* بسم الله الرحمن الرحیم *
" اقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق اللیل وقران الفجر ان قران الفجر کان مشهوداً " اسراء 78
عنوان مقاله : وقت نماز / مواقیت الصلاة
مؤلف : محمد رضا فروزان
مفردات ( کلید واژگان ):
الدلوک هو الزوال . قال النبی ص :" دلوک الشمس زوالها " المعتبر 2/27
قال الراغب فی المفردات : " دلوک الشمس : میلها للغروب " دَلوک: مالیدن روغن خوشبو بر بدن .دَلَکَ.
زوال درلغت یعنی میل وانحراف خورشید از وسط آسمان بطرف مغرب . که حکایت از نماز ظهر وعصر دارد.
دلوک الشمس غروبها : دلوک خورشید یعنی غروب آفتاب . ( المیزان 13/240و مفاتیح الغیب 21/382)
با تفسیر دلوک بمعنای غروب , معنای آیه میشود ؛ دلوک الشمس : نماز مغرب .
دلوک در آیه بمعنای عند وحین است . اعنی : عنددلوک الشمس وحین دلوک الشمس . "لام " در دلوک لام تعلیلی وابتدائی است ؛ که با این حساب «الی » دال ّ بر انتهاست .
"الی غسق اللیل " غسق را دو معنا کرده اند : 1- تاریکی شب 2- نصف شب ( روایات نصف شب را گویند)
قال الصادق ع : " غسقُ اللیل انتصافهُ " تفسیر صافی ملا محسن 3/210
قال فی الخلاف : " لا یجوز الصلاة قبل دخول وقتها ؛ وبه قال جمیع الفقهاء " خلاف طوسی 1/255
نمازهای یومیه غیر از نماز صبح ،4گونه وقت دارند:
اول – وقت مختص دوم – وقت فضیلت سوم – وقت مشترک
چهارم - وقت اجزاء ( مجزی بودن / اسقاط تکلیف )
( دلوک شمس ) یعنی وقت زوال خورشید ، که اول نماز ظهر است وبعد از آن بمقدار خواندن نماز ظهر بر حسب حال نماز گزار در سفر وحضر ، نوبت نماز عصر میرسد.
( بر غروب خورشید ؛ دلوک هم اطلاق می کنند . تذکره علامه حلی )
( غسق اللیل ) یعنی شروع شب ؛ وقت نماز مغرب شروع شده وبه اندازه خواندن سه رکعت بوده وبعد از آن وقت نماز عشاء .
( قرآن فجر ) : نماز صبح را گویند ؛ وبا لفظ قران تاکید بر قرائت دارد .
( مشهوداً) تاکید بر ترغیب مسلمانان برای تشکیل نماز جماعت صبح است که مشهود ملائک شب وروز میشود.
علاوه بر این آیه – 78اسراء – خداوند در آیت نورانی 114هود کلیات مواقیت الصلاة را بیان می کنند .
" واقم الصلاة طرفیِ النهار وزلفاً من اللیل انّ الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذاکرین "
طرفی النهار یعنی دوطرف روز که میشود بامداد وشامگاه .بعبارت اخری نماز صبح ومغرب .
زلفاً من اللیل یعنی پاره ای از شب که به نماز عشاء تفسیر کرده اند ودر یک قول طرفَی / نماز ظهر وعصراست
* بحث فقهی مواقیت *
محقق حلی در مختصر النافع اوقات نماز را بطور اختصار وموجز چنین بیان میکند :
" اختصاص الظهر عند الزوال بمقدار ادائها ؛ ثم یشترک الفرضان فی الوقت ( وقت مشترک ظهر وعصر)
والظهر مقدمة حتی یبقی للغروب مقدار اداء العصر فتختص به ثم یدخل وقت المغرب ؛ فاذا مضی مقدار ادائها اشترک الفرضان ( وقت مشترک مغرب وعشاء) .
والمغرب مقدمة حتی یبقی لاتنصاف اللیل مقدار اداء العشاء فتختص به ( 4رکعت به نصف شب , مختص عشاء )
واذا طلع الفجر دخل وقت صلاته ممتداً حتی تطلع الشمس. مختصر ص41
نکته : با شروع وقت نماز , نماز واجب میشود ولی واجب موسّع . ( المعتبر2/29)
اوقات نماز از کلام امام صادق ع :
" اذا زالت الشمس فقد دخل الظهر حتی یمضی مقدار ما یصلی المصلی اربع رکعات ؛- وقت مختص - فاذا مضی ذلک فقد دخل وقت الظهر والعصر- وقت مشترک- حتی یبقی من الشمس مقدار ما یصلی المصلی اربع رکعات ، فاذا بقی مقدار ذلک خرج وقت الظهر ویبقی وقت العصر حتی تغیب الشمس " وسائل 4/127
قال الصادق ع : " صلی رسول الله ص بالناس الظهر والعصر حین زالت الشمس فی جماعة من غیر علة ؛ وصلی بهم المغرب والعشاء الاخرة قبل سقوط الشفق من غیر علة فی جماعة . وانما فعل ذلک رسول الله ص لیتسع الوقت علی امته ِ "
وسائل ابواب الواقیت الصلاة 4/127و139
تعریف زوال ونصف شب شرعی :
" الزوال هو المنتصف ما بین طلوع الشمس وغروبها ویعرف بزیادة ظل کل شاخص معتدل بعد نقصانهِ؛ او حدوث ظله بعد انعدامه ِ ونصف اللیل منتصف ما بین غروب الشمس وطلوعها ویعرف الغروب بسقوط القرص ، والاحوط لزوماً تاخیر صلاة المغرب الی ذهاب الحمرة المشرقیة " منهاج الخوئی 1/132
نکته : هر چند که وقت نماز مغرب با غروب خورشید شروع میشود ؛ لیکن از باب احتیاط نماز خواندن وافطار را باید تا ظهور سرخی در آسمان به تاخیر انداخت .
قال رسول الله ص : " وقت الظهر زوال الشمس " مسند احمد 2/233
زوال ، یعنی نصف زمان بین طلوع خورشید با غروب آن . مثلاً در حال حاضر که طلوع ساعت 10/6دقیقه صبح بوده و غروب آن 30/20دقیقه ؛ نصف آن مساوی با هفت ساعت و ده دقیقه که با اضافه شده به ساعت 6و10دقیقه طلوع ؛ زوال میشود ساعت 13و 20دقیقه . نصف شب را هم بهمین طریق از غروب خورشید تا طلوع آن حساب کنند , به فتوای سید خوئی وتبریزی/. و بفتوای سیستانی وامام ره, بهجت ؛ فاضل وبروجردی,مکارم ؛ نوری وشبیری زنجانی ووحید خراسانی وگلپایگانی واراکی وشیخ صافی ؛ تا اذان صبح حساب کنند .
البته فرموده اند برای خواندن نماز شب , شب را از اول غروب تا طلوع خورشید حساب کنند .
تعریف غروب :
الغروب : استتار القرص – الشمس – وقیل بذهاب الحمرة المشرقیة .( شرایع )
غروب بر دو نوع است : غروب عرفی که در فوق تعریف شد ومغرب شرعی .
قال الکرکی : " والمغرب بعد ذهاب الحمرة التی من جانب المشرق " رسائل 1/68
برای خواندن نماز مغرب وافطار باید مغرب شرعی را لحاظ کرد , اهل سنت همان غروب خورشید را گویند.
نکته : بین غروب خورشید ومغرب شرعی فرق وجود دارد . فاصله زمانی بین ایندو را از 12 دقیقه تا 20دقیقه گفته اند .اگر کسی نماز عصر را نخوانده وبخواهد در این فاصله بین غروب تا مغرب شرعی بجا آورد , باید نیت رجاءاً داشته باشد؛ یعنی نه قضاست ونه اداء . ( فتوای سید سیستانی است ) ولی بفتوای مقام معظم رهبری باید نیت اداء داشته باشد , ایشان آخر وقت نماز عصر را اذان مغرب میدانند ونه غروب خورشید .
سوال : دلیل اختلاف در موضوع بجاآوردن نمازظهر وعصر در فاصله غروب تا مغرب شرعی چیست؟
جواب : اختلاف بر سر پایان وقت نماز ظهر وعصر است . عده ای آخر وقت ظهرین را غروب خورشید گویند
وعده ای مغرب شرعی . از مراجع عصر حاضر که قول غروب را گویند : سید خوئی ؛ سید سیستانی و شبیری ومکارم شیرازی و بهجت هستند .
وکسانی که مغرب گویند : امام خمینی ؛ سید بروجردی , شیخ فاضل ؛ شیخ صافی؛ وحید خراسانی و سبحانی .
سید یزدی در عروه گوید:" وقت الظهرین مابین الزوال والمغرب "
سید خوئی در حاشیه گوید : " الاحوط ان لم یکن اقوی عدم جواز تاخیر الظهرین عن سقوط القرص "
دقت کنید معنی حرف تا مغرب اینست که اگر تا قبل از مغرب به اندازه خواندن 5 رکعت نمازبرای شخص مقیم وقت باقیست ؛ نماز ظهرین ادائی هستند . واگر تا غروب بگیریم , همین معنا حاکم است .
محقق حلی در شرایع می فرماید : " فما بین زوال الشمس الی غروبها وقت للظهر والعصر " 1/47
صاحب جواهر هم در ج 4ص71 با همین فتوای محقق موافق است وهکذا جمع کثیری از فقهاء .
علامه حلی در مختلف الشیعه این مسئله را مطرح کند :
" واختلف علمائنا فی آخر وقت الظهر .
فقال السید المرتضی : اذا زالت الشمس دخل وقت الظهر . واذا مضی [ ...] الی ان یبقی الی مغیب الشمس مقدار اربع رکعات فیخرج وقت الظهر ویبقی وقت العصر . وبالغروب ینقضی وقت العصر ..."
ودر ادامه در تفسیر " غسق: الظلمة ؛ گوید : وهو یدل علی جواز ایقاع الفرضین من اول الزوال الی الغروب "
به خبر امام باقر ع هم استناد جوید : وقت العصر الی غروب الشمس " مختلف ج2ص10
سید خوئی در کتاب الصلاة ج 1ص126 بحث مفصلی در این خصوص دارند .
می فرماید : المعروف عند الاصحاب (قده) امتداد وقتیهما الی الغروب " دلیل هم آیه " الی غسق الیل " است که بمعنای " حتی تغیب الشمس " است . قال الصادق ع : اذا زالت الشمس دخل وقت الظهر والعصر جمیعاً الا ان هذه قبل هذه ثم انت فی وقتها منهما جمیعاً حتی تغیب الشمس "
بنا بر این در ابتدای وقت ظهرین فقهاء متفق القولند که معنای " دلوک" زوال است و شروع وقت نماز ظهر وعصر . اینکه آخر وقت ایندو نماز؛ غروب است ویا مغرب ؟ محل حرف بسیار است . !
نکته : یوم – روز – دو معنا دارد :1- بازه زمانی بین طلوع وغروب خورشید .2- دوران مثل دوران جوانی .
در روایت هم علی ع فرمود :" الدهر یومان یوم لک ویوم علیک " ارشاد مفید 1/300
« واما مواقیت الصلاة »
قال المحقق الحلّی فی المعتبر :
" لکل صلاة وقتان ، اول ؛ وآخر ، فالاول للفضیلة ؛ والاخر للاجزاء ... الاول لمن لا عذر له ؛
والثانی لمن له عذر " ج2ص26
قال ابن ادریس وابن الجنید :" الاول وقت الفضیلة والثانی وقت الاجزاء ؛ وهو الحق ".
مختلف الشیعه علامه حلی 2/4
قال تعالی : " فلما جنّ علیه اللیل رای کوکباً " انعام 76
وقتی که شب فرارسید . وستارگان را رؤیت کرد ...( شب ؛ فراگیر شدن تاریکی وظهور ستارگان است )
وقت مختص :
اول وقت هر نمازی ، وقت مختص اوست . وبعد از آن وقت مشترک شروع شده تا وقت مختص نماز دوم .
مثلاً ، بعد از زوال؛ وقت نماز ظهر است .وقت مختص نماز عصر ( یبقی للغروب قدر اربع رکعات فیختص الوقت للعصر)مرحوم طیب در تفسیر "اطیب التبیان" وقت مختص عصر را به اندازه 4رکعت به مغرب گوید.
ج8ص294
به اندازه خواندن 4رکعت مانده به غروب خورشید . بین وقت مختص ظهر ووقت مختص عصر را وقت مشترک گویند .
وقت نماز مغرب : وقتی که شفق احمر در آسمان پیداشد ، وقت مختص مغرب است
از اول آن تا به اندازه 4رکعت مانده به نصف شب شرعی که وقت مختص عشاء است ،
وقت مشترک مغرب وعشاء گویند .
سوال : فایده عملی وقت مختص چیست ؟ جواب : اگر کسی در وقت مختص هر نماز قادر به خواندن نماز بوده وبعد از آن صاحب عذر شرعی شود, در صورتی که آن نماز را نخوانده باید قضا کند والا فلا .
مثال : زن در اول زوال خورشید برای 10دقیقه پاک بود ؛ ولی نماز ظهر را بجا نیاورد , اکنون حیض شده ؛ بالطبع نماز عصر آنروز براو واجب نیست ؛ ولی نماز ظهر را باید قضا کند . زیرا در 10دقیقه پاک بوده وهمین درک کردن مقدار 10دقیقه از وقت نماز ظهر برای واجب شدن قضای آن , در صورتی که نمازش را نخوانده کفایت میکند .( قال فی الشرایع : " اذا حصل احد الاعذار المانعة من الصلاة ؛ کالجنون والحیض ، وقد مضی من الوقت مقدار الطهارة واداء الفریضة ؛ وجب علیه قضاؤها . ویسقط القضاء اذا کان دون ذلک؛ علی الاظهر) 1/49
قال الصادق ع :
" اذا طهرت الحائض قبل العصر صلت الظهر والعصر ؛ فان طهرت فی آخر وقت العصر صلت العصر "
« نماز قبل از وقت»
قال الصادق ع : " من صلی فی غیر الوقت فلا صلاة له " وسائل 4/169
قال الطوسی فی الخلاف : " لا یجوز افتتاح الصلاة قبل دخول وقتها ؛
وبه قال جمیع الفقهاء . " خلاف ج1ص255
وقت از مقدمات واقعی نماز بوده واحراز آن شرط صحت است . بدین معنا که اگر نماز در غیر وقت واقع شود ، باطل بوده وباید اعاده گرددویا در خارج وقت قضاشود.
نکته : اگر زن به مقدار اداء نماز از اوقات را در حال پاکی درک کرده وحیض شده نمازی را که نخوانده؛بعد از غسل باید قضا کند .
واما وقت اجزاء چیست ؟
ج = برای هر نماز به اندازه یک رکعت باقی مانده از وقت آن را وقت اجزاء گویند .
مثلاً اگر یک رکعت نماز صبح در وقت واقع شده ودر رکعت دوم خورشید طلوع کند ؛ نماز صحیح است . وهکذا سایر نمازها . سید سابق در « فقه السنة » گوید :
" من ادرک رکعة من الصلاة قبل خروج الوقت فقد ادرک الصلاة " لحدیث ابی هریرة ؛ ان رسول الله –ص – قال: من ادرک رکعة من الصلاة فقد ادرک الصلاة " 1/105
یعنی ؛ هر کس یک رکعت از نمازی را در وقتش درک کند ؛ نماز صحیح است .
اقول : در چنین حالتی نیت باید « ادائاً » باشد .
اجزاء یعنی مجزی بودن واسقاط تکلیف .قال ع : من ادرک رکعة من العصر قبل ان تغرب الشمس فقد ادرک العصر " ویا فرمود : وقت العصر الی غروب الشمس " بنا بر این گویند :
به اندازه 5رکعت مانده به غروب وقت اجزاء نماز ظهر وعصر است .
تاخیر نماز از وقت رفاهی تا وقت اِجزاء ؛ شرعاً جایزنیست ؛ ولی نماز صحیح است.
( علی خلاف)
رک : کشف اللثام فاضل هندی 3/20
وقت فضیلت:
قال رسول الله ص : " افضل الاعمال الصلاة فی اول وقتها"
الناصریات المرتضی ص198
وقت فضیلت با وقت مختص تقریباً برابر بوده واختلاف یسیر- کم - دارند .
بهترین اعمال در نزد خداوند تعالی ، نماز اول وقت است . مرحوم خوئی فرمودند ،
فضیلت نماز اول وقت فرادی از جماعت آخر وقت بیشتر است .
میتوان گفت که توسعه ی وقت فضیلت از مختص بیشتر است . زیرا وقت مختص مساوی خواندن نماز به میزان حال نماز گزار در فاصله زمانی مشخص است
برای مثال ، شخص مقیم 4رکعت نماز ظهر را با رعایت واجبات 5 دقیقه طول میدهد .
این 5 دقیقه برای این شخص وقت مختص ظهر است ، ولی در همین حال وقت فضیلت ظهر بیشتر از 5 دقیقه بطول می انجامد . ( وقت فضیلت ثابت ولا یتغیّر است ؛ لکن وقت مختص متغیّرو به حال مصلّی بستگی دارد )
عن الصادقین ع قالا: " وقت الظهر بعد الزوال قدمان ووقت العصر بعد ذلک قدمان "
وسائل 4/141
تشریح وقت فضیلت نماز با تقویم آن بر حسب دقیقه :
وقت فضیلت نماز ظهر تا قبل از رسیدن سایه شاخص به اندازه خودش است .
( هر گاه شاخصی در زمین نصب کنید ، وقتی سایه آن صفر شود ؛ وقت نماز ظهر است ؛ وقتی شروع کرد به تداوم پیدا کردن ، تا زمانی که به اندازه شاخص نشده
وقت فضیلت ظهر است .به حسب دقیقه تا یک ساعت و40دقیقه بعد از اذان ظهر ؛ وقت فضیلت ظهر است .
سایه دو برابر خودش شد وقت فضیلت عصر:تقریباً دو ساعت و50دقیقه بعد از اذان ظهر شروع فضیلت عصر است . وقت فضیلت عصر 42 دقیقه ادامه دارد . به بیان دیگر حدود 3 ساعت و 30دقیقه بعد از اذان ظهر پایان فضیلت عصر است . قال رسول الله ص : " ان الله یحب من الخیر ما تعجل " وسائل باب مواقیت
وقت فضیلت مغرب تا زمانی است که سرخی آسمان بر چیده نشده است . ( سرخی آسمان بعد از غروب ,شفق).
به حسب زمانی حدود 50دقیقه بعد از اذان مغرب ؛پایان فضیلت مغرب است .
نکته : تعریف شفق : اختلاط ضوء النهار بسواد اللیل عند غروب الشمس " راغب .
[ نماز غفیله تا قبل از رفتن شفق است ولی نافله مغرب توسعه بیشتری دارد ]
« اول وقت المغرب عن غروب الشمس الی ذهاب الشفق » المعتبر 2/40
وقت فضیلت عشاء زمانی است که این سرخی از بین برود؛ تا ثلث اول شب . [ عشاء در لغت یعنی تاریکی شب]
" وقت فضیلة عشاء : وهو من ذهاب الشفق الی ثلث اللیل " ( وقت فضیلت عشاء یک سوم اول شب است ) .
به حسب دقیقه وقت فضیلت عشاء از 50دقیقه بعد از اذان مغرب شروع وتا3 ساعت و10دقیقه تداوم دارد . به بیان دیگرحدود 4 ساعت بعد از اذان مغرب پایان فضیلت عشا ء است .
ووقت فضیلة الصبح :
" یستحب الغلس بصلاة الصبح ؛ ای الاتیان بها قبل الاِ سفار فی حال الظلمة "
فضیلت نماز صبح تا زمانی است که سفیدی مشرق پیدا نشود . (تا 20دقیقه بعد از اذان صبح فضیلت صبح است)
اهل سنت ، خواندن نماز عشاء را قبل از بر طرف شدن سرخی جایز ندانند.
لیکن شیعه جایز میداند . دقت کنید ؛ اهل سنت با غروب خورشید نماز و افطار را واجب گویند ، ودر مکتب اهل بیت ؛ تقریباً 20دقیقه بعد از غروب خورشید .نماز واجب وافطار مجاز است . ( درایام اقامت رعایت شود )
آخر وقت نماز عشاء ؛ نیمه شب شرعی است . یعنی اگر نماز مغرب وعشاء خوانده نشده وبه اندازه 4رکعت به نیمه شب مانده ؛ اول نماز عشاء را بخواند وبعد نماز مغرب , که البته قضا شده است .
واگر تا قبل از اذان صبح فراموش شده ، نماز عشاء به قصد مافی الذمه است ؛ یعنی نه قضا ونه اداء .
اما نماز مغرب قطعاً قضا ست .
قال الصادق ع : " ان نام رجل او نسی ان یصلی المغرب والعشاء الاخرَ ، فان استیقظ قبل الفجر قدر ما یصلیها کلتیهما فلیصلهما وان خاف ان تفوته احداهما فلیبدء بالعشاء وان استیقظ بعد الفجر فلیصل الصبح ثم المغرب ثم العشاء قبل طلوع الشمس "
مدارک الاحکام سید محمد 3/56
قال الباقر ع : " اذا زالت الشمس دخل الوقتان الظهر والعصر واذا غابت الشمس دخل الوقتان المغرب والعشاء "
وقال الصادق ع:"اذا زالت الشمس فقد دخل وقت الظهر والعصر جمیعاً ؛ الا ان هذه قبل هذه – اول ظهر وبعد عصر – ثم انه فی وقت منهما جمیعاً – وقت مشترک – حتی تغیب الشمس " وقت مختص عصر؛ غروب خورشید
اول وقت را وقت رفاهیه گویند که حال اختیار است و وقت آخر را اضطرار .
قال فی العروة : " ووقت الجمعة من الزوال الی ان یصیر الظّل مثل الشاخص ،
فان اخّرها عن ذلک مضی وقته ووجب علیه الاتیان با لظهر"
ووقت فضیلة الظهر من الزوال الی بلوغ الظّل الحادث بعد الانعدام او بعد الانتهاء مثل الشاخص ؛ ووقت فضیلة العصر من المثل الی المثلین علی المشهور "
یجب تاخیر العصر عن الظهر والعشاء عن المغرب ؛ فلو قدّ م احداهما علی سابقتها عمداً بطلت سواء کان فی الوقت المختصّ او المشترک ، ولو قدّم سهواً فالمشهور علی انه ان کان فی الوقت المختصّ بطلت . وان کان فی الوقت المشترک ؛ فان کان التذکّر بعد الفراغ صحّت ؛ وان کان فی الاثناء عدل بنیّته الی السابقة اذا بقی محل العدول . والا اذا دخل فی رکوع الرکعة الرابعة من العشاء بطلت "
علی ع در نامه 52 اوقات فضیلت نماز را برای کارگزاران خود تشریح کرده است . در خاتمه چنین فرماید :
" وصلوا بهم صلاة اضعفهم ولا تکونوا فتّانین " نماز – جماعت – را متناسب با حال ضعیفترین مامومین بجا آورده واز اسباب فتنه وفساد نباشید . ( یعنی کاری نکنید که مردم از نماز جماعت گریزان بشوند )
فایده وقت مشترک:
در نماز ظهرین وعشائین ، اگر نماز گزار نماز اول را فراموش کرده وسهواًنماز دوم را خواند نمازش صحیح بوده وباید بعد از آن نماز اول را بخواند . اینست فایده وقت مشترک .
مثالی برای اوقات نماز : اگر کسی در وقت مختص نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده ویانه ؟ بنا بگذارد که خوانده است . همین مسئله در خصوص نماز عشا ومغرب صدق می کند ( شک بعد از محل است )
واگر در وقت مشترک ظهرین شک کرد که نماز ظهر را خوانده ویانه ؟ اگر در حال خواندن نماز عصر است ؛ نیت را به نماز ظهر عدول داده وبا نیت نماز ظهر نماز را تمام کرده وبعد از آن نماز عصر را می خواند .وبفتوای بعض فقهاء در همین حالت با همان نیت عصر نماز را تمام کرده وسپس نماز ظهر را می خواند .
« واذا شک فی فعل الظهر وهو فی العصر فان کان فی الوقت المختص بالعصر بنی علی الاتیان بها؛ وان کان فی الوقت المشترک اتمّها عصراً ثم اتی بالظهر بعدها " منهاج سید سیستانی ج1ص276م 847
قال الخوئی : " واذا شک فی الظهرین فی الوقت المختص بالعصر بنی علی وقوع الظهر واتی بالعصر ؛ واذا شک وقد بقی من الوقت مقدار اداء رکعة اتی بالصلاة ؛ واذا کان اقل لم یلتفت ؛ واذا شک فی فعل الظهر وهو فی العصر عدل بنیته الی الظهر واتمها ظهراً " منهاج خوئی 1/227 م 350
قال الصادق ع : وان شککت بعد ما خرج الوقت ؛ وقد دخل حائلاً , فلا اعادة علیک من شئ حتی تستیقن ، فان استیقنتها فعلیک ان تصلیها فی ایة حالة کنت " فقه امام صادق ع 1/209
به شک بعد از محل اعتنا نکن , مگر یقین حاصل کنی که نماز را نخوانده ای , که در آنصورت قضا میشود .
الشک فی شرط الصلاة : اگر شخص در شرطی از شروط نماز ؛ مثل طهارت وساتر ؛ شک کرد ؛ اگر قبل از شروع نماز است باید آن شرط را تحصیل کند ؛ واگر در بین نماز است , نماز را قطع وتحصیل کند ؛ واگر بعد از نماز است , به شک خود اعتنا نکرده وبرای نماز بعدی ؛ آن شرط را تحصیل کند . ( فقه امام صادق ع 1/209)
واما شک در افعال نماز : تا زمانی که از فعلی به فعل دیگر منتقل نشده , اگر در انجام آن فعل شک کرد ؛
بجا می آورد؛ مثلاً شک میکند یک سجده کردم ویا دو تا , فکر کرده ودر صورت تردد ؛ یک سجده بجا می آورد.
در حال قیام شک میکند که رکوع کردم ویا نه ؟ برگشته ورکوع بجا می آورد ودوباره می ایستد .( بعد سجده سهو)
« هذا اذا شک فی الشئ قبل ان یتجاوزه الی غیره » فقه امام صادق ع 1/211( شیخ جواد مغنیه )
فی موثقة محمد بن مسلم : کلما شککت فی شئ مما قد مضی فامضه کما هو " احکام الخلل انصاری ص89
قال فی الشرایع : " لو ظنّ صلی الظهر فاشتغل بالعصر ؛ فان ذکر وهو فیها ؛ عدل بنیّته ." 1/51
وبعد می فرماید , اگر بعد متوجه شد ودر وقت مشترک واقع شده بود , اشکالی نداشته ونماز ظهر را بخواند .
سوال : اگر سهواً مشغول نماز عشا ء شد ودر بین متوجه شد که نماز مغرب را نخوانده تکلیف او چیست ؟
جواب : اگر در وقت مشترک بود , تا قبل از رکوع چهارم ؛ به نیت نماز مغرب عدول کرده ونماز را تمام کند وبعد از آن نماز عشاء را بخواند . واگر بعد از رکوع چهارم متوجه شد ؛ نماز عشاء را تمام کرده , نماز را مغرب را خوانده و مجدداً نماز عشاء را بجا می آورد .
بنا براین در وقت مشترک , اگر سهواً شروع بنماز دوم کند ؛ در بین متوجه شد ؛ تا جائی که امکان عدول دارد ؛ نیت را به نماز اول برگرداند ؛ درست است , واگر تا پایان متوجه نشد نماز صحیح است وبعد از آن نماز اول را می خواند . ولی عمداً مقدم داشتن نمازلاحق بر سابق جایز نیست . در وقت مختص هم عدول جایز نیست .
سوال : بیدار کردن شخصی که در حال خواب است برای نماز صبح جایز است ؟ ویا واجب ؟
قال الکرکی : یجوز ٌ . ( رسائل کرکی 2/297) قال السیستانی : " لا یجب " استفتائات ص359
صلاة الوسطی چه نمازی است ؟
قال الله تعالی :" حافظوا علی الصلوات والصلاة الوسطی وقوموا لله قانتین" بقره238
قال فی العروة الوثقی : الظاهر ان صلاة الوسطی التی تتاکد المحافظة علیها هی الظهر "
فقهاء شیعه وسنی در این خصوص قول واحد ندارند ، هم ظهر وهم عصر وصبح راگویند.( مشهور شیعه ظهر )
رک : تفسیر جوامع الجامع شیخ طبرسی 1/275و تبیان طوسی 2/309
شیخ بلاغی در تفسیر آلاء الرحمن گوید به اجماع علماء شیعه صلاة وسطی , نماز ظهر است .(1/215)
قاضی ابن البراج در جواهر الفقه گوید , الصلاة الوسطی عند اهل البیت ع , هی صلاة العصر" ص 255
شیخ مغنیه در تفسیر کاشف گوید , در این باب 18نظریه وجود دارد که اشهر آنها نماز عصر است . 1/368
علامه متقی الهندی گوید : نماز عصر است . کنز العمال 7/380
سید محمود آلوسی در « روح المعانی » 5 قول را گوید : نماز ظهر ؛ عصر ، مغرب ؛
عشاء ونماز صبح« صححوا انها صلاة العصر » ج1ص549
قال فخر الرازی : " اختلفوا فی الصلاة الوسطی علی سبعة مذاهب " تفسیر کبیر 6/484
شیخ قرطبی صاحب تفسیر القرطبی در تفسیر آیه " صلاة الوسطی " 10قول را گوید ؛ از جمله نماز جمعه ویا تمام نمازها . [ مشهور اقوال اهل سنت , نماز عصر است که روایت آن از طریق ابن مسعود از پیغمبر ص رسیده ]
رک: تفسیر القرطبی ج3/ 209تا 214
سید مرتضی صلاة الوسطی را نماز عصر می داند . ابو حنیفه واحمد بن حنبل هم گویند نماز عصر است . شافعی ومالک : نماز صبح وقیل هی المغرب .
سوال : کاربرد عملی شناخت صلاة الوسطی چیست ؟
جواب : اگر کسی نذر کند که نماز وسطی بجا آورد , به فتوای مرجع باید مراجعه کند تا بداند فتوای او در این باب چیست . برای نمونه ؛ سید یزدی وسید خوئی وسید محسن حکیم ؛ نماز ظهر را صلاة وسطی می گویند .
مسئلة ٌ : کسی که عذر شرعی داشته وفعلاً نماز را نشسته می خواند اگر امید به خوب شدن داشته ومطمئن است که در آینده می تواند نماز را ایستاده بخواند , فعلاً نمی تواند نماز قضا – در حال نشسته – بخواند . ولی اگر اطمینان دارد که تا آخر عمر عذرش برطرف نشده وهمچنان نشسته نماز می خواند ,
میتواند نمازهای قضا را هم نشسته بخواند.
اوقات النوافل:
نوافل جمع نَفل وبمعنای زیادتی است . قال الله تعالی: " ووهبنا له اسحق ویعقوب نافلة وکلاً جعلنا صالحین " انبیاء 72
نافله یعنی زیاده بر آنچه مقرروواجب است . وبر دو قسم است :
مرتبه که نوافل یومیه بوده و34 رکعت است . وغیر مرتبه ، که شامل دو قسم است :
ذات السبب ؛ مثل نماز استخاره ویا نمازهای شب قدر وهر نمازی که برای آن وقت مشخصی را گفته اند . وغیر ذات السبب که آنرا « مبتدئة » گویند . وآن نمازی است که زمان ومکان مشخصی نداشته وازآن باعنوان
« ان الصلاة خیر موضوع» یاد می کنند .
نماز مستحبی غیر ذات السبب ویا همان مبتدئه در چند مورد کراهت دارد :
وقت طلوع وغروب خورشید .بعد از نماز عصر . و... (به عروه مراجعه کنید )
قال ابن تیمیه : " لا تجوز الصلاة عند طلوع الشمس ولا عند غروبها "
دلیل کراهت در این دو موقع , عدم تشبه به خورشید پرستان است . زیرا ایشان در ایندو زمان ؛ خورشید را پرستش می کردند . در واقع نهی « تنزیهی» است .
قال فی الشرایع : " یکره النوافل المبتدئه عند طلوع الشمس وعند غروبها وبعد الصلاة الصبح وبعد الصلاة العصر ولا باس بما له سبب " قال فی الجواهر : کما هو المشهور"
جواهر 7/282
قال المفید : " یکره النوافل ادائاً وقضاءاً عند طلوع الشمس وغروبها" المقنعه ص23
[در فقه مذاهب اربعه هم برای نماز های مستحبی اوقات کراهت وبعضاً حرمت قائل هستند . ج1ص 579]
سید محسن حکیم در مستمسک العروه گوید : نهی این موارد 5گانه اجماعی است .
قاله : " بل ادعی علیه الاجماع جماعة "
واما وقت نوافل یومیه ویا مرتبه : وقت نافله ظهر ؛ بعد از زوال است تا سایه شاخص به یک ذراع برسد ؛ وقت نافله عصر ؛ تا دو ذراع . وقت نافله مغرب بعد از ادای فریضه ؛تا زوال سرخی آسمان؛ وقت نافله عشاء بعد از نماز عشاء تا پایان وقت فریضه است . وقت نافله صبح از فجر کاذب تا قبل از اتیان فریضه است .
وقت نافله شب از نصف شب تا قبل از فجر صادق . وقت نماز غفیله هم تا قبل از بر چیده شدن شفق است .
« نماز غفیله »
یکی از نوافل غیر یومیه که به آن سفارش فراوان شده وعادت حسنه مؤمنین است؛ نماز غفیله است که بین نماز مغرب وعشا خوانده میشود .
نماز غفیله را میتوان از باب تداخل مستحبات ؛ بعوض نافله مغرب بجا آورد . واشکالی ندارد .
واما در باب وقت نماز غفیله دو دیدگاه وجود دارد : 1- نظریه اطلاق , یعنی نمازی است بین نماز مغرب وعشاء
در هر وقت از این بازه زمانی بجاآورده شود صحیح است . فتوای سید سیستانی , شخ وحید خراسانی وبهجت چنین است . 2- نظریه محدود بودن آن که تا قبل از برچیده شدن سرخی آسمان است .فتوای مرحوم فاضل , آقای مکارم و شیخ نوری ,, سید خوئی وشیخ جواد تبریزی احتیاطاً چنین دیدگاهی دارند .شیخ آغا رضا همدانی صاحب مصباح الفقیه با استناد به اخبار معصومین ع , احتساب نماز غفیله را از نوافل مغرب جایز میداند . 2/524
قال البهجت ره : " یجوز علی الاظهر الجمع بین نافلة المغرب والغفیلة بنیة واحدة " رساله ص161م 656
نکته : تداخل مستحبات را فقهاء شیعی غالباً قبول دارند .( رک: جواهر 12/206و مستند 6/373ومختلف 2/346)
فلذا احتساب نماز غفیله ووصیت از نوافل مغرب صحیح است . ( نماز جعفر طیار هم ؛چنین حکمی دارد )
قال رسول الله ص : " تنفلوا فی ساعة الغفلة ولو برکعتین خفیفتین – دو رکعت ؛ حمد تنها وبدون سوره – سوال کردند ؛ یا رسول الله ؛ وما ساعة الغفلة ؟ ساعت غفلت چیست ؟ قال : مابین المغرب والعشاء " (جواهر 7/38)
طبرسی در جوامع الجامع گوید , منظور آیه 15 قصص " ودخل المدینة علی حین غفلة من اهلها" زمان بین مغرب وعشا ء ست . ( ج 4ص513) ملا محسن هم در صافی ؛ همین مطلب را بیان کند.
سیوطی در الدر المنثور ج5ص122و طبری در جامع البیان ج20ص29 ساعت غفلت را گویند :
" مابین المغرب والعشاء" . سید محمود آلوسی در روح المعانی تفسیر ساعت غفلت را چنین گوید :
" ای فی وقت لا یعتاد دخولها ؛ او لا یتوقعونه فیه " ج10ص262
یعنی ساعتی وارد شهر شد – موسی ع – که معمولاً درآن ساعت داخل نمیشوند ویا انتظار ندارند .
« نماز وصیت »
نماز مستحبی دیگری بین مغرب وعشاء خوانده میشود که بنام نماز وصیت معروف بوده وقدرت واستحکام سندیّت آن از نماز غفیله به مراتب قوی تر وثواب آن بیشتر است . البته شیخ محمد حسین غروی نائینی در کتاب الصلاة که شرحی بر عروه است می فرماید : اعتبار نماز غفیله از نماز وصیت بیشتر است . ( ج1ص16)
سفارش شده نماز وصیت را هرشب , نتوانستی , هفته ای یکبار ؛ نه؛
ماهی یکبار , نه , سالی یکبار , ودست آخر درتمام عمر خواندن آن تاکید شده است . دستور آن به مانند نماز صبح است , در رکعت اول بعد ازحمد 13مرتبه سوره زلزال ودر رکعت دوم بعد از حمد 15 مرتبه سوره توحید .
سوال : وجه تسمیه صلات وصیت چیست ؟ جواب : عن علی ع قلنا لرسول الله اوصنا . قال : اوصیکم برکعتین بین المغرب والعشاء ...." مستدرک الوسائل 6/301
« نماز اول ماه »
نماز مستحبی دیگر که سیره ی مؤمنین است ؛ نماز اول ماه است .وقت آن از طلوع فجر است تا غروب خورشید . به دو شکل خوانده میشود, دو رکعت , در رکعت اول بعد از حمد 30مرتبه سوره توحید ودر رکعت دوم بعد از حمد 30مرتبه سوره قدر . وبعد صدقه دادن .
شکل راحتر آن که سید بن طاوس درکتاب « الدروع الواعیة » دستور داده چنین است که بعد از حمد یکبار سوره توحید ودر رکعت دوم بعداز حمد یکبار سوره قدر ( انا انزلناه فی لیلة القدر ) . ص45
قضا کردن نمازهای نافله یومیه وغیر یومیه ای که وقت مشخصی دارند مثل نماز اول ماه ؛ مستحب است .
اگرشخص نتواند قضا کند ؛ پرداخت صدقه بعوض آنها کفایت کرده وجزء نافله گزاران محسوب شود .ان شاءالله .
قال فی العروة الوثقی م 14 اوقات الرواتب :
" یجب تاخیر الصلاة عن اول وقتها بذوی الاعذار مع رجاء زوالها او احتماله فی آخر الوقت ما عدا التیمّم "
وقت نماز جمعه :
" لا تصح الجمعة الا بعد الزوال ؛ فاذا زالت الشمس فقد دخل وقت فریضة الجمعة ویدل علی ذلک روایات کثیرة "
قال الباقر ع : " والجمعة مما ضیّق فیها ؛ فانَّ وقتها یوم الجمعة ساعة تزول "
" صلاة الجمعة مضیّقة الوقت تجب عند الزوال " رساله وجوب نماز جمعه ص108
هر گاه سایه شاخص به اندازه خودش ؛ بعد از زوال رسید ؛ وقت نماز جمعه است .
قال المغنیة : تجب الصلاة الجمعة فی اول الزوال ؛ حتی یصیر ظل کل شیء مِثلَه ولا یجوز فعلها بعد هذا الوقت ؛ بل تتعین الظهر" فقه امام صادق ع 1/278
قال فی الجواهر : " اذا صار کل شیء مِثلَُهُ . فهو خیرة الاکثر " 11/141
قال فی الشرایع : " ویخرج وقتها اذا صار ظل کل شیء مثلَه " سایه که از مثل خود گذشت ؛ وقت نماز جمعه تمام .
قال ابو الصلاح : " اذا مضی مقدار الاذان والخطبة ورکعتی الجمعة فقد فاتت ولزم ادائها ظهراً "الکافی ص151
وقت نماز جمعه 5قسم تصور دارد :
اول – مضیق است . ( قول ابن زهره وابی الصلاح الحلبی )
دوم – موسّع است . ( ابن ادریس وشهید اول در بیان والذکری )
سوم – یکساعت بعد زوال ( قول جابربن جعفی : " وقتها ساعة من الزوال) بعض مراجع فعلی هم 1ساعت گویند.
چهارم - قول مجلسیان – پدر وپسر – وصاحب حدائق (ظل الحادث قدمین )
پنجم – قول مشهور فقهاء ومراجع فعلی ( یصیر ظل کل شیء مثلَه ) .
رک : کتاب الصلاة الخوئی ج1ص195-196
وقت نماز جمعه همان وقت نماز ظهر است .[ بقول بعض فقهاء وقت فضیلت ظهر است , یعنی 5/1بعد زوال]
قول علامه حلی در منتهی المطلب 1/318
قال السرخسی فی المبسوط : " وکانت فریضة الجمعة بزوال الشمس فی هذا الیوم کفریضة الظهر فی سائر الایام " المبسوط – فقه حنفی – 2/22
تمام فریقین اسلامی در وجوب نماز جمعه با زوال آفتاب درروز جمعه موافق هستند.شبیه نماز ظهر است .
« اتفقهوا علی انّه یشترط فی صلاة الجمعة ما یشترط فی غیرها من الطهارة والستر والقبلة وان وقتها من اول الزوال الی ان یصیر ظل کل شئ مثله » فقه مذاهب اربعه 1/595و فقه المذاهب الخمسة - مغنیة /121
وقت نماز جمعه , وقت فضیلت نماز ظهر است , بعد از آن نماز جمعه نیست ؛ باید نماز ظهر بخوانند "رسائل کرکی
« وقت نماز جمعه در مذاهب اهل سنت »
نکته : در میان فقیهان سنی ، امام احمد بن حنبل گوید : نماز جمعه قبل از زوال مجزی است . شافعی مثل ما قلناه .
قال الشافعی فی الام : " وقت الجمعة ما بین ان تزول الشمس الی ان یکون آخر وقت الظهر "
قال احمد : یجوز فعل الجمعة قبل زوال الشمس . ویا گویند :
" وذهب احمد الی صحة الصلاة الجمعة قبل الزوال ." سبل السلام ابن حجر عسقلانی 2/45
« وقت الصلاة عید بعد ارتفاع الشمس . عند حنابلة : جوازاً قبل الزوال " احمد گوید نماز جمعه نماز عید جمعه است . بنابر این از نظر وقت با نماز عید اضحی وفطر مساوی است .
قال الترمذی : " وقال احمد: ومن صلاها قبل الزوال فانه لم یر علیه اعادة " 2/8
سید سابق در فقه السنة گوید :
" ذهبت الحنابلة الی ان وقت الجمعة من اول وقت صلاة العید الی آخر وقت الظهر" 1/304
نکته : اول وقت صلات عید , ارتفاع شمس است . بالا آمدن خورشید .[ رک : فقه مذاهب اربعه 1/596]
شیخ محی الدین ابن عربی در فتوحات گوید :
فمن صلی قبل الزوال الجمعة اصاب ومن صلاها بعد الزوال اصاب .... وانا اقول: بالتخییر بین الوقتین " 1/460
مالک وقت نماز جمعه را از زوال تا غروب می گوید .
" وقتها من زوال الشمس الی غروبها بحیث یدرکها بتمامها قبل الغروب " فقه مذاهب اربعه 1/591
« خطبه از منظر لغت وعلم معانی وبیان »
تعریف خطبه : خطبه از خ ط ب است « خطب » . الخِطبة والخِطبة ؛ لکن الخُطبة تختص ّ بالموعظة والخِطبة بطلب المراة . ( خواستگاری کردن ) قال تعالی:" ولا جناح علیکم فیما عرضتم به من خطبة النساء " بقره 235
خطبه وخطابه به معنای ایراد سخن در برابر فرد ویا اجتماع است . بنابر این در معنای لغوی آن حضور شنونده ضروری است . ( اساس البلاغه زمخشری ماده «خ ط ب » ص 118 )
خطبه کلام منثور ومسجع است . ارسوط در تعریف خطابه گوید :" قوه اقناع دیگران در حدّ امکان "در یک تعریف از ارسطو نقل است که گفت : خطابه ؛ فن تصرف در عواطف وعقول مخاطبین از رهگذر الفاظ فصیح وجملات بلیغ است . خواجه نصیر طوسی هم در تعریف خطابت کلماتی شبیه ارسطو دارند . خطیب باید هنرمند باشد تا بتواند در قلوب مردم رخنه کند . انتقال مفاهیم از قلب گوینده به قلب شنونده مستلزم هنر است .
برای تقویت این نظریه به خطبه ی غدیریه پیغمبر ص و فدکیه فاطمه ع وزینب کبری ع در کوفه وشام مراجعه کنید .در خبر دارد : " الکلمة اذا خرجت من القلب وقعت فی القلب واذا خرجت من اللسان لم یتجاوز الاذان "
یعنی ؛ سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند . ( رک : شرح معتزلی 20/287 خ 279)
در گذشته دور خطابت وخطبه سرائی جایگاهی بس والا بوده و هر کسی را بدین وادی ره نمیدادند . شما کافیست بنگرید که لقب امام فخر رازی ؛ خطیب بغدادی است . در یونان باستان وروم قدیم هم خطبه سرائی از مشاغل بسیار مهم وتاثیر گذار در جامعه و گشودن سرزمینهای جدید بوده است . معمولاً در لشگر کشی ها ؛ حضور مبلغین وخطیبان از ارکان سپاه بوده ووظیفه تقویت بنیه دفاعی نیروها و کسب شجاعتها برای حمله در گرو کلمات بلیغ و کارساز ایشان بوده است . اینکه در نماز جمعه هم دو خطبه مقرر شده که بمثابه دو رکعت نماز است از اهمیت جایگاه آنها در اطلاع رسانی آحاد جامعه خبر میدهد . روی همین اصل گویند خطبه باید به زبان مستمعین ایراد شود تا کاربردی باشد . البته حداقل واجب خطبه همین حکم را دارد .
خطبه شور آفرین است ومحرک ناس . ولی موعظه حالت ترمز را دارد .به خطب نهج البلاغه علی ع مراجعه کنید ؛ دنیائی از شور وشعور برایتان فراهم میشود . همان شخصیت والائی که به مصداق
" کلام الامیر امیر الکلام » خطب او در راس تمام خطب عالم از آدم تا انقراض عالم قرار دارد .
نکته : کوتاه ترین خطبه نهج البلاغه خطبه 59و61و236وطولانی ترین آن 234- قاصعه – است .
از طریق عامه نقل شده که روزی بر مردم می آید که خطبه ها طولانی ونماز را کوتاه برگزار میکنند .
" سیاتی بعدکم اقوام یطیلون الخطب ویقصرون الصلاة " کنز العمال 7/749ح 21223
بیهقی در سنن کبری خودش از ابن مسعود نقل کند که گفت : اطیلوا الصلاة واقصروا الخطبة" 3/208
علمای عامه در صحاح و کتب فقهی این خبر را از رسول الله ص نقل کنند که فرمود :
" لا یطیل الموعظة یوم الجمعة " المغنی 2/155و کنز العمال 7/62ح 17969و مستدرک حاکم 1/289و...
خبر فوق را شیخ محمدی ری شهری در میزان الحکمة جلد 1 و4 نقل میکند . شیخ طبرسی در مکارم الاخلاق
می نویسدکه خطبه های پیغمبر ص کوتاه بودند . :" کان رسول الله اقصر الناس خطبة" ص23
فراموش نکنیم که شرط مؤثر بودن کلام , عمل گوینده است .علی ع فرمود : " الداعی بلا عمل کالرائی بلا وتر"
دعوت کننده ی بدون عمل ؛ مانند تیرانداز بدون کمان است . نهج ح 337
" ان العالم اذا لم یعمل بعلمهِ زلّت موعظتهُ من القلوب " کافی 1/44
به ارکان خطبه بنگرید نفوذ آن در درون انسانها مبرهن میشود . خطبه اول مخصوص حمد وثنای خدا وتقدیس ذات الهی وتذکر مومنین به تقوا وامور معنوی ؛ وخطبه دوم ] پرداختن به امور دنیوی مردم . بیان مشکلات ویافتن راه حل برون رفت مردم از تنگناها . بواقع دین ودنیا در خطبه گرد آمده تا نشان دهد که ای مردم از امور مادی هم غافل نباشید که فرمود " نعم العون علی التقوی الغنی "از بهترین عوامل برای کسب فضائل , ثروت است .
اولین خطبه ی پیغمبر ص در 12 ربیع الاول سال اول هجرت در مسجد قبا- در مدینه- اجرا شد .
در اخبار خاصه هم وارد است که " آفة الکلام الاطالة " آفت کلام طولانی بودن آن است ( اطناب مُمل)
ویا فرمود :" الکلام کالدواء قلیلهُ ینفع وکثیره قاتل "کم آن نافع است وزیاد آن سم کشنده .( غرر الحکم)
کوتاه بودن خطبه ها عامل جذب حد اکثری مردم به مجامع برگزاری نماز جمعه است . خصوصاً در دنیای کنونی که حوصله ها کم بوده و بعضاً با ناراحتی های پزشکی خاص گرفتار هستند .
« ایقاع خطبتین از نگاه فقه شیعی وسنی »
نکته قابل تامل در بحث خطبتین نماز جمعه اینست که عده ای خواندن خطبه ها را قبل از زوال جایز میدانند وعده ای بعد از زوال گویند ؛ زیرا بمثابه دو رکعت نماز است . شیخ مغنیه در فقه مذاهب خمسه ؛ مکان ایراد خطبه را بعد زوال گوید. علامه در قواعد گوید : " الخطبتان ، ووقتهما زوال الشمس لا قبله علی رای "
( الخطبتان ) عوض الرکعتین اجماعاً بقسمیه " جواهر 11/207
" جعل فیها الخطبتان بدل الرکعتین " مستمسک العروه 5/51
قال فی الشرایع : " ویجوز ایقاعها- خطبتین – قبل زوال الشمس حتی اذا فرغت زالت ؛ وقیل : لا یصح الا بعد الزوال ؛ والاول اظهر "
سید محمد صاحب مدارک از سید مرتضی نقل کند که معظم له , ایراد خطبه ها را قبل از زوال جایز نمی داند.
مدارک الاحکام 4/35
آغارضا صاحب مصباح الفقیه هم با ایراد خطبه قبل از زوال موافق است . ج2ص442
مرحوم بهجت می فرمایند ؛ حد واجب خطبه باید بعد از زوال باشد . فقیه دیگری گوید ؛ اتیان خطبه قبل از زوال خلاف احتیاط است .فتوای مرحوم فاضل هم ؛ صحت خطبه قبل از زوال است .
ابن ادریس از سید مرتضی نقل کند که فرمود : " من ان الخطبتین لا یجوز فعلهما الا بعد الزوال "
مختلف الشیعه 2/213
صاحب جواهر هم گوید : " والمشهور فیها عن الروض ( لا یصح الا بعد الزوال).
ابن قدامه در المغنی هم گوید ؛ جایز است که خطبه ها قبل از زوال ایراد شود .هر چند که مستحب است بعد زوال باشد . کما قال : المستحب اقامة الجمعة بعد الزوال " المغنی 2/143
فتوای سید خوئی اینست که ایراد خطبه باید بعد از زوال باشد .کما قال :" ولابد من ان تکون الخطبتان بعد الزوال"
سید سیستانی به احتیاط لازم , خواندن خطبه را بعد از زوال گوید . وگوید قبل از زوال آفتاب اشکال دارد .
علامه حلی در تذکره گوید :
" یشترط فی الخطبتین امور الاول الوقت وهو ما بعد الزوال علی الاشهر فلا یجوز تقدیمهما" ج1ص151
سید علی صاحب ریاض بر خلاف علامه گوید :
" وجواز ایقاعهما ای الخطبتین خاصة قبل الزوال روایتان اشهرهما الجواز " ج1ص187
ارکان خطبه : 1- حمد وثنای الهی 2- صلوات بر پیامبرص 3- وعظ وانذار شنوندگان 4- خواندن سوره کامل
5- دعا برای مؤمنین ومؤمنات . [ از ابو حنیفه نقل است که فقط گفتن « الحمد لله » کافیست . غنائم الایام 2/49]
نکته : ترتیب در بیان ارکان خطبه واجب است . مستند الشیعه 6/68
سوال : مستند کسانی که گویند خطبه بعد از زوال باشد؛ چیست ؟
جواب : آیه قران است ." اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر الله " امربالسعی بعد النداء الذی هو الاذان ؛ فتکون الخطبة بعده . یعنی : از آوردن سعی بعد از نداء که اذان است به این حکم می رسیم که خطبه باید بعد از زوال ایراد شود . جامع المقاصد فی شرح القواعد 2/392
واما مستند کسانی که ایراد خطبه ها را قبل از اذان تا زوال جایز میدانند ؛ روایت است . پیغمبر ص خطبه
می خواند ، جبرئیل نازل شده وگفت : " یا محمد قد زالت ؛ فانزل فصل " همان مدرک قبل ص393
سوال : آیا نماز جمعه بودن خطبه جایز است ؟
جواب : قال الصادق ع :" لا جمعة الا بخطبة وانما جعلت رکعتین لمکان الخطبتین " المعتبر 2/284
از منظر فقه شیعی نماز جمعه بدون خطبه مجزی نیست . علامه در تذکره گوید : " الخطبة شرط فی الجمعة ؛ وهو قول عامة العلماء . لقوله تعالی : " فاسعوا الی ذکرالله . والذکر هو الخطبة " تذکره 4/61
واما انظار فقیهان سنی در این باب :
حسن بصری : یجوز بغیر خطبة " -- ابوحنیفه : یک خطبه کافیست -- شافعی : مثل ما قلناه . ( المعتبر 2/284)
احمدومالک در یک روایت مثل شیعه فتوا دهد ودر روایتی گوید 1خطبه کافیست . ( تذکره علامه 4/62)
رک : المغنی لابن قدامه 2/152. وفقه المذاهب الاربعة 1/595
نکته : ایراد حداقل واجب خطبتین – 5 مورد فوق الذکر – باید به زبان عربی باشد .( مستفاد از مسالک 1/237)
سید مدارک گوید : "منع اکثر الاصحاب من اجزاء الخطبة بغیر العربیة ؛ للتاسی ؛ وهو حسن "4/35و جواهر 11
« شنیدن خطبه وسکوت کردن واجب است ؟ »
جواب : بفتوای فقهاء شیعه ؛ خیر . ولی در نظرعلمای عامه شنیدن وسکوت کردن حال ایراد خطبه واجب است .
" ذهب الجمهور الی وجوب الانصات وحرمة الکلام اثناء الخطبة " فقه السنة 1/313
قال فی الریاض : واعلم ان وجوب الاصغاء وترک الکلام تعبدی لا شرطی ولا یفسد الخطبة ولا الصلاة بالاخلال بهما اجماعاً . [ ترک کلام وگوش دادن به خطبه ها تعبدی است ونه شرطی. یعنی گوش ندادن مفسد خطبه ونماز نیست . متابعت در افعال نماز هم از امام در جماعت همین حکم رادارد ,
عدم تبعیت حرام است ولی مفسد نماز نیست .]
علامه در قواعد گوید : وعدم وجوب الاصغاء الیه ؛ وانتفاء تحریم الکلام ولیس مبطلاً لو فعله " 1/285
قال فی الدروس : " والاولی وجوب الاصغاء ویحرم الکلام فی اثنائهما الا بعدهما . وحرم المرتضی فیهما کل ما یُحرِّم ُ فی الصلاة " [ دقت کنید حرمت صحبت کردن به خطیب جمعه بر میگرددونه مستمعین ] الدروس 1/187
قال الکرکی : " واعلم ان تحریم الکلام مطرد فی حق الخطیب فی الاثناء " جامع المقاصد 2/402
شهید ثانی در مسالک اصغاء وحرمت صحبت کردن را به خطیب و مستمع تعمیم میدهد . وگوید :
" والاصح وجوب الاصغاء وتحریم الکلام " تعریف اصغاء را هم از قاموس چنین گوید :
" الاصغاء هو الاستماع مع ترک الکلام " ج1ص242
محقق حلی در شرایع گوید :" الاصغاء الی الخطبة هل هو واجب ؟ فیه تردد . وکذا التحریم الکلام فی اثنائها .
لکن لیس بمبطل للجمعة " 1/ 76
شیخ در "النهایة " به وجوب استماع وحرمت تکلم فتوا میدهد :
" یحرم الکلام علی من یسمع الخطبة , ویجب علیه الاصغاء الیها , لانها بدل من الرکعتین " ص105
محقق حلی در " المعتبر " 2/294گوید , برای شیخ دو قول است : وجوب که در النهایه فرمود واستحباب که در المبسوط گوید . خود محقق در مختصر النافع گوید : " یستحب الاصغاء الی الخطبة " المختصر ص36
علامه حلی در مختلف الشیعه ار مفید نقل کند : " یجب الانصات " 2/215
ظاهر کلام صاحب جواهر گرایش به استحباب شنیدن وکراهت تکلم حین ایراد خطبه را دارد . 11/289
صاحب جواهر از شهید اول در ذکری نقل کند که فرمود :
" الظاهر ان التحریم الکلام مشترک بین الخطیب والسامعین ، او الکراهیة الا لضرورة " 11/344
اقول : عده ای از فقهاء وجوب شنیدن وترک کلام را در حق عدد واجب-5نفر- در تشکیل نماز جمعه میدانند وبس
رک : جواهر 11/289و مسالک 1/271
غزالی در احیاء علوم ج2ص323 : " واستماع الخطبتین واجب من الاربعین "[ ودر المجموع النووی 4/487]
ملا محسن فیض در " المحجة البیضاء " حد اقل نفر برای صحت نماز جمعه را با امام 5 نفر گوید .(2/18)
نکته : با 5 نفر مستحب است واگر عدد به 7 نفر برسد واجب است . البته در زمان معصوم ع .
واگر قبل از تکبیر ة الاحرام نماز از حد نصاب کمتر شوند ؛ نماز جمعه واجب نیست ."لا یجب الحضور معهم"
سید سابق در فقه السنه گوید برای شرعیت وصحت نماز جمعه عدد خاصی معتبر نیست . ج1ص 306
شیخ طوسی در خلاف ج1ص598 گوید : عدد معتبر در انعقاد نماز جمعه به فتوای شافعی , چهل نفر است .
به فتوای ابو حنیفه ومالک ؛ حداقل 4 نفر " تنعقد باربعة " است .قال السرخسی فی المبسوط:
" فقال ابو حنیفة –رض- ثلاثة نفر سوی الامام .( ابو یوسف گوید , با امام سه نفر ) ج2 ص24
ابن قدامه در شرح کبیر 2/175 گوید : وروی عن الامام احمد لا تنعقد الا بخمسین "
واستناد جوید به خبر نبوی ص که فقط از طریق عامه نقل شده است :
" تجب الجمعة علی خمسین رجلاً ولا تجب علی من دون ذلک " [ ودر المغنی ج2ص172]
قال الخوئی : " لا یجب الحضور حالة الخطبة علی الاظهر " منهاج 1/182
ابن قدامه در المغنی باب وجوب شنیدن خطبه هاو حرام بودن صحبت کردن گوید :
" ویجب الانصات من حین یاخذ الامام فی الخطبة فلا یجوز الکلام لاحد من الحاضرین " ج2ص166
وعن احمد روایة اخری لا یحرِّمُ الکلام " همان مدرک قبل
سید سیستانی می فرماید : " ولا یجب الحضور حال الخطبة علی الاظهر " منهاج الصالحین 1/308
اقول : فلسفه وجودی نماز جمعه برای شنیدن خطبه هاست ؛ که همانا بیان مسائل روز ومصالح مردم است .
« نماز فرادی خواندن در زمان برگزاری نماز جمعه به فتوای شیعه وسنی»
مسئله ٌ: بر کسی که حضور در نماز جمعه واجب شده ؛ جایز نیست قبل از خواندن نماز جمعه , نماز ظهر بخواند .
« ومن صلی الظهر یوم الجمعة ممن علیه حضور الجمعة قبل صلاة الامام اعادها بعد صلاته ظهراً " المغنی 2/197
قال السیستانی : " من یجب علیه الحضور اذا ترکه وصلی صلاة الظهر فالاظهر صحة صلاته " منهاج 1/309
شیخ مغنیه در فقه امام صادق ع گوید : " تجب صلاة الجمعة فی اول الزوال ؛ حتی یصیر ظل کل شئ مثلَه؛
ولا یجوز فعلها بعد هذا الوقت ؛ بل تتعین الظهر " ج1ص278
قال الامام ع : " من لم یصل مع الامام فی جماعة فلا صلاة له ؛ ولا قضاء علیه " همان مدرک 1/279
کسی که نماز جمعه از او فوت شود ؛ چیزی بر او واجب نیست , - نماز جمعه قضا ندارد – الا نماز ظهرکه باید بجا آورد . قال فی الشرایع : " من سقطت عنه الجمعة یجوز ان یصلی فی اول وقتها " 1/75
قال العلامة فی ارشاد الاذهان :
" ولو صلی الظهر من وجبَ علیه السعی لم تسقُط بل یَحضُر فان ادرکها صلاها والا اعاد ظُهره " 1/258
دلیل آنهم امر به وجوب سعی برای رسیدن به نماز جمعه است . پس اگر سعی کرد وبه نماز نرسید ؛ امتثال امر خدا را کرده , نماز جمعه از او ساقط ونماز ظهر تعیّن پیدا می کند . ( مستفاداز منتهی المطلب ومجمع اردبیلی)
شیخ اعظم انصاری هم در کتاب الصلاة که شرح ارشاد علامه است , فتوای علامه را تائید میکند . 2/364
نکته : مستندات این فرع حول این قضیه دور می زند که انعقاد نماز جمعه در زمان غیبت تعین نداشته واقامه نماز از باب رخصت است ونه عزیمت . ( رک : جواهر الکلام 11/281)
ابن قدامه هم در المغنی فتوائی شبیه کلام علامه حلی دارد . 2/197
قال الهندی : " واستحب الشافعی للمعذور التاخیر الی آخر الوقت . ومن العامة من اوجب التاخیر الی فراغ الامام "
کشف اللثام 4/286 [ البته برای شافعی در اینخصوص دو قول است ]
سرخسی در مبسوط گوید :
" وان لم یکن له عذر ففرضه الجمعة ولا یجزئه الظهر قبل فراغ الامام من الجمعة " ج2ص32
« هل تصح الصلاة الجمعة فی الفضاء ؟»
فریقین گویند نماز جمعه را میتوان در مسجد وغیر آن اقامه کرد و لی مالکیه معتقدند که باید حتماً در مسجد باشد .
« اتفقوا علی [ ...] انها تقام فی المسجد وغیره ما عدا المالکیة فانهم قالوا: لا تصح الا فی المسجد"
رک : فقه مذاهب اربعه 1/601و الفقه علی المذاهب الخمسه – شیخ مغنیه ص121
« اقل عدد لازم در نماز جمعه »
بقول مالکیان : با امام 13نفر - امامیه : با امام 5 نفر – شافعیه وحنابله : با امام 40نفر – حنفیان : مثل ما قلناه .
نکته : از منظر فقه امامیه ؛ نماز جمعه با 5 نفر منعقد میشود وبا 7 نفر واجب . خلاف طوسی 1/594
باقیماندن حدنصاب برای انعقاد نماز جمعه در تداوم خطبه ها واجب است . اگر در بین خطبه ها مردم متفرق شده واز حد نصاب کمتر شوند ؛ نماز جمعه از وجوب ساقط شده ونماز ظهر تعیّن دارد .اما با تکبیر امام اگر حد نصاب کمتر شود ؛ نماز جمعه صحیح است . قال الکرکی :
" ویشترط ابتدائا لا دواماً ؛ فلو انفضوا بعد التکبیر لم تبطل" رسائل الکرکی 1/130
نماز جمعه بر روستائیان وشهر نشینان با شرایط ؛ واجب است . قال المحقق فی شرایع الاسلام :
" وتجب الجمعة علی اهل السواد کما تجب علی اهل المدُن مع استکمال الشروط " 1/75
قال ابو حنیفة :" لا تجب علی اهل السواد وانما تجب علی اهل الامصار" خلاف طوسی 1/597
ابو حنیفه نماز جمعه را بر اهل روستا واجب نمیداند . ولی از نظر فقه شیعی , ندای صلاة جمعه عمومیت دارد .
شافعی ومالک واحمد هم نماز جمعه را بر اهل روستا وشهر واجب میدانند . ( خلاف طوسی 1/597)
محی الدین النووی در المجموع گوید : نماز جمعه بر شهر نشینان واجب است , دون غیرهم " 4/488
استناد ایشان به خبری از عمروبن العاص است که گفت :
" لا جمعة ولا تشریق الا فی مصر "
من الله التوفیق
مکتب القران فجر – بروجرد - محمد رضا فروزان بتاریخ 22/1/1390
09369319570