمازهای مستحبی ؛ متعرض این نماز نشده اند. صاحب جواهر در ردیف استحباب تعزیت، از نزد خود ؛ صلاة هدیه میت را
به نقل از مصباح کفعمی و...بیان داشته ودر عداد مستحبات می آورد .( ج4)
ولیکن شیخ بهائی در جامع عباسی و علامه کاشف الغطاء در کشف الغطاء ، این نماز را
جزء نمازهای مستحبی ذکر می کنند . که در جای خود بسیار معتبر است .
مجلسی در بحار چنین گویند :
« ولیس فیها خبر اعتمد علیه مرویاً من طرق اصحابنا » بحار 88/220
قال البحرانی :
« لم نظفر بها فی کتب الاخبار مسندة عن احد الائمة الابرار وانما رواها الکفعمی فی مصباحه...»
الحدائق الناضرة 10/546
شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه بابی ترتیب داده تحت عنوان :
« باب استحباب صلاة الهدیة وکیفیتها »
حدیث دوم این باب ، منقول از مصباح شیخ کفعمی است که هیچ ذکری از نام معصومین ع ندارد .
ولی سید بن طاووس در فلاح السائل گوید : عن حذیفة عن رسول الله ص ،
لا یاتی علی المیت اشد من اول اللیلة فارحموا موتاکم بالصدقة ...»
در بعض اخبار دارند که امام صادق ع در هر شب برای فرزندش دو رکعت نماز وبرای پدرش هم دورکعت نماز هدیه می خواند . ( رکعت اول بعد از حمد سوره قدر ودر رکعت دوم سوره کوثر وارد شده است )
به هر تقدیر اساطین فقهاء بر شرعیت نماز شب اول قبر ، مهر تائید گذاشته اند .
رک : جواهر الکلام ج4و کشف الغطاء و مصباح الفقیه آغا رضاو... به فتوای سید یزدی در عروه توجه کنید :
قال فی العروة الوثقی " ومقتضی هذه الروایة ان الصلاة بعد عدم وجدان ما یتصدق به ، فا للا ولی الجمع بین الامرین مع الامکان ، وظاهرها ایضاً کفایة صلاة واحدة .
مرحوم کفعمی در مصباح وابن فهد حلی در موجز ، این روایت را از وجود نازنین
پیامبر ص نقل کرده اند ، که فرمود " هیچ ساعتی سختتر و شدیدتر از شب اول قبر بر میت ، نیست . بر اموات خود رحم کنید .برای در امان ماندن از وحشت آن صدقه بدهید ؛ اگر فقیر نیافتید ؛ نماز شب اول قبر را بخوانید . در همان ساعت خداوند هزار ملک را با حُلل به قبر او اعزام می دارد .در ضمن برای اهدا کننده هم به اندازه آنچه آفتاب بر آن طلوع می کند حسنات نوشته ودرجه اورا تا 40برابر می کنند.
جالب است که دادن صدقه بر نماز مقدم است . وبه قول سید یزدی اگر بین نماز وصدقه جمع شود ، بهتر است .
نکته : بفتوای آیت الله مکارم در حاشیه بر عروه الوثقی ، نماز شب اول قبر را به قصد قربت مطلقه بجا آورند . ضمنا ً ، استیجار بر این نماز راهم دارای اشکال میدانند.
نکته : بغیر از این نماز شب اول قبر ؛ دو رکعت دیگر وارد شده که باید بعد از دفن در کنار قبر بجا آورده شود. مستدرک الوسائل 6/344
استیجار براین نماز هر چند جایز است ، لیکن خالی از اشکال نیست .آغا رضا همدانی در مصباح الفقیه بر اجاره برای نماز شب اول قبر اشکال وارد می کنند .
سید محمد بحر العلوم هم در بلغة الفقیه گوید : فلا یجوز الاستیجار علیها " 2/35
قال بحر العلوم : " فاذا هو المتعارف من الاستیجار علی صلاة الوحشة ولو بالاجارة المعاطاتیة لا یخلو من اشکال . بنا ء علی المنافاة المزبورة " بلغة الفقیه 2/37
نکته : وجه اشکال ؛ عدم ثبوت ورود آن است .
بهتر آن است که موجر ومستاجر توجهی به پول نداشته وبقصد صدقه و تبرع واحسان کار کنند .( سید یزدی )
یک نماز هم کفایت می کند . ولی هر چه بیشتر ؛ بهتر . که در دستورات سیر وسلوک
اولیاء الله ، یکی از موارد نیکو وپسندیده که باید در هر شب تکرار شود ، خواندن نماز شب اول قبر واهداء ثواب آن به روح امواتی است که در آن روز دفن شده اند .
این سیره حسنه ، طریقه ملا فتح علی سلطان آبادی ؛ استاد میرزا حسین نوری بوده است .
منازل الاخرة – قمی ص132
البته به قصد رجا ء خوانده شده وهدیه شود ، بسیار نیکوست . ( مرحوم خوئی )
کیفیت نمازوحشت را به سه شکل گفته اند که مشهور آن همین طریق فوق است .
سید بن طاووس در فلاح السائل-ص86- چنین گوید : در رکعت اول بعد حمد ، دو مرتبه توحید ویک مرتبه آیة الکرسی ؛ ودر رکعت دوم بعد حمد 10مرتبه سوره الهاکم التکاثر .
طریقه سوم را هم دیگر راویان اخبار چنین آورده اند :
رکعت اول بعد حمد ، 10مرتبه توحید ودر رکعت دوم بعد حمد 10مرتبه الهاکم التکاثر.
جامع الشتات میرزای قمی 1/62
سوال : شب اول قبر از چه زمانی شروع شده وتا کی ادامه دارد ؟ اگر مصلوب بر دار بماند ، شب اول او چگونه است ؟ بر شخص غریق ودر آب مانده چطور ؟
بر فرد ماکول توسط حیوانات چه ؟ نماز لیلة الدفن ایشان چه زمانی است ؟
ج= نکته اصلی در باب شب اول قبر ، موضوع فشار قبر ، نماز شب اول
و آمدن نکیرین وسوال وجواب است .
واما جواب سوالات بترتیب ؛
بر حسب ظاهرخبر ودستور خواندن نماز موصوف ، شب اول قبر از مغرب شرعی شروع شده وتا پایان شب ادامه دارد ، ولی پایان به نسبت سوالات ملکین چه زمانی است ، فقط خدا می داند .
داستان نماز شب اول قبر هم بدلیل توقیت در نمازها وتحدید زمانی گفته اند از چه زمانی،و تا چه زمانی محدد است .واما به نسبت سایر موارد عالم قبر ، تحدید وجهی ندارد.
سوال : برای توجیه تطویل شب اول قبر ، آیا میتوان به
« بسط زمان » تمسک جست ؟
ج= هر چند که بسط زمان با ادله عقلی قابل اثبات نبوده وبعض بزرگان
مثل مجلسی آنرا از خرافات وابداع متصوفه می دانند ، لیکن عده ای دیگر از
عرفا بر امکان وقوع آن ، مهر تائید می گذارند وبه آیه "
فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة " 4معارج
استدلال می کنند . ( البته این آیه مربوط به قیامت است)
علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ص583داستانی از وقوع هر دو مورد « بسط زمان وقبض زمان »
نقل می کنند .
بنظر نگارنده ؛ میتوان از سیر پیامبر ص در شب معراج در بازه زمانی کمی به نسبت زمینیان بر بسط زمان استدلال کرد . هر چه باشد دیدن آنهمه واقعه چندان کوتاه نیست .
منقول از حذیفه است که : « اول لیلة یدفن الانسان فی قبره »
فقهای عظام گویند برای نماز خواندن ، باید شب اول دفن را حساب کنند . وتا زمانی که میت به خاک سپرده نشده ؛ شب اول قبر محسوب نمی شود . ظهور الفاظ روایت هم بر آن دلالت دارد . در عرف هم می گوئیم ، نماز شب اول دفن . فقیه یزدی گوید : « فالظاهر ان الصلاة توخر الی لیلة الدفن ، وان کان الاولی ان یوتی بها فی اول لیلة بعد الموت » عروه مسئله 5فصل فی صلاة لیلة الدفن
فلذا برای اعمال صدقه ونماز ، شب عرفی را در نظر داشته باشند .
سوال : آیا در عالم برزخ، شب وروز وجود دارد ؟
ج= بعضی از علما ء فرموده اند که از آیه46غافر: " النار یعرضون علیها غدواً وعشیاً "
بر وجود آن دلالت می شویم . آیه 64مریم هم دلیل دیگر است. کما قال الله تعالی :
"ولهم رزقهم فیها بکرة وعشیاً " ( لوامع الحقائق – میرزا ی آشتیانی 2/34)
کما قاله : وقد ورد ایضاً فی بعض الروایات عن الائمة الاطهار ع ، ان الشمس والقمر تمران فی ذلک العالم
( ای عالم البرزخ ) علی اهله .
شهید مطهری در یکی از آثار خود ، حدیثی را از علی ع نقل کند که :
« والبکرة
والعشی انما یکونان من اللیل والنهار فی جنة الحیاة قبل یوم القیامة » 4/568»
( حدیث در بحار الانوار 6/246و90/85وارد شده است )
در مقابل، مفسرین بزرگ گویند منظور قران از صبح وشام در این آیات ، تداوم وبلا انقطاع بودن نعمت وعذاب در برزخ است . این نظریه علامه صاحب المیزان وزمخشری و...است.
کما فی الکشاف : « عبارة عن الدوام . هذا ما دامت الدنیا» ج4ص170
قال فی المیزان : « صبح وشام ، یعنی لا ینقطع وشاید هم صبح وشام باشد ».
سوال : محل عالم برزخ کجاست ؟
ج= قال فی لوامع الحقائق : « اخبار المعراج ایضاً تدل علی ان ذلک العالم فس السماء »
ج2ص34
کلام درستی است ، ظاهر روایات معراج ، گویای این حقیقت است .
صاحبان الموسوعة الفقهیة هم در باب " برزخ " چنین گویند :
« وله زمان ٌ ومکان ٌ وحالٌ، برزخ را سه مطلب است ، زمان ومکان وحال ،
زمان آن از موت تا قیامت ؛ مکان آن من القبر الی علیین لارواح اهل السعادة ؛
وحاله حال الارواح ».
* مخلوق بودن بهشت وجهنم در حال حاضر *
نکته : کُلاً باید دانست که بهشت وجهنم در حال حاضر وجود داشته وماده اصلی برای بهشت ودوزخ اخروی است . آیه قران می گوید :
" یوم تبدل الارض غیر الارض " ابراهیم 48
شواهد الربوبیه ملا صدرا ص406
خداوند در آیه 133آل عمران به مطلب مهمی در این زمینه اشارت دارد :
" وسارعوا الی مغفرة من ربکم وجنة عرضها السماوات والارض اعدت للمتقین "
قال فی تفسیر المراغی : « وفی الایة دلیل علی ان الجنة مخلوقة الان وانما خارجة عن هذا العالم اذ انها تدل علی ان الجنة اعظم منه فلا یمکن ان یکون محیطاً بها » تفسیر المراغی 4/69
یعنی , آیه دلالت دارد که در حال حاضر بهشت وجود دارد وچون بزرگتر وعظیمتر از عالم دنیا است ، پس بر آن محیط است .
شیخ المفسرین ، طبرسی در مجمع البیان وجوامع الجامع ، این مطلب را ابراز
می دارد ؛ که بهشت در حال حاضر موجود است .
خداوند در سوره یس آیه 26از لسان مومن آلفرعون گوید : " قیل ادخل الجنة قال یا لیت قومی یعلمون "
این آیه دلالت بر وجود بهشت ، فعلاً دارد .
میبدی در کشف الاسرار روایتی را نقل کند که شخصی از پیامبر ص سوال کرد ، یا رسول الله اگر بهشت بدین فراخی است پس دوزخ کجاست ؟
فرمود : سبحان الله ، اذا جاء النهار فاین اللیل . ج2ص276
یعنی ، وقتی روز می آید ، شب کجاست ؟
قال الطوسی ره : « والسمع دل علی ان الجنة والنار مخلوقتان الان »
تجرید الاعتقاد ص593
روایت معروفی از طریق عامه نقل شده که گواه موجود بودن بهشت در حال حاضر است :
« من قال سبحان الله وبحمده غرست له نخلة فی الجنة »
سنن الترمذی 5/174و المجموع النووی 4/646
پیامبرص فرمود ، هر کس بگوید سبحان الله ، در بهشت برای او یک نخل کاشته می شود .
روایت دیگری از طریق خاصه نقل شده که :
قال رسول الله ص : « من قال لا اله الا الله غرست له شجرة فی الجنة »
کافی 2/517
هر کس یکبار بگوید لا اله الا الله ، برای او یک درخت در بهشت کاشته میشود.
هر دو حدیث درجوامع روائی فریقین وارد شده است .
صراحت آیه 49سوره کهف هم بر وجود بهشت ، تمام است .
قال الله تعالی : " ووجدوا ما عملواحاضراً "
سوال : تنعیم وتعذیب عالم قبر ( برزخ ) به روح تعلق می گیرد ویا جسم ؟
ج= به هردو .
برای مثال ، انسان ماکول توسط حیوانی درنده ؛ که جسمی ندارد .لاجرم بروح او
تعلق می گیرد . فشارهای روحی در حال خواب هم گواه صادقی بر آن است .
* فشار وعذاب قبر *
قال رسول الله ص : « ضغطة القبر لِلمومن کفارة لما کان منه من تضییع النعم »
علل الشرایع 1/309
فشار قبر مومن ، کفاره تضییع نعمتهائی است که او مرتکب شده است .
کما قال الله تعالی : " وقلیل من عبادی الشکور " سباء 13
قال الصادق ع :
« لیس من مومن الا وله ضمة » بحار 6/221
هیچ مومنی از فشار قبر معاف نیست .
قال علی ع :
« یا عباد الله ما بعد الموت لمن لا یغفر له اشد من الموت القبر فاحذروا ضیقه وظلمته وغربته »
منازل الاخره – قمی ص137
فرمود : برای کسی که خدایش نیامرزیده ؛ هیچ چیز سختر از قبر نیست
بپرهیز از فشار قبر ، ظلمت و غربت آن .
ضمة القبر- فشار قبر – یعنی :
« التقاء جانبیه علی جسد المیت »
قال الطوسی ره :
« وعذاب القبر واقع ٌ للامکان وتواتر السمع بوقوعه »
وشاهد آن قول خداوند در حق آل فرعون است که فرمود " النار یعرضون علیها غدوا ً وعشیاً ویوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب "
صریح است در عذاب قبر ، با وجود این که آل فرعون در آب غرق شدند وقبری نداشتند . کشف المراد ص592
قال الغزالی فی احیاء العلوم : « وقد ورد ت به الاخبار ، فیجب التصدیق به لانه ممکن » غزالی ، باور داشتن فشار قبر را واجب داند ، زیرا ممکن الوجود است .2/200
همودر باب عذاب انسان" ماکول – خورده شده توسط حیوان " در روز قیامت چنین گوید : « فان المدرک لالم العذاب من الحیوان اجزاء مخصوصة یقدر الله تعالی علی اعادة الادراک الیها » احیاء ج2ص200
در روایات شیعی دارد که خدای زمین ، خدای هوا وآب هم هست . به هوا وآب فرمان دهد تا میتی را که در هوا معلق است ، آن چنان فشار دهد که قابل توصیف نباشد .
« ان رب الارض والهواء واحد ، وکذلک الماء » مستدرک سفینه 8/366
قال الشهید اول فی الذکری : شخص دار زده هم عذاب قبر دارد . ( همان فشردگی هوای اطراف است ) ص 77
نکته : بیشترین عامل برای تشدید فشار قبر ؛ نمامی است ( سخن چینی)
فشار قبرعمومیت داشته وتخصیص بردار نیست الا این که برای صلحا ، بسان نوازش کردن مادر ، طفل خویشتن( اثبات عذاب القبر – البیهقی ) است وبرای طالحین ، پایدار . زمان شروع آن هم از اول نزول میت در قبر است « فی اول نزوله الی قبره ثم یعود الی الافساح له فیه »( افساح ، یعنی گشایش )
قال الصادق ع : " ان رب الارض هو رب الهواء فیوحی الله عزو جل الی الهواء فیضغطه ضغطة اشد من ضغطة القبر " کافی 3/241—الفقیه 1/192
یعنی ، بفرمان خدا ، هوا آنچنان متراکم شده وفشار آورد که از فشار زمین بدتر است.
در روایت دارند که تمامی افراد( غیر معصومین ع) مشمول این فشار هستندالا مادر علی ع؛ فاطمه بنت اسد. راویان اهل سنت هم این حقیقت را باور دارند . گویند نبی مکرم ص ، قبل از دفن این بانوی بزرگ اسلام ، در قبر ش خوابیدوپیراهن مبارک خود را بر تن او نمود تا از فشار در امان بماند وچنین هم شد .
رک : الاصابة ابن حجر 5/390—تاریخ مدینه 1/124- شرح سنن النسائی 4/102و.....
قال رسول الله ص : " ما اعفی احد من ضغطة القبر الا فاطمة بنت اسد "
( هامش النص والاجتهاد شرف الدین ص306و کشف الارتیاب –امین ص351)
برای در امان ماندن از این فشار هولناک بهترین توشه ، تقواست .قال الله تعالی : "فان خیر الزاد التقوی فاتقون یا اولوالالباب " ( بقره 197)؛ خواندن سوره نساء درروز جمعه ،نماز شب خواندن ؛ روزی صد مرتبه لا اله الا الله الملک الحق المبین گفتن ،رکوع نمازها را کامل بجا آوردن؛ عیادت مریض( من عاد مریضا من المسلمین ) نافع است. مردن در شب وروز جمعه هم ، باعث تخفیف در فشار قبر است . در دعائی دارد که :" اللهم اعوذ بک من عذاب القبر ومن ضغطة القبر "خدایا به تو از عذاب وفشار قبر پناه می برم .
( بار الها به تو از عذاب قبر وفشار آن پناه می بریم ؛ ما را معاف بدار )
داستان فشار قبر سعد بن معاذ با آن همه عظمت در دستگاه اسلام ، زبانزد خاص وعام است . با وجود مشایعت 70هزار فرشته و شخص پیامبر ص( با پای برهنه) و بزرگان صحابه ،بعد از دفن طبق نقل نبی اسلام ، زمین آنچنان فشاری بر سعد وارد کرد که ...حالیه قصه ما معلوم است !
سوال : در روایات منقول علت فشار قبر سعد را دو گونه گفته اند ، سوء خلق، مخصوصاً در خانه وعدم پرهیز از بول، کدام یک درست است ؟
ج= سوء خلق درست است . گویند در خانه با اهل بیتش خلق نیکوئی نداشت .
قال : « لانه کان فی خلقه مع اهله سوء » مستدرک سفینه 6/471
ضغط ، یعنی فشار چیزی بر چیز دیگر .ضغطة القبر ، یعنی فشار جانبین قبر ، بر بدن میت .
نکته : عذاب قبر با فشار قبر فرق دارد . گفتیم که فشار برای همگان بوده و زمان طویلی هم ادامه ندارد ،(تقریبا میتوان گفت ، فشار قبر معادل با چند هزار تن فشار مکانیکی است که بر بدن قوی !!!ما وارد می کنند.) ولی عذاب قبر عمومیت ندارد .به کلام شیخ مفید، فخر عالم اسلام توجه کنید :
« والکلام فی عذاب القبر طریقه السمع دون العقل . وقد ورد عن ائمه ع انهم قالوا :
لیس یعذب فی القبر کل میت وانما یعذب من جملتهم َمنمحض الکفر ، ولا ینعم کل ماض لسبیله وانما ینعم منهم مَن محض الایمان محضاً ، فاما سوی هذین الصنفین فانه یُلهی
عنهم . وکذلک روی انه لا یسال فی قبره الا هذان الصنفان خاصه .
( رک : المسائل السرویه مفید ص67- تصحیح الاعتقادات الامامیه ص88و الفصول المهمه حر عاملی 1/324وتفسیر نور الثقلین – تفسیر صافی واصفی و....).
« ان کل مَن محض الایمان او الکفر یسل فی القبر فینعم او یعذب والباقون لا یسئلون الی یوم القیامة » ویا
« ان ارواح المومنین ینعمون وارواح الکفار یعذبون فی البرزخ »
الفصول المهمة – حر عاملی 1/94
بنابر این با استناد به روایت امام صادق ع ، گویند سوال و جواب و تعذیب وتنعیم قبرفقط مخصوص دو گروه است " مومن خالص وکافر خالص"
کافی کلینی باب« المسالة فی القبر ومن یسال ومن لا یسال » ج3ص235
فرمود : « لا یسال فی القبر الا مَن محض الایمان محضاً او محض الکفر محضاً والاخرون یلهون عنهم » یعنی ، مابقی را رها می کنند تا یوم الفزع الاکبر .
در زمان رجعت هم از این دو صنف به دنیا بر می گردانند . مومن محض وکافر محض .کما قال الحلبی فی الکافی : « واجمعت الفرقة علی اعادة من محض الکفر والایمان من امتنا فی دولة المهدی ع » ص487
· *نکیر ومنکر*
نکته : چه کسی سوال می کند واز چه می پرسد ؟
ج= در لسان عوام ملکین نکیرین – نکیر ومنکر – ودر بعض روایات نام دیگر این دو ملک، فتان القبورگویند . ولی تظافر اخبار بر نام نکیر ومنکر است .منقول فی لسان العرب : قال ابن سیده : منکر ونکیر فتاناً القبور "
( میرزای قمی در جامع الشتات هم گوید ، شاید فتان القبور نام دیگر نکیر ومنکر باشد وشاید هم غیر از اینها باشد ج1ص392)
فتان القبورملکی است که قبل از نکیرین بر میت وارد شده ومومن را تعلیم دهند . در خبر دیگری گویند ،
ملکی بنام رومان قبل از این دوملک وارد می شوند .( کشف الاسرار المیبدی ).
اذا وضع المیت فی القبر اتاه ملکان منکر ونکیر . مفردات راغب 3/397وبصائر الدرجات ص307
امام سجاد ع در دعای سوم صحیفه از این فرشتگان الهی یاد می کند :
« وملک الموت واعوانه ومنکر ونکیر ورومان َ فتان القبور»
معنای لغت نکیر ومنکر از کتاب ریاض السالکین ج2ص65:
« منکر اسم مفعول من انکر الشی ء انکارا خلاف عرفه .والنکیر فعیل بمعنی الانکار ، وقالوا : ان المنکر هو ما یصدر عن الانکار من التلجلج عن سوالهما ایاه ؛ والنکیر
هو ما یصدر عنهما من التقریع له » بر همین قیاس گویند ، برای مومن نکیر ومنکر نیستند ومبشر وبشیر اند .
از امام باقر ع پرسیدند : اصلحک الله مَن المسولین فی قبورهم قال مَن محض الایمان ومن محض الکفر قال قلت فبقیة هذا الخلق قال یُلهی ... کافی 3/238
واما از چه می پرسند ؛ در روایات دارند که سه سوال می کنند :
اول – مَن ربک – خدای تو کیست ؟
دوم – مَن نبیک - پیغمبر تو کیست ؟ ( فقط پیامبر خاتم مورد سوال است )
سوم – ما دینک – دین تو چیست ؟
که میت باید در مقابل اولی بگوید : الله جل جلاله ربی .
در مقابل دومی بگوید : محمد نبیی .
وبرای جواب سوم هم بگوید : الاسلام دینی .( از باور به معصومین ع هم سوال میشود.« من امامک ؟ »)
آیه ای که در ابتدای مقاله آوردیم ، بر این حقیقت استوار است که مومن در عالم قبر به لطف الهی بر عقیده وایمان خود ثابت بوده واعتراف به وحدانیت خدا ورسالت حضرت محمد ص وباورمندی به دین حنیف اسلام دارد . وکافر به نص قران که فرمود : یضل الله الظالمین ، از بیان عاجز مانده و دچار خسران می شود .
قال الرازی فی مفاتیح الغیب : « انما ثبتهم فی القبر بسبب مواظبتهم فی الحیاة الدنیا علی هذا القول » ثابت ماندن بر قول ؛ دلیل ثبوت ایشان در دنیا بوده است .
تفسیر کبیر مفاتیح الغیب فخر رازی 19/94
اقول : از این آیه میتوان استفاده کرد که سوال وجواب ونکیرین و حالات عالم قبر برای اهل کتاب که به رسالت پیامبر خاتم ایمان نیاوردند ؛ معنا ومفهومی ندارد ، چرا؟که ایشان در دنیا بر این نهج حرکت نکرده اند که اینک باشند . البته آیه شریفه با بیان " یضل الله الظالمین " بر این حقیقت صحه گذاشت .یعنی : الذین ظلموا انفسهم بالکفر والتقلید- باطله – فلا یهتدون الی الحق ولا یثبتون فی مواقف الفتن .
آنانی که کفر ورزیدند وایمان به پیامبر خاتم نیاوردند وبر تقلید کور کورانه پدران خود سیر کردند ، خداوند اینان را در مواقف آزمایش هدایت نمی کند .
ابتدای آیه هم با خطاب
" الذین آمنوا " شروع شد تا بگوید ؛ فقط وفقط مومنین ثبوت دارند .
فخر رازی روایتی از ابن عباس نقل کند که :
« من دوام علی الشهادة فی الحیاة الدنیا یثبته الله علیها فی قبره »( عرایض ماهم همین را گوید )
میبدی در کشف الاسرار گوید : " وقال مقاتل ان المومن اذا مات بعث الله ملکاً یقال له دومان فیدخل فی قبره فیقول له ، یاتیک الان ملکان اسودان فیسالانک من ربک ومن نبیک وما دینک ، فاجبهما بما کنت علیه فی حیاتک ثم یخرج ، فیدخل الملکان وهما منکر ونکیر ..و" ج5ص255
بنابر خبر پیامبر ص این امت آخر الزمان هستند که به داستان سوال وجواب مبتلا هستند. در کشف الاسرار میبدی خبری را نقل کند که :
« یا ایها الناس ان هذه الامة تُبتلی فی قبورها » ج5ص255
ویا در خیر دیگری گویند : « اذا وضع المومن فی قبره اتاه ملکان ...»
علیهذا سوال وجواب خاص انسانهای بعد از بعثت پیامبر خاتم است . حالیه تکلیف
دیگر پیروان انبیای الهی قبل از بعثت چگونه است . از ذهن این حقیر بدور است .( یهود که اعتقادی ندارند)
راویان اهل سنت هم گویند : « ان سوال القبر دون عذابه من خصائص هذه الامة ؛ تبتلی فی قبورها»
واما بعد از جواب چه بر سر ممتحَن آید ؛ در روایات چنین گویند :
به مومن گویند بخواب ، همچون خواب نو عروسان .
« نَم نومة العروس » فهذا هو التثبیت . منهاج الصادقین 5/136
« نم قریر العین ، نوم الشاب الناعم » جوامع الجامع طبرسی 3/313
ودر مورد کافر ؛ او را در آتش سوزناک داخل کرده وتا قیامت کبری معذب است .
کما قال : النار یعرضون علیها غدواً وعشیاً " غافر 46
این آیه مربوط به آل فرعون است . که هر صبح وشام عذاب می شوند .
ودر باب شهدا هم گوید : ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون " آل عمران 169
نکته : بهشت ودوزخ برزخی است ونه ابدی .
برای این پرسش وپاسخ روح حیوانی به بدن عودت داده می شود . کما قال الزمخشری :
« ثم یعاد روحه فی جسده فیا تیه ملکان فیجلسانه فی قبره ویقولان له :
من ربک ؟ وما دینک ؟ ومن نبیک ؟ فیقول : ربی الله ، ودینی الاسلام ونبیی محمد » کشاف 2/554
دقت کنید « فیجلسانه » او را می نشانند . به همین دلیل گویند ،که مستحب است برای میت لحد قرار دهندو به اندازه ای باشد که با نشستن او سر میت به سقف لحداصابت نکند .
خوش بسعادت قدما که برای میت دخمه می ساختند .
* تلحید = لحد قرار دادن *
سوال : حد لحد چقدر است ؟
ج= قال فی الجواهر :" واما اللحد فیقدر ما یمکن فیه الجلوس " 4/300
تعریف لحد : کنار کف قبر در سمت قبله ، در کنار بدن میت ، شکافی قرار می دهند .که آنرا لحد گویند.ودر اصل ، باید میت را در درون آن قرار دهند.
قال فی المعتبر : « ان الحافر اذا انتهی الی ارض قبر حفر مما یلی القبلة حفراً واسعاً قدر ما یجلس فیه الجالس » .
محقق اول گوید ، در صورتی که بدلیل سستی زمین ، نتوان لحد ساخت ، مستحب است صورتی از آن ترتیب داد تا به ثوابش رسید ه وبه آداب اسلام عمل کرد.
قال فی العروة الوثقی :
« ان یجعل له لحد مما یلی القبلة فی الارض الصلبة – زمین سفت – بان یحفر بقدر بدن المیت فی الطول والعرض ، وبمقدار ما یمکن جلوس المیت فیه فی العمق ، ویشق فی الارض الرخوة وسط القبر شبه النهر فیوضع فیه المیت ویسقف علیه »
قال النبی ص : " اللحد لنا والشق لغیرنا " سنن البیهقی 3/408
شق قبر یعنی در کف قبر شبیه نهر ساخته ومیت را در آن قرار داد . تقریبا ً شبیه قبر کنونی جامعه ماست . به تعریف ذیل توجه کنید :
قال السید السابق : " والشق ، حفرة فی وسط القبر تبنی جوانبها باللبن یوضع فیه المیت
ویسقف علیه بشیء . کلاهما جائز ، الا ان اللحد اولی " فقه السنة 1/545
قال ابن سعید حلی : « ویلحده قدر ما یجلس فیه الرجل متمکنا» الجامع للشرایع ص55
قال الرافعی : « اللحدوالشق کل واحد منهما جائز » فتح العزیز 5/203
گویند قبر پیامبرص دارای لحد بوده است . کما قال فی المغنی :
« والسنة ان یلحد قبر المیت کما صنع بقبر النبی ص » المغنی 2/379
داستان جالبی از سوال وجواب قبر :
در زمان حکومت خان مغول و صدارت خواجه طوسی ، مادر خان در گذشت .احدی از
علمای عامه که سخت مخالف خواجه بود ترفندی شیطانی اندیشید تا خواجه را از میان بر دارد ، به خان مغول گفت ، اینان – شیعیان – معتقدند در عالم قبر نکیرین بر سر میت آمده وسوال کنند ،
اگر جواب ندهد دوزخی است ؛
مادر شما هم که اطلاعی ندارد ، خواجه را با مادرت دفن کن تااو جواب بدهد .
خواجه که مطلع شد گفت ، درست می گوید، اورا با مادرت دفن کن ومرا برای خودت نگه دار . خان مغول هم بسیار پسندید وآن عالم حسود وشیطان صفت را با مادرش در گور نهاد . قال الله تعالی :
" والذین یمکرون السیئات لهم عذاب شدید ومکر اولئک هو یبور" فاطر 10
وایضا ً " ولا یحیق المکر السیء الا باهله " فاطر 43
· کیفیت قبر مطابق آداب اسلام چگونه است ؟
قال النبی ص :" ادفنوا موتاکم وسط قوم صالحین "
فتاوی الازهر 8/334
قبر اسلامی ، حتی الامکان در جوار صلحا ومشاهد مشرفه باشد .مقابری که مردم زیاد آنجا میروند , بهتر است .
عمق آن تا گردن ویا سینه ، حافر باشد .قال : اِعمقوهُ لی قدر قامة .( تلخیص ابن حجر)
دارای لحد به شرح فوقانی باشد .
ادامه بحث سوال نکیرین :
طبرسی هم در کتب تفسیر خود گوید ، بعد از این سه سوال گویند بخواب .
برای اطلاع بیشتر به داستان یاران کهف مراجعه کنید ؛ 309سال خوابیدند ووقتی بیدار شدند گفتند :
« قالوا لبثنا یوماً او بعض یوم » کهف 19
قال فی مفاتیح الغیب :
حین یقال له فی القبر من ربک وما دینک ومن نبیک.
فخر رازی در ذیل آیه 27 ابراهیم این تائید را دارد . بر عودت روح حیوانی به بدن هم اشارتها دارد . ج19ص94 و میبدی در کشف الاسرار 5/254
سوال : تنعیم وتعذیب با همین بدن است ویا بدن دیگری لازم دارد ؟
ج= خداوند بدن مثالی – شبیه همین بدن – برای روح مومن محض وکافر محض آفریده ودر سرای دیگری از او پذیرائی می کند . بهمین دلیل ، اگر قبر را بشکافیم
اثری از تنعم وتعذیب مشاهده نمی کنیم ، ضمن این که بدن فعلی متلاشی می شود .
سوال : تلقین میت چیست ؟
ج= روی ابوبصیر قال: « اذا وضعته فی اللحد فضع فمک علی اذنه وقل : الله ربک ،
والاسلام دینک ، ومحمد نبیک ، والقران کتابک وعلی امامک » المعتبر 1/299
اهل سنت هم به تلقین اعتقاد داشته وانجام میدهند .
· ولایت علی ع *
عن ابی سعید الخدری قال :
سمعت رسول الله ص یقول :
یا علی ابشر وبشر فلیس علی شیعتک حسرة عند الموت والوحشة فی القبور ولا حزنٌ یوم النشور " بحار7/198
یا علی ، بشارت باد بر تو وبشارت بده به شیعیانت که حسرتی در وقت مرگ نداشته ووحشتی از قبر نداشته باشند .
قال ع : ومن مات علی حب آل محمدبشره ملک الموت بالجنة ثم منکر ونکیر.
ینابیع المودة – القندوزی 1/92
قال الباقرع :
« فلقنوا موتاکم عند الموت شهادة ان لا اله الا الله والولایة »
الدعوات الراوندی ص247
قال رسول الله ص :
« من اراد ان ینجو من عذاب القبر فلیحب اهل بیتی » غایة المرام 6/67
یعنی ، محبت اهل بیت ع، عامل نجات از عذاب قبر است .
در مذهب اهل سنت هم تلقین وجودداشته ، لیکن از مسائل ولایتی خبری نیست .
سوال مهم : در قبر آیا از ولایت سوال می کنند ؟
ج= بعض مفسرین " قول الثابت " را به دو چیز تفسیر کرده اند ، توحید وایمان .
که با آوردن کلمه ایمان ، قطعاً ولایت هم را شامل می شود .شواهد هم داریم که :
تفسیر منهج الصادقین گوید : سوال کنند : من ربک – من نبیک – ومن امامک .
ودر سطور بعد گوید : من ربک ومن نبیک ومن امامک وما دینک وما کتابک .؟
اگر جواب صحیح گوید ؛ به او گویند : مرحبا ً عشت سعیدا ومت شهیداً .اللهم ارضه
کما ارضاک . نم نومة العروس . مرحبا برتو که سعید بودی وشهیدی .بخواب ، همچون خواب نو عروسان . واگر بگوید : لا ادری ، گویند : نم نومة المنهوس .
یعنی ، بخواب همچون مار گزیده . منهج الصادقین ج5ص137
* موت شیعی ، موت شهداست *
سوال : چرا به او می گویند ، مت شهیدا ً ؟
ج= در روایت مفصلی دارند که ؛ « من مات علی حب آل محمد مات شهیداً »
این خبر را زمخشری هم در کشاف آورده است .
در روایت داردکه شهید سول اجوابی ندارد چرا؟
ج= زیرا شهید با عملش، قولش را در دنیا اثبات کرد . دیگر تائید نمی خواهد .
در تفسیر بیان السعادة ج7ص710، قول الثابت را به محمد ص وعلی ع ، تفسیر کرده اند .
بیان جامعی طبرسی در " جوامع الجامع " حول کلمه " ویضل الله الظالمین " داردکه:
« الذین لم یتمسکوا بحجة فی دینهم واقتصروا علی تقلید شیوخهم فی الدنیا فلا یثبتون فی مواقف الفتن وتزل اقدامهم عن الحق » 2/249
شیخ طوسی در " التبیان " گوید :" قول الثابت " یعنی کلمه ایمان . 6/293
وکلمه " فی الاخرة " یعنی : هی المسالة فی القبر . /////////
من الله التوفیق
پایان قسمت اول
